|
به دستور او شهر را به خاطر عروسی پدرش با این دختر اصفهانی آذین بستند. تخت مرصعی را که تخت خورشید نام داشت برای شب عروسی آماده کردند و بعد از شب زفاف ... | |
|
ازمیان بیش از هزار زن، که در طول سلطنت سی و هفت ساله فحتعلی شاه قاجار در حرمسرای او زیستهاند و نام قریب به ۲۰۰ تن از آنان در منابع مختلف مربوط به قاجاریه ثبت شده است، طاووس خانم، ملقب به تاج الدوله، بیش از هر زن دیگری در دوران سلطنت دومین پادشاه سلسله قاجار اثر گذاشته و تنها زنی است که تا پایان عمر فتحعلی شاه محبوب و سوگلی حرم این پادشاه عشرتطلب بوده و بیش از زنان دیگر دومین پادشاه قاجار برای او فرزند آورده است.
میرزا عبدالوهاب معتمدالدوله معروف به نشاط اصفهانی از شعرای معروف دربار فتحعلی شاه که بر تاجالدوله نقش پدر داشت ازدواج شاه و او را فراهم کرد. طاووس هنگام ازدواج با فتحعلی شاه دختر زیبائی بوده، ولی تعداد زنان زیبا در حرمسرای عریض و طویل فتحعلی شاه کم نبود. آنچه موجب دوام علاقه و محبت فتحعلی شاه به طاووس شد، کمال او بود نه جمال. طاووس که در مکتب نشاط اصفهانی شاعر معروف دوران فتحعلی شاه تربیت شده بود بعد از عروسی با شاه از مصاحبت او برخوردار بود و شعر هم میگفته، ولی از اشعار او در هیچ یک از منابع مربوط به قاجاریه که در دسترس نویسنده بوده است، نمونهای مشاهده نشد. طاووس چون از یک خانواده معمولی بود به عقد ازدواج منقطع فتحعلی شاه درآمد، ولی جشن عروسی او با شاه قاجار، از مراسم بسیار باشکوه عروسی دوران سلطنت فتحعلی شاه بود. در آن تاریخ شاهزاده حسنعلی میرزا ملقب به شجاعالسلطنه (پسر ششم فتحعلی شاه) حاکم تهران بود و به دستور او شهر را به خاطر عروسی پدرش با این دختر اصفهانی آذین بستند. تخت مرصعی را که تخت خورشید نام داشت برای شب عروسی آماده کردند و بعد از شب زفاف با طاووس، به امر فتحعلی شاه این تخت را «تخت طاووس»خواندند، که هنوز بر روی این تخت مرصع و گرانبها باقی مانده است. طاووس در همان چندماه اول زندگی زناشوئی با فتحعلی شاه، به قدری علاقه و توجه پادشاه قاجار را به خود جلب نمود که شاه به او لقب «تاجالدوله» اعطا نمود و تصمیم گرفت او را به عقد ازدواج دائم خود درآورد و قصد داشت یکی از چهار زن عقدی خود را طلاق بدهد و طاووس را به عقد دائمی خود درآورد، ولی طاووس حاضر نشد و ترجیح داد همچنان زن صیغه شاه بماند. همچنین فتحعلی شاه مقرر فرمود که یک دست عمارت تامالاجرا از اندرونی و بیرونی و حمام، مشتمل بر تالارهای آئینه متعدد مانند موقع تمکن و نشیمن خود خاقان مغفور که معروف به عمارت چشمه بود، برای تاجالدوله ساختند. اوضاع و اسباب تجمل تاجالدوله به همه جهت از حرمخانه خارج بود و دستگاهی جداگانه داشت از فراشخانه و اصطبل و غیره. میرزا حسین، پسر مرحوم میرزا اسدالله خان برادر مرحوم میرزا آقاخان صدراعظم، وزارت تاجالدوله را داشت. ماهی هزار تومان به اسم سبزی مطبخ تاجالدوله از دفتر برات صادر میشد. طاووس که تا پایان عمر فتحعلی شاه، زن سوگلی و مورد علاقه او باقی ماند ۹ فرزند برای فتحعلی شاه به دنیا آورد، که شش تن از آنان، سه پسر (سیفالدوله، نیرالدوله و عضدالدوله) و سه دختر (شیرین جهان خانم، شمسالدوله و مرصع خانم) زنده ماندند. پسران به مقامات مهمی رسیدند و دختران با شاهزادگان قاجار ازدواج کردند. از میان فرزندان طاووس، سلطان محمد میرزا ملقب به سیفالدوله پسر ارشد طاووس مورد توجه و علاقه مخصوص فتحعلی شاه بود، به طوری که در سیزده سالگی حکومت ایالت بزرگ اصفهان را به او واگذار نمود و یوسف خان گرجی سپهدار را به وزارت او برگماشت. سیفالدوله در زمان فوت فتحعلی شاه در اصفهان هم حکومت اصفهان را داشت و تشریفات کفن و دفن فتحعلی شاه تحت نظر وی انجام پذیرفت. سیفالدوله بعد از مرگ پدر مدعی سلطنت نشد، ولی به برادرزاده بیمار و ناتوانش محمدشاه هم اعتنائی نداشت، به همین جهت به صوابدید میرزا ابوالقاسم قائم مقام اولین صدر اعظم محمدشاه به تهران احضار شد و چندی بعد همراه مادرش به عتبات عالیات رفت و در بغداد اقامت گزید. در منابع مربوط به دوره قاجاریه، اعم از منابع داخلی و نوشتههای مؤرخین خارجی، به نفوذ تاجالدوله یا طاووس در وقایع بیست سال آخر سلطنت فتحعلی شاه و عزل و نصب حکام و مقامات مهم این دوره اشاره شده، ولی همه مؤرخین داخلی و خارجی به نیکی از او یاد کردهاند. او زنی مؤمن و متدین و دلرحم و با عاطفه بوده و هر مظلومی به درگاه او پناه میبرد مأیوس برنمیگشت. در روزهای بیماری فتحعلی شاه در سفر اصفهان نیز که به مرگ وی انجامید طاووس تنها زن از صدها زن حرمسرای شاهی بوده که در کنار شوهر ۶۸ سالهاش مانده و از او پرستاری مینمود. برای پی بردن به بزرگ منشی و سعه صدر تاجالدوله یا طاووس اصفهانی، همین فقره انصراف از تصاحب جواهراتی که حداقل یک میلیون تومان به پول آن روز قیمت داشته و ارزش امروز آن هزاران برابر است کفایت میکند. خودداری او از پیوستن به جمع زنان عقدی فتحعلی شاه نیز، که مستلزم طلاق یکی از چهار زن عقدی او بود نمونه دیگری از بزرگواری و اعتماد به نفس این زن است و با این که بعدها با فوت یکی از زنان عقدی شاه، این امکان برای او فراهم شد که بدون التزام فتحعلی شاه به طلاق یکی از زنان عقدیش به عقد دایم او در آید، از حرف خود که نمیخواهد ساعت سعد جاری شده صیغه عقد منقطع او به هم بخورد برنگشت و تا آخر عمر زن صیغه فتحعلیشاه بود. تاجالدوله بعد از درگذشت فتحعلی شاه به اتفاق پسرش سیفالدوله به زیارت عتبات رفت و دو مرتبه نیز به حج بیتالله مشرف شد. تاجالدوله سالهای پایانی عمر خود را در نجف اشرف به سر آورد و مقبرهای برای خود در مجاورت حرم حضرت امیرالمومنین ساخت، که هم اکنون نیز برقرار و معروف است. چند تن از اولاد تاجالدوله هم در زمان حیات او در نجف اشرف اقامت گزیدند نسل پنجم و ششم آنها هم اکنون در بغداد و نجف و کربلا زندگی میکنند.
|
| ناپدید شدن یکی دیگر از مجریان مشهور صداوسیما!! | |
|
| |
| "م.ح" که یکی از سرشناس ترین مجریان حال حاضر صداوسیما است و تقریبا" هر شب مردم چهره او را از طریق دوربینهای تلویزیونی میدیدند نزدیک به ده روز است که سر برنامههای خود حاضر نمیشود... | |
|
در حالیکه پناهنده شدن یک مجری نسبتا" سرشناس تلویزیون حین همراهی با تیم ملی کشتی به یک کشور خارجی در هفته گذشته خبرساز شده است حالا غیبت یکی دیگر از مجریان مشهور صداوسیما شایعات جدیدی بوجود آورده است. "م.ح" که یکی از سرشناس ترین مجریان حال حاضر صداوسیما است و تقریبا" هر شب مردم چهره او را از طریق دوربینهای تلویزیونی میدیدند نزدیک به ده روز است که سر برنامههای خود حاضر نمیشود. موضوع غیبت این مجری سرشناس زمانی که قرار بود وی 19 مهرماه سال جاری بعنوان یکی ازکارشناسان بصورت زنده درنشست رئیس جمهور حاضرشود آغازمیشود ولی وی دراین برنامه بدلایلی که هنوز علت آن مشخص نیست حاضر نمیشود. درحالیکه ازاین ماجرا نزدیک به ده روز میگذرد او هنوز دربرنامه تلویزیونی هرروز خود نیز حاضر نشده وتاکنون ازغیبت عجیب وی علتی نقل قول نگردیده است. تنها نکتهای که یک کارمند امور ادارای صداوسیما به خبرنگار البرز گفت این است که این مجری - که تخصص اصلی او پزشکی است - برای مدتی طولانی به مرخصی رفته است! خبرنگار البرز چند بار هم با تلفن همراه این کارمند صداوسیما تماس گرفت که موفق به گفتگو با او نشد. | |
| مير حسين موسوی : کسی در مورد طرح برون رفت با من صحبت نکرده است | |||
| |||
| میرحسین موسوی، نامزد معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران، اعلام کرده که کسی با او درباره طرح “برون رفت” از بحران سیاسی که برخی طی هفته های گذشته در ایران درباره آن صحبت هایی کرده اند، گفتگویی نکرده است. | |||
|
به گزارش آریا ؛ میرحسین موسوی گفته است که ضرورت دارد در هر اقدامی که برخی به گفته او با نیت خیر انجام می دهند، به مردم احترام گذاشته شود. وی این اظهارات را در یک مصاحبه ویدیویی که در وب سایت وابسته به او “کلمه” منتشر شده بیان کرده است. مهندس موسوی در عین حال تاکید کرد که کسی با او درباره طرحی مذکور تماسی نگرفته است. میرحسین موسوی در این مصاحبه بر حفظ وحدت ملی اقشار مختلف جامعه به عنوان یک “سرمایه” برای کشور تاکید کرد. میرحسین موسوی گفت که از طریق رسانه ها از این طرح اطلاع یافته است اما کسی درباره آن با او نامه نگاری یا مذاکره نکرده است. لازم به ذکر است که شنیده شده است که در طرح مذکور اساسا برنامه ای برای ایجاد آشتی میان موسوی و طرف های دیگر طراحی نشده و طراحان مهندس موسوی را بدلیل وضعیت بعد از انتخابات مقصر می دانند. به عبارت دیگر هدف از طرح مذکور حفظ وضعیت مناسب برای هاشمی در چارچوب نظام است و اصلاح روایط با موسوی یا کروبی هدف طراحان نیست. | |||
| شکایت از میر حسین موسوی به دادستان کل کشور | |||
| |||
| به گفته اين نماينده حامي دولت اعضای کمیسیون حقوقی و قضایی این درخواست را امضا کردهاند ولی او نتوانست حتی نامی از يك نفر از این نمایندگان ببرد. | |||
|
به گزارش ایلنا، حمیدرسایی مدعی شد که وی به همراه صدنفر از نمایندگان درخواست شکایت از میرحسین موسوی را به دادستان کل کشور ارایه دادهاند.
این در حالی است که او حتی از یک نفر از این نمایندگان همراه با وی نامی نبرد و گفت: اعضای کمیسیون حقوقی و قضایی این درخواست را امضا کردهاند. این عضو فراکسیون انقلاب اسلامی با حضور در جمع خبرنگاران پارلمانی با بیان اینکه درخواست امروز به غلامحسین محسنی اژهای تقدیم شده است گفت: این شکایت به دلیل بیانیهها و اقداماتی است که موسوی در این مدت داشته است این اقدامات منجر به لطماتی به آبروی نظام و اموال عمومی شده است. رسایی كه میگفت این درخواست از سوی نمایندگان حقوقدان مجلس تنظیم شده است ادامه داد: این درخواست متسند به یکسری دلایل محکم است که در آینده ممکن است تعداد امضاکنندگان آن افزایش یابد. وی در پاسخ به اینکه چرا تاکنون این درخواست را مطرح نکرده بودید؟ اظهار داشت: تاکنون امیدوار بودیم که این روال تغییر یابد و آنها از اقدامات و حرکتهای همسو با دشمن دست بردارند اما همچنان شاهد تکرار این فعالیتها هستیم از آنجا که این یک مساله ملی است و جرم صورت گرفته تنها به تهران اختصاص نداشته است به همین دلیل این شکایت رابه دادستان کل کشور ارایه دادیم. نماینده تهران با اشاره به دیدار صبح امروز با محسنی اژهای ادامه داد: احساس میکنم که هیچ ارادهای در دستگاه قضایی برای به فراموش سپردن برخورد با کسانی که نقض قانون کرده و حق مردم را ضایع کردهاند و آبروی نظام را بردهاند وجود ندارد و آنها میخواهند مساله را به شکل معقولی پیش برده و به این شکایت رسیدگی کنند. خبرنگار خبرگزاری دولت به رسایی گفت ”موسوی گفته است در صورت برخورد با سران جنبش سبز، دوباره این جنبش را راه میاندازند و اعتراضات گسترده خواهد شد“رسایی هم پاسخ داد: مسعود رجوی هم چنین ادعایی داشت اما دیدیم که چه عاقبتی داشت و با ادعاهایش هماهنگ نبود هر کس که در مقابل اهداف انقلاب اسلامی بایستد و شعارهایش همراه با شعور دشمنان همراه بودند اراده شعور ملت، باید حذف شود. این نماینده حامی دولت ادامه داد: ما این مدت شاهد شعارهایی بودیم که با شعور مردم ما هماهنگ نبوده بویژه اتفاقاتی که در روز قدس رخ داد از سوی همین آقایان سازماندهی شده بود. خبرنگار خبرگزاری فارس هم از رسایی پرسید که چرا از کروبی شکایت نکردهاید که او پاسخ داد: شکایت از موسوی زمانی تنظیم شده بود که کروبی هنوز ادعاهایش درباره کهریزک را مطرح نکرده بود طبیعتا آن زمان بحث آقای کروبی مطرح نبود اما به هر حال اراده نظام اسلامی برای اجرایی کردن عدالت همچنان به قوت خود باقی است و ساز و کار آن اجرایی خواهد شد. | |||
اگرچه هنوز اقتضائات حکمیت آیتالله مهدویکنی برای ایفای نقش میانجیگری در این زمینه، تدوین نشده است اما غلامرضا مصباحیمقدم به عنوان یکی از اعضای ارشد جامعه روحانیت مبارز به این سؤالات پاسخ داده است. او محور حکمیت را «ولایت فقیه» و برمبنای «عدل» نه «وجوه مشترک» و طرفین وحدت را میرحسین موسوی و محمود احمدینژاد میداند. این در حالی است که موسوی به عنوان یکی از کاندیداهای معترض انتخابات ریاستجمهوری دهم هنوز نتیجه این انتخابات را نپذیرفته و به همین دلیل برخی سیاسیون و حامیان دولت بر این باورند که اصلاً ایجاد وحدت میان او با کاندیدای پیروز این انتخابات امکانپذیر نیست.
با این حال، شخصیتهای سیاسی و کلیدیای که از آنها به عنوان دلسوزان نظام و عقلای قوم یاد میشود بر این باورند که اگر به دنبال اعمال «وحدت ملی» در جامعه نباشیم و حکمیت در فضای سیاسی کشور پذیرفته نشود، معضل به وجود آمده پس از انتخابات ریاستجمهوری اخیر هرگز حل نخواهد شد.
مصباحیمقدم از این معضل به «فتنه» تعبیر میکند و معتقد است که تشدید اختلافات این «فتنه» را ماندگار خواهد کرد.
مشروح مصاحبه با این نماینده تهران را که این روزها به دلیل ریاست کمیسیون ویژه بررسی طرح تحول اقتصادی به شدت درگیر بررسی لایحه هدفمند کردن یارانهها در صحن علنی مجلس است را میخوانید:
مبنای قبول میانجیگری توسط آیتالله مهدویکنی، آیه شریفه سوره حجرات است که خداوند در آن فرمودند: «و ان طائفتان منالمؤمنین اقتتلو فاصلحوا بینهما». ایشان در پارهای از سخنرانیهایشان که در ماه مبارک رمضان منتشر شد، در تفسیر همین آیه مطالبی را بیان کردند. چه بخواهیم و چه نخواهیم، آنچه پس از انتخابات رخ داده مصداق نوعی درگیری بین جماعتی از مؤمنان به اسلام و متعهدان به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی و ولایت فقیه است. تعبیر فتنه که برای این شرایط استفاده میشود، تعبیر دقیقی است. راهحل این مسئله را هم قرآن بیان کرده و آن عبارت است از اصلاح بین دو گروه و اصلاح به عدل.[چرا مهدویکنی؟]
منظور این نیست که میانجی فقط بخواهد به نحوی با پیدا کردن یک نقطه مشترک بین اطرافیان یک موضوع، اختلاف آنها را به همگرایی سوق دهد. بلکه باید برمبنای عدل این میانجیگری انجام بگیرد. در شرایط حاضر کشور ما، مبنای عدل عبارت است از محوریت ولایت فقیه و فصلالخطاب بودن دیدگاههای رهبری. خوشبختانه تا اینجا شخصیتی مثل آیتالله هاشمیرفسنجانی هم به آن محوریت کاملاً تأکید دارند و خبرها حاکی از این است که ایشان دولت احمدینژاد را دولت مشروعی میداند. این نقاط اساسی میتواند مبنایی برای همگرایی و صلح بین طرفین نظام باشد.[در انتظار میدانداری مهدوی کنی]
کسانی که در تنور اختلاف میدمند غافل از این هستند که اگر اختلافات تشدید شود، فتنه ماندگار خواهد بود. از این رو باید هرچه سریعتر دامنه فتنه را برچید. خداوند در قرآن کریم میگوید: «واصلح الخیر». یعنی صلح بهتر است. رسانهها، احزاب، ناطقان و صاحبنظران باید به سمت این صلح جهتگیری کنند و یقین بدانند شخصیتی مثل آیتالله مهدویکنی که بحمدالله پذیرفتهاند وارد صحنه شوند با جایگاه معتبری که در میان مسئولان سابق و لاحق نظام دارند از عهده این کار برمیآیند. ایشان سابقه چنین میانجیگریای را هم دارند.
در زمان حیات امامخمینی(ره) اختلافاتی میان بنیصدر با آقایان شهیدبهشتی، هاشمیرفسنجانی و مقام معظم رهبری به وجود آمده بود که آیتالله مهدویکنی از سوی امام به عنوان حکم و میانجی انتخاب شدند. ایشان نهایتاً گزارشی را به امام تقدیم کردند و امام براساس آن تصمیم گرفتند که بنیصدر را از فرماندهی کل نیروهای مسلح عزل کنند. چون معلوم شد که بنیصدر حتی به رهنمودهای امام نیز پایبند نیست.
نه، ظاهراً در جلسهای در مجلس خبرگان با حضور تعداد محدودی از اعضای مجلس خبرگان این مسئله را بیان کردند. البته بنابر اخباری که به من رسیده است ایشان از جایگاه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هر هفته نامه دعوت از آقای احمدینژاد برای حضور در جلسات مجمع را با عنوان «رئیسجمهور » مرتباً امضا میکنند. ارسال چنین نامههایی با این خطاب تأییدکننده این مسئله است.
نمیدانم، از خودشان بپرسید. بنده موضع آقای هاشمی نسبت به آقای احمدینژاد را میدانستم که گفتم اما از موضع آقای احمدینژاد خبر ندارم.
بله، حرف درستی است. البته اجازه دهید تا ببینیم که حکمیت چه اقتضایی میکند. چون حتماً حکمیت به بندهای مکتوبی منتهی میشود که طرفین باید براساس آن نتیجه را بپذیرند.
این هیأت پیشنویس مبانی این حکمیت را تهیه میکند و نقشی کمککننده دارد. تصمیم نهایی را آیتالله مهدویکنی اخذ میکند.
این افراد در تصورات خودشان به سر میبرند. پیشنهاد حکمیت و میانجیگری برای حل مشکلات و اعتراضات به وجود آمده پس از انتخابات مطرح شده است. یک سوی این مسائل رئیسجمهور منتخب ملت است و سوی دیگر کاندیداهای معترض و کسانی که در این بین نقشی داشتهاند، قرار دارند. با نگاهی از این منظر خواهید دید که هم مسئله وجود دارد و هم ایجاد یک حکمیت میان طرفین لازم است. البته محورهای این حکمیت باید مورد قبول و توافق طرفین باشد.
به طور مشخص منظور از میانجیگری و حکمیت آقای مهدویکنی میان آقایان موسوی و احمدینژاد است.
به طور دقیق نمیتوانم بگویم که چنین درخواستی از سوی این دو طرف مطرح شده است یا نه اما خبرهایی شنیدهام که آقای موسوی از آیتالله مهدویکنی درخواست ملاقات کردهاند.
نشنیدم که چنین درخواستی کرده باشند.
بنده معتقدم که برای به نتیجه رسیدن اوضاع سیاسی کشور ناگزیر باید چنین حکمیتی از سوی شخصیت سیاسی کهنهکاری همچون آیتالله مهدویکنی که تجربه نخستوزیری در کشور، عضویت در مجلس خبرگان و تجربه طولانیمدت بنیانگذاری جامعه روحانیت مبارز را دارد، پذیرفته شود. به ویژه آنکه ایشان همواره مواضع معتدل و همراه با عقل و تدبیر داشتهاند. اگر چنین حکمیتی پذیرفته نشود، این معضل حل نخواهد شد.
در رأس امور کشور ما شخص رهبر قرار دارد اگر ایشان نسبت به طرفهای مقابل این حکمیت رهنمود بدهند و توصیهای بفرمایند حتماً مورد قبول طرفین قرار میگیرد.
نه، ما معتقدیم که از همین شروع کار باید حکمیت مورد پذیرش طرفین قضیه باشد و از سوی آنان احراز شود. ما در این مرحله نیازمند همراهی و همدلی رئیسجمهور هستیم.
بگذارید ابتدا اقتضائات این حکمیت تدوین شود بعد در مورد اینکه چگونه مورد توافق قرار بگیرد، صحبت خواهیم کرد
| مادر «ندا»: نمی پذیریم | |||
| |||
| مادر ندا گفته است: «من دخترم را از دست نداده ام برای آنکه چیزی دریافت کنم.» | |||
|
ادیبی در ادامه گفت: «با توجه به این مساله این خانواده همچنان تصمیمی در این مورد نگرفته اند، البته مادر ندا تاکید کرده در صورت صحت آن نیز هرگونه تحت پوشش قرار گرفتن را قبول نخواهد کرد.» به گفته وکیل پرونده آقاسلطان، مادر ندا گفته است: «من دخترم را از دست نداده ام برای آنکه چیزی دریافت کنم.» وکیل پرونده ندا که به تازگی خود را به دادسرای جنایی معرفی کرده، گفت: «اساساً اولویت در این پرونده در حال حاضر شناسایی قاتل ندا است.»
وی از هرگونه اسناد و مدارکی که بتواند به شناسایی قاتل کمک کند استقبال کرد و گفت: «در پرونده ندا خواهان آن هستیم که روند قانونی و حقوقی آن طی شود و خانواده ندا و بازپرس رسیدگی کننده به پرونده از هرکس که دارای سند و مدرکی برای شناسایی وی باشد تقاضا دارند که آن را به دادسرای جنایی و شعبه رسیدگی کننده به این پرونده ارائه کند.» | |||
| |||
| رییس ستاد 88 ( حامیان جوان موسوی و خاتمی) از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به 5 سال حبس تعزیری محكوم شد. | |||
|
فرزام اردلان وكیل سیدشهاب الدین طباطبایی در گفتگو با ایلنا با اعلام این مطلب افزود:«روز گذشته حكم محكومیت موكلم به بنده ابلاغ شد و اینجانب در مدت قانونی به حكم صادره اعتراض خواهم كرد.» همچنین یكی از نزدیكان شهاب طباطبایی اعلام كرد كه شهاب طباطبایی به 5 سال حبس تعزیری محكوم شده است. | |||
فتواي جنجالي بوسه دختران و پسران
فتواي جديد يك متفكر اسلامي به نام "جمال البنا" از كشور مصر در خصوص حلال بودن بوسه بين دختران و پسران جوان" در اماكن عمومي بحث و جدال گسترده اي را در بين مجامع علمي و ديني مصر ايجاد كرده است.
يكي از بزرگان دانشگاه الازهر و رئيس سابق بخش فتواي اين دانشگاه بوده است به شدت به البنا اعتراض كرده و گفت: اين گفتار سبب نشر فحشا و مسائلي كنترل ناپذيري خواهد شد... .
به گزارش پارسينه به نقل از العربيه؛ "البنا" درباره جواز حليت بوسه بين دختران و پسران جوان در شبكه ماهواره اي الساعه با بيان اين دليل فتوا داد كه، (بوسه بين دختران و پسراني كه با يكديگر ازدواج نكرده اند) از سستي بشر است. در اسلام اين مسئله ضمن "اشتباهات" وارد شده است. اين اشتباهات، گناهان كوچكي هستند كه با كارهاي نيك از بين مي روند.
وي همچنين به با اشاره به فتواي خود به العربيه گفت: به ما واجب است كه نسبت به واقعيتي امكان تجاهل به ان در اين عصر فعلي نيست شناخت پيدا كنيم. در واقعيت اين عصر كنوني، بسياري از دختران پسران جوان توانايي ازدواج را ندارند. اين درحالي است كه آنان در شرايطي هستند كه بسياري از عوامل خارجي كه باعث تحريك غريزه جنسي مي شود بر ايشان سايه گسترانده است. غريزه جنسي اي كه خداوند در انسان بنا نهاده است.
وي مدعي شد: ما نبايد اين مشكل را دست كم بگيريم و كوچك بدانيم. فلا يكلف الله نفسا إلا وسعها، و اين فتوا به معناي دعوت به فساد نيست. البنا همچنين بالا رفتن سن ازدواج، زياد شدن مشكلات آن و بيكاري را از مسائلي عنوان كرد كه باعث اين گناهان كوچك مثل بوسه زدن است، مي شود.
برخي از علماي الازهر البنا را متهم به انتشار فحشا از طريق اين فتوا كرده و خواستار برگشت وي از اين نظر شده اند. جمال قطب كه يكي از بزرگان دانشگاه الازهر و رئيس سابق بخش فتواي اين دانشگاه بوده است به شدت به البنا اعتراض كرده و گفت: اين گفتار سبب نشر فحشا و مسائلي كنترل ناپذيري خواهد شد.
گفتني است صدور فتاوي جنجال برانگيز از سوي مركز الازهر كه عمدتا با قصد سازگاري بين دين و دنياي جديد صورت مي گيرد، اخيرا افزايش خاصي پيدا كرده است، بطور مثال اخيرا دكتر عزت عطيه استاد و رئيس بخش حديث در دانشگاه الازهر گفته بود كه براي جلوگيري از خلوت يك زن و يك مرد نامحرم در محل كار، "زن مي تواند به همكار مرد خود شير بدهد تا آنها باهم محرم شوند
| 10 دنباله برتر تاریخ سینما! | |
|
| |
| نشریه معتبر امپایر به تازگی دست به انتخاب برترین دنبالههای تاریخ سینما زده است. دنبالهها معمولا با انگیزه تكرار موفقیت جلوی دوربین میروند و به همین دلیل... | |
|
مروری بر 10 دنباله برتر تاریخ سینما نشان میدهد كه سنت دنبالهسازی هالیوود با وجود قانون اصالت گیشه، گاهی اوقات نتایج خوبی هم به بار میآورد.
نشریه معتبر امپایر به تازگی دست به انتخاب برترین دنبالههای تاریخ سینما زده است. دنبالهها معمولا با انگیزه تكرار موفقیت جلوی دوربین میروند و به همین دلیل گیشه در آنها اهمیتی فراتر از زیباییشناسی دارد. اما حتی در دل استودیوهای عظیمی كه در آنها پولسازی از بیشترین اهمیت برخوردار است نیز، دنبالههایی ساخته شدهاند كه گاهی اوقات حتی ارزشمندتر از قسمت اول بودهاند. در فهرست برگزیده امپایر، نام آثاری چون «بیگانهها»، «نابودگر2»، «پدرخوانده2» «شوالیه تاریكی» و «پیش از غروب» به چشم میخورد كه آثار برجستهایاند و البته حضور فیلمهایی چون «سوپرمن2» در كنار شاهكارها، كمی عجیب به نظر میرسد. نكته جالب توجه اینكه در میان 10فیلم اول، جز «شوالیه تاریكی» كه ششمین قسمت از سری فیلمهای بت من است، بقیه آثار، دومین دنبالهای بودهاند كه براساس فیلمی موفق ساخته شدهاند. 1- بیگانهها: فیلم ریدلی اسكات در دهه70، خود یك اتفاق در سینمای علمی – تخیلی محسوب میشد. «بیگانه» نویدبخش حضور ستارهجوانی به نام سیگورنی ویور بود كه شاید برای اولینبار در فیلمی اینچنین، یك زن نقش محوری را ایفا میكرد. فروش بالای «بیگانه» و اقبال منتقدان از فیلم، قابل توجه بود. چند سال بعد جیمز كامرون جوان كه به تازگی با «نابودگر» نشان داده بود كه تكنسین توانایی است، پشت دوربین قسمت دوم ایستاد. «بیگانهها» به كارگردانی جیمز كامرون، اثری بود كه در آن جلوههای ویژه بصری، كاركردی مهمتر از قسمت اول یافته بود. منتقدان در سالهای بعد «بیگانگان» را فیلمی ارزیابی كردند كه فراتر از اندازههای ژانر حركت میكند. هیولاهای فیلم و تسلط و قدرت فراوانشان در مقابل نمایش ضعف و استیصال، پیوندی انكارناپذیر با اندیشههای جیمز كامرون یافت كه شاید ریشههای شكست آمریكا در جنگ ویتنام را با تلخاندیشی شگرفی، جستوجو میكرد. موفقیت تجاری فیلم قابل توجه بود و نوبت به دنبالههای دیگری هم رسید ولی هیچكدام نتوانستند توفیق همه جانبه «بیگانهها» كامرون را تكرار كنند. 2- پدرخوانده2: مشاهده نام هیچ فیلمی به اندازه «پدرخوانده2» درفهرست برترین دنبالههای تاریخ سینما، بدیهی به نظر نمیرسد. فرانسیس فورد كاپولا در دوران اوج خلاقیت و توان ذهنیاش، پس از حماسه «پدرخوانده»، موفق شد اینبار سرنوشت خانواده كورلئونه را در حال و هوایی پارادوكسیكال روایت كند. حكایت صعود دن كورلئونه جوان و زوال اخلاقی مایكل كورولئونه در تدوین موازی برای یك فیلم عظیم استودیویی، اتفاقی فوقالعاده محسوب میشد. پارامونت سرمست از موفقیت «پدرخوانده»، دست كاپولا را كاملا بازگذاشت تا او قسمت دوم حماسهاش را با فراغ بال بیشتری كارگردانی كند. حاصل كار فیلمی به مراتب غنیتر و پیچیدهتر از قسمت اول بود كه گرچه در گیشه به اندازه پدرخوانده یك، نفروخت ولی هم اعضای آكادمی اسكار بیشتر تحویلش گرفتند و هم منتقدان زبان به ستایش گشودند. «این فیلمی است كه با گذر زمان ارزشهایش بیشتر كشف شده.» وقتی براندو اعلام كرد كه دیگر حاضر نیست در قامت دنكورلئونه ظاهر شود تا قسمت دوم پدرخوانده ساخته نشود، كاپولا، دنیرو را جایگزین او كرد؛ دنیرویی كه برای بازی در قسمت اول نیز برای بازی در نقش مایكل تست داده بود.
دنیروی جوان برای بازی در «پدرخوانده2» اسكار بهترین بازیگر مكمل را گرفت و پاچینو نیز تركیبی از بیرحمی و شقاوت در كنار نومیدی و خودویرانگری را به خوبی ایفا كرد تا ظهور و سقوط خانواده دن كورلئونه جلوهای مطلوب بر پرده نقرهای بیابد. كاپولا سالها بعد قسمت سوم «پدرخوانده» را نیز كارگردانی كرد كه در مقایسه با دو قسمت قبلی اثر متوسطی بود. 3- نابودگر2: روز جزا: كامرون پس از پروژه دشوار «بیگانهها» تصمیم به كارگردانی قسمت دوم فیلمی را گرفت كه به نوعی شهرتش را نیز مدیون كارگردانی آن بود. «نابودگر» اكشنی بود كه با هزینه پایین تولید شد ولی تماشاگران چنان از آن استقبال كردند كه میلیونها دلار سود سرشار نصیب استودیوی سازندهاش كرد. در «نابودگر2: روز جزا» مانند قسمت اول آرنولد شوارتسینگر نقش اصلی را ایفا كرد. با این تفاوت كه اینبار او نه در قطب شهر كه در جبهه خیر حضور یافته بود. جدال ترمیناتور با روبات پیشرفته دیگری به نام تی1000، به خلق نفسگیرترین سكانسهای اكشن دهه 90 منجر شد؛ جایی كه نجات بشریت بر عهده یك روبات گذاشته شد و رستگاری و رسیدن به فرجام نیك از ورای دوزخی به تمام معنا، ارزش و مفهومی دیگر یافت. «نابودگر2» با طرح مفاهیم هستی شناسانه در قالب اثری اكشن، مثل دیگر آثار موفق كامرون، فراتر از اندازههای ژانر حركت میكرد. لحن اخلاقی پیچیده در پس روایت داستانی سرشار از تعلیق، نه تنها تحتالشعاع قرار نمیگرفت كه غنا و تلالو بیشتری هم مییافت. منتقدی در ستایش از حضور آرنولد در فیلم كامرون، با تاكید بر استعداد اندك او در بازیگری نوشت: «او گویی به دنیا آمده تا نقش ترمیناتور را بازی كند.» در نبرد انسان با ماشینی كه خود ساخته، در نهایت این روبات قطب خیر ماجراست كه میتواند رستگاری را به بشر هدیه دهد و جهان را از انهدام و نابودی نجات دهد. 4- داستان اسباببازی2: «داستان اسباببازی » سال95 به عنوان اولین انیمیشن سه بعدی سینما ساخته شد و میزان استقبالی كه كودكان از این فیلم به عمل آوردند باعث شد تا دیزنی با همراهی پیكسار تصمیم بگیرد قسمت دوم این انیمیشن محبوب را بسازند. كیفیت فنی و تكنیكی «داستان اسباب بازی2» آشكارا نسبت به قسمت اول بالاتر است. جان لاسهتر و گروهش برای ساخت انیمیشن جذاب سنگ تمام گذاشتهاند. بازهم مثل قسمت اول این «وودی» عروسك كابوی (با صدای تام هنكس) است كه نقش قهرمان را بازی میكند. بچهها فیلم را حتی از قسمت اول هم بیشتر دوست داشتند. كیفیت گرانیكی فیلم توجه منتقدان را به خود جلب كرد. «داستان اسباببازی» مستقیم وارد شبكه ویدئویی شده بود ولی قسمت دوم در سینماها اكران شد و به فروش بسیار خوبی هم دست یافت. از «داستان اسباببازی2» به عنوان بهترین دنبالهای كه بر یك انیمیشن ساخته شده یاد میشود، هرچند جز بداعتهای تكنیكی، فیلم برتری خاصی نسبت به قسمت اول ندارد. 5- شوالیه تاریكی: بعد از افتضاحی كه جوئل شوماخر رقم زد، نولان موفق شد با «بتمن آغاز میكند» حیثیتی دوباره به این ابرقهرمان بدهد. «شوالیه تاریكی» اما اثری فراتر از یك دنباله موفق دیگر بود. مرگ ناباورانه هیت لجر، حاشیههای فرامتنیای برای فیلم به وجود آورد كه بهتر دیده شود و به راستی هم بخش عمدهای از جذابیت و ارزش «شوالیه تاریكی» را باید مدیون كاراكتر ژوكر (با بازی لجر) دانست؛ به عنوان یكی از پیچیدهترین و خود آگاهترین بدمنهای تاریخ سینما كه حضورش برتلخی هردم فزاینده اثر میافزاید. هیچكاك راست میگفت كه فیلمی بهتر است كه شخصیت منفیاش بهتر از كار درآمده باشد.
پیچیدگیهای مفهومی «شوالیه تاریكی» و چالشهای تازهای كه در مورد مواجهه همیشگی خیر و شر مطرح میكند، ذهن بیننده را تا مدتها به خود مشغول میكند. كیفیت فنسالارانه فیلم نیز بهشدت قابلتوجه است. كریستین بیل در نقش بتمن بهترین انتخاب بهنظر میرسد و نقشهای مكمل جملگی بر غنای فیلم میافزایند. محبوبیت فیلم با توجه به تلخاندیشی و سیاهی حاكم بر آن، از تواناییهای كریستوفر نولان بهعنوان روایتگری چیرهدست خبر میدهد. 6- امپراتوری ضربه متقابل میزند: «جنگهای ستارهای» بهعنوان یكی از مهمترین پدیدههای سینما در 3دهه اخیر، به نوعی تغییر مسیری در هنر هفتم ایجاد كرد و منادی دورانی تازه شد؛ فیلمی كه آغاز امپراتوری لوكاس بود و تا سالها ژانر علمی- تخیلی را به گونه مسلط و برتر هالیوود تبدیل كرد. طبیعی بود كه توفیق عظیم «جنگهای ستارهای» به تولید دنبالههایی بینجامد. «امپراتوری ضربه متقابل میزند» بهعنوان قسمت دوم «جنگهای ستارهای» در ابتدای دهه80 روی پرده آمد. این بار لوكاس ترجیح داده بود كه به تهیهكنندگی بسنده كند و كارگردانی برعهده اروین كرشنر گذاشته شد. هرچند برای كرشنر نمیتوان حدی فراتر از یك هماهنگكننده و كارگردان اجرایی قائل شد و همهچیز فیلم از فكر اولیه گرفته تا طراحی جلوههای ویژه تحت سیطره كامل جورج لوكاس قرار داشت با این همه نمیتوان انكار كرد كه حضور او بهعنوان فیلمسازی با ایدههای تازه، طراوتی به «امپراتوری....» بخشیده است. منتقدان كه هنگام «جنگهای ستارهای» غافلگیر شده بودند، قسمت دوم را اثری بهمراتب پیچیدهتر ارزیابی كردند. افزایش سطح تكنیكی و جلوههای ویژه فیلم نسبت به «جنگهای ستارهای» با توجه به اینكه تنها 3سال از زمان اكران قسمت اول میگذشت، جالبتوجه است.
پیچیدگیهای فیلم در مواجهه همیشگی خیر و شر و سهم پررنگی كه به كاراكترهای خبیث داده شده، بلندپروازی لوكاس را نمایان میكرد؛ بلندپروازیای كه قطعاً حاصل توفیق گیشهای «جنگهای ستارهای» بود. «بازگشت جدای» كه قسمت سوم «جنگهای ستارهای» است هم طرفداران خاص خود را دارد ولی «امپراتوری ضربه متقابل میزند» در كل بهترین فیلم سری «جنگهای ستارهای» محسوب میشود. 7- برتری بورن: سهگانه بورن بهعنوان خوشساختترین و هوشمندانهترین اكشنهای این سالها، هواداران پرتعدادی دارند. پس از موفقیت شگفتانگیز قسمت اول، طبیعی بود كه استودیو در اندیشه ساخت دنبالهای بر آن باشد. پیتر گرین گراس «برتری بورن»را با حضور مت دیمون جلوی دوربین برد كه بازیاش مثل قسمت اول از مهمترین امتیازهای فیلم است. هر چند ستاره اصلی «برتری بورن» را باید تونی گیلروی فیلمنامهنویس فیلم دانست كه موفق میشود شخصیتهایی چند لایه و داستانی پیچیده، پر و پیمان و پر جزئیات را به خوبی روایت كند. «برتری بورن» سرشار از نقاط عطف و لحظات غافلگیركنندهای است كه بهخوبی در بافت اثر جا افتادهاند. فیلم یكی از بهترین نمونههای فلشبك در سینما را به نمایش میگذارد و در كل مجموعهای همگون و هماهنگ است كه نشان میدهد فنسالاری در كنار هوشمندی و نبوغ میتواند فصل تازهای را از میان انبوه كلیشههای آثار جاسوسی رقم بزند. «برتری بورن» سراسر حادثه و هیجان است و تعلیقی كه در فیلم بهچشم میخورد به مراتب بیشتر و عمیقتر از قسمت اول است. 8- پیش از غروب: دنبالهای بر عاشقانه موفق و محبوب ریچارد لینكلیتر كه در سال 95، با حضور ایتان هوك و ژول دلپی ساخته بود. در «پیش از طلوع» جسی آمریكایی (هوك) و سلین فرانسوی (دلپی) در قطار با هم آشنا میشوند. یك 24ساعت را در شهر راه میروند، حرف میزنند و در نهایت باگذاشتن یك وعده ملاقات از هم جدا میشوند. 9 سال بعد لینكلیتر «پیش از غروب» را با حضور هوك و دلپی كلید زد. 9 سال گذشته، جسی كه حالا نویسندهای شناختهشده است، كتابی در مورد ملاقات عاشقانه 9سال قبل نوشته است. او برای معرفی كتابش به پاریس میآید و بهصورت اتفاقی بار دیگر با ژولی ملاقات میكند. آنها یك بار دیگر به پیادهروی میپردازند و درباره مسائل مختلف حرف میزنند. درحالی كه ظاهراً دیگر جوانهای خام و پرشر و شور 9 سال پیش نیستند. «پیش از غروب» از نظر منتقدان اثری بهمراتب شاعرانهتر از قسمت اول ارزیابی شد. استقبال علاقهمندان سینما از فیلم فوقالعاده بود و حتی به شهرت و دیدهشدن قسمت اول نیز یاری رساند. «پیش از غروب» یكی از شاخصترین دنبالههای هزاره سوم است و شاید از منظر بهترین آنها. فیلم بدون انگیزههای معمول دنبالهسازی، یعنی فتح گیشه و بیشتر براساس انگیزه قوی كارگردان و 2 بازیگر اصلیاش ساخته شده است.
در پایان قسمت اول هوك و سلین برای 6 ماه بعد قرار ملاقاتی گذاشتند؛ ملاقاتی كه متوجه میشویم هرگز انجام نشده است. فیلم به چرایی این موضوع بهعنوان یكی از پایههای فرعی میپردازد و درنهایت به مفهومی فراتر میرسد. اینكه نیروی عشق میتواند لایزال و پایانناپذیر باشد. «پیش از غروب» مثل قسمت اولش در دام رمانتیسم سطحی و اروتیسم درنمیغلطد و تصویری پالوده و منزه از عشق را به نمایش میگذارد.
9- سوپرمن 2: قهرمان افسانهای داستانهای مصور كه روزگاری مظهر رؤیای آمریكایی نامیده شد، در اواخر دهه70، توفیقی كمنظیر را در گیشه بهدست آورد. ریچارد دانر در 1978 با حضور كریستوفر ریو كارگردانی كرد و براندو هم با دریافت دستمزدی افسانهای نقش مكمل را در فیلم ایفا كرد. گیشه فیلم آنقدر پررونق بود كه استودیو نتواند بر وسوسه ساخت دنبالهای بر آن فائق آید. «سوپرمن 2» به كارگردانی ریچارد لستر درحالی ساخته شد كه از برخی سكانسهای كنارگذاشته شده فیلم دانر نیز استفاده شد. اگر در قسمت اول براندو در كنار كریستوفر ریو حضور داشت، اینبار نوبت به جین هاكمن رسیده بود. ژنرال زُد و دوستانش به شكلی عجیب از اسارت رها میشوند و برای انتقامگیری از سوپرمن به زمین میآیند. ریو در نقش سوپرمن همچنان بیشترین بار فیلم را برعهده دارد. تعداد صحنههای باسمهای نسبت به نسخه اول بیشتر است ولی كاركرد فیلم در گیشه آنقدر خوب بود كه نوبت به دنبالههای دیگر هم برسد. 10- مرده شریر 2: سام ریمی كه با فیلم كوچك و كمهزینه «مردهشریر» كه به صورت 16میلیمتری نیز فیلمبردرای شده بود، به شهرت رسید، 7سال بعد دنبالهای بر این فیلم كارگردانی كرد. «مرده شریر 2»: مرده در سپیدهدم كه در 1987 روی پرده آمد، آشكارا با هزینهای بالاتر و امكانات بهتر تولید شده بود. سام ریمی بهعنوان یكی از فیلمسازان برجسته گونه وحشت، یكی از اصیلترین تجربههای ژانری را در دهه80 رقم زد. «مرده شریر» تقلیدهای فراوانی را به دنبال داشت كه اغلب هم آثار نازلی بودند. سام ریمی در دنبالهای كه ساخت، نشان داد كه تلفیق خشونت و وحشت با مایههای طنز بهگونهای كه به كمدی هراسآوری منجر شود، كاری است كه از عهده هر كس برنمیآید. او چند سال بعد «سپاه تاریكی»را به دنبال دنبالهای دیگر از «مرده شریر» كارگردانی كرد. گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: hamshahrionline.ir | |
محسن رضايي سه دوره دارد؛ يک دوره جنگ و فرماندهي سپاه و بالطبع نقش موثر در اداره جنگ. دوم دوره ورود به حوزه سياست و خواهان ايفاي نقش موثر در اداره کشور. سوم عرضه خود به مردم و جناحهاي سياسي و نخبگان در قالب دو انتخابات رياستجمهوري. دوره اخير پس از عدم گشايش در فضاي مديريتي کشور در دوره دوم حيات وي رخ داده و رضايي خود بارها به روايتهاي مختلف به آن اشاره و جامعه و نسل اول صاحبان قدرت را متوجه آن دلخوري کرده است. صريح و ساده ميتوان گفت در دوره پس از جنگ، محسن رضايي انتظار داشت اداره کشور با طراحي مکانيسم مناسب از سوي بزرگان به نسل او و ادارهکنندگان جنگ منتقل شود اما اين اتفاق نيفتاد تا اينکه اين گروه خود وارد عمل شد. البته او در دوره سوم برخلاف گروهي ديگر از همنسلان خود موفقيتي کسب نکرد اما اعتبار زيادي بهدست آورد. مرد مناظره اخلاقگرا، صاحب ايده و برنامه، منصف و چندجانبهنگر، معترض اما قانونمند و. . . از جمله ويژگيهاي او محسوب ميشود که حرفها و ديدگاههايش را موثر و صاحب نفوذ کرده است. رضايي ديگر آن کسي نيست که زمان باز شدن صندوقچه ناگفتههايش از علت کنار کشيدن انتخابات دو روز قبل از رايگيري اهميتي براي مردم نداشته باشد. او اکنون تفسير تازه و متفاوتي از اعتراضات انتخابات، ورود سپاه به حوزه اقتصاد، علت جنگ قدرت نسل اول و دوم و... دارد که خواندني و راهگشاست.
اين امر، گفتوگو با مرد ناکام انتخابات اخير رياستجمهوري را سخت و آسان ميکند. پاسخهاي جالب او به همه سوالات گفتوگو را شورانگيز ميکند اما در عين حال عطش به پرسيدن از همه مسائل، فرصت چالش و پرسشگري عميق را ميستاند. آنچه در ذيل ميخوانيد ماحصل چنين فضايي است.
بهنظر ميرسد، خصوصيسازي و اصل 44 اين روزها با چالشي اساسي مواجه شده است. نمونه بارز آن واگذاري سهام مخابرات به بنياد اعتماد مبين وابسته تعاون سپاه است. کساني که مسائل کشور را از منظر سند چشمانداز نگاه ميکنند بيم آن دارند، آفتي که در کشورهاي در حال گسترش است، در ايران هم در حال شکلگيري باشد. مجموعههاي شبهخصوصي وارد ميدان شدهاند و تملک سرمايههاي دولتي را در اختيار ميگيرند. آيا مجمع تشخيص مصلحت بايد وارد عمل شده و مانع از انحراف در بخش خصوصيسازي شود؟
البته شركتهاي وابسته به ستاد اجراي فرمان امام و بنياد تعاون سپاه در بورس توانستند 50 درصد سهام را از آن خود كنند كه جاي بحث دارد. هرچند بنياد تعاون سپاه غيردولتي است ولي سياستهاي اصل 44 نوعي تحول و برنامهريزي را براي کشور به همراه داشت. اين اصل، حجم و نقش مردم در حوزه اقتصاد را افزايش ميدهد اما مساله واگذاريها به بخش خصوصيسازي کمتر خواهد شد. در واقع خصوصيسازي در حال اتمام است و چند سال ديگر ما پديدهاي به اسم خصوصيسازي نخواهيم داشت. دليلش آن است که خصوصيسازي به فعاليتهاي معيني از اقتصاد مربوط ميشود که بعد از مدتي قاعدتا تمام خواهد شد.
اما تمام شدن خصوصيسازي به معناي عدم مشارکت مردم در فعاليتهاي اقتصادي نيست. يعني مردم با اجراي اصل 44 بهطور دائم تشويق ميشوند تا در فعاليتهاي اقتصادي حضور پيدا کنند.
اعمال چنين منطق جديدي در اقتصاد دولتي که حاکم بر قدرت و حکومت است،کار سادهاي نيست. مقاومتهاي زيادي طي 20 سال اخير در اين باره صورت گرفته است.
چندين بار سياستگذاران کشور تصميم به خصوصيسازي کشور گرفتند اما به دليل عادتي که دولتيها به تسلط بر کارخانجات و بنگاهها پيدا کردهاند، مقاومتهاي افراد درون حکومت اجازه نميداد اين روند پيش برود. الان مدتي است که اين روند شتاب گرفته اما در واگذاري شرکتهاي بزرگي مثل مخابرات، برخي دولتمردان به شدت مقاومت کردند.
اگر بخواهيم، خصوصيسازي در کشور جدي شود، نبايد آن را محدود به شرکتهاي کوچک کنيم. بنابراين از هر نوع واگذاري شرکتهاي بزرگ به غيردولتيها (چه بخش عمومي و چه بخش خصوصي) بايد استقبال کرد.
البته هرچه اين واگذاريها با اصول خصوصيسازي نزديکتر باشد، دستاوردهاي خصوصيسازي براي نظام بيشتر خواهد بود. شما بين واگذاري به بخش خصوصي وبخش عمومي تفاوتي ميبينيد؟
در کوتاهمدت نه، اما در بلندمدت، تفاوتهايي وجود دارد. به اين معنا که، برنامهريزيها بايد بهگونهاي باشد که بخش عمومي، گسترش بيشتري نيابد. بايد لايحهاي به مجلس داده شود که سهم بخش عمومي و خصوصي و تعاوني را مشخص کند تا شاهد شكلگيري بخش جديدي بهنام شبهدولتيها نباشيم.
زمينه ارائه چنين لايحهاي، هم در قانون اساسي و هم در سياستهاي اصل 44 آمده است (که حدود بايد تعيين شود). اما تاکنون هيچ يک از دولتهايي که وارد اداره کشور شدهاند، آن را انجام ندادهاند.
شنيده ميشود که در واگذاري سهم مخابرات به تعاون سپاه برخي از ضوابط واگذاري، رعايت نشده است. اگر اين مساله صحت داشته باشد، در کشور چه کسي مسئول رسيدگي به اين موضوع است؟ از منظر سياستهاي اصل 44 اين موضوع را چگونه ميتوان پيگيري کرد؟
هم مجلس و هم مجمع تشخيص گزارشي تهيه ميكنند و بر اساس وظايف قانونيشان اين موضوع را پيگيري ميكنند. در کميسيون نظارت مجمع پيگيري و اگر تخلفي صورت گرفته باشد، خدمت رهبري گزارش خواهيم داد.
يعني از نظر قانوني، ضمانت اجرايي وجود دارد؟
بله. ما گزارش را خدمت رهبري ميدهيم. ايشان در تحقق سياستهاي اصل 44 بسيار جدي هستند و گزارشهاي مربوطه را خودشان مطالعه ميكنند و دستورات پيگيري را به سران سه قوه صادر ميكنند.
اما مساله ديگري که اين روزها به صورت برجسته و مداوم توسط رسانههاي خارجي پيگيري ميشود و در داخل هم بين افکار عمومي و محافل نخبگان اين موضوع مطرح شده اين است که روند تسلط بر نهادهاي گوناگون کشور(اقتصادي، فرهنگي، سياسي و...) از طرف شبه دولتي روز به روز بيشتر ميشود. بحثهاي نظري و تئوريک زيادي هم صورت گرفته است. يکي از افرادي که تحليلش در اين مسائل نفوذ بالايي دارد، شما هستيد. آيا شما اين موضوع را اساسا قبول داريد؟ ديدگاهتان درباره اين روند چيست؟ ميتوانيد مقايسهاي با سالهاي طولاني که خودتان فرماندهي سپاه را داشتيد، انجام دهيد؟
بحث مهمي است، اما جاي نگراني نيست. چون ستاد کل و وزارت دفاع مشغول تهيه طرحي براي اجراي سياستهاي کلي در حوزه نيروهاي مسلح هستند تا نيروهاي مسلح مثل ساير وزارتخانهها موظف شوند که تمامي فعاليتهاي اقتصاديشان را (بهجز فعاليتهايي که محصولات محرمانه توليد ميکند) به بخش خصوصي و مردم واگذار کنند، ستاد کل و وزارت دفاع مشغول تهيه طرحي هستند که اين بخش از سياستهاي اصل 44 را عملي کند.
اين طرح را به مجمع ارائه ميدهند؟
خدمت رهبري ميدهند. بعد از آن بستگي به نظر رهبر معظم دارد يا رهبري به دولت و وزارت اقتصاد و دارايي دستور ميدهند که مثل ساير وزارتخانهها عمل کنند يا ممکن است ايشان تصويب کنند که خود وزارت دفاع موضوع را پيگيري كند.
بلافاصله بعد از جنگ حجم انبوهي از فعاليتهاي سازندگي(ساختن پلها، جاده ها، سدها و...) در ايران شروع شد. اين حجم از سازندگي قابل مقايسه با دهه اول انقلاب نبود. خلأ جدي در خصوص پيمانکاري ايجاد شد و چون در قانون اساسي آمده بود که ارتش و سپاه در زمان صلح به کمک دولت بروند،بخش زيادي از امکانات مهندسي سپاه (براي احداث تاسيسات گاز، آب، برق، اتوبانها و سدهايي مثل کرخه) اختصاص يافت و خلأ پيمانکاري کشور برطرف شد اما الان شرايط بهگونهاي است که بايد اصل 44 محور اصلي برنامهريزيها باشد.
درباره حوزههايي غير از حوزه اقتصاد نظرتان چيست؟يک طبقه جديدي از تکنوکراتها و مديران ارشد در عرصههاي مختلف به کار گمارده ميشوند که عمدتا سابقه نظامي دارند. آيا اين نويد دهنده شرايط جديدي در کشور خواهد بود يا نه انتخاب طبيعي و روند عادي است؟
ريشه اين موضوع در انتقال قدرت از نسل اول به نسل دوم است. نسل دوم انقلاب عمدتا وارد نهادهاي انقلاب شدهاند. يا وارد جهاد سازندگي شدهاند يا سپاه يا بسيج و بنياد شهيد و کميته انقلاب و بنياد مسکن و... .
البته عمده آنها وارد سپاه و بسيج شدند. اگر نسل دوم انقلاب در اداره کشور به دليل نظامي شدن بهکار گرفته نشوند، به مشکل بر ميخوريم. انتقال قدرت به معناي اين است که از نسل اول به دوم صورت بگيرد. بنابراين حتي در دولت آقاي خاتمي شاهد آن بوديم که 60 درصد مجلس ششم يا پاسدار هستند يا رزمنده و بسيجي و... مجلس هفتم و هشتم هم به همين ترتيب است.
اين پديده کاملا طبيعي است. البته اين قضيه که آيا دولتها توانستهاند از افراد موثر انقلاب استفاده کنند يا نه، بحثي جداست.
اما اصولا انتقال دولت بايد از نسل اول به نسل دوم و از نسل دوم به نسل سوم صورت بگيرد. اين طبيعت جوامع سياسي است. ما الان در حال ورود به دهه چهارم انقلاب هستيم. شايد اگر به موقع انتقال قدرت صورت ميگرفت، امروز ما شاهد انتقال قدرت از نسل دوم به نسل سوم بوديم. تازگي و نشاط در اداره کشور در کنار تجارب قديميها ميتوانست شکل بهتري به اداره کشور دهد و دعواهاي امروز هم بين برخي از نسلدوميها با نسل اول نميبود. خارج از شخصيت آقاي دكتر احمدينژاد و جناب آقاي هاشميرفسنجاني، تعارض يك نسل دومي را با اغلب نسل اوليها مشاهده ميكنيم.
شما ميگوييد که ورود سپاه به اقتصاد در ابتدا لازم و طبيعي بوده اما اکنون بايد طبق اصل 44 و مصلحتهايي که وجود دارد، عمل شود. بهنظر ميرسد در بحث انتقال قدرت هم چنين مسالهاي وجود دارد. يعني اصل مساله طبيعي اما شکل آن مورد بحث است. اکنون گرچه نسل دوم قدرت را در اختيار گرفته ولي در نگاه او هم از نظر اجرايي و هم در عرصه تئوريک برگشت به عقب وجود دارد. يعني در حالي که جامعه از نظر سياسي، اقتصادي و فرهنگي و بهخصوص توسعه نهادها و قوانين حرکت رو به جلو داشته، نسل دوم مشروعيتي براي آن قائل نيست. بنابراين نوعي نگاه بازگشت به عقب دارد؟
بله. من خودم چند انتقاد را مطرح کردهام. اول اينکه اين انتقال قدرت، بد صورت گرفته است. بايد با مکانيزم و شکل صحيحي صورت ميگرفت. انتقال قدرت به نسل اول انقلاب تحميل شد و چون تحميلي بود، بدون برنامهريزي صورت گرفت و چون بدون برنامهريزي بوده جامعه و نظام با آسيبهايي مواجه شد و بخش مهمي از افراد توانمند نسل دوم انقلاب در حاشيه قرار گرفته و از تواناييهاي آنان استفاده نشد.
اين مساله مشابه اين است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي آقايان مطهري، بهشتي و رهبري و هاشمي از اداره كشور كنار گذاشته ميشدند چه وضعيتي داشتيم. درباره نسل دوميهاي انقلاب اين اتفاق افتاد كه مطهريها و بهشتيهاي نسل دوم را از اداره كشور محروم كردند. تنها به آقاي احمدينژاد نبايد انتقاد كرد. نسل اوليها بيشتر مقصر هستند.
انتقاد دومم اين بود که چون اين کار با تاخير صورت گرفت...
چقدر تاخير وجود داشت؟
هشت سال تاخير داشتيم.
يعني اوايل دهه 80 اين اتفاق بايد رخ ميداد؟
حداقل هشت سال پيش اين اتفاق بايد ميافتاد.
آسيب دوم اين بود که کساني از نسل دوم قدرت را تحويل گرفتند، با نسل اول دچار چالش شدند. بخشي از اين چالش مربوط به تاخير بود. يعني اگر انتقال قدرت با برنامهريزي صورت ميگرفت، شايد بخشي از اين چالشي که دولت آقاي احمدينژاد با نسل اول انقلاب داشت، صورت نميگرفت.
البته طبيعت انسانها هم در اين چالش موثر است. اما يک بخش از آن مربوط به عدم انتقال درست قدرت از نسل اول به نسل دوم است. انتقال قدرت در کشورهايي که دموکراسي در آنها وجود ندارد، از طريق حاکميت صورت ميگيرد. مثلا در نظامهاي پادشاهي تعيين وليعهد در سرنوشت آن نظام بسيار مهم و تعيينكننده است كه توسط پادشاه يا شوراي سلطنت تعيين ميشود. اينکه به نسل اول اجازه دهند که نسل دوم به موقع وارد صحنه شود به اين معنا که تواناييهاي خود را نشان داده و بهموقع وارد اداره کشور شوند، در ايران صورت نگرفت.
نسل اوليها بسيار دير از رياستجمهوري کنار کشيدند. آن هم با دعوا. جامعه ما در هشت سال گذشته با نوعي درگيري براي کنار رفتن نسل اوليهاي انقلاب از پست رياستجمهوري و پستهاي ديگر روبهرو بود.
ممکن است اين را به جناحهاي مختلف نسبت دهند. اين درست است اما دليل اصلي نيست. دليل اصلي تاخيري است که در انتقال طبيعي قدرت صورت گرفت.
علت اصلي اين نبوده که اعتماد به نسل دوم و سوم وجود نداشته است؟
من نامش را عدم اعتماد نميگذارم. داستان حضرت يوسف را مثال ميزنم. بين برادرهاي بزرگتر نسبت به حضرت يوسف حسادت بيجايي پيدا شد. اين اتفاق باعث شد حادثهاي به وجود بيايد که خود نسل اوليها از آن بهشدت ناراحتند.
بخش مهمي از حوادث امروز به شيوه و شكل انتقال قدرت برميگردد به مسئولان كشور. نسل دوميها را ميشناختند و در دوران امام با آنها اصطكاكهايي داشتند كه در انتقال قدرت دخالت داده شده نتيجه اين تصميمگيريها موجب شد كه افراد گمنامي از نسل دوم انقلاب آمدند و گوي سبقت را از دست نسل اوليها گرفته و اختلافات جدي را با آنها بهوجود آورند. اگر بهطور طبيعي انتقال قدرت صورت ميگرفت، ما با چنين پديدههايي مواجه نميشديم.
آقاي دکتر! شما دغدغهاي را مطرح کرديد بهنام ظهور جريان سوم. آيا اين جريان از بين اين فضاي بياعتمادي ظهور پيدا کرده است؟
پويايي و نشاط سياسي در جامعه ضروري است و كشور را نميشود يك جناحي اداره كرد. جناح اصلاحطلب با اوضاعي كه پيدا كرده است، به اين زودي قابل احيا نيستند. بنابراين براي حفظ و پويايي سياسي نياز است كه تكثر سياسي تقويت شود و جناحهاي جديدي ازدرون خانواده انقلاب بهوجود آيند.
اصولگرايان کجا قرار ميگيرند؟
وحدت اصولگرايان در حال حاضر وجود ندارد.اصولگرايان حامي دولت و اصولگرايان منتقد دولت هر دو رهبري را قبول دارند ولي در نحوه اداره كشور داراي سليقههاي متفاوت هستند.
لزوما جريان آقاي احمدينژاد تطبيقي با جريان اصولگرايي ندارد.
بخشي از جريان اصولگرايي را آقاي احمدينژاد و دوستانش ميتوانند نمايندگي كنند ولي اصولگرايي وسيعتر از گروه آقاي دكتر احمدينژاد است ضمن اينكه هيچگاه ايشان نگفته كه جزو اصولگرايان است. بنابراين جناح ديگري ميتواند بهوجود بيايد.
با اين تعبير شما عمر اصلاحطلبي را تمام شده تلقي ميکنيد؟
خير. بايد تلاش کرد که اصلاحطلبان از نظام فاصله نگرفته و ارتباطشان با آنها قطع نشود. به همين دليل طي سه ماه اخير من بارها از آقاي کروبي و موسوي خواستم که ارتباطشان را با رهبري حفظ کنند.
هيچكس از آنچه پيش آمده خوشحال نيست اما با توجه به حوادث پيش آمده ممكن است اصلاحطلبان نياز به بازسازي داشته باشند. تعدادي از آنها به زندان رفته و محكوم شدهاند. حيات دوباره اصلاحطلبان ممكن است چندين سال طول بكشد. در اين مدت كشور نميتواند يك جناحي اداره شود. تفكر مقام معظم رهبري هم اين نيست كه كشور يك جناحي اداره شود.
در گفتوگويي که با آقاي مرتضي نبوي داشتم، ايشان معتقد بودند که شرايط به جريان اصلاحات تحميل نشد. بلکه عملکرد اين جريان به شکل تنشزا منجر به اغما رفتن جريان اصلاحات شد. البته ايشان اظهار داشتند که اميدوارند اين جريان از اغما در بيايد. شما هم چنين معياري درباره اصلاحات داريد يا بخشي از آن را تحميلي ميدانيد؟
سه عامل در کنار رفتن جريان اصلاحطلبها دخيل است:
1 - عملکرد خود اصلاحطلبها
2 - تحميل شرايط به آنها
3 - فريبي که خوردند.
از چه کسي فريب خوردند؟
آنها نبايد از رهبري فاصله ميگرفتند يك طرح حساب شده براي اين كار ريخته شد و آنها در دام آن افتادند.
در مورد تحميل شدن چطور؟ از کجا شرايط به آنها تحميل شده؟ از يک جريان رقيب يا کل حاکميت؟
به نظر من افرادي توانستند به دليل ضعفها و انحرافاتي كه اصلاحطلبها در هشت سال گذشته داشتند، بهخوبي استفاده كنند و تودههاي مردم را با آنها فاصله بيندازند.
الان وضعيت تقريبا مشابهي بين اصلاحطلبان و بخشي ديگر از اصولگريان وجود دارد. يعني گرچه آنها در زندان و انزوا نيستند اما بهلحاظ قواعد سياستورزي کاملا در حاشيه و حتي کما هستند. اين گروه چرا دچار اين وضعيت شد؟ آيا در اين بخش هم ميتوان با فاکتورهاي فريب و تحميل تحليل کرد. نکته دوم اينکه شما معتقديد در دوره غيبت اصلاحطلبان بايد جناح منتقد شکل بگيرد آيا به اين امر اميدوار هستيد؟ به هرحال شما تجربه چهار ساله عملکرد دولت در مقابل با منتقدان خود را پيش رو داريد؟
من به اين قضيه کاملا خوشبينم. چون مقام معظم رهبري هميشه تمايل بر اين داشتهاند که جناحهاي سياسي مختلفي در کشور وجود داشته باشد تا نشاط سياسي فراهم شود. در اين هفت تا هشت سخنراني اخير مرتب به دولت توصيه شده که از منتقدين خود استقبال کند. درباره آرايش سياسي دو دهه اخير كشور نياز به بازنگري است. جناحهاي سياسي كشور به پايان خط رسيدهاند. در انتخابات نهم رياستجمهوري ديديم كه هيچكدام از اين دو جناح نتوانستند يك كانديد مشترك معرفي كنند. چنين علامتي نشانه فروپاشي حزب است. در رياستجمهوري دهم هم اصلاحطلبها و هم اصولگرايان نتوانستهاند كانديد مشتركي معرفي كنند.
يک بخش هم مربوط به اشکالات ساختاري است.
به هر دليلي، اين دو جناح در حال بنبست بودند. اما يک حادثه هم موجب تسريع اين فروپاشي شد. قاعدتا آرايش سياسي جديدي در کشور بهوجود خواهد آمد و چون در ايران احزاب قوي به وجود نيامده، قاعدتا کشور در طي سالهاي آينده دوجناحي خواهد شد. البته جناح جديد از درون همان جناحهاي قديمي، بهوجود ميآيد. پيش بيني ميکنم اصولگرايان هم يک بازبيني جدي در خود خواهند داشت.
بحث سکوت نخبگان امروز در کشور بسيار مطرح ميشود. رهبري در سخنرانيهاي بعد از انتخابات اين موضوع را به کرات مطرح کردهاند که نشاندهنده اين است که ايشان حضور فعال خود را در صحنه اداره کشور ضروري ديدهاند. در چند هفته اخير ايشان درباره وظيفه نخبگان سخنراني داشتند. حتي در ديداري که با اعضاي مجلس خبرگان داشتهاند، گفتهاند پرهيز انسان از فتنه، به اين معنا نيست که خود را کاملا کنار بکشد. با توجه به شناختي که از مقام معظم رهبري داريد فکر ميکنيد بحثي که ايشان درباره نخبگان مطرح ميکنند، ناظر بر چيست؟ من در جستوجويي که در سايت اطلاعرساني دفتر ايشان (بعد از انتخابات) داشتم، متوجه شدم که ايشان در تمام سخنرانيها اشارهاي هرچند کوتاه به اين نکته داشتهاند که نخبگان به وظايفشان عمل نکردهاند. نظر شما چيست؟ برداشتهايي در جامعه از اين موضوع وجود دارد که بسيار متضاد است.
اين تقاضا کاملا منطقي است و رهبري هم در جايگاهي هستند که از نخبگان، براي اداره کشور کمک بخواهند. يک تقاضاي کاملا منطقي در شرايط امروز است. اولا بايد جبهه خودي و دشمن را تفکيک کرد.
مساله اين است كه هم بايد از اصول و قواعد نظام دفاع كرد و هم از رهبري و اين كار سادهاي نيست. عدهاي از رهبري حمايت ميكنند ولي اصول و قواعد نظام را زيرپا ميگذارند.
دوم اينکه جبهه خودي را تقويت و گسترش دهند. در اين دو زمينه مشکل داريم. تفکيک درست صورت نميگيرد و گسترده کردن جبهه خودي به درستي انجام نميشود.
برخي از نخبگان مرتب به دنبال کوچک کردن خانواده انقلاب هستند و از اين طريق با دشمن همکاري ميکنند و آب به آسياب دشمن ميريزند. برخي هم ميگويند ولايتفقيه و خط امام(ره) را قبول دارند اما به وحدت جامعه پيرامون رهبري كمك نميكنند.
بعضي نخبگان بنا به هردليلي اين مرزها را مشخص نميکنند. وقتي «جمهوري ايراني» از طرف برخي مطرح ميشود، آنها بلافاصله عکسالعمل نشان نميدهند. يا مثلا در زمان آقاي خاتمي اگر توهيني به مقدسات انجام ميشد، کمتر پيش ميآمد که از بين خود دولتيها موضعگيري شود. معمولا جبهه رقيب موضعگيري ميکرد. يا اگر امروز به جاي جمهوري اسلامي، جمهوري ايراني گفته ميشود، کساني که معترض هستند يعني اصلاحطلبان، بايد جلوي اين شعارها محکم بايستند. اگر اين دو مساله يعني تفکيک و حداکثرسازي ميان نخبگان صورت بگيرد، به نظرمن خواسته رهبري عملي ميشود.
نکتهاي که شما در مناظره با آقاي احمدينژاد داشتيد، خيلي مورد توجه بود و همچنان مساله امروز و فرداي فضاي سياسي کشور ماست، اينکه شما درباره حوزه سياست خارجي صريحا از او انتقاد کرديد و گفتيد که اگر تدابير رهبري نبود کشور به آستانه جنگ رسيده بود و چندين بار احتمال تجاوز دشمن به ايران بود. الان اين دغدغه وجود دارد که برخي از سياستهاي دولت دهم چه در داخل و چه در حوزه خارجي کشور را به لبه پرتگاه ميبرد، خب چهار سال پيش روي دولت است. اتفاقا اين دفعه با دوره قبل تفاوتهاي زيادي دارد. چون معترضان، هم بيشتر و هم فعالتر شدهاند و شرايط قابل مقايسه با سال 84 نيست. فکر ميکنيد اگر دولت دهم انحرافي در سياستهاي خود داشت، مردم و گروههاي سياسي بايد منتظر اين باشند که رهبري جلوي دولت دهم را گرفته و از انحراف باز بدارد يا خير؛ شما براي بخشهاي ديگري در جامعه، چه در حوزه فردي و چه در حوزه نهادي، نقش قائل هستيد؟
قبل از اين هم گفتهام. نقش رهبري و آمادگي نيروهاي مسلح و افشاگريهايي که در داخل و خارج درباره آقاي بوش در رابطه با ايران صورت گرفت، عامل بازدارندهاي براي درگيري دوباره بين ايران و آمريکا بود. ولي من در مناظرات تنها آقاي احمدينژاد را نقد نكردم. در مناظره با آقاي ميرحسين موسوي هم ايشان و برنامه اقتصادي او را نقد كردم.
امروز هم به نظر ميرسد که آقاي احمدينژاد نسبت به دوره قبل سياست خارجي بهتري را در پيش بگيرد. از سخنرانيهايشان مشخص است که سياست خارجي ايشان در دوره آينده تفاوت خواهد کرد بههر حال ايشان چهار سال تجربه دارد كه احتمالا به كار خواهد گرفت.
در حوزه مسائل داخلي چطور؟
در حوزه مسائل داخلي ما بايد به نوعي وحدت و برادري واقعي برسيم و اين امکانپذير نيست مگر آنکه محور وحدت، ولايتفقيه باشد و وحدت هم دوطرفه باشد. يعني همه به فکر رفتاري همکارانه باشند و کسي نخواهد ديگري را تحقير کند يا کسي احساس نکند که ميخواهند او را دچار احساس شکست کرده و گوشه ديوار بگذارند.
يک وحدت دو طرفه پيرامون رهبري با درون مايه برادري بهوجود آيد. برادري يعني سوءظن و دشمني و تهمت وجود نداشته نباشد.
من در آخرين اطلاعيهاي که بعد از انتخابات صادر کردم، به آقاي موسوي، کروبي و احمدينژاد تاکيد کردم هيچ راهي وجود ندارد، مگر اينکه کنار هم بنشينند. گفتم که ايران با مسائل حياتي مواجه است. مثل مسائل هستهاي، مذاکره با آمريکا، وضعيت ايران در منطقه، تحريمهاي اقتصادي و... و منطق در اين است که آقايان در کنارهم باشند. نظرات خود را هم صادقانه و برادرانه دنبال كنند.
امروز هم اعتقادم بر اين است که آقايان کنار هم بنشينند و با وجود عقايد متفاوتشان، اقدامي انجام ندهند که منجر به آسيب رساندن به منافع ملي ايران شود. الان ما مسائلي با 1+5 داريم. نبايد مسائل داخلي را در سياست خارجي دخيل کنيم. چون دود آن به چشم مردم خواهد رفت و اين مردم هستند که آسيب ميبينند و ايران ضعيف ميشود.
آنچه آقاي هاشمي گفتند، مربوط به آقاي هاشمي نبوده. تعدادي از اعضاي مجمع با ايشان اين کار را پيگيري كردند. من معتقدم ما بايد از هراقدامي در جهت وحدت و برادري حمايت کنيم.
يك سوال را به دو نکته اختصاص ميدهم؛ اول اينکه بعد از گذشت قريب به چهار ماه از انتخابات هنوز هم بحثهاي پيراموني آن در جامعه، نخبگان و افکارعمومي وجود دارد. تعبير شما از اين مساله چيست؟ آيا صرفا اعتراضات کور است؟ دوم اينکه شما کميسيون مستقل انتخابات را مطرح کرديد. چرا در روزهاي اخير شاهد حملات زيادي به اين طرح بوديم. انگيزه مخالفان اين طرح ر ا چه ميدانيد؟
دموکراسي ديني در ايران وارد مرحله جديدي از رشد خود شده است و آن پذيرش اعتراضات است. اگر بتوانيم اين دوره را به خوبي پشت سر بگذاريم، مردمسالاري ديني در ايران رشد قابل توجهي خواهد کرد. دوران مشارکت صرف و همراهي صرف مردم با دولت به پايان رسيده است.
ما در حال وارد شدن به يك عصر اجتماعي شدن امور هستيم. يعني مردم همانگونه كه در انتخابات مشاركت دارند، ميخواهند نسبت به پاسخگو كردن دولت هم نقش فعال داشته باشند. ما بايد به اعتراضات از اين زاويه نگاه کنيم. نه اينکه فکر کنيم اين اعتراضات براي براندازي جمهوري اسلامي است و فعالان سياسي هم نبايد اعتراضات مردم را بر اين اساس ببينند. ديدگاه دوم باعث ميشود که فضاي کشور امنيتي و مردمسالاري ديني تضعيف شود اما اگر ما بخواهيم بپذيريم که اعتراضات هم جزئي از مردمسالاري ديني است، نوعي امر به معروف و نهي از منکر حاکمان و دولت در کشور بهوجود ميآيد.
اين نشان ميدهد که مردمسالاري ديني در حال گسترش و افزايش است. چه خوب است که دوستان فعال سياسي ما هم به اين موضوع از اين زاويه نگاه کنند و اعتراضات را هدفمند ببينند و از خشونت عليه آن جلوگيري کنند. اجازه ندهند اعتراضات برخي از مردم به سمت براندازي هدايت شود؛ اين يک وظيفه فعالان سياسي است.
از طرف ديگر ادبيات اعتراض بايد ادبيات مودبانهاي باشد. خواستهها و اهداف کاملا روشن و شفاف باشد. هدف اعتراضات بايد کاملا مشخص باشد و از تبديل کردن اعتراضات به سمت خشونت و رفتن به سمت براندازي بايد جلوگيري شود. اينجا همان جايي است که سازمانهاي جاسوسي دنيا دخالت ميکنند و اعتراضات بحق مردم را تبديل به حمايت از منافع خودشان مينمايند. از طرف ديگر نهادهاي حكومتي هم بايد تحمل خود را بالا ببرند. نبايد اعتراضات مردم را بهعنوان خشونت تلقي کنند. بايد خشونتطلبان را از معترضان تفکيک کنند و حتي گاهي خود به حمايت از معترضان همت کنند. البته بايد معترضان از راه قانون و مجوز قانوني عمل کنند.
ما در آينده بايد جايي را در تهران و شهرستانها تعيين کنيم که فضايي باشد که هر کسي اعتراض دارد به همراه مجوزش به آنجا برود. با هر تعدادي تجمع کرده و اعتراضشان را بهطور قانونمند انجام دهند.
در مورد کميسيون ملي انتخابات يا نهاد ملي انتخابات، ميتواند کميسيون انتخابات يا شوراي ملي انتخابات باشد. اين مساله در تمام دنيا تجربه شده و بيش از يک سال است که موضوع آن در ايران مطرح شده است. اين كار در چارچوب قانون اساسي بايد صورت گيرد.
حسن چنين شورايي اين است که، اعتماد مردم را بيشتر جذب کرده و مستقل از هر سه قوه خواهد بود و هيچ کدام از قواي سهگانه حق دخالت در امور آن را نخواهند داشت.
اما قانون آن قطعا در مجلس نوشته خواهد شد. سياستهاي کلان در مجمع، تهيه و تقديم رهبري ميشود و اگر ايشان سياستهايي را قبول كنند قانون آن در مجلس تهيه ميشود و تبديل به نهادي قانوني و مستقل از قواي سهگانه خواهد شد. حالا چرا اين اعتراضات انجام شد؟ شايد به اين دليل که عدهاي فکر ميکنند که اين نهاد ميخواهد نسبت به گذشته انتخابات اظهارنظر کند. بههر حال اين اعتراضات وارد نيست و اگر معترضان تامل بيشتري کنند، متوجه خواهند شد که بهوجود آمدن چنين نهادي بهنفع نظام و مردم است.
اخيرا در رابطه با طرح كميسيون ملي انتخابات كه پيشنهاد شما بوده برخي حمايت كردند و برخي هم موضعگيري تند داشتند.
كساني كه موضعگيري تند كردند مصاحبههاي مرا نخوانده بودند، شتابزده عمل كردند. شايد هم مقاصدي داشتند.
آيا شما قصد پاسخ دادن به آنها را نداريد؟
امروزه شرايط كشور بهنحوي است كه بايد روي شعلههاي سياسي آب پاشيد و آن را خنثي كرد، اگر امروز كسي به من فحش بدهد صورت او را ميبوسم تنها با برادري ميشود از شرايط فعلي عبور كرد. البته من نصيحت ميكنم كه فعالان سياسي بهخصوص نهادهاي حكومتي از اصطلاحات چارواداري كه لاتها بهكار ميگيرند عليه رقبايشان استفاده نكنند. كلماتي مانند «دروغگو» يا «شكستخورده» يا «شكمپاره» در شأن جامعه ايران نيست.
بايد تلاش کرد که اصلاحطلبان از نظام فاصله نگرفته و ارتباطشان با آنها قطع نشود به همين دليل طي سه ماه اخير من بارها از آقاي کروبي و موسوي خواستم که ارتباطشان را با رهبري حفظ کنند. هيچكس از آنچه پيش آمده خوشحال نيست اما با توجه به حوادث پيش آمده ممكن است اصلاحطلبان نياز به بازسازي داشته باشند. حيات دوباره اصلاحطلبان ممكن است چندين سال طول بكشد
|
كرك جديد آنتي ويروس License Kaspersky Internet Security 2007 & 2009 &Security |
|
|
| لايسنسهاي جديد كسپرسكي در تاريخ : 2009/10/14 جديدترين لايسنس آنتي ويروس قدرتمند كسپرسكي را از آسان دانلود دريافت نماييد. همان طور كه ميدانيد آنتي ويروس قدرتمند Kaspersky Internet Security 2007 & 2009 كه در رده يكي از بهترين آنتي ويروس ها جهان قرار گرفته است. كرك هاي متعددي براي اين آنتي ويروس قرار داده شده است كه بعد از يك مدت اين كرك در ليست سياه Kaspersky قرار گرفته مي شود و به شما اجازه آپديت كردن نرم افزار را نمي دهد و شما را مجبور به استفاده كرك جديد يا پاك كردن آنتي ويروس ميكند. طريقه استفاده و كرك كردن نرم افزار: - افرادي كه اين آنتي ويروس قدرتمند را دريافت نكرده اند مي توانند آن را دانلود نمايند و از اين لایسنس استفاده كنيد - كساني كه نرم افزار را نصب كرده اند و كرك قبلي آنها از كار افتاده است مي توانيد آنتي ويروس را Uninstall كرده و سپس بعد از رستارت كردن كامپيوتردوباره آنتي ويروس را نصب كنيد و آن را كرك كنيد. توجه : آن دسته از دوستاني كه آنتي ويروس را نمي خواهند Uninstall كنند مي توانند از مراحل زير استفاده كنند بر روي آنتي ويروس خود كليك كرده و آن را اجرا كنيد سپس بر روي گزينه Activation كليك كرده و در قسمت View detailed info on keys روي Delete Key كليك كنيد. و بر روي Yes كليك كنيد حالا در قسمت Purchase Key گزينه Install Key كليك كنيد. با انتخاب كردن گزينه Apply existing license key روي دكمه Next كليك كنيد. حالا دكمه Browse كليك كنيد و در پنجره باز شده فايل كرك كه از وب سايت آسان دانلود گرفته ايد را انتخاب كنيد را انتخاب كنيد و روي دكمه Open كليك كنيد روي دكمه Next كليك كنيد حالا بر روي Finsh كليك كنيد آنتي ويروس شما كرك شد و امیدوارم در استفاده از این نرم افزار قدرتمند نهایت استفاده را ببرید |
| سالروز تولد سید محمد خاتمی برگزار شد | |||
| |||
| دراین مراسم كه دقایقی قبل از برگزاری نمازجماعت ظهر در دفتر حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی برگزار شد، چند تن از وزرای دولت اصلاحات به همراه دوستان او حضور داشتند. | |||
|
به گزارش ایلنا ، دوستان و یاران سید محمد خاتمی امروز به همراه 66 شاخه گل رز و کیک تولدی که از سوی دوست دوران طلبگی رئیس دولت اصلاحات، حجت الاسلام سیدمحمود دعایی تدارک دیده شده بود، سالروز تولد خاتمی را به وی تبریک گفتند.
دراین مراسم كه دقایقی قبل از برگزاری نمازجماعت ظهر در دفتر حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی برگزار شد، چند تن از وزرای دولت اصلاحات به همراه دوستان او حضور داشتند و سالروز تولد خاتمی را صمیمانه به او تبریک گفتند. در این مراسم لوح یادبودی از سوی حاضران به سید محمد خاتمی اهدا شد كه در آن آمده است: عزیزاهل فكرو فرهنگ وفضیلت؛جناب حجت الا سلام والمسلمین سید محمدخاتمی زادروز خجسته مهر و مهربانی را كه فروغ گرمابخش روشنگرش از لبخند شكفته در چشم های نجیبت می تراود تبریك می گوییم. خدا را می خوانیم و می خواهیم تا طعم تلخ صبر و صداقت را در كام اخلاق و نیك اندیشی و جوانمردی ات شیرین كند و خاتم انگشتری زیبا و زینت افزای میهن را با نقش نام محمدی ات در آفاق محبت و معنویت درخشنده تر سازد. شصت وششمین سالروز تولد استاد مهر مبارك باد. ای دل دریایی ات امیدوار آَسمان شو ابر شو باران ببار آب باران باغ صد رنگ آورد موج سبز از سینه سنگ آورد گفتنی است ؛ سید محمد خاتمی21 مهر ۱۳۲۲ ؛ در خانه پدری در اردکان چشم به جهان گشود؛ او سومین فرزند آیت الله سید روح الله خاتمی است. شایان ذكر است برخی از یاران همیشگی خاتمی كه در سالهای قبل در این مراسم شركت می كردند به خاطر حوادث بعد از انتخابات و حضور در زندان نتوانستند در این مراسم حاضر شوند. گردآوری:گروه خبر سیمرغ www.seemorgh.com/news | |||
| استقبال توهین آمیز رئیس جمهور فرانسه از رئیس جمهور ترکیه | |||
| |||
| استقبال توهین آمیز رئیس جمهور فرانسه از همتای ترکیه یی خود در حالی که ... | |||
|
| |||
1- مي دونين فرق خانمها با آهن ربا چيه؟..... آهن ربا حداقل يک روي مثبت داره
2- خانمها مثل راديو هستند..... هر چي ميخوان ميگن ولي هر چي بگي نمي شنوند
3- خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد ديگه بايد سيم تلفن را بريد
4- خانمها مثل رعدوبرق هستند ..... اول برق چشماشون ميرسه بعد رعد صداشون
5- خانمها مثل ليمو شيرين هستند..... اول شيرين هستند ولي بعد تلخ ميشن
6- خانمها مثل گچ هستند ..... اگه چند دقيقه مدارا کنيد چنان سفت و سخت ميشن که ديگه حالتي نمي گيرند.
7- خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال يکبار عدد سنشون صفر ميشه
8- چرا خانمها نمي توانند نقشه بخوانند/ ..... براي اينکه فقط ذهن مرد هستش که ميتونه تجسم و درک کنه که يک کيلومتر با يک سانتي متر نشون داده شده
9- خانمها مثل اينترنت هستند.... از هر موصوعي بک فايل اطلاعاتي دارند
10- خانمها مثل فلزياب هستند ..... از نزديک طلافروشي که رد ميشن عکس العمل نشان ميدن
11- خانمها مثل موبايل هستند هر موقع کار مهم داريد در دسترس نيستند

سام وارنر يكي از برادران وارنر شب قبل از نمايش فيلم جان سپرد و نتوانست شاهد موفقيت عظيم عمومي و مالي فيلم «خواننده جاز» باشد.
آلن كراسلند كارگردان نخستين فيلم ناطق بود و ال جالسون ، ستاره بزرگ آن روزگار نقش اول فيلم را داشت.
علي رغم اينكه در نوار صوتي فيلم فقط 281 كلمه بود اما اين فيلم به عنوان نخستين فيلم ناطق نام خود را در تاريخ سينما جاودان كرد.
صداي فيلم روي يك صفحه با سيستم ويتافون ضبط شده بود و در كنار تصاوير پخش مي شد.
آلن كراسلند براي صحنه هاي خارجي فيلم كه در محله هاي لاور ايست سايد ، هستر استريت و اورشارد استريت نيويورك فيلم برداري شدند، دوربين هاي فيلم برداري كه در آن دوران بسيار بزرگ بودند را به شيوه اي ماهرانه پنهان كرد تا ساكنان اين محله ها متوجه دوربين ها نشوند و رفتار عادي روزمره خود را داشته باشند.صحنه هاي داخلي در استوديوهاي وارنر فيلم برداري شدند.
«خواننده جاز» نخستين فيلم ناطق تاريخ سينما در « وارنرتئاتر » نيويورك پخش شد.
مدت اين فيلم يك ساعت و 30 دقيقه بود.سناريوي آن را ال كوهن با اقتباس از نمايشنامه سامسون رافائلسون نوشته بود.لويي سيلور آهنگ فيلم «خواننده جاز» را ساخته بود.
به اين ترتيب ، در روز 6 اكتبر سال 1927 ميلادي نخستين فيلم ناطق تاريخ سينما به نام «جاز سينگر» خواننده جاز در سالن « وارنر تئاتر » نيويورك پخش شد.
استقبال از اين فيلم به اندازه اي بود كه كمپاني وارنر تهيه كننده فيلم كه در معرض ورشكستگي بود ، نجات پيدا كرد.
با پيدايش سينماي ناطق بسياري از ستارگان سينماي صامت آن روزگار از قبيل باستر كيتون نتوانستند خود را با آن وقف داده و به دست فراموشي سپرده شدند.

10 کشف بزرگ پزشکي توسط مجله تايم معرفي شده است. اين نشريه گزارشي کامل را از برترين اکتشافات در علم پزشکي طي سالهاي اخير ارائه کرده است.
ساخت موتور نروني از سلول بنيادين بيمار مغزي: با وجود اينکه پس از به قدرت رسيدن باراک اوباما بسياري از فشارهاي موجود بر روي مطالعات سلولهاي بنيادين کاسته شده و محققان به راحتي مي توانند از سلولهاي بنيادين جنين براي مطالعات حياتي خود استفاده کنند برخي از دانشمندان هستند که با ابداع روشي جديد نيازي به جنين و سلولهايش نخواهد داشت.
محققان در دانشگاه هاروارد و کلمبيا در ماه جولاي اعلام کردند توانسته اند با کمک روشي جديد موتورهاي نروني را از سلولهاي بنيادين زني مسن و مبتلا به بيماري نوعي اختلال در موتورهاي نروني (Lou Gehrig) به وجود آورند. با استفاده از اين موتورهاي نروني دانشمندان مي توانند با توسعه يافتن سلولهاي بيماري، فرايند ابتلا به آن، زوال و نابودي سلولها را مورد مطالعه قرار دهند تا شايد اين مطالعات به توليد دارويي براي درمان اين بيماري منجر شود.
التهاب در برابر کلسترول: نيمي از حملات قلبي در ايالات متحده در ميان افرادي رخ مي دهد که از سطوح کلسترول معمولي برخوردارند. پاول ريدکر از دانشگاه بيرمنگام با توجه به اين واقعيت موفق شد عامل اصلي، قدرتمند و کاملا متفاوت از کلسترول را براي توضيح حملات قلبي کشف کند. اين عامل التهاب، عامل اصلي بروز بيماري هايي مانند ورمهاي مفصلي و ديگر بيماري هاي خود ايمني است.
مطالعات وي نشان داد زماني که افراد با سطح کلسترول نرمال و سطح بالاي CRP، نوعي پروتئين ساز عامل التهاب در خون، از داروي استاتين استفاده کنند، ميزان CRP بدن آنها کاهش پيدا کرده و خطر سکته قلبي تا 54 درصد کاهش خواهد يافت اما زماني که افراد تنها به منظور کنترل کلسترول اين دارو را مصرف مي کنند خطر ابتلا به ايست قلبي تنها 20 درصد کاهش پيدا خواهد کرد. بر همين اساس ميزان خطر التهاب در کنار خطر ناشي از کلسترول و چربي خون به عنوان عوامل ايجاد کننده حمله قلبي شناخته شد.
جراحي بدون جراحت: اولين جراحي «شکاف طبيعي» که در آن جراح از ميان حفره اي طبيعي مانند بيني يا دهان و بدون ايجاد شکاف بيمار را جراحي مي کند توسط پزشکان دانشگاه کاليفرنيا ، سن ديه گو در ماه مارچ اجرا شد. اين جراحي بدون ايجاد هيچ نوع شکافي بر روي بدن عملي شده و مي تواند از ميزان درد و عفونت ناشي از جراحي يا اتاق عمل بکاهد و در عين حال بهبود بيمار را سرعت ببخشد.
نقشه ژنوم براي همه: ساختار دي ان اي توسط جيمز واتسون و نقشه ژنوم انسان توسط کرگ ونتر ارائه شده اند. اما اکنون هر فردي مي تواند نقشه ژنوم خود را با پرداخت 399 دلار در اختيار داشته باشد. در حال حاضر بحث هايي بر سر ارزشمند بودن اين اطلاعات در برابر هزينه مورد نياز براي دستيابي به آن درميان دانشمندان وجود دارد و در عين حال برخي از شرکتها شانس مشاهده اطلاعات ژنتيکي را براي علاقمندان فراهم آورده اند البته استفاده از اين امکان از گذشته نيز امکان پذير بوده است اما به دليل هزينه بالا استقبال از آن نشد.
در شيوه جديد با در اختيار داشتن نمونه اي از بزاق فرد مي توان دي ان اي فرد را استخراج کرده و پس از آن به بررسي تفاوتهاي کدهاي ژنتيکي موجود در آن پرداخت. در آينده اين اطلاعات مي تواند براي تشخيص بيماري هايي مانند سرطان مورد استفاده قرار گيرد.
ژنهاي جديد الزايمر: هيچ درمان، واکسن و روشي به جز کالبد شکافي براي تشخيص و مداواي آلزايمر وجود ندارد، اما شايد کشف چهار ژن جديد که با چهار فرم شناخته شده اين بيماري در ارتباطند بتواند اميدهايي را براي يافتن شيوه هاي تشخيص يا درمان زنده کند. اين ژنهاي جديد در نتيجه مطالعه بر روي هزار و 300 خانواده شناسايي شده اند اما هنوز تاثير دقيق آنها بر روي ابتلا به آلزايمر شناخته نشده است.
با اين حال محققان گمان مي برند اين ژنها مي توانند با مرگ سلولهاي عصبي در ارتباط باشند و بتوانند با ايجاد پروتئين هاي خاص از مرگ سلولهاي عصبي جلوگيري کنند. تا کنون ارتباط بيش از هزاران ژن با آلزايمر کشف شده است اما اين چهار ژن جديد هدفي جديد را براي توليد داروهاي کنترل اين بيماري مهلک ارائه کرده اند.
واکسن پنج گانه: واکسن پنج گانه که مي تواند در آن واحد بدن کودکان را در برابر پنج بيماري ، ديفتري ، کزاز ، سياه سرفه، فلج اطفال و آنفولانزا مقاوم سازد براي خانواده هايي که از ميزان ترس و وحشت کودکانشان از واکسنها آگاهند بسيار خوشايند خواهد بود. اين واکسن با نام پنتاکل بر روي بيش از پنج هزار کودک مورد آزمايش قرار گرفته و تنها آثار جانبي بسيار کوچکي در ميان آنها مشاهده شد.
با اين حال اين واکسن نيز بايد در چهار دوز مختلف و سه بار از سن دو تا 6 ماهگي و 15 تا 18 ماهگي تزريق شود. استفاده از اين واکسن علاوه بر کاهش ميزان تعداد تزريق به کودکان مي تواند مقاومت بدن کودکان را در برابر ويروسها و بيماري ها مقاوم و به روز نگه دارد.
سيستم کنترل ژنهاي سرطان سينه: سيستم کنترل ژنها به سرعت در حال تبديل شدن به يکي از قدرتمندترين سيستمهاي تشخيص و درمان سرطان است. سيستم Spot-Light با کنترل ژنهاي بيمار مي تواند بهترين دارو را براي تاثيرگذاري بيشتر بر روي سلولهاي سرطاني معرفي کند.
اين سيستم مي تواند تعداد ژنهاي عامل سرطان را در نمونه اي از نسوج سينه رديابي کند، در نتيجه هر چه تعداد ژنها در اين منطقه بيشتر باشد ، احتمال ابتلا به سرطان نيز بيشتر خواهد شد.
آزمايش خون براي سندروم داون: يکي از بهترين شيوه هاي تشخيص ابتلا به سندروم داون، آزمايش بر روي مايعي است که جنين را در بر گرفته است که اين شيوه به دليل استفاده از سوزن براي نمونه برداري به خصوص براي جنين هاي رشد کرده روشي خطرناک به شمار مي رود اما با کمک شيوه جديد مي توان تنها با کمک نمونه خوني مادر پي به ابتلا به اين بيماري برد.
به دليل اينکه مقاديري از دي ان اي نوزاد مي تواند وارد خون مادر شود اين آزمايش به گونه اي طراحي شده است تا بتواند ناهنجاري ها را در کروموزوم 21 دي ان اي جنين در خون مادر رديابي کند.
برچسب هاي دارويي ضد سرطان: اين برچسبها که در ماه سپتامبر به تاييد وزارت غذا و داروي ايالات متحده رسيده است مي تواند دوزي مناسب از داروها را به صورت مداوم در خون آزاد کرده و ميزان سروتونين و ديگر گيرنده ها را کاهش داده و متوقف کند. استفاده از اين برچسبهاي دارويي در حال حاضر براي مبتلايان به سرطان امکان پذير است.
پيوند ناي کشت داده شده: طي جراحي که در نوع خود و در جهان اولين به شمار مي رفت، پزشکان در اسپانيا ناي جديدي را که با کمک سلولهاي بنيادين بيمار توليد کرده بودند به بدن وي پيوند زدند. جراحان اميدوارند اين نوع از جراحي ها که در حال حاضر آزمايشي به شمار مي روند طي چند سال آينده تکميل شده و به صورت گسترده اي مورد استفاده قرار گيرد.

به گزارش ايسنا، يكي از روزنامههاي محلي ايالت «لوئيزيانا» در آمريكا از قول رييس يكي از بانكهاي اين ايالت نوشت: شنبه شب يكي از ماموران كنترل دستگاههاي خودپرداز پس از آن كه دستگاهي را در بانك منطقه «لوئيزيانا گراند» گشود تا طبق برنامه هر روزه آن را بازبيني كند، با دستههاي جويده شده اسكناس و يك لانه كه با اسكناسهاي 20 دلاري ساخته شده بود، مواجه شد.
اين مامور نيز در مصاحبهاي با اين روزنامه گفت: اصلا باورم نميشد كه چنين چيزي ديده باشم. طي چند سال خدمتم در بانكهاي مختلف تاكنون چنين چيز عجيبي نديده بودم.
اين موش بازيگوش با تلاش ماموران آتشنشاني ايالتي به دام افتاد و به مركز نگهداري حيوانات اين ايالت منتقل شد.
آیا میدانستید که یك سوم كسانی كه دچار چاقی مفرط هستند در كشورهای در حال توسعه زندگی می كنند ؟
آیا میدانستید که در بین كشورهای توسعه یافته بیشترین آمار در مقوله بارداری زودهنگام به آمریكا و انگلستان اختصاص دارد ؟
آیا میدانستید که آمار زنان گمشده چینی به 44 میلیون نفر می رسد ؟
آیا میدانستید که تعداد زنان آرایشگر برزیلی از تعداد سربازان این كشور بیشتر است ؟
آیا میدانستید که 81 درصد اعدام های صورت گرفته در سال 2002 در سه كشور جهان به وقوع پیوسته است ؟
آیا میدانستید که اطلاعاتی كه سوپرماركت های انگلیسی درباره مشتری های خود جمع آوری می كنند، بیشتر از اطلاعاتی است كه حكومت این كشور درباره شهروندانش دارد ؟
آیا میدانستید که متوسط عمر زنان ژاپنی 84 سال است؛ در حالیكه متوسط عمر زنان بوتسوانایی (كشوری در جنوب آفریقا) بیشتر از 39 سال نیست ؟
آیا میدانستید که در روسیه سالانه بیش از 12 هزار زن در نتیجه خشونت های خانوادگی جان خود را از دست می دهند ؟
آیا میدانستید که نیمی از شهروندان 15 ساله انگلیسی تجربه مصرف مواد مخدر را كسب كرده و یك چهارم جمعیت 15 ساله این كشور نیز سیگار مصرف می كند ؟
آیا میدانستید که در اتحادیه اروپا روزانه هر راس گاو به میزان 5/2 دلار مورد حمایت مالی قرار می گیرد، اما 75 درصد جمعیت قاره آفریقا با پولی بسیار كمتر از این رقم به زندگی روزانه خود ادامه می دهند ؟
آیا میدانستید که در بیش از 70 كشور جهان روابط همجنسگرایان ممنوع اعلام شده و در 9 كشور دیگر نیز برای این كار مجازات مرگ را در نظر گرفته اند ؟
آیا میدانستید که یك پنجم جمعیت دنیا با درآمد روزانه كمتر از یك دلار به حیات خود ادامه می دهند ؟
آیا میدانستید که 13 میلیون و دویست هزار آمریكایی در طول یك سال مورد جراحی زیبایی قرار گرفته اند ؟
آیا میدانستید که در اثر انفجار مین های زمینی، هر ساعت یك انسان جان خود را از دست می دهد و یك نفر دیگر نیز دچار معلولیت می شود ؟
آیا میدانستید که در هندوستان 44 میلیون كودك به عنوان كارگر مورد استفاده قرار می گیرند ؟
آیا میدانستید که در كشوهای صنعتی روزانه 6 تا 7 كیلوگرم مواد افزودنی وارد بدن انسان ها می شود ؟
آیا میدانستید که پردرآمدترین ورزشكار جهان، "تایگر وودز" گلف باز، در طول سال 78میلیون دلار و به عبارت دیگر در هر ثانیه 148 دلار درآمد كسب می كند ؟
آیا میدانستید که در آمریكا هفت میلیون زن و یك میلیون مرد نظم غذایی خود را از دست داده اند ؟
آیا میدانستید که تصادف وسایل نقلیه موتوری در هر دقیقه باعث مرگ دو نفر می شود ؟
آیا میدانستید که در كنیا یك سوم درآمد هر خانواده صرف رشوه دادن می شود ؟
آیا میدانستید که رقم معاملات غیرقانونی مواد مخدر در جهان به 400 میلیارد دلار می رسد ؟
آیا میدانستید که یك سوم آمریكایی ها سفر موجودات فضایی به زمین را باور می كنند ؟
آیا میدانستید که هر روز یك هفتم جمعیت جهان یعنی 800 میلیون نفر گرسنه می مانند ؟
آیا میدانستید که احتمال زندانی شدن مردان سیاه پوست آمریكایی 33 درصد می باشد ؟
آیا میدانستید که یك سوم جهان در شرایط جنگی به سر می برد ؟
آیا میدانستید که احتمال دارد ذخایر نفتی جهان در سال 2040 به پایان برسد ؟
آیا میدانستید که هشتاد و دو درصد سیگاری های جهان در كشورهای در حال توسعه زندگی می كنند ؟
آیا میدانستید که یك چهارم درگیری های مسلحانه برای دست یابی به منابع طبیعی صورت می گیرد ؟
آیا میدانستید که در قاره آفریقا سی میلیون نفر به ایدز مبتلا شده اند ؟
آیا میدانستید که تعداد افرادی كه در اثر خودكشی جان خود را از دست می دهند، بیشتر از تعداد كسانی است كه ضمن درگیری ها كشته می شوند ؟
آیا میدانستید که در آمریكا هر هفته به طور متوسط هشتاد و هشت دانش آموز به شكل مسلح وارد كلاس درس می شوند ؟
آیا میدانستید که در جهان حداقل سیصد هزار نفر زندانی عقیدتی وجود دارد ؟
آیا میدانستید که ارزش مالی بازار فروش فیلم های پورنوگرافی در آمریكا ده میلیارد دلار برآورد می شود ؟
آیا میدانستید که در دنیا بیست و هفت میلیون برده وجود دارد ؟
آیا میدانستید که هر انگلیسی روزانه به طور متوسط سیصد بار در محوطه تحت پوشش دوربین های مدار بسته قرار می گیرد ؟
آیا میدانستید که یكصد و بیست هزار زن و دختر جوان هر سال به خریدارانی در اروپای غربی فروخته می شوند ؟
آیا میدانستید که هر عدد میوه كیوی كه بوسیله هواپیما از زلاند نو به انگلستان حمل می شود، پنج برابر وزن خود گاز گلخانه ای به جو زمین اضافه می كند ؟
آیا میدانستید که احتمال بروز مشكلات روانی در فرزندان خانواده های فقیر، سه برابر بیشتر از احتمال بروز همین مشكلات در كودكان خانواده های مرفه می باشد ؟
آیا میدانستید که در امریکا پول از كاغذ درست نشده بلكه از كتان ساخته شده است ؟
آیا میدانستید که ۲۸٪ قاره آمریکا دست نخورده است. این میزان در مورد آفریقاى شمالى ۳۸٪ است ؟
آیا میدانستید که بر هر سانتی متر از سطح زمین ۱۰۵ كیلو گرم هوا وجود دارد ؟
آیا میدانستید که اگر تمام یخهای قطبی ذوب شوند آب دریاها ۱۴ متر بالا می آید ؟
آیا میدانستید که بیشترین روزنامه در چین به چاپ میرسد، روزانه ۱۰۰ میلیون تیراژ یا ۱۰ ٪ روزنامه جهان ؟
آیا میدانستید که آب دریا دارای طلاست و این مقدار در حدود ۴ گرم در هر میلیون تن آب است ؟
آیا میدانستید که فاصله سطح كره زمـیـن تـا مـركز آن حدود ۶۳۷۰ كیلومتر است ؟
این فیلم در جشنواره برلین جایزه خرس طلایی بهترین کارگردانی را دریافت کرد
هیئت معرفی فیلم برگزیده ایرانی به آکادمی علوم و هنرهای سینمایی که جایزه اش به اسکار مشهور است، فیلم "در باره الی" را به عنوان نماینده ایران در اسکار معرفی کرد.
این هیئت از میان چهار فیلم پیشنهادی، فیلم "در باره الی" را به عنوان نماینده سینمای ایران برای شرکت در بخش بهترین فیلم زبان خارجی در مراسم جوایز اسکار معرفی کرد.
پیش از این هیئت معرفی فیلم برگزیده ایرانی به اسکار، چهار فیلم "بی پولی" ساخته حمید نعمتالله،"بیست"ساخته عبدالرضا کاهانی، "تردید" ساخته واروژ کریم مسیحی و "درباره الی" ساخته اصغر فرهادی را از میان یازده فیلم انتخاب کرده بود.
هیئت معرفی فیلم به اسکار، اعلام کرده که "با توجه به شایستگی های فیلم آخر آقای فرهادی به لحاظ ساختار، مضمون و تکنیک و همچینن موفقیت آن در سطوح بین ملی و بین المللی و امکان پخش مناسب در آمریکای شمالی "در باره الی" را به اتفاق آرا برای رقابت در بخش اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان انتخاب کرده است."
بشنوید
اعضای این هیئت را کمال تبریزی، ایرج تقیپور، محمد داودی، مرتضی رزاق کریمی، جمال ساداتیان، کیانوش عیاری، علی معلم و امیر اسفندیاری تشکیل می دهند.
فیلم "در باره الی" سال گذشته بعد از حضور گلیشفته فراهانی، بازیگر این فیلم در فیلمی هالیوودی جنجال برانگیز شد به طوری که پای برخی مقامات دولتی برای شرکت این فیلم در جشنواره فجر به میان آمد و سرانجام این فیلم در جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و جوایزی نیز گرفت.

در فیلم "در باره الی" علاوه بر خانم فراهانی، ترانه علیدوستی، شهاب حسینی، مریلا زارعی، رعنا آزادی ور، احمدی مهرانفر، صابر ابر و مانی حقیقی بازی می کنند و موضوع آن سفر گروهی از دوستان به شمال است.
در جمع این گروه یک نفر بعد از سالها اقامت در آلمان به ایران بازگشته و بعد از جدایی از همسر آلمانی اش می خواهد با زنی ایرانی ازدواج کند. دوستان قدیمی این فرد سفری به شمال انجام می دهند و در این سفر از دختری به نام الی نیز دعوت می کنند تا در این سفر همراه آنها باشد، در دومین روز سفر، الی ناگهان ناپدید می شود و ماجرا برای یافتن وی ادامه می یابد.
فیلم در باره الی، چهارمین فیلم اصغر فرهادی است. آقای فرهادی پیش از این فیلمهای "رقص در غبار"، "شهر زیبا" و "چهارشنبه سوری" را کارگردانی کرده است.
این فیلم در جشنواره متعددی شرکت داشته و جایزه خرس طلایی بهترین کارگردانی جشنواره برلین و جایزه فیلم برگزیده جشنواره ترایبکا را از آن خود کرده است.
سال گذشته فیلم "آواز گنجشک ها" ساخته مجید مجیدی به آکادمی معرفی شد. تاکنون چهار فیلم از این کارگردان نماینده سینمای ایران برای حضور در جوایز اسکار بوده اند.
ایران از سال ۱۳۷۳ تقریبا به طور مرتب نماینده ای به اسکار معرفی کرده است. اما در این مدت فقط فیلم "بچه های آسمان" ساخته مجید مجیدی توانست به جمع پنج فیلم نامزد دریافت اسکار این بخش راه پیدا کند.
"زیر درختان زیتون"(عباس کیارستمی)، "بادکنک سفید" (جعفر پناهی)، "گبه" (محسن مخملباف)، "رنگ خدا" (مجید مجیدی)، "زمانی برای مستی اسبها" (بهمن قبادی)، "باران" (مجید مجیدی)، "من ترانه ۱۵ سال دارم" (رسول صدرعاملی)، "نفس عمیق" (پرویز شهبازی)، "لاکپشتها هم پرواز میکنند" (بهمن قبادی)، "میم، مثل مادر" (رسول ملاقلی پور)، "خیلی دور خیلی نزدیک" (رضا میرکریمی) و "کافه ترانزیت" از کامبوزیا پرتوی از جمله فیلم هایی هستند که در سال های گذشته به اسکار معرفی شده اند.
مهلت ارسال فیلم برای حضور در بخش اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی اول اکتبر به پایان می رسد و هشتاد و دومین دوره اسکار در ماه مارس سال آینده میلادی برگزار می شود.
|
تصاویر:هاشمی،رضایی،احمدی نژاد، موسوی و .. در ایام جنگ |
| هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی
|
حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز در
15 جمله

در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر میدانند، و گاهی اوقات پدران هم.
در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایدهای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.
در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم میكند.
در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.
در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود میسازد.
برای دریافت مطالب بیشتر کلیک کنید !!!ا
در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام میدهیم دوست داشته باشیم.
در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق میافتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان میدهند.
در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است.
در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.
در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق میتوان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
برای دریافت مطالب بیشتر کلیک کنید !!!ا
در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.
در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است.
در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر میكند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه میدهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت میشود.
در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.
در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست
| واكنش خانه احزاب به پيشنهاد محسن رضايی برای برگزاری انتخابات | |||
| |||
| تا زمانی كه تمام طرفهای درگیر یك انتخابات، فرهنگ انتخابات را نپذیرند ممكن است تشكیل دهها كمیته در این راستا نتواند ایفاگر نقش مثبتی باشد. | |||
|
به گزارش ایسنا، حمید قزوینی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در ارزیابی از ایده تشكیل كمیسیون ملی انتخابات كه از سوی محسن رضایی پیشنهاد شده، با بیان اینكه در حال حاضر هر پیشنهادی كه بتواند اعتماد مردم را جلب كند، مطلوب است، اظهار كرد: قانون انتخابات قابل اصلاح است و قانون اساسی نیز اجازه میدهد در چارچوب قوانین عادی، ساز و كارهای منطقی و به روزی را برای انتخابات در نظر بگیریم. حال اگر بشود ساز و كارهایی را در نظر گرفت تا نفوذ دستگاههای اجرایی و دولتی كمتر شود ایده بسیار خوبی است.
وی افزود: البته میتوان موارد دیگری را نیز بررسی كرد، اما گاهی نهاد نظارتی در مقام اجرا ایفای نقش میكند، در حالی كه تنها باید كار نظارتی و نه اجرایی داشته باشد، همچنین برخی نیروها نیز نباید در فرآیند برگزاری انتخابات دخالت كنند، كه مجموعه این موارد میتواند مورد بحث قرار بگیرد. قزوینی همچنین با مورد توجه قراردادن نقش احزاب، نخبگان و حقوقدانان در بررسی چنین پیشنهادی گفت: نتیجه تشكیل چنین كمیتهای نمیتواند بد باشد. وی خاطرنشان كرد: باید فضایی را فراهم كرد تا كسانی كه حرفی برای گفتن و تجربهای برای منتقلكردن دارند، ایدههایشان را مطرح كنند و در این راستا مركز پژوهشها و نمایندگان مجلس شورای اسلامی میتوانند روی این پیشنهاد بیشتر بحث كنند و جلوی برخوردهای سلیقهای را بگیرند و اعتماد مردم را به روند برگزاری انتخابات بیشتر كنند. سخنگوی خانه احزاب تاكید كرد: اگرچه نیت آقای رضایی برای دادن پیشنهاد تشكیل یك كمیسیون ملی انتخابات، خیر و در راستای كمك به برگزاری یك انتخابات سالم بوده، ولی باید دانست قبل از هر چیز باید همه طرفهای درگیر انتخابات فرهنگ انتخابات را بپذیرند. وی افزود: به هر ترتیب انتخابات الزاماتی دارد و در صورت رعایتنكردن آن توسط افرادی كه درگیر جریان انتخابات میشوند، ممكن است دهها كمیسیون و كمیته نتوانند ایفاگر نقش مثبتی باشند؛ چنانكه در همین انتخابات اخیر شاهد بروز برخی موارد بودیم؛ بنابراین باید در ارتقای چنین فرهنگی تلاش شود.
| |||
آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری در دیدار اعضای شورای مرکزی خانه احزاب ایران با بیان اینکه عملکرد نادرست هیچکس نباید به پای " اسلام " نوشته شود ، بزرگترین آرزوی خود را پیگیری اهداف پیشتازان انقلاب بر شمرد و تاکید کرد : تبلیغات گسترده امروزه علیه کارآمدی دین مبین اسلام ، وظیفه همه دلسوزان و وفاداران به نظام را دو چندان می کند .
آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی عصر یکشنبه در دیدار با اعضای شورای مرکزی خانه احزاب ایران با مهم دانستن دغدغههای احزاب در کشور،یکی از بزرگترین آرزوهای مبارزان در پیش و پس از انقلاب اسلامی را حفظ و ارتقاء جایگاه الهامبخش اسلام خواند و گفت: تبلیغات گستردهای که امروزه علیه کارآمدی و الهامبخشی دین مبین اسلام صورت میگیرد، وظیفه همه دلسوزان و وفاداران به نظام و انقلاب را دو چندان میکند و همه ما موظفیم به گونهای رفتار کنیم که عملکرد نادرست هیچکس به پای اسلام نوشته نشود و خدای ناکرده هیچکدام ما حجاب اسلام نشویم.
رئیس مجلس خبرگان رهبری یکی از اهداف بلند سند چشمانداز ۲۰ ساله کشور را الهامبخشی اسلام و قرآن برای ایران و منطقه خواند و تاکید کرد: در برهه حساس کنونی همه دلسوزان نظام در معرض آزمایش بزرگی هستند و باید نهایت تلاش خود را به کار ببندیم که از آن سربلند بیرون بیاییم.
وی با تاکید بر اینکه در حال حاضر جز حفظ و نظام و منافع کشور و مردم و همچنین دفاع از اسلام به عنوان ادارهکننده کشور آرزویی نداریم، تصریح کرد: بزرگترین آرزوی من این است که اهدافی که پیشتازان انقلاب در بدترین شرایط به دنبال آن بودند پیگیری شود.
هاشمی رفسنتجانی با اشاره به جنجالآفرینی برخی رسانهها در مورد سخنانش در اجلاس خبرگان رهبری در خصوص طرح برخی افراد دلسوز و خیرخواه گفت: متاسفانه برخی افراد و رسانهها که خود را در بهشت برین میبینند شتابزده در خصوص این اظهارات عکسالعمل نشان دادند ولی باید متذکر شوم افرادی دلسوز در مجمع تشخیص مصلحت نظام پیشنهاد دهنده این طرح به اینجانب بودند که مورد موافقت بنده نیز قرار گرفت و قرار است نتایج آن به زودی در دیداری که با آنان خواهم داشت مورد بحث قرار گیرد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از سخنانش وظیفه احزاب کشور را در شرایط کنونی خطیرتر از گذشته خواند و تاکید کرد: منطق و تجربه بشری نشان میدهد که اگر قرار است کشور با انتخابات و رای مردم اداره شود، بدون احزاب قدرتمند و برنامهدار امکانپذیر نخواهد بود.
رئیس مجلس خبرگان رهبری احزاب را پیش برنده و ضربهگیر نظام خواند و با تاکید بر اینکه هیچچیز جای احزاب را در اداره کشور نمیتواند بگیرد، تاکید کرد: خانه احزاب میتواند در نبود احزاب نیرومند در کشور در حل بسیاری مسائل و مشکلات کشور کارساز و موثر باشد.
در ابتدای این دیدار آیتالله موسوی تبریزی دبیرکل خانه احزاب کشور و همچنین آقایان کاشفی، کنعانیمقدم، صفرزاده-یحیوی، شیخیانی؛ مرتضوی و سرکار خانم راکعی برخی دیگر از اعضای شورای مرکزی این تشکل با تشریح مسائل و تحولات کشور در شرایط حساس کنونی، دغدغهها و نگرانیهای خود را در مورد حوادث اخیر و نحوه برخورد با آن و نیز شرایط حساس احزاب کشور بیان کردند و خواستار استفاده از ظرفیتهای آیتالله هاشمیرفسنجانی برای برون رفت از این شرایط شدند.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مسجد سلیمان سخن می گفت ضمن تبریک فرا رسیدن هفته دفاع مقدس و سال جدید تحصیلی افزود : امیدواریم دانشجویان عزیز ، ماه مبارک رمضان را با روحیه ای تازه پشت سر گذاشته و ماههای آینده را با امید هرچه بیشتر آغاز کنند.
دکتر رضایی با قدردانی از مردم شریف مسجد سلیمان بدلیل حضور پرشور در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اظهار داشت: مسئولین و فعالان سیاسی کشور، پس از انتخابات در معرض امتحانات سختی قرار گرفتند زیرا آرامش بیشتر در فضای پیش از انتخابات فراهم بود و متأسفانه پس از انتخابات فضای سنگین امنیتی در جامعه بوجود آمد وی ادامه داد: به غیر از ملت ایران برخی از مسئولان و فعالان سیاسی ، نمره پائینی در تدبیر وحل و فصل بحران بدست آوردند و در حقیقت مردم، سرافراز قبل و بعد از انتخابات بودند.
رضایی در پاسخ به سوالی که چرا شما مثل آقایان کروبی و موسوی از معترضین حمایت نکردید گفت : بنده پس از حوادث اخیر پیشنهاد کردم که هرچه زودتر دادگاهی برای تعرض کنندگان به حقوق مردم تشکیل شود. و در کنار آن در تعطیلی زندان کهریزک و در آزاد سازی بیش از 50 نفر از کسانی که بی گناه به زندان افتاده بودند تلاش کردم ولی راههای دیگر را نمی پسندم.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد راه برون رفت از بحران های فعلی گفت: راه برون رفت از این اوضاع برادری و وحدت است البته نه وحدت و برادری برای معامله و سازش بلکه وحدت در سمت و سوی دفاع از حقوق مردم و نظام ، لذا تفرقه ها و دعواها به جامعه زیان واردخواهد کرد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام اضافه کرد: وقایع اخیر تلخ است و آثار آن همچنان باقی است و با وحدت و برادری باید درصدد ساختن آینده خود باشیم.
رضایی درباره انتخابات آینده اظهار داشت: نواقصی که در انتخابات گذشته بود باید در انتخابات بعدی برطرف شود در غیر این صورت مردم سالاری دینی ضعیف خواهد شد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با مطرح کردن طرح تشکیل کمیسیون ملی انتخابات بیان کرد: باید کمیسیون ملی انتخابات تشکیل شود تا دولت از مداخله در امور انتخابات منع گردد و در حقیقت با این کار اعتماد مردم بیشتر جلب خواهد شد لذا ما در این طرح بدنبال اصلاح نظام و قانون انتخابات هستیم و اگر در ساماندهی این طرح موفق شویم بسیاری از مشکلات انتخابات حل خواهد شد.
رضایی در ادامه گفت: ما در شرایطی بودیم که کشور و مردم خود را برای یک جهش عظیم آماده می کردند، این امر از حضور بی سابقه ایرانیان داخل و خارج هویدا بود اما حوادثی که پس از انتخابات بوجود آمده دست اندازی، در مقابل این جهش بزرگ ملت ایران بوجود آورد و در این امر همه ما مسئول هستیم.
وی ادامه داد: در دوران دفاع مقدس وحدت و برادری و کنار گذاشتن جهت گیریهای مختلف و تحمل انتقادات از سوی فرماندهان ارشد و سایرین منجر به این شد که رزمندگان اسلام به پیروزیهای چشمگیری دست پیدا کنند و شاید تلاقی این ایام با هفته دفاع مقدس موقعیتی ایجاد کند که همه ما در نحوه رفتار خود تجدید نظر کنیم.
رضایی درباره اعتراضات اخیر مردم به نتایج انتخابات گفت: همانطور که برای مشارکت مردم حقی قائل هستیم باید برای اعتراضات مردم هم حقوقی قائل شویم و اگر اعتراضات قانونی باشد و رهبران اعتراضات، گفتمان اخلاقی و قانونی را رعایت کنند، نهادهای حکومتی هم باید بپذیرند که این اعتراضات جزئی از مردم سالاری دینی است و مشکلی بوجود نخواهد آورد و اگر عکس این امر باشد حوادث جبران ناپذیری بوجود خواهد آمد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تأکید کرد: حوادث اخیر نشان داد که ما باید دموکراسی، مردم سالاری دینی و ظرفیت خود را افزایش دهیم و لذا اگر اموری مانند مناظرات ایام انتخابات ادامه پیدا کند، با روشن شدن حقایق، مردم نیز آرامش از دست رفته خود را باز پس خواهند گرفت.
وی تأکید کرد: اگر نامزدهای انتخاباتی و نهادهای نظارتی با یکدیگر همکاری می کردند مشکلات امروز بوجود نمی آمد .
رضایی در پایان تاکید کرد: راه حل مشکلات در گرو برادری و وحدت همه نیروهای دلسوز انقلاب است.
|
یک زن امریکایی که یک درمانگاه بارورسازی ، جنین یک زوج دیگر را به اشتباه در رحم او قرار داده بود پسر متولد شده را به والدین اصلی برگرداند. | |
به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی بی بی سی ، این زن در ماه فوریه از رخ دادن این اشتباه مطلع شده بود اما تصمیم گرفت به حاملگی خود ادامه دهد و بچه را پس از تولد به والدین بیولوژیکی ان تحویل دهد. این زن به نام کارولین ساویج سالها منتظر بچه دار شدن بود اما پس از چند سال انتظار در نهایت متوجه شد جنینی که در رحم او قرار داده شده است متعلق به وی نیست. پس از فاش شدن اشتباه در پیوند زدن جنین به رحم این زن این نگرانی بوجود امده است که صدها زوج مراجعه کننده به این درمانگاه بارورسازی جنین های متعلق به دیگران را در رحم خود پرورش داده باشند. مسئولان این درمانگاه با عذرخواهی از این اشتباه اعلام کرده اند آماده هستند بر روی زوج هایی که پس از مراجعه به این درمانگاه صاحب فرزند شده اند آزمایش دی ان ای انجام دهند تا انها را در مورد فرزندان خود مطمئن سازند.
|

بهنام ابطحی بعد از همکاری مستمر با سعید شهروز در هفت آلبوم برای آلبوم هشتم شهروز قید خودش رو زد و زمینه رو برای حضور بهروز صفاریان در مقام تنظیم کننده در کنار شهروز فراهم کرد تا هم شهروز از حلقه ی تکرار خارج بشه هم خودش برای فعالیت های جدید از کارهای تکراری فاصله بگیره .
اولین حرکت بهنام بعد از جدایی از سعید حضور در کنسرت یونیسف بود که آبان ماه سال گذشته به صورت کنسرت مشترک مانی رهنما ، مهران مدیری ، رضا یزدانی و علیرضا عصار برگزار شد .
بعد به همراه ارکستر کارما و با خوانندگی حمید حامی در بیست و چهارمین جشنواره ی بین المللی موسیقی فجر حضور پیدا کرد .
حرکت بعدی بهنام آهنگسازی برای سریال فاکتور هشت بود که نشان از مفید بودن این فاصله هم برای بهنام و هم برای شهروز داشت .
تیر ماه امسال هم قرار به برگزاری کنسرتی از بهنام ابطحی به همراه ارکستری بزرگ بود که چند روز مانده به اجرا بنا به دلایلی نامعلوم !!! کنسل شد یا به عبارتی به تاریخ دیگه ای موکول شد ! تا در فعالیت های جدید بهنام وقفه ایجاد شود ... شهریور ماه دوباره خبرهایی از تاریخ جدید برگزاری این کنسرت روی سایت ها رفت که البته هنوز در برگزاری این کنسرت در تاریخ اعلام شده شک و شبهه وجود داره !
|
كرك جديد آنتي ويروس License Kaspersky Internet Security 2007 & 2009 & NOD32 Smart Security |
|
|
| لايسنسهاي جديد كسپرسكي و نود 32 در تاريخ : 2009/09/25 جديدترين لايسنس آنتي ويروس قدرتمند كسپرسكي را از آسان دانلود دريافت نماييد. همان طور كه ميدانيد آنتي ويروس قدرتمند Kaspersky Internet Security 2007 & 2009 كه در رده يكي از بهترين آنتي ويروس ها جهان قرار گرفته است. كرك هاي متعددي براي اين آنتي ويروس قرار داده شده است كه بعد از يك مدت اين كرك در ليست سياه Kaspersky قرار گرفته مي شود و به شما اجازه آپديت كردن نرم افزار را نمي دهد و شما را مجبور به استفاده كرك جديد يا پاك كردن آنتي ويروس ميكند. طريقه استفاده و كرك كردن نرم افزار: - افرادي كه اين آنتي ويروس قدرتمند را دريافت نكرده اند مي توانند آن را دانلود نمايند و از اين لایسنس استفاده كنيد - كساني كه نرم افزار را نصب كرده اند و كرك قبلي آنها از كار افتاده است مي توانيد آنتي ويروس را Uninstall كرده و سپس بعد از رستارت كردن كامپيوتردوباره آنتي ويروس را نصب كنيد و آن را كرك كنيد. توجه : آن دسته از دوستاني كه آنتي ويروس را نمي خواهند Uninstall كنند مي توانند از مراحل زير استفاده كنند بر روي آنتي ويروس خود كليك كرده و آن را اجرا كنيد سپس بر روي گزينه Activation كليك كرده و در قسمت View detailed info on keys روي Delete Key كليك كنيد. و بر روي Yes كليك كنيد حالا در قسمت Purchase Key گزينه Install Key كليك كنيد. با انتخاب كردن گزينه Apply existing license key روي دكمه Next كليك كنيد. حالا دكمه Browse كليك كنيد و در پنجره باز شده فايل كرك كه از وب سايت آسان دانلود گرفته ايد را انتخاب كنيد را انتخاب كنيد و روي دكمه Open كليك كنيد روي دكمه Next كليك كنيد حالا بر روي Finsh كليك كنيد آنتي ويروس شما كرك شد و امیدوارم در استفاده از این نرم افزار قدرتمند نهایت استفاده را ببرید |










