تبليغاتX
TAKROKI

یان کرشاو

برگردان : علی محمد طباطبایی

هنگامی که هیتلر در ۱۹۳۳ صدراعظم آلمان گردید، بسیاری از مردم این کشور با نظر تردید به او می‌نگریستند. لیکن تبلیغات «پیشوا» و موفقیت‌های نظامی به زودی او را تبدیل به یک بت کردند و مجیز گویی از او به فاجعه‌ی رایش سوم کمک بسیار نمود.
« امروز تمامی آلمان هیتلر است ». این عنوان یکی از روزنامه‌های منتشره در ۴ آگوست بود که دگرگونی بسیار مهم در قدرت سیاسی را که تازه بوقوع پیوسته بود اعلام می‌نمود. دو روز قبل از آن که رئیس جمهور رایش پائول فن هیندن‌بورگ در گذشته بود، هیتلر بی درنگ برای لغو مقام ریاست جمهوری رایش و به دست آوردن سوگند ارتش برای اطاعت بی قید و شرط از خود به عنوان « پیشوای رایش و مردم آلمان » دست به کار شد. او اکنون بالاترین مقام کشور بود و فرمانده کل ارتش و همینطور رئیس دولت و بالاترین مقام حزب انحصاری NSDAP (۱). هیتلر بدون هر گونه مخالفت و محدودیت مبتنی بر قانون اساسی قدرت تمام و کمال را در آلمان در اختیار داشت. با این وجود عنوان خبری که به آن اشاره شد حکایت از چیزی بیش از تغییر اساسی در قدرت سیاسی کشور بود. آن تیتر به طور تلویحی اشاره بر آن داشت که هویت هیتلر و هویت کشوری که بر آن حکومت می‌کرد با هم یکی شده و در واقع یک پیوند کامل میان مردم آلمان و هیتلر را اعلام می‌کرد.
همه پرسی که متعاقب آن در ۱۹ آگوست ۱۹۳۴ بوقوع پیوست تا تغییرات در قدرت سیاسی کشور را مشروعیت بخشد دقیقاً به اثبات رساندن همین هویت جدید را نشانه گرفته بود. « هیتلر برای آلمان تمام آلمان برای هیتلر » شعار روز بود. هرچند همانگونه که پیامدهای بعدی نشان دادند واقعیت از تبلیغات عقب مانده بود. مطابق با آمار رسمی بیش از یک ششم رای دهندگان در برابر فشار شدید برای همساز شدن مقاومت کرده و از دادن رای موافق خودداری کرده بودند. در بعضی نواحی بزرگ کارگری تا یک سوم مردم به هیتلر رای ندادند. با این وجود یک یا دو نکته وسوسه انگیز وجود داشت که جاذبه شخصی هیتلر را از گیرایی خود رژیم یا حتی حزب بالاتر می‌برد. بر روی یک برگه رای در پوتسدام نوشته شده بود: « موافقت با آدولف هیتلر بله اما مخالفت با کله گنده‌های حزب نازی ». همین عقیده را می‌شد در نقاط دیگر هم مشاهده کرد.
در زیر ظاهری از تملق و چاپلوسی از پیشوا که به طور پیوسته توسط تبلیغات یک شکل رسانه‌ها و با بوق و کرنا اعلام می‌گردید، نشانه‌های متعددی وجود دارد که گیرایی هیتلر آن گونه هم که تصور می‌شد مطلق نبوده است، حتی در دوره‌ای که بعد‌ها اغلب به عنوان « سالهای خوب » به خاطر آورده می‌شد، یعنی در اواسط دهه ۱۹۳۰. یک مثال از انتقاد شدید را که خود هیتلر را نشانه گرفته بود می‌توان در گزارشی از گشتاپو در برلین و در مارچ ۱۹۳۶ ملاحظه کرد. مدارای هیتلر با فساد و زندگی مسرفانه کله گنده‌های حزب آنهم در زمانی که استانداردهای سطح زندگی فقیرانه هنوز هم بیشتر آلمانی‌های معمولی را متاثر کرده بود شدیداً مورد انتقاد قرار می‌گرفت: « چرا هیتلر این‌ها را تحمل می‌کند؟ ». مطابق با آن گزارش از گشتاپو این پرسشی بر لبهای بسیاری از مردم بود و روشن بود که « اعتماد مردم به شخص هیتلر در حال حاضر دستخوش یک بحران قرار گرفته است ».


فراموش شده در شادی و وجد

هرچند یک روز پس از ارائه این گزارش نیروهای نظامی آلمان وارد منطقه غیر نظامی راین لند شدند. در یک حرکت تماشایی که به طور کامل ضعف دموکراسی‌های غربی را به نمایش گذاشته بود هیتلر توانست بزرگترین پیروزی خود در سیاست خارجی را تا آن زمان جشن بگیرد. مشکلات داخلی ماه‌های پیش شامل کمبود مواد غذایی، قیمت‌های بالا، دستمزدهای پائین و در نواحی کاتولیک خصومت بیشتر با رژیم در خصوص کشمکش میان کلیسا و حکومت موقتاً در وجد و سرخوشی آن روزها به فراموشی سپرده شدند.
علی رغم بی معنایی نتایج انتخابات در پایان ماه، هنگامی که در بحبوحه‌ی دستکاری و تقلب در آرای انتخاباتی و تبلیغات شدید برای سازگاری مردم با شرایط جدید مطابق با آمار رسمی ۹/۹۸ درصد به فهرست و بنابراین به رهبر رای دادند، نظامی کردن مجدد راین لند بدون هرگونه تردید حرکتی شدیداً مورد علاقه و توجه مردم آلمان بود و محبوبیت هیتلر را به نحو قابل توجهی بالا برد و این عملی بود که مردم آن را به رهبری جسورانه و ماهرانه‌ی خود هیتلر نسبت می‌دادند. در واقع می‌توان پذیرفت که میان مرگ هیندن بورگ در آگوست ۱۹۳۴ و ورود به اتریش و سرزمین سودت در چهار سال پس از این تاریخ، هیتلر عملاً در بدست آوردن حمایت اکثریت مردم آلمان موفق شده بود و این همان چیزی بود که برای مسیر فاجعه آمیز بعدی سیاست در آلمان از اهمیت بی حد و اندازه برخوردار بود. شاید گذشته از پیامد بلافاصله پیروزی حیرت انگیز در فرانسه در تابستان ۱۹۴۰، محبوبیت هیتلر هرگز بیشتر از دوره موفقیت سیاست خارجی او در ۱۹۳۸ نبوده است.

سباستیان ‌هافنر در تحقیقات تاریخی خود در باره‌ی این دوره به طور قابل قبولی به این نتیجه رسیده است که هیتلر در ۱۹۳۸ موفق به بدست آوردن « حمایت اکثریت بزرگی از آن اکثریتی گردید که در ۱۹۳۳ بر ضد او رای داده بودند ». در واقع‌هافنر فکر می‌کرد که هیتلر در آن زمان تقریباً تمامی مردم آلمان را در پشت سر خود متحد ساخته بود و این که بیش از ۹۰ درصد مردم آلمان در آن زمان « به پیشوا معتقد بودند ». در فقدان هرگونه آزمون واقعی برای ارزیابی نظرات مردم و درشرایط ارعاب و سرکوب کسانی که شاید جرئت به چالش گرفتن تبلیغات رسمی به سرشان می‌زد، هنگامی که تنها نظر عمومی که وجود داشت همان نقطه نظرات عوامل رژیم بود، چنین برآوردی فقط می‌توانست یک حدس باشد و احتمالاً بیش از اندازه بالا. در عین حال انکار آن به نظر دشوار می‌آید که رژیم از ۱۹۳۳ حمایت زیادی به دست آورده بود و این هم البته به مقدار بسیاری به آنچه « دستاوردهای شخصی هیتلر » تلقی می‌شد باز می‌گشت. تمرکز یک طرفه و شخصیت پردازانه بر « موفقیت‌های رژیم » مظهری بود از تلاش‌های بی پایان تبلیغات و هدف آنها به طور آگاهانه ایجاد تصویر مبالغه آمیز از هیتلر به عنوان یک نابغه‌ی برجسته بود. این تا به آنجا پیش رفت که ژوزف گوبلز در ۱۹۴۱ توانست تا حدی به طور موجه از ایجاد « افسانه‌ی پیشوا » به عنوان بزرگترین دستاورد تبلیغاتی خودش سخن گوید

تصویر حاصل از تبلیغات هرگز از آنچه خود هیتلر در سخنرانی‌اش در رایشتاگ در ۲۸ آوریل ۱۹۳۹ بیان کرد (که‌هافنر نیز آن را نقل می‌کند) نبوده است:

فقط با تلاش‌های خودم
«من به هرج و مرج در آلمان پایان دادم، نظم را دوباره برقرار ساختم، تولیدات را در تمامی عرصه‌های اقتصاد ملی به نحو قابل توجهی بالا بردم... من در اسکان مجدد و کامل آن ۷ میلیون بیکار که قلب‌های ما را متالم کرده بودند در تولیدات مفید موفق گشتم... من نه فقط ملت آلمان را از جهت سیاسی متحد ساختم که آن را از نظر نظامی نیز دوباره مجهز نمودم و من برای لغو برگ برگ آن عهدنامه و آن ۴۴۸ بندی که محتوی شرم آور ترین تجاوزاتی است که هرگز ملتی به آن گردن نهاده است تلاش کردم. من سرزمین‌هایی را که از ۱۹۱۹ از آلمان ربوده شده بود دوباره به رایش ملحق ساختم، من باعث شدم که میلیون‌ها آلمانی شدیداً اندوهگین که از ما جدا مانده بودند دوباره به سرزمین پدری خود متصل شوند. من اتحاد هزارساله فضای زندگی آلمانی‌ها را از نو برقرار ساختم و برای تکمیل و به انجام رساندن تمامی آنها و آنهم بدون ریختن قطره‌ای خون و بدون ایجاد درد و رنج برای انسان‌ها یا تحمیل جنگ به مردم آلمان یا هر جای دیگر تلاش نمودم. من همان کسی هستم که ۲۱ سال پیش هنوز کارگری ناشناس و سرباز مردم بود، شخصی که با تلاش‌های خود تمامی این‌ها را به انجام رسانده است ».

البته این ادعا که تغییرات در سرنوشت آلمان صرفاً با تلاش‌های یک نفر به تنهایی ایجاد گردیده، مضحک بود. در این شرح مستوفی از آنچه بیشتر آلمانی‌های معمولی آن زمان آن را صرفاً به عنوان موفقیت‌های خیره کننده شخصی پیشوا تلقی می‌کردند آنچه مسحور کننده است این بود که آنها مظهری از « موفقیت‌های » ملی بودند و نه بازتابی از جهان بینی خود هیتلر. در آن قطعه از وسواس بیمار گونه‌ی هیتلر چیزی از « نابود کردن » یهودی‌ها یا نیاز برای جنگ جهت به دست آوردن فضای برای زندگی وجود نداشت. برقراری مجدد نظم، حیات تازه بخشیدن به اقتصاد، برطرف کردن بلیه‌ی بی کاری، لغو محدودیت‌های قرار داد نفرت انگیز ورسای و استقرار وحدت ملی همگی دارای پژواک‌های گسترده‌ی مردمی بودند و از نازی‌های جان سخت بسیار فراتر می‌رفتند و در واقع در شیوه‌های متفاوت به تمامی بخش‌های جامعه باز می‌گشتند. سنجش افکار عمومی مدت‌ها پس از پایان جنگ دوم نشان می‌دهد که بسیاری از مردم حتی در آن زمان نیز این « موفقیت‌ها » را به نوعی با خود هیتلر در ارتباط قرار می‌دادند

http://tnt1900.blogfa.com/post-23.aspx

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در دوشنبه 30 دی1387 ساعت 19:42 | لینک ثابت |
 روز از «محاكمه در خيابان» گذشت

«فروتن» پس از فيلم‌هايي چون «مرسدس»، «فرياد»، «اعتراض» و «سرباز‌هاي جمعه»، پنجمين هم‌كاري خود با «مسعود كيميايي»‌ را در «محاكمه در خيابان» با ايفاي نقش نكويي (همسر كاراكتر نيكي كريمي در فيلم) پشت سر مي‌گذارد.
بنا بر اين گزارش، نقش «فروتن» نسبت به 4 هم‌كاري قبلي وي با «مسعود كيميايي»،‌ متفاوت و از بار منفي‌تري برخوردار است.
همچنين «ارژنگ اميرفضلي» و «حامد بهداد» نيز از بازيگراني هستند كه در فيلم جلوي دوربين رفته‌اند و بازي «حامد بهداد» در فيلم به اتمام رسيده است.
به گزارش فارس، «پولاد كيميايي» همانند «حكم» و «رئيس» نقش محوري و اصلي فيلم را برعهده دارد.
با توجه به اين كه «محاكمه در خيابان» در سطح شهر تهران اتفاق مي‌افتد، لوكيشن‌هاي اين فيلم در خيابان‌هاي كامرانيه، ميدان فردوسي، اتوبان قم، اتوبان همت و فرودگاه امام خميني(ره) قرار داشته است.
برخي از ديگر عوامل سازنده «محاكمه در خيابان» عبارتند از:
مدير و مجري طرح: حميدرضا افشار، مدير فيلمبرداري: تورج منصوري، مدير صدابرداري: اسحاق خانزادي، طراح لباس و صحنه: رضا مهدي‌زاده، طراح چهره‌پردازي: محمد قومي، مدير تداركات: حميد پرهيز، مدير توليد:محمدصادق آذين، عكس: بابك بروزيه، مدير روابط عمومي: آيدا مصباحي.
بازيگران: نيكي كريمي، پولاد كيميايي، حميد افشار، نگار فروزنده، ارژنگ اميرفضلي، علي‌اصغر طبسي و شاهپور كلهر.
با معرفي شبنم درويش و محمد مويد و با حضور محمدرضا فروتن، حامد بهداد و شقايق فراهاني.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در دوشنبه 30 دی1387 ساعت 19:32 | لینک ثابت |
دومين بخش از تريلوژي «اخراجي‌ها» در راه جشنواره فيلم فجر

95 دقيقه از «اخراجي‌ها 2 » بدون دو سكانس پاياني و بدون جلوه‌هاي ويژه و تروكاژهاي كامپيتوري به دفتر جشنواره ارائه شد
دومين بخش از تريلوژي «اخراجي‌ها» در راه جشنواره فيلم فجر
دومين بخش از تريلوژي «اخراجي‌ها» در راه جشنواره فيلم فجر

- نسخه اوليه «اخراجي‌ها2» ساخته «مسعود ده‌نمكي» به دفتر دبيرخانه جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر ارائه شد. مسعود ده‌نمكي با اعلام اين خبر اظهار داشت: ديشب نسخه 95دقيقه‌اي "اخراجي‌ها2" بدون دو سكانس پاياني و بدون جلوه‌هاي ويژه و تروكاژهاي كامپيتوري به دفتر دبيرخانه جشنواره فيلم فجر ارسال شد تا مورد بازبيني اعضاي هيأت انتخاب جشنواره قرار بگيرد.
وي گفت: "امير توسلي" موسيقي متن فيلم را مي‌سازد، دو سكانس پاياني فيلم توسط "بهزاد مصلح" در حال تدوين است و همچنان كارهاي فني فيلم ادامه دارد وبعيد است در روزهاي آينده به پايان برسد.گفته مي‌شود نسخه نهايي فيلم "اخراجي‌ها2" كه قرار است اكران ‌شود، 120 دقيقه است.
بنا براين اين گزارش، اكبر عبدي، امين حيايي، حسام نواب‌صفوي، محمدرضا شريفي‌نيا، ارژنگ اميرفضلي، عبدالرضا اكبري، بيوك ميرزايي، محمود مقامي، سيدجواد هاشمي، قاسم زارع، جواد رضويان، شيلا خداداد، نگار فروزنده، نيوشا ضيغمي، منوچهر آذر، ميناجعفرزاده، ابولفضل همراه، شاهرخ نورمحمدي، ليلا بلوكات از جمله بازيگران شناخته شده‌اي هستند كه در «اخراجي‌ها2» مقابل دوربين تورج منصوري قرار گرفته‌اند.
«اخراجي‌ها2» دومين قسمت از تريلوژي «اخراجي‌ها» خواهد بود كه ادامه مستقيم «اخراجي‌ها2» است و به روايت حال و هواي دوستان مجيد سوزوكي در اسارت مي‌پردازد كه به ادامه سرنوشت دوستان مجيد و خانواده‌هاي آنان پس از شهادت وي مي‌پردازد.
«اخراجي‌ها2» برداشتي آزاد از يكي از حوادث ناگفته دوران جنگ خواهد بود.
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در دوشنبه 30 دی1387 ساعت 19:29 | لینک ثابت |

بهترین و بدترین خودروهای داخلی کدامند؟

 
در تازه‌ترين رده‌بندي سطح كيفي خودروهاي توليد داخل، گرندويتارا به صدر جدول رفت و پرايد صبا نيز بالاتر از پژو روآ قرار گرفت.

در اين گزارش رده‌بندي كه توسط سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران منتشر شده و به آذرماه سال جاري مربوط است، 24 خودرو تحت ارزيابي كيفي قرار گرفته و برحسب ميزان نمرات منفي، رتبه‌بندي شدند.

خودروهاي حاضر در اين رتبه‌بندي نيز مانند ماه‌هاي پيشين در 9 معيار سيستم فنربندي، تعليق و فرمان، موتور و انتقال قدرت، ترمز، تجهيزات الكتريكي، تزئينات داخلي و خارجي، صداهاي غيرعادي، بدنه، نفوذ آب و رنگ ارزيابي شده و در نهايت محصولاتي كه نمره منفي آنها بين صفر تا 120 بوده در دسته خيلي خوب، بين120 تا 200 در گروه خوب، بين 200 تا 277 در دسته قابل‌قبول و بين 277 تا 410 نيز در سبد حداقل قابل‌قبول‌ها، جاي گرفتند. البته در اين نوع رتبه‌بندي‌ها، خودروهايي با امتياز منفي بيش از 410، غيرقابل قبول به حساب مي‌آيند كه طي رتبه‌بندي آذرماه، هيچ محصولي در اين سطح قرار نگرفته است.

از نكات جالب رده‌بندي اخير سطح كيفي خودروها، وضعيت كيفي پرايد صبا است كه با كاهش 6 امتيازي امتياز منفي خود،‌ يك رده صعود كرده به دسته قابل‌قبول‌ها آمده است. همچنين پژو روآ نيز با افزايش نمره منفي،‌ پايين‌تر از صبا قرار گرفت. از سوي ديگر زانتيا هم با جهشي چند پله‌اي به رده سوم جدول صعود كرد. اين در حالي است كه طي رتبه‌بندي آذرماه، ماكسيما و مرسدس‌بنز دو بالانشين هميشگي جدول كيفي خودروهاي توليد داخل غايب بوده و به همين دليل سوزوكي گرند ويتارا صدرنشين اين رتبه‌بندي لقب گرفت.

ويتارا، مونتاژي صدرنشين
دسته خيلي خوب رتبه‌بندي آذرماه خودروهاي داخلي را بايد به نام مونتاژي‌ها سند زد چراكه بيشتر محصولات جاي گرفته در اين دسته را خودروهاي مونتاژي تشكيل داده است. اين در شرايطي است كه گرند ويتارا به لطف خروج مرسدس‌بنز و ماكسيما از ليست خودروهاي تحت‌ارزيابي كيفي، به صدر جدول صعود كرد. اين خودرو شاسي‌بلند كه تحت‌برند شركت سوزوكي ژاپن در ايران‌خودرو خراسان به مونتاژ مي‌رسد، در مجموع 5/77 نمره منفي به دست آورده كه بيشترين آن مربوط به معيار تزئينات داخلي و خارجي است. ويتارا در معيارهاي سيستم فنربندي، موتور، ترمز، تجهيزات الكتريكي و نفوذ آب امتياز منفي ندارد.

پس از اين شاسي بلند، محصول مونتاژي ديگري با نام مزدا 3 قرار گرفته كه امتياز منفي آن 82 بوده و بالاترين نمره منفي اين خودرو مونتاژي گروه بهمن نيز در بخش رنگ به‌دست آمده است. مزدا 3 تنها در معيارهاي رنگ، بدنه و تزئينات داخلي و خارجي، نمره منفي دارد. اين محصول البته در بخش تزئينات كمترين نمره منفي را بين كل خودروهاي تحت ارزيابي دارا است.

جهش زانتيا
هرچند يكي از دلايل اصلي سوم شدن زانتيا در جدول كيفي آذرماه خودروهاي داخلي، غيبت بنز و ماكسيما به حساب مي‌آيد اما نبايد از كاهش نمره منفي اين محصول فرانسوي‌الاصل نيزغافل ماند.

زانتيا طي رده‌بندي اخير، در مجموع 84.5 نمره منفي كسب كرده كه بيشترين آن در بخش تزئينات داخلي و خارجي به دست آمده است.

اين محصول هرچند در پنج معيار سيستم فنربندي، موتور، تجهيزات الكتريكي، صداهاي غيرعادي و نفوذ آب، امتياز منفي ندارد اما كسب نمره منفي 1.4 در معيار ترمز آن، كمي عجيب به نظر مي‌رسد. اين نكته عجيب البته در مورد پژو 206 صندوق‌دار نيز كه مكان ششم جدول را به خود اختصاص داده، صادق است. وضعيت كيفي 206 صندوق‌دار طي آذر و در مقايسه با ماه پيش، فرق چنداني نكرده و اين محصول به جز معيارهاي نفوذ آب و صداهاي غيرعادي در تمامي بخش‌‌هاي ديگر، امتياز منفي دارد كه بيشترين آن به معيار تزئينات داخلي و خارجي مربوط است.

اين در حالي است كه 206 هاچ‌بك با كسب يك دهم امتياز منفي كمتر، بالاتر از مدل صندوق‌دار خود قرار گرفته و به جز معيار تجهيزات الكتريكي، در ساير معيارها، امتياز منفي دارد. اما دسته خيلي خوب‌ها، اعضاي ديگري نيز دارد كه هيونداي آوانته يكي از آنها است. آوانته كه تحت برند هيونداي در كشور مونتاژ مي‌شود در مجموع 108.5 نمره منفي طي رتبه‌بندي آذرماه كسب كرده كه بيشترين آن به تزيينات داخلي و خارجي مربوط است. اين محصول، علاوه بر تزيينات در دو معيار بدنه و رنگ نيز امتياز منفي دارد.

عقب‌گرد ريو
ريو محصول مونتاژي سايپا به دليل بالاتر بودن عيوب 25 امتيازي (عيب‌هايي كه مشتريان نيز قادر به تشخيص آن هستند) در جدول آذرماه نيز يك سطح كيفي تنزل پيدا كرده است.

اين كره‌اي هر چند از لحاظ نمره منفي كسب شده، جزو خودروهاي خيلي خوب به حساب مي‌آيد اما چون عيوب 25 امتيازي آن هنوز بالاتر از حد مجاز است، طبق معيارهاي جديد سازمان بازرسي كيفيت، آن را بايد جزو دسته خوب‌ها به حساب آورد. اين محصول طي رتبه‌بندي كيفي آذرماه و در مقايسه با ماه گذشته امتياز منفي بيشتري دارد. ريو به جز سه معيار ترمز، تجهيزات الكتريكي و نفوذ آب، در ساير بخش‌ها حائز نمره منفي شده است.

تندر ايران‌خودرو، بهترين در رنگ
به گروه خوب‌ها كه نگاه كنيم همچنان با صدرنشيني تندر 90 پارس‌خودرو روبه‌رو خواهيم بود. محصولي كه تنها 3.5 امتياز مثبت ديگر تا صعود به دسته خيلي خوب فاصله دارد. تندر پارس‌خودرو در هيچ يك از پنج معيار سيستم فنربندي، موتور، ترمز، تجهيزات الكتريكي و نفوذ آب، امتياز منفي نداشته و بالاترين نمره منفي آن نيز به معيار بدنه مربوط است، اين در حالي است كه، تندر ايران‌خودرو تنها در سه معيار، تجهيزات الكتريكي، صداهاي غيرعادي و نفوذ آب نمره منفي ندارد. اين محصول با كسب 128.2 امتياز منفي، پس از تندر پارس‌خودرو و هيونداي ورنا، در جايگاه دوازدهم جدول كيفي آذرماه جاي گرفته و بالاترين نمره منفي آن به معيار بدنه مربوط است. تندر ايران‌خودرو همچنان بالاترين كيفيت رنگ را در بين خودروهاي توليد داخل دارا است.

خصوصي‌هاي خوب
دسته خودروهاي خوب، دو نماينده از شركت‌هاي خودروساز خصوصي كشور را نيز به نام فولكس گل و هيونداي ورنا، كه هر دو تحت برند و در كرمان‌خودرو به مونتاژ مي‌رسند به خود مي‌بيند اين درحالي است كه ورنا در صورت عدم كسب 7.3 امتياز منفي ديگر مي‌تواند به گروه خيلي خوب صعود كند. اين محصول به جز معيارهاي سيستم فنربندي، ترمز، تجهيزات الكتريكي، صداهاي غيرعادي و نفوذ آب، در ساير بخش‌ها نمره منفي دارد كه بيشترين آن به بدنه مربوط است. فولكس گل هم دقيقا در همان معيارهاي ورنا، امتياز منفي به دست آورده و اتفاقا بالاترين نمره منفي اين خودرو نيز در بخش بدنه كسب شده است.

پارس خراسان بهتر از جاده مخصوص كرج
رده‌هاي چهاردهم تا هجدهم جدول كيفي خودروهاي توليد داخل را توليدات ايران‌خودرو اشغال كرده است. به نحوي كه در اين رده پژو پارس توليدي سايت خراسان بهترين كيفيت را دارا است. اين محصول به جز معيارهاي ترمز، صداهاي غيرعادي و نفوذ آب، در بخش‌هاي ديگر حائز نمره منفي شده كه بيشترين آن به معيار بدنه مربوط مي‌شود. پس از پژو پارس‌خراسان، پارس توليد مركز با 182.5 امتياز منفي قرار گرفته كه تنها در معيار صداهاي غيرعادي نمره منفي ندارد. اين خودرو مانند بيشتر اعضاي گروه خوب‌ها، در معيار بدنه حائز بالاترين نمره منفي شده است. از سوي ديگر پژو 405خراسان هم در مجموع شرايط كيفي بهتري را در مقايسه با 405توليد مركز دارا است.

اين خودرو كه در جدول، شانزدهم شده، طي رتبه‌بندي آذرماه 175.7 امتياز منفي كسب كرده كه بيشترين آن به معيار تزئينات و كمترين آن نيز به بخش نفوذ آب مربوط مي‌شود. اين در شرايطي است كه 405توليد مركز187.4 نمره منفي دارد و بيشترين امتياز منفي آن نيز به معيار تزئينات مربوط است.

سبقت سمند از MVM
طي رتبه‌بندي آذرماه، سمند كه معمولا امتياز منفي آن از MVM بيشتر بود، شرايط كيفي بهتري را كسب كرده و بالاتر از اين محصول چيني قرار دارد. اين خودرو در تمامي معيارها نمره منفي به دست آورده كه بيشترين آن به بخش تزئينات و كمترين آن نيز به معيار سيستم موتور مربوط مي‌شود. اين در حالي است كه MVM با كسب 5/192 امتياز منفي پس از سمند و 405 در جايگاه هجدهم قرار دارد. اين محصول چيني در معيارهاي سيستم فنربندي، ترمز و نفوذ آب حائز نمره منفي شده كه بالاترين امتياز منفي آن نيز در بخش تزئينات داخلي به دست آمده است.

صبا قابل قبول شد
هرچند پژو روآ طي رتبه‌بندي آذرماه، 10 امتياز منفي بيشتر كسب كرد، اما همچنان با 7/273 نمره منفي در دسته قابل قبول‌ها باقي ماند. اين خودرو كه به تازگي عضو دسته قابل قبول‌ها شده، علاوه بر اينكه در تمام معيارها نمره منفي دارد، در سه بخش سيستم فنربندي، موتور و تجهيزات الكتريكي ركورددار امتياز منفي به حساب مي‌آيد. همچنين بيشترين نمره منفي روآ به معيار بدنه مربوط مي‌شود. عقب‌گرد كيفي روآ در حالي است كه پرايد صبا از اين فرصت استفاده كرد و با كاهش 6 امتيازي نمره منفي خود علاوه بر اينكه بالاتر از روآ قرار گرفت، مجوز ورود به دسته قابل قبول‌ها را نيز كسب كرد. صبا البته در بخش صداهاي غيرعادي ركورددار امتياز منفي به حساب مي‌آيد و كمترين نمره منفي اين خودرو نيز به معيار ترمز مربوط است.

پرايد 141 هنوز هم آخر است
هرچند دسته حداقل قابل قبول‌ها طي آبان و آذر، كمي خلوت شده و دو عضو آن (روآ و صبا) به دسته بالاتر صعود كرد اما بعيد است با وجود پرايد 141، به اين زودي‌ها، دسته مذكور از جدول كيفي خودروهاي داخلي حذف شود.

در اين دسته به جز پرايد 141، سايپا 132 و پرايد پارس خودرو نيز عضو هستند. اين در حالي است كه 141 همچنان با امتياز منفي بالاي خود (8/333) قعرنشين جدول كيفي خودروهاي داخلي به حساب مي‌آيد. اين خودرو هرچند در بخش ترمز، امتياز منفي كسب نكرده، اما در سه معيار تزئينات، بدنه و رنگ ركورددار نمره منفي است.

سايپا 132 نيز در دو معيار ترمز و نفوذ آب ركورددار محسوب مي‌شود. بيشترين امتياز منفي اين محصول در بخش بدنه و كمترين آن نيز در معيار صداهاي غيرعادي به دست آمده است، از سوي ديگر پرايد پارس خودرو هم كه جايگاه بيست‌وسوم جدول كيفي خودروها را در اختيار دارد، مشتركا با روآ بيشترين امتياز منفي را در بخش تجهيزات الكتريكي داراست. اين محصول طي رتبه‌بندي آذر، 7/288 نمره منفي كسب كرد، كه بالاترين آن به معيار بدنه مربوط و كمترين آن نيز در بخش ترمز به دست آمده است.



منبع خبر : عصرايران - http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=62104

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در دوشنبه 30 دی1387 ساعت 19:23 | لینک ثابت |


 كدهاي مخفي گوشي‌تان را بشناسيد

 
كسري كد‌هاي مخفي در تمام گوشي‌هاي تلفن همراه وجود دارد كه اغلب كاربران از وجود آنها بي‌خبرند.

اين كدها هر كدام عملكرد خاصي داشته و در بسياري مواقع راهگشاي مشكلات هستند. برخي از آنها عبارتند از:

در گوشي‌هاي نوكيا سري WD2 و BB5 كد *#7370# و سپس Security Code كه در نوكيا به‌صورت پيش فرض 12345 است براي Reset كردن گوشي و برگرداندن تنظيمات گوشي به تنظيمات كارخانه است.

در ساير مدل‌هاي نوكيا كد *#7870# كد Reset است كه در SX1 زيمنس نيز اين كد كاربرد دارد.

در سري 4-DCT و DCT-3 از طريق منو Setting Reset factory Security Code مي‌توان گوشي را Reset كرد.

فرمت دستي ( Format ) سري WD2 نوكيا به‌وسيله نگه‌داشتن كليدهاي Power + كليد سبز OK + 3 + * به‌صورت نگه داشتن سه كليد اول در حالت خاموش و بدون سيم كارت و سپس كليد پاور به‌مدت چند ثانيه تا پنجره formatting ظاهر شود، است.

فرمت دستي مدل Sx1 زيمنس با نگه داشتن همزمان * + # + Power صورت مي‌گيرد. در گوشي‌هاي سامسونگ E2PROM را مي‌توان با كد *2767*2878# Reset كرد و بدين ترتيب تنظيمات روي پيش فرض قرار مي‌گيرد.به غيراز سري One-C سامسونگ كد E2PROM full Reset، *2767*3855# بوده كه 70 تا 80 درصد ويروس‌ها و مشكل آنتن دهي را ازبين مي‌برد مخصوصا در مورد مدل‌هاي E250 ، E630 ، E530 ، D900 ، D500 ، D600 و كليه مدل‌هاي سري OM6357 و Trident در گوشي‌هاي LG كد #*# 2945 براي Reset كردن استفاده مي‌شود كه بعد از وارد كردن آن بايد از گزينه‌هاي Reset Factory براي Reset كردن گوشي استفاده كنيم و پس از چند ثانيه گوشي روشن و خاموش مي‌شود.

در گوشي‌هاي Pantech كد *01763*737381 براي Reset كردن گوشي استفاده مي‌شود كه پس از آن بايد گزينه Reset factory را انتخاب كرده و يا گوشي خودبه‌خود Reset مي‌شود.در گوشي‌هاي سوني اريكسون به‌ترتيب از راست به چپ با فشاردادن دكمه‌هاي *** منوي مخفي ديده مي‌شود كه شامل اطلاعاتي در مورد گوشي و تست كردن بخش‌هاي مختلف مي‌شود اما بعضي كدها در تمامي گوشي‌ها يكسان هستند:

كد *#06# براي مشاهده كردن شماره سريال جهاني گوشي ( IMEI ) در تمامي گوشي‌ها به كار مي‌رود كه در گوشي‌هاي زيمنس پس از وارد كردن اين كد گزينه Info زير صفحه نمايش ظاهر مي‌شود كه با انتخاب اين گزينه اطلاعاتي مثل ورژن نرم افزاري روي گوشي و سال ساخت و شماره سريال و... روي صفحه ظاهر مي‌شود.

كد *#0000# براي مشاهده كردن ورژن نرم افزاري نوكيا

كد *#9999# براي مشاهده كردن ورژن نرم افزاري گوشي‌هاي سامسونگ
كد *#1111# براي مشاهده كردن ورژن نرم افزاري گوشي‌هاي سامسونگ

كد *#2222# براي چك كردن سخت افزاري سامسونگ براي افزايش صداي بازر نوكيا سري3-DTC براي فعال كردن از كد *3370# و براي غيرفعال كردن از كد #3370# مي‌توان استفاده كرد.

كد Divert ( انتقال مكالمه ) براي تمامي گوشي ها: فعال كردن با كد #ok شماره مقصد *21* و غيرفعال كردن با كد #21#

كد Call Waiting ( انتظار مكالمه ) براي تمامي گوشي ها:فعال كردن *43# و غيرفعال كردن با كد #43# است.


منبع خبر : عصرايران - http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=62464

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در دوشنبه 30 دی1387 ساعت 19:19 | لینک ثابت |
 

 

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در دوشنبه 30 دی1387 ساعت 19:7 | لینک ثابت |

http://www.tehrooncd.com

وقتی در انتهای مراسم اسکار  ، آلبرت اس رودی از تهیه کنندگان فیلم "محبوب میلیون دلاری" به روی صحنه رفت تا اسکار بهترین فیلم 2004 را دریافت کند ، گفت که یکبار دیگر هم در 32 سال پیش روی این صحنه آمده بوده تا اسکار بهترین فیلم را برای فیلم "پدر خوانده" دریافت نماید.

 

سال قبلش هم وقتی برای اهدای اسکار بهترین فیلمنامه به فیلم "گمشده در ترجمه" که آن را سوفیا کاپولا نوشته و کارگردانی کرده بود ، پدرش فرانسیس فورد کاپولا بر روی سن رفت تا جایزه را به دخترش هدیه دهد ، هنگامی که فرانسیس کاپولا پس از سالها وارد صحنه اسکار می شد ، این موسیقی معروف فیلم "پدر خوانده" ساخته نینو روتا بود که توسط ارکستر بیل کانتی نواخته می شد و کاپولا را همراهی می کرد. بیلی کریستال ، مجری مراسم وقتی مدت ساخت فیلم "گمشده در ترجمه" که گویا سی و چند روز بوده ، بیان می کرد ، به شوخی به سوفیا کاپولا گفت که این تقریبا برابر همان مدتی بوده که پدرتان هر بار صرف می کرد تا مارلون براندو را برای جلوی دوربین رفتن قانع نماید !!. بارها و بارها این تداعی ها و یادآوری ها نه تنها در مراسم اسکار و گلدن گلوب و امثال آن صورت گرفت تا ذهن ها بازهم متوجه یکی از به یادماندنی ترین آثار تاریخ سینما کند ، بلکه در تمام مواردی که در دوره های مختلف منتقدان و فیلمسازان در نظر خواهی های ده ساله مجله سایت اند ساوند یا دیگر نظر سنجی ها ، آن را به عنوان یکی از برترین آثار سینمایی تمام دوران برمی گزیدند و یا به عناوین مختلف از عوامل و هنرمندان آن تجلیل و تقدیر می شد ، نام "پدر خوانده" بر ذهن ها نقش می بست ، چرا که هر یک از عوامل فیلم به نوعی یادآور "پدر خوانده" بودند و در اظهارنظرهای گوناگون ، تجربه کار در این فیلم را بهترین تجربه همه عمرشان می دانستند.

یک تریلوژی منحصر به فرد در سینما که راز ماندگاری اش محدود به یک فرد یا شخص اعم از مولف یا تکنیسین ویا تهیه کننده نیست . اگر همه یا لااقل قسمت اعظم شاهکاری همچون "همشهری کین" متعلق به اورسن ولز است یا بار اصلی محبوبیت فیلم هایی مثل "برباد رفته" و "کازابلانکا" را هنرپیشگان و ستاره هایش همچون کلارک گیبل و همفری بوگارت بردوش می کشند و یا دروکردن اسکارهای سالهای 1975 و 1983 و 1996 توسط فیلم های "پرواز برفراز آشیانه فاخته" ، "آمادئوس" و "بیمار انگلیسی" را ناشی از حضور تهیه کننده هوشمندی به نام "سال زنتز" می دانند، اما "پدرخوانده" جاودانگی و بی بدیلیش را مدیون اکثریت ا عوامل هنری و فنی خود است .
 

نوول و رمان پرکشش و جذاب ماریو پوزو درباب شکل گیری مافیای ایتالیایی در نیویورک و چالش های قدرتی درون و برون آن یک دهه قبل از اینکه سرجئو لئونه "روزی روزگاری در آمریکا" را بسازد ، کارگردانی آوانگارد و غیر کلاسیک فرانسیس فورد کاپولا که از نسل جدید و آغازگر دوران نوین هالیوود در دهه 70 بود ، موسیقی به یاد ماندنی نینو روتا که ایتالیایی محض است و یادآور رئالیسم ترحم ناپذیر و خشن فدریکو فللینی ( آنچنان در یادها هست که بسیار حتی بدون دیدن فیلم آن را تکرار می کنند) ، فیلمبرداری درخشان و سایه روشن گوردون ویلیس که در زمان خود کمتر کسی آن را درک کرد( حتی می گویند که رییس کمپانی پارامونت وقتی اولین راش های فیلم را دید ، به تصور اینکه لابراتوار قصوری انجام داده دستور داد که فیلم را مجددا ظاهر کنند ولی کاپولا به او گفت عمدا با فضای تاریک و روشن فیلمبرداری کرده است) ولی بعدا مورد الهام و تقلید بسیاری از فیلمسازان و فیلمبرداران قرار گرفت ، تدوینی که تنها در فصل پایانی فیلم با برش های موازی مابین صحنه غسل تعمید نوزاد و قتل های زنجیره ای رقبای دون کورلئونه شاهکاری از هنر مونتاژ است و بازیگرانی که اگرچه بعدا هریک خود شمایلی از بازیگری قرن بیستم شدند (مثل ال پاچینو و رابرت دونیرو) اما هنوز برجسته ترین ایفای نقششان در "پدر خوانده" به نظر می رسد و مارلون براندو که نقش دون ویتو کورلئونه به واقع نقطه اوج بازیگریش بود و پس از آن حتی در "آخرین تانگو در پاریس" دیگر به چنین پرفرمانسی دست نیافت.

http://www.tehrooncd.com

 

در واقع آنچه که "پدر خوانده" را "پدر خوانده" کرد ، مجموعه ای از همه این عوامل و عناصر بود . در واقع پازلی از این هنرمندان و هنرشان مجموعه ای ماندگار در تاریخ سینما خلق کرد که دقیق و درست در کنار هم چیده شده بودند و اینک به نظر می آید در غیاب هر یک از این عناصر و عوامل ، چنین اثر ماندگاری خلق نمی شد.

"پدر خوانده" در شرایطی ساخته شد که هالیوود وارد دوران تازه ای شده بود و پوست انداخته بود ، سیستم استودیویی کهنه مضمحل شده و سیستم جدیدی حاکم شده بود که می خواست مابین کارگردان سالاری و تئوری مولف اروپایی با صنعت سینمای هالیوود مصالحه ای بوجود بیاورد ، غول های قدیمی کنار می رفتند و فیلمسازان جدیدی پا به عرصه می گذاشتند که تحت تاثیر کارگردانان برجسته دهه 50 و 60 اروپا قرار داشتند (اگر موج نو سینمای فرانسه و جنبش جوانان خشمگین انگلیس ملهم از فیلمسازان مهم دهه 40 و 50 آمریکا مانند جان فورد و هاوارد هاکس و آلفرد هیچکاک و اورسن ولز بودند ، این سینماگران تازه به میدان آمده و جوان هالیوود آمال سینمایی خود را در امثال فرانسوا تروفو و اینگمار برگمان و میکل آنجلو آنتونیونی و لوییس بونوئل و ژان رنوار و امثال آن می دیدند )، فیلمسازانی مانند استیون اسپیلبرگ و براین دی پالما و مارتین اسکورسیزی و جرج لوکاس و فرانسیس فورد کاپولا به تدریج در آن سالها قدم به میدان گذاردند و کم کم به غول های تازه هالیوود بدل گشتند.

 

هالیوود اوایل دهه 70 دیگر دیوید سلزنیک و لوییس ب مه یر و سیسیل ب دومیل را فراموش کرده بود ، دوران طلایی وسترن و موزیکال سپری شده بود و آخرین فیلم های فورد و هاکس یعنی "هفت زن" و "ریولوبو" دیگر نشانی از اسطوره های وسترن نداشت ، آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا هم که به قولی ویترینی برای یکسال سینمای هالیوود به حساب می آمد دیگر از فیلم های سانتی مانتالی همچون : "بانوی زیبای من" (جرج کیوکر) و "آوای موسیقی" (رابرت وایز) و "الیور" (الیور رید) و ... خسته شده بود و حتی وینسنت مینه لی خوش قریحه با فیلم "ژی ژی" به پایان راه موزیکال هایش رسیده بود. دیگر خبری از ستاره های افسانه ای هالیوود مثل مریلین مونرو و سوزان هیوارد و الیزابت تیلور و گریگوری پک و گری کوپر و برت لنکستر و کرک داگلاس و ....نبود. حالا دیگر فیلم های معترضانه و تلخ و سیاهی مانند :"کابوی نیمه شب" جان شله زینگر و "ارتباط فرانسوی" ویلیام فرید کین ( آنهم در حالی که فیلم موزیکال و پرخرجی مثل "ویلن زن روی بام" نورمن جویسن رقیب آن بود) جوایز اسکار بهترین فیلم را می گرفتند و چهره های جدیدی به میدان می آمدند همچون "ال پاچینو" و "جک نیکلسن" و "باب دنیرو" و... که هریک چند سال بعد به سوپر استارهای جدید هالیوود بدل شدند ، منتها نه سوپر استارهایی که مانند "کلارک گیبل" و "گری کوپر" و "کری گرانت" در هیچ فیلمی ترکیب چهره و موها و میزانسن آنکادر لباس هایشان به هم نخورد و هیچگاه در نقش منفی قرار نگیرند. حالا دیگر فیلم های ضد سیستم و شخصیت های ضد قهرمان جایزه می گرفتند و محبوب می شدند و رمانس ها دیگر خریداری نداشتند.
 

"پدر خوانده" در چنین شرایطی ساخته و اکران می شود ،" ماریو پوزو" که داستان های جعلی برای نشریات فکاهی می نوشت ، نوول "پدر خوانده" را براساس زندگی و پیشینه خانواده های ایتالیایی الاصل نیویورک می نویسد و از طریق یکی از دوستانش به کمپانی پارامونت ارائه می دهد ، آنها حقوق نوول را می خرند و به پوزو پیشنهاد می دهند تا فیلمنامه را هم خودش بنویسد . قصد پارامونت از ساخت "پدر خوانده" یک فیلم گنگستری کم هزینه بود که داستانش دوره ای از سالهای دهه 40 و 50 را در برمی گرفت . به همین دلیل به عنوان کارگردان ، فرانسیس فورد کاپولا را انتخاب می کنند . فیلمساز جوانی که در کنار راجر کورمن تجربه اندوخته و فیلمنامه هایی همچون "آیا پاریس می سوزد؟" و "انعکاس در چشم طلایی" را نوشته و چند فیلم نه چندان معروف هم از جمله "حالا تو پسر بزرگی هستی" (1967) و "مردم باران" (1969) را هم ساخته بود.

اما گویا ماریو پوزو اصلا قبل از فروختن حقوق نوولش به پارامونت ، آن را برای مارلون براندو فرستاده و خواسته بود که در نقش دون کورلئونه بازی کند که براندو هم بعد از چند تست شخصی از خودش موافقت کرده بود ، اما پارامونت به هیچوجه موافق بازی مارلون براندو نبود ، چراکه خاطره تلخ ادابازی ها و خرابکاری هایش سر ساخت فیلم "شورش در کشتی بونتی" را به خاطر داشت که باعث ضرر هنگفتی بر کمپانی شده بود.

خیلی ها برای نقش دون کورلئونه کاندیدا بودند ، از "فرانک سیناترا" گرفته (که برای سومین بار بعد از فیلم های "در بارانداز" و "جوانان و عروسک ها" جایش را به براندو می داد) تا "لارنس اولیویه" و "ارنست بورگناین" و "ادوارد جی رابینسن" . اما بالاخره رابرت ایونس مدیر تولید کمپانی راضی می شود که با براندو قرار ببندند. با جلو رفتن پیش تولید مشخص می شود که قضیه از یک فیلم کم هزینه خیلی فراتر است. پیشنهاد کاپولا درباره "کارمین کارادی" برای نقش "سانی" از طرف رابرت ایونس رد می شود و به جای آن "جیمز کان" جایگزین می شود و به جای همه پیشنهادهای پارامونت مبنی بر بازیگر نقش "مایکل کورلئونه" از "وارن بیتی" و "آلن دلن" گرفته تا "برت رینولدز" و "رابرت ردفورد" و "جک نیکلسن" و "داستین هافمن" و تا حتی "جرج سی اسکات" و "اورسن ولز" ، کاپولا کاندیدای خودش ، بازیگر برادوی برنده جایزه تونی یعنی "ال پاچینو" را به کرسی می نشاند .
 

اختلافات به جایی می رسد که مدیریت اصلی کمپانی تصمیم به تعویض خود کارگردان یعنی فرانسیس فورد کاپولا

می گیرد و می خواهد "الیا کازان" را جانشین کند ، غافل از اینکه مارلون براندو از زمان اعترافات کازان در کمیته فعالیت های ضد آمریکایی سناتور مکارتی با وی مشکل دارد ،بنابراین براندو تهدید می کند که اگر کاپولا برود او نیز خواهد رفت.

ساخت فیلم آغاز می شود و جرج لوکاس بدون هیچگونه اسم و عنوانی به دوستش کاپولا کمک می کند ، از جمله مونتاژ سکانس مهم مذاکرات و کشته شدن "سولوزو" و "مک کلاسکی" توسط مایکل در رستوران را انجام می دهد تا کاپولا هم فیلمنامه نخستین فیلم بلند مستقلش یعنی "دیوارنوشته های آمریکایی " را بنویسد.

خبر اینکه فیلم درباره مافیای ایتالیایی ها در نیویورک است ، خیلی زود پخش می شود و مافیای اصلی را نگران می کند. نمایندگان آنها با مسئولان کمپانی پارامونت و ماریو پوزو و خود کاپولا دیدار می کنند و از آنها می خواهند که در فیلم نامی از "مافیا" نیاید و از همین رو در طول فیلم هیچ کلمه ای درباره مافیا ادا نمی شود. آنها همچنین نماینده ای سر فیلمبیرداری فیلم قرار می دهند و چند تن را نیز در نقش های مختلف فیلم به تهیه کننده و کارگردان تحمیل می کنند. کمپانی ناچار از پذیرفتن است ، چون نفوذ مافیا در جامعه آمریکا به حدی بوده و هست که به راحتی ، هر پروژه ای را در هر مرحله ای از ساخت می توانستند متوقف نمایند.

مارلون براندو در این باره در کتاب "آوازهایی که مادرم به من آموخت" می گوید : "...وقتی که فیلم در حال ساخته شدن بود ، یعنی در اوایل دهه 70 ، صحبت راجع به مافیا ممنوع بود. یعنی درباره آمریکا و خیلی چیزهای دیگر هم

نمی توانستیم حرف بزنیم . راستی مابین گنگسترهای فیلم با آنهایی که مثلا در عملیات نظامی فونیکس آدم های زیادی را در ویتنام قتل عام کردند ، چه فرقی هست؟ مافیا هم یک شرکت تجارتی و بازرگانی بوده و هست ولی اگر درست نگاه کنیم ، می بینیم که با این شرکت های چند ملیتی که سلاح شیمیایی کشنده درست می کنند ، تفاوتی ندارد . اگر مافیا در خیابانها آدم ها را می کشت ، "سی آی ای" هم مردم را در کشورهای مختلف شکنجه کرد و به قتل رساند و با قاچاق مواد مخدر از طریق "مثلث زرین" بسیاری را در سرزمین های مختلف به این گرد مرگ دچار کرد ، آنچه که دون کورلئونه حاضر به انجامش نبود. من که تفاوت چندانی بین قتل گنگسترهایی مثل جو گالو و کشتن برادران دیم در ویتنام نمی بینم. جز اینکه دولت ما همیشه با نیرنگ و فریب کارهایش را به انجام می رساند..."

وقتی "پدر خوانده" به نمایش در می آید ، خیلی ها غافلگیر می شوند. باب تازه ای در تلفیق صنعت و هنر سینما در هالیوود باز می شود. فیلم درباره آل کاپونی است که عملیات گنگستری اش به خاطر حفظ خانواده ای بزرگ است در جامعه ای غریب که برای آنها یعنی مهاجرین ایتالیایی و بچه هایشان به شدت تهدید کننده به نظر می رسد. او حاضر نیست به خاطر حفظ این خانواده به هر عمل خلافی دست بزند و به خاطر حفظ اخلاقیات که از قاچاق مواد مخدر پرهیز می نماید، مورد غضب رقبایش قرار می گیرد و به اتهام اینکه قدیمی فکر می کند ، ترور می شود. دون کورلئونه نماد سلطان کوچکی است که قلمروی کوچکی یعنی خانواده و همه وابستگان و فامیلش را سرپرستی و اداره می نماید ، برایشان کار پیدا می کند ، زن می گیرد ، از حقوقشان دفاع می کند و آنها نیز همه مشکلاتشان را نزد او می گویند و اطمینان دارند دون کورلئونه مشکل گشای آنهاست. فیلم با چنین صحنه ای باز می شود. در اتاقی نیمه تاریک یکی از اعضای فامیل از اینکه دخترش دیگر به سنت های فامیلی اعتنایی ندارد ، نزد دون ویتو عارض است . دوربین با آرامی مقتصدانه ای دون کورلئونه را به تدریج در کادر خود قرار می دهد. فیلم سرشار از صحنه های حیرت انگیز است که قصه به شدت جذاب و پرکشش ماریو پوزو را همراهی میکند. کاپولا هنگام ساخت فیلم تغییرات بسیاری در فیلمنامه می دهد و از همین رو نام وی نیز به عنوان یکی از نویسندگان فیلمنامه درج شده است.

 

http://www.tehrooncd.com

 

ساختار سینمایی اثر و سبک بصری کاپولا بخشی از کلیت فیلمنامه را تشکیل می دهد که بدون آن اساسا ، "پدر خوانده" چیز دیگری می شد. تنش ها و به هم ریختگی جامعه ای که به ظاهر آرام است و متین و با قاعده به خوبی با شوک هایی که جا به جا در میانه فضای آرام صحنه ها و حرکات نرم دوربین جاری می شود القا شده و بر تصاویر تاریک و روشن فیلم که نوعی حس تهدید کنندگی را دائما می پراکند ، جای می گیرد. به خاطر بیاورید فصلی که کارگردان مورد غضب دون ویتو با کله اسب محبوبش در ویلای آرام و ساکتش مواجه می گردد یا وقتی دون کورلئونه در حال خرید میوه به سادگی ترور می شود و یا صحنه سوراخ سوراخ شدن سانی پس از یک تعقیب خیلی ساده و معمولی .

اصلا آرامش دون کورلئونه با ایفای نقش پرحس و حال مارلون براندو و همچنین کاراکتر مایکل و بازی درخشان ال پاچینو ، خود به تنهایی همه آنچه است که که "پدر خوانده" در هر 3 قسمتش قصد بیان دارد. از همین روست که کاراکتر مایکل خصوصا در قسمت اول ، سرشار از رمز و راز و سکوت و معنا ست. چه کسی می تواند تصور کند که آن افسر بازگشته از جنگ که برخلاف قواعد خانواده دوست دختری آمریکایی دارد و می خواهد با او ازدواج کند و بارها و بارها از سوی برادر بزرگترش ، سانی با عنوان "بچه" خطاب می شود (که گویا عرضه کاری ندارد) ، ناگهان پس از ترور پدر و مرگ دلخراش برادر ، با هوشمندی یکی از رقبای اصلی و حامی آمریکایی اش در پلیس نیویورک را بدون باقی گذاردن ردی به قتل برساند و سپس برای حفظ فامیلی که پدرش برای حفظ آن زحمت فراوانی کشیده بود ، تمامی رقبای دون کورلئونه را در یک زمان از دم تیغ بگذراند و چه تمثیل تاثیر گذار و گویایی است آن مونتاژ موازی صحنه های مختلف قتل رقبا و مراسم غسل تعمید فرزند یکی از اعضای فامیل در کلیسا که زیر پوسته آرام و متین پدر خواندگی و سلطانی را بارز می سازد. آنچه که در قسمت های دوم و سوم کمتر از مایکل شاهدیم.

مایکل در قسمت دوم تقریبا هر آنچه در درونش رخ می دهد را بروز می دهد ، حتی در آن هنگام که باید برادر خطاکارش را علیرغم همه تردیدهایش فقط به خاطر وظیفه پدر خواندگی مجازات نماید. شاید به دلیل اینکه پوزو و کاپولا ما را به او نزدیکتر ساخته اند. نمی دانم آیا می توان گفت مقداری از این برون گرایی مایکل در "پدر خوانده 2" ناشی از زدوده نشدن کاراکتر سرپیکو (که پاچینو فیلمش را یکسال قبلتر برای سیدنی لومت بازی کرده بود) از ذهنیت بازیگری او است . چراکه به قول خود پاچینو ، نقش سرپیکو در شکل دادن نوع بازی های آینده اش بسیار موثر بوده . به هر حال پس از این دیگر کمتر نقشی از پاچینو می بینیم که آن درونگرایی راز آمیز مایکل فیلم "پدر خوانده" را با همه حرکات و سکناتش بروز دهد.

اما به نظر بسیاری ازمنتقدین (از جمله نگارنده) قسمت دوم "پدر خوانده" به لحاظ شخصیت پردازی ، کشش

فیلمنامه ای و کنش صحنه ها و همینطور ساختار سینمایی پخته تر و درخشان تر از قسمت اول از آب درآمده است. به جرات بگویم که بازی رابرت دونیرو در نقش جوانی دون ویتو ، اگر نگوییم بهتر ولی تکان دهنده تر از ایفای نقش مارلون براندو ست.(نمی دانم اگر براندو راضی می شد نقش جوانی اش را هم بازی کند چه اتفاقی برای قسمت دوم می افتاد!) دون ویتو کورلئونه دونیرو خیلی پیچیده تر و عمیق تر از کاراکتر براندو به نظر می آید. شاید چون کورلئونه پیر دیگر شخصیت ثابت خود را پیدا کرده باشد. ولی یک مسئله که در تفاوت شخصیت دو پدر خوانده یعنی دون ویتو و مایکل در دو قسمت به چشم می خورد ، نحوه ویران شدن آنهاست ، چون اساسا "پدر خوانده" درباره ظهور و سقوط و ویرانی امپراطوری های قدرت و زور و زر است. امپراطوری هایی که در شکل و شمایل خانواده های مافیایی نمود یافته اند. ویرانی دون کورلئونه وقتی است که به سهولت در هنگام میوه خریدن و در بازار با چند گلوله از پای درمی آید و بعد از آن دیگر قدرت روی پاایستادن نمی یابد. اینکه به چه آسانی آن هیمنه از هم می پاشد ، نشان سست بنیادی چنین سیستم هایی است . سیستم هایی که نظیرش در دنیای امروز ما به وفور یافت می شوند.




خود مارلون براندو که به خاطر ایفای نقش دو کورلئونه برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شد ولی برای دریافت جایزه در مراسم حضور نیافت و به جای خود سرخپوستی را فرستاد(براندو سالها از مدافعان حقوق پایمال شده سرخپوستان در آمریکا بود) در کتاب خاطراتش می نویسد:"... برایم خیلی مضحک بود که به مراسم اسکار بروم. برپایی مراسم جشن برای مجموعه فیلم هایی که شش دهه سرخپوستان را آدم هایی وحشی و درنده خو تصویر کرده است ، به راستی که مسخره بود. شاید در همان موقع سرخپوستهای بسیاری درحال شکنجه شدن بودند. اما فکر کردم اگر اسکار را ببرم ، می توانم برای اولین بار در تاریخ باعث شوم که یک سرخپوست بتواند با میلیون ها مردم جهان صحبت نماید و دروغ و فریب این همه سال از سوی هالیوود را افشا و خنثی کند. یکی از دوستان سرخپوستم با متنی که برایش نوشته بودم به مراسم رفت . متنی که اعتراض به نژاد پرستی حاکم بر جامعه آمریکا بود. اما تهیه کننده برنامه آن مراسم اسکار نگذاشت که دوستم آن متن را بخواند و او تنها توانست در زیر فشاری که از سوی برگزار کنندگان تحمل می کرد ، چند کلمه ای حرف بزند. چند کلمه ای که دیگر در تاریخ اسکار تکرار نشد..."

اما شکستن مایکل در قسمت دوم مانند از پای افتادن دون کورلئونه در قسمت اول ، فیزیکی و واضح نیست ، او در واقع وقتی همسرش را برای فامیل ترک می کند ، آشفته می شود و پس از قتل برادرش (بازهم به خاطر بقای خانواده ) حقیقتا فرو می ریزد و ویران می شود مثل تونی لامونته در فیلم "صورت زخمی" (هاوارد هاکس) که پس از کشتن نزدیکترین دوستش و بعد هم خواهرش به راستی ویران می شود و به طور خود خواسته خود را به دم رگبار گلوله های پلیس می دهد.

و قسمت سوم همان مصداق پژواک اعمال است . در این فیلم هردوی ماریو پوزو و کاپولا به نوعی تقدیری نشان

می دهند . گویا از همان اول قرار است سرنوشت دون ویتو برای مایکل هم تکرار شود با این تفاوت که مایکل حتی موفق به حفظ کامل خانواده و قدرت آن هم نشده و فامیل در حال از هم پاشی است که دختر مایکل (بابازی سوفیا کاپولا که در قسمت اول هم نقش کوچکی داشت) به اصطلاح روی مین کاشته شده پدر می رود و در کنار آن مایکلی دیگر پیدا می شود به نام دون وینسنت ( بابازی اندی گارسیا) که پسر سانی است و برخلاف مایکل سیار سرکش و یاغی که حاضر نیست زیر بار قواعد فامیل برود. ولی به همان سبک مایکل در قسمت اول با قلع و قمع رقبا (و با چراغ سبز مایکل) وارد صحنه می شود و مایکل هم سرانجام مثل پدرش آرام روی صندلی بازنشستگی جان می دهد.

شاید به همین خاطر است که اگر "پدر خوانده" از 11 نامزدی اسکارش فقط 3 جایزه (بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین فیلمنامه ) برد ، "پدر خوانده 2" از 11 کاندیداتوری ، 6 جایزه از جمله بهترین کارگردانی و بهترین موسیقی متن و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین مدیریت هنری را هم نصیب خود کرد ولی "پدرخوانده 3" اقبال دوقسمت قبلی را نداشت و از 7 مورد نامزدی ، هیچ جایزه ای از آن خود نکرد.

http://www.tehrooncd.com

 

فرانسیس فورد کاپولا از قبل موفقیت "پدر خوانده" پولدار شد و در قسمت دوم ، خود هم در زمره تهیه کنندگان فیلم قرار گرفت و بعد از آن کمپانی "زئوتروپ" را تصاحب کرد و به تهیه فیلم های مورد علاقه اش پرداخت . اما گویا هم کارگردانی ، هم تهیه کنندگی و هم کمپانی داری کاپولا ، هر سه ، دولت مستعجل بودند چراکه وی علیرغم ساخت آثار برجسته ای چون "و اینک آخرالزمان" ، "کاتن کلاب" ، " ماهی پر سر و صدا" و بالاخره " دراکولای برام استوکر" ، معلوم نیست چرا به ورطه ساخت فیلم هایی مانند "جک" و سرانجام "باران ساز" (آخرین فیلمش که در سال 1996ساخت) غلطید ، آثاری که در آنها دیگر نشانی از کارگردان "پدر خوانده" ها نبود. کمپانی "زئو تروپ" هم حدود 15 سال است دیگر هیچ تولیدی ندارد . فقط آنچه از فرانسیس فورد کاپولا نشانی باقی گذاشته ، فیلم هایی است که گاه و بیگاه تهیه می کند که از آخرین هایش می توان به "گمشده در ترجمه" ساخته دخترش سوفیا و "کینزی" که از آثار قابل بحث سال گذشته بود و دو قسمت فیلم های وحشت "جیپرز کریپرز" اشاره کرد. اما یک خبر هم هست که فرانسیس فورد کاپولا فعلا در حال ساخت فیلمی تحت عنوان "جوانی بدون جوانی" است که امیدوارانه در انتظار اکرانش می مانیم.

به هرحال گویا از آن پنج جوانی که دوران تازه هالیوود را رقم زدند ، کاپولا اگرچه پیشگام تر از سایرین بود ولی از همه آنها بد شانس تر بود. استیون اسپیلبرگ و جرج لوکاس از بقیه خوش شانس تر بودند که هم کمپانی های خود را تاسیس کردند و هم فیلم های موردعلاقه شان را ساختند و مارتین اسکورسیزی که هنری تر از بقیه باقی ماند و براین دی پالما که تجاری تر از سایرین شد اما فرانسیس فورد کاپولا....

 

http://www.tehrooncd.com

 

بعدالتحریر:

اما ماریو پوزو بعد از "پدر خوانده" فیلمنامه های دیگری هم نوشت که اصلا در حد و اندازه آن درنیامدند و بعضا باور اینکه نوشته خالق پدر خوانده ها هستند ،دشوار است . آثاری که به فیلم سینمایی هم برگردانده شدند ، همچون :

"سوپر من " ، " زمانی برای مردن " ، "سیسیلی" ، "آخرین دون" و...

تا اینکه در دوم جولای 1999 در نیویورک درگذشت.

 

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در جمعه 27 دی1387 ساعت 11:17 | لینک ثابت |

 

 
فيلم «شواليه تاريكي» محصول كمپاني «برادران وارنر» در پايان سال 2008 ميلادي، عنوان پرفروش‌ترين فيلم سينماي آمريكا و جهان را به خود اختصاص داد.

در سال جاري ميلادي بالغ بر 400 فيلم در سينماهاي آمريكا و كانادا اكران شدند كه از ميان اين تعداد، فيلم «شواليه تاريكي» ساخته‌ «كريستوفر نولان» توانست علاوه‌بر ثبت بيشترين ميزان فروش در سال 2008، ركورد دومين فيلم پرفروش تاريخ سينماي هاليوود و جهان را نيز به خود اختصاص دهد.‌

«شواليه تاريكي» در مدت اكران در سينماهاي آمريكا، فروش داخلي 530 ميليون دلار را به‌دست آورد و در سطح جهاني نيز فروش آن به 466 ميليون دلار رسيد تا بعد از «تايتانيك» بتواند با مجموع فروش 996 ميليون دلار، ركوردار جديد سينماهاي جهان نام بگيرد.

البته از اين حقيقت نبايد به سادگي گذشت كه مرگ ناگهاني «هيث لجر»، بازيگر استراليايي اين فيلم كه با «كوهستان بروك‌بك» نامزد جايزه اسكار نيز بود، تاثير بسزايي در افزايش فروش «شواليه تاريكي‌» داشت.

در رتبه‌ي دوم موفق‌ترين فيلم‌هاي سينماي جهان در سال 2008، نام «ايندياناجونز و قلمروي جمجمه بلورين» ساخته‌ «استيون اسپيلبرگ» به چشم مي‌خورد. اين فيلم محصول كمپاني «پارامونت» با فروش داخلي 317 ميليون دلار در آمريكا و 469 ميليون دلار در جهان، توانست مجموع فروش 786 ميليون دلار را به ثبت برساند.

فيلم انيميشن «پانداي كونگ‌فو كار» به‌عنوان پرفروش‌ترين فيلم كارتوني سينماي جهان در سال 2008، مجموع فروش 631 ميليون دلار را به‌دست آورد كه 416 ميليون دلار آن از سينماهاي جهان بود.

در رتبه چهارم پرفروش‌ترين‌هاي سال 2008 جهان، فيلم اكشن «هنكاك» محصول كمپاني «سوني» به كارگرداني «پيتر برگ» قرار دارد كه با فروش 624 ميليون دلار، بالاتر از «مرد آهني» ايستاد. «مرد آهني» محصول كمپاني «پارامونت» در مجموع 581 ميليون دلار فروش جهاني داشت كه از اين ميزان 318 ميليون دلار مربوط به سينماهاي آمريكا بود.

فيلم «ماما ميا» محصول كمپاني «يونيورسال» كه هفته‌ها در صدر پرفروش‌ترين‌هاي سينمايي جهان قرار داشت، با مجموع فروش 572 ميليون دلار كه 74 درصد آن سهم فروش خارج از آمريكا بود، در مكان ششم ايستاده است.

جديدترين اثر از سري فيلم‌هاي اكش «جيمز باند» بانام «ذره‌اي آرامش» ساخته‌ «مارك فوستر» محصول كمپاني «سوني» با مجموع فروش 534 ميليون دلار، در رتبه هفتم پرفروش‌ترين فيلم‌هاي سال 2008 جهان قرار دارد.

فيلم انيميشن «وال.اي» با مجموع فروش جهاني 507 ميليون دلار، علاوه‌بر اينكه در رتبه‌ي تك رقمي اين فهرست قرار گرفت، دومين فيلم موفق انيمشن سال 2008 نام گرفت.

از ديگر فيلم هايي كه توانستند در سال 2008 فروشي بالاتر از 200 ميليون دلار داشته باشند مي‌توان به «وقايع نارنيا»، «ماداگاسكار 2»، «موميايي»، «تحت‌تعقيب» و «دبيرستان موزيكال 3» اشاره كرد.

بهترين كارگردان‌هاي سال 2008
«دني بويل» خالق فيلم «ميليونر زاغه نشين» درصدر ليست برترين كارگردان‌هاي سال ‌٢٠٠٨ ميلادي قرارگرفت.

به گزارش ايسنا، ملاك انتخاب برترين كارگردان‌هاي سال ‌٢٠٠٨ ميلادي توسط نشريه سينمايي «اسكرين ديلي»؛ دقت و نكته سنجي در پارامترهاي ساخت فيلم، كسب جوايز ارزشمند هنري و توجه مخاطبان جهاني اعلام شده است.

بنابه اعلام اسكرين ديلي؛ «ديويد فينچر» با فيلم «مورد عجيب بنيامين باتن» و «كريستوفر نولان» با فيلم

«شواليه تاريكي» در رتبه‌هاي دوم و سوم قرارگرفته‌اند.

بنابر اين گزارش «ران هوارد» با فيلم «فورست/ نيكسون»، «گاس ون سنت» با فيلم «ميلك» و «كلينت ايستوود» با فيلم «عوض شده» در رتبه‌هاي چهارم تا ششم بهترين كارگردان‌هاي سال ‌٢٠٠٨ قرارگرفته‌اند.

«استفان دالدري» با فيلم «كتاب خوان»، «باز لوهرمن» با فيلم «استراليا»، «سام مندز» با «جاده تحولات»، «دارن آرنوفسكي» با «كشتي گير» رتبه‌هاي هفتم تا دهم اين فهرست را به خود اختصاص داده‌اند.

در ادامه اين ليست نيز به كارگرداناني چون «جان باتريك» براي فيلم «ترديد»، «برايان سينگر» با فيلم

«والكيري» ،«جاناتان دمي» با «راشل ازدواج مي كند»، «آندري استانتون» خالق «وال- اي»، «مايك لي» با فيلم «الكي خوش»، «تام مك كارتي» با فيلم «ملاقات كننده»، «برادران كوئن» با فيلم «پس از خواندن بسوزان» و «گابريل موچينو» براي كارگرداني فيلم «هفت پوند» بر مي‌خوريم.


منبع خبر : عصرايران - http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=60524

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 25 دی1387 ساعت 15:38 | لینک ثابت |

گروه آشيانه، سايت موساد را غير فعال كرد

 
سايت موساد، كه يكي از بزرگترين سايت‌هاي رژيم صهيونيستي است ، توسط گروه آشيانه كه از گروه‌هاي بزرگ هكري ايران است، DOWN شد.



اين اقدام در پي جنايات بي رحمانه رژيم صهيونيستي در قبال مردم مظلوم فلسطين و نوار غزه صورت گرفت.
گروه آشيانه ضمن محكوم كردن حملات وحشيانه رژيم صهيونيستي اظهار داشت: رژيم صهيونيستي كشتار بي رحمانه مردم بي دفاع غزه را حق خود تلقي مي‌كند و گمان مي‌برد كه جهانيان نسبت به اين موضوع سكوت خواهند كرد.
رييس گروه آشيانه در اين خصوص افزود: از آنجايي كه غير فعال كردن چندين ساعته يك سايت نسبت به هك كوتاه مدت آن براي رژيم صهيونيستي خفت بار‌تر بود، گروه آشيانه تصميم به غيرفعال كردن و داون سايت موساد گرفت.
حدود دو ساعت از غيرفعال شدن سايت موساد مي‌گذرد اين در حالي است كه رژيم صهيونيستي و مسئولان موساد هنوز نتوانسته‌اند در قبال اين حركت هكر‌هاي ايراني چاره‌اي بيانديشند.



منبع خبر : فارس نيوز - http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8710180479

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 25 دی1387 ساعت 15:36 | لینک ثابت |

*-*-*-*-*-*- *-*-*-*-* -*-*-*-*- *-*-*-*-*

 

سرمایه: بعد از پخش قسمت 29 مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر(ع) مشخص شد که تاکید فرج الله سلحشور نویسنده و کارگردان این سریال بر استفاده از منابع تاریخی برای نوشتن فیلمنامه این فیلم، چندان اطمینان برانگیز نیست زیرا اگر ایشان فقط به سهل الوصول ترین منابع تاریخی یعنی جلد اول مجموعه 14 جلدی تاریخ تمدن ویل دورانت هم مراجعه می کرد به راحتی می توانست دریابد که اشتباهی فاحش در روایت داستان حضرت یوسف در این سریال رخ داده است.
براساس داستانی که در قسمت 29 مجموعه یوسف پیامبر(ع) به تصویر درآمد این پیامبر الهی بعد از آنکه به مقام عزیزی مصر در دربار فرعون آمنهوتب چهارم منصوب شد با تدبیر توانست دومین فرمانروای امپراتوری بزرگ دنیای قدیم را یکتاپرست کند.
این در حالی است که براساس روایت های معتبر تاریخی که در رأس آن عهد قدیم قرار دارد، حضرت یوسف(ع) که فرزند یازدهم حضرت یعقوب(ع) است حدود سال های 1600 پیش از میلاد مسیح در سرزمین کنعان به دنیا آمد و بعد از اتفاقاتی که برایش رخ داد به مقام نیابت سلطنت مصر رسید.
این تاریخ برابر است با دوره تاریخ مصر میانه که با یک رخداد مهم تاریخی همزمان شده است. در حدود 1674 ق.م 13 سال بعد از مرگ یکی از مقتدرترین فراعنه مصر یعنی آمنمحت سوم (با آمنهوتب ها که مربوط به دوره جدید هستند اشتباه نشود) برسر جانشینی وی نزاعی درگرفت که سرزمین بزرگ و حاصلخیز نیل را ضعیف کرد. نتیجه این ضعف حمله قبایل بیابانگرد آسیای صغیر به مصر و در دست گرفتن حکومت شد.
این حاکمان بیگانه که بیش از دو قرن بر سرزمین مصر حکومت داشتند را در تاریخ هیکسوس ها یا حکومت چوپانان می شناسند. در این دوره حکومت سختگیری های دوران فراعنه عهد قدیم را نداشت هرچند حاکم خود را به عنوان پسر خدا معرفی می کرد اما سختگیری مذهبی به شدت گذشته وجود نداشت. به گفته بسیاری از منابع تاریخی حضرت یوسف(ع) در زمان یکی از همین پادشاهان چوپان به دربار بوتیفار عزیز مصر رسید و بعد هم توانست عزیز مصر شود. حدود 300 سال بعد از این دوره یعنی حدود 1380 ق.م زمانی که مصریان با شکست دادن پادشاهان چوپان بار دیگر حکومت سرزمین نیل را به دست گرفتند، فرعونی به حکومت مصر رسید که ویل دورانت با استناد به منابع دست اول مصری او را شاه زندیق نامیده است که مورخان او را به نام آمنهوتب چهارم می شناسند. او که جانشین پدرش آمنهوتب سوم شد شاعری بود که از تسلط بیش از حد کاهنان معبد آمون به تنگ آمد و خدای جدیدی را به مصر معرفی کرد به نام «آتون» و با برداشتن پسوند آمون خود را اخناتون یعنی راضی کننده آتون نامید. اخناتون براساس مجسمه ای که از او به دست آمده است مردی لاغر اندام با پلک های بزرگ و کاسه سر دراز بوده است که به گفته برخی از منابع احتمالاً به بیماری صرع دچار بود. او پایتخت جدیدی به نام اخناتون ساخت که در زمان بسیار کوتاهی به شهری آباد تبدیل شد. اما این پایتخت زیبا در حمله هیتی ها و جنگ های مذهبی از بین رفت. خود اخناتون نیز در جنگ داخلی شکست خورد و در اثر شدت یافتن بیماری درگذشت و با توجه به اینکه دارای پسری نبود، دامادش توت عنخ آتون که بعدها پسوند آمون یافت (همان فرعونی که مومیایی اش در موزه بریتانیا نگهداری می شود) به مقام پادشاهی مصر رسید. آنچه در قسمت بیست و نهم سریال پرخرج یوسف پیامبر(ع) صرفنظر از تمام مشکلات ساختاری به چشم می خورد این بود که برای نویسنده و کارگردان ظاهراً اهمیتی نداشته که فاصله میان این دو اتفاق بیش از 300 سال بوده است.


نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در سه شنبه 24 دی1387 ساعت 19:30 | لینک ثابت |

عذرخواهی کارگردان فیلم «چارچنگولی» از ایرانیان و زرتشتیان
عذرخواهی کارگردان فیلم «چارچنگولی» از ایرانیان و زرتشتیان


سینمای ما - سعید سهیلی، سازنده­ی فیلم «چهارچنگولی»، در گفت­وگویی تلفنی با اسفندیار اختیاری، نماینده­ی زرتشتیان در مجلس، مراتب پوزش خود را از زرتشتیان و ایرانیان، برای وجود پلانی در فیلم «چهارچنگولی» بیان کرد و از وی خواست تا این پوزش را به گوش همه­ی زرتشتیان برساند و از احتمال 99درصدی حذف پلان مورد نظر از این فیلم خبرداد.
سهیلی در پی اعتراض نماینده­ی زرتشتیان به معاونت امورسینمایی و فرنشین سازمان صدا و سیما، برای ساخت پلان مورد نظر در این فیلم و بی حرمتی به نگاره­ی فروهر، برای بیان پوزش خود با نماینده­ی زرتشتیان گفت­وگو کرد.
وی که به گفته­ی خودش، پس از آگاهی از این موضوع همه­ی طراحان صحنه و منشی صحنه را برای این رخداد بازخواست کرده بود، از سوی آنان نیز پوزش خواست و گفت:«این اشتباه، رخدادی تصادفی بود و من، همه­ی مسوولان و منشی صحنه از این اشتباه ناآگاه بودیم».
وی در توضیح چگونگی ساخت این پلان که در گوشه­ای از آن فردی اوباش با پوششی با نقش فروهر نمایان بود، گفت: «فرد مورد نظر از بازیگران ما نبوده و تنها رهگذری بود که برای ساخت این پلان از وی استفاده کردیم و شوربختانه امکان بی­حرمتی به نگاره­ی فروهر نقش بسته بر جامه­ی وی، از چشم منشی صحنه دور ماند».
وی همچنین در پاسخ به درخواست اسفندیاراختیاری، برای حذف پلان مورد نظر از این فیلم، گفت:« همه­ی سعی خود را خواهم کرد و به احتمال 99 درصد این کار صورت خواهد گرفت.»
سهیلی همچنین در همه­ی گفت و­گوی خود از علاقه و ارادت خود نسبت به ایران، زرتشت و انسانیت سخن گفت.
فیلم «چارچنگولی» ساخته­ی سعید سهیلی با بازی رضا شفیعی جم و جواد رضویان، با درونمایه­ی طنز هم­اکنون در سیناماهای تهران و شهرستان­ها در حال پخش است. در بخشی از این فیلم پسری با جامه­ای که بر روی آن نماد سپندینه­ی(:مقدس) فروهر نقش بسته­است چهره­ی یک اوباش را نمایش می­دهد.
پیشتر در پی اکران این فیلم، اسفندیار اختیاری، نماینده­ی زرتشتیان در مجلس در گفت­وگویی با محمدرضا جعفری­جلوه، معاونت امور سینمایی و عزت­الله ضرغامی، فرنشین سازمان صدا و سیما، اعتراض خود را به این بی­حرمتی از سوی همه­ی زرتشیان و ایرانیان بیان داشت. همچنین اردشیر خورشیدیان، فرنشین انجمن موبدان تهران با بیان دیدگاه خود و رستم خسرویانی، فرنشین انجمن زرتشتیان تهران، با نوشتن نامه­ای به وزارت ارشاد و اسلامی­ کشور، میزان ناخرسندی خود را از سوی زرتشیان بیان داشتن
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در سه شنبه 24 دی1387 ساعت 19:27 | لینک ثابت |
روایت سینمایی زندگی امام خمینی (ره) امسال هم به جشنواره نمی‌رسد

 

 

پروژه سینمایی "فرزند صبح" با موضوع زندگی امام خمینی (ره) در حالی وارد پنجمین سال تولید می‌شود که به نظر می‌رسد برخی مشکلات مانع آماده شدن آن تا جشنواره فجر امسال شود.

به گزارش خبرنگار مهر، در روزهای اخیر دست‌اندرکاران این فیلم سینمایی به کارگردانی بهروز افخمی پرداخت نشدن مطالبات خود از سوی سازمان‌ها و نهادهای حامی تولید آن و کمبود بودجه را جدیترین دلیل به تعویق افتادن مراحل تولید عنوان کرده‌اند.

یکی از مشکلات آغاز دوبله فیلم انتظار برای دریافت بودجه از موسسه حفظ و نشر آثار امام (ره) به عنوان یکی از حامیان مالی "فرزند صبح" است. این در حالی است که قائم‌مقام معاون هنری موسسه معتقد آنها هیچ تاخیری در پرداخت‌هایشان ندارند.

غلامحسین کریمی درباره وضعیت پرداخت‌‌های مالی این پروژه سینمایی به خبرنگار مهر گفت: فیلم مراحل فیلمبرداری را پشت سر گذاشته و این روزها‌ کارهای فنی آن انجام می‌شود که تا این مرحله موسسه در پرداخت‌های خود تاخیر نداشته است.

وی ادامه داد: به هیچ عنوان چنین نیست که "فرزند صبح" به دلیل پرداخت نشدن بودجه از سوی موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) در مراحل تولید دچار مشکل شده باشد، زیرا ما پرداخت معوقه نداریم.

اما محمدرضا شرف‌الدین تهیه‌کننده فیلم دلیل آغاز نشدن مرحله دوبله "فرزند صبح" را نداشتن بودجه ذکر کرد. او مردادماه نیز گفته بود این فیلم به دلیل پرداخت نشدن بودجه لازم در مرحله فنی متوقف شده، اما چندی بعد خبر آغاز صداگذاری آن منتشر شد.

افخمی نیز درباره آخرین وضعیت تولید فیلم به مهر گفت: متاسفانه منابع مالی برای کارهای لابراتواری خارج کشور تامین و از سوی دیگر دوبله و صداگذاری آن هم آغاز نشده است. در این شرایط ما فقط منتظر تامین بودجه هستیم تا کار را از سر بگیریم.

وی همچنین یکشنبه هفته گذشته در گفتگویی اعلام کرده بود برای آغاز دوبله در انتظار پرداخت بودجه از سوی موسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی (ره) هستند. جالب اینکه "فرزند صبح" بارها در مراحل تولید به دلایل مختلف متوقف شده است.

فیلمبرداری فیلم که از سال 83 آغاز شده بود، 22 آبان‌ماه پارسال به پایان رسید و انتظار می‌رفت یکسال پس از پایان فیلمبرداری تدوین و دیگر بخش‌های پروژه به پایان برسد. اما در طول انجام مراحل فنی هم کار در مقاطع مختلف متوقف شد.

شرف‌الدین 27 مهرماه اعلام کرد از یک هفته دیگر دوبله آغاز می‌شود و بهرام زند نیز سی‌ام مهرماه گفت نامزدهای نهایی دوبله شخصیت امام (ره) مشخص شده‌اند. با این وجود افخمی اخیرا گفته تاکنون گزینه‌ای برای این کار وجود نداشته است.

در این فیلم آرمان ایرانپور، هادی حیدری و عبدالرضا اکبری به ترتیب نقش خردسالی، جوانی و میانسالی حضرت امام خمینی (ره) را بازی می‌کنند و محمدرضا شریفی‌نیا ایفاگر نقش مرحوم حاج سیداحمد است.

فرهاد قائمیان، هدیه تهرانی، الیکا عبدالرزاقی، آتیلا پسیانی و... دیگر بازیگران "فرزند صبح" هستند که کار تدوین آن را سیف‌الله داد بر عهده داشته و آهنگساز آن هنوز مشخص نشده است.

فیلم سینمایی "فرزند صبح" از آغار تولید به واسطه اخباری که در مورد بازیگران نقش‌های مختلف آن انتشار یافت به پروژه‌ای خبرساز تبدیل شد. واکنش برخی نشریات و شخصیت‌ها به انتخاب تعدادی از بازیگران برای حضور در نقش شخصیت‌های مورد احترام ملت ایران بحث‌ها و حرف و حدیث‌های بسیار به همراه داشت.

در این شرایط "فرزند صبح" علاوه بر آنکه با توجه به موضوعش به عنوان فیلمی مهم مطرح بود، عنوان اثری پرحاشیه را هم به خود اختصاص داد و به نظر می‌‌رسد این حواشی تا روزهای پایانی تولید فیلم ادامه داشته باشد. در نتیجه این شرایط نمایش فیلم زندگی امام راحل (ره) در جشنواره فلیم فجر امسال همزمان با سی‌امین سال انقلاب اسلامی بعید به نظر می‌رسد.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در پنجشنبه 12 دی1387 ساعت 14:35 | لینک ثابت |

برترین موضوعات جستجو گوگل در سال 2008

 http://www.iranalive.org

شرکت گوگل لیست 10 جستجوی برتر این موتور جستجوگر قدرتمند را در سال 2008 میلادی منتشر کرد. این لیست بر اساس آمار سالیانه Zeitgeist که علایق کاربران را برای جستجو فاش می‌سازد، منتشر شده است که بر اساس آن بیشترین جستجو در میان کاربران انگلیسی سایت اجتماعی فیس بوک بوده است. در میان این کاربران سایت‌های بی بی سی و آی پلیر در مکان‌های دوم و سوم قرار دارند.این لیست در عین حال میزان علائق جهانی را برای جستجوی موضوع‌های متفاوت نمایان ساخت که موضوع انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا و المپیک پکن رتبه‌های اول را در سطح جهان به خود اختصاص دادند.بر اساس این آمار در سال 2008 مردم در سرتاسر جهان به موضوع‌های اجتماعی و سیاسی علاقه بسیاری از خود نشان داده‌اند به طوریکه سایت‌های اجتماعی مانند فیس بوک در دسته علائق در حال رشد در جستجوهای اینترنتی قرار گرفته‌اند.سیاستمداران انگلیسی رتبه های اول و دوم لیست سیاستمداران محبوب را به خود اختصاص داده و رتبه سوم وهفتم را به ترتیب باراک اوباما و جان مک کین، رئیس جمهور منتخب آمریکا و کاندیدای جمهوریخواه شکست خورده در انتخابات به خود اختصاص داده‌اند.اولین رتبه در سطح جهانی در میان موضوعات مورد جستجوی رو به رشد به سارا پیلین معاون اول پیشنهادی جان مک کین اختصاص یافته است. المپیک پکن مقام دوم، دو سایت اجتماعی مقام سوم و چهارم، باراک اوباما مقام ششم، جام ملتهای اروپا مقام نهم و دیگر رتبه‌ها به دیگر سایت‌های اجتماعی و هنرپیشگان هالیوود اختصاص یافته است.

http://www.iranalive.org

 

 

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در پنجشنبه 12 دی1387 ساعت 13:11 | لینک ثابت |
وقتي كه ايران هست خليج يعني فارس
تاريخ مي لرزد از خشم قوم پارس
جز اين اگر باشد خليج آبي نيست
بي سايه ايران غير از سرابي نيست
تا ميهن كاوه تابوت ضحاك است
اين سرزمين از هر اهريمني پاك است
صدها هزار آرش جان در كمان دارند
تيري اگر كاريست اين عاشقان دارند
وقتي هويت را در نام ميجويد
هر بي نشان ناچار صد ياوه ميگويد
چيزي كه در صلح است از جنگ ميخواهد
قدرت اصالت نيست فرهنگ ميخواهد
ما وارث كوروش فرزند جمشيديم
پيروز بي برده بت نپرستيديم
ما ريشه اي ديرين در عشق و خون داريم
مادر شب تاريخ تا صبح بيداريم
وقتي هويت را در نام ميجويد
هر بي نشان ناچار صد ياوه ميگويد
چيزي كه در صلح است از جنگ ميخواهد
قدرت اصالت نيست فرهنگ ميخواهد
ما وارث كوروش فرزند جمشيديم
پيروز بي برده بت نپرستيديم
ما ريشه اي ديرين در عشق و خون داريم
مادر شب تاريخ تا صبح بيداريم

__________________
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 8 دی1387 ساعت 15:9 | لینک ثابت |

او به چه جهتی

 می چرخد؟

 

 
در تصویر زیر چه می بینید؟ او در جهت عقربه ساعت می چرخد یا خلاف آن ؟
 
 
Bia2Daneshjoo.Com
 
 
اگر این خانم را در حال گردش در جهت عقربه ساعت می بینید شما از سمت راست مغز خود بهره می گیرید.
 
اگر این خانم را در حال گردش در جهت خلاف عقربه ساعت می بینید شما از سمت چپ مغز خود بهره می گیرید
.
بعضی از مردم توانایی دیدن چرخش وی را در هر دو جهت دارند
اگر شما بدون تعییر در چشمتان هنگام نگاه کردن قادر به سوئیچ در هر دو جهت هستید هوش شما بالاتر از ۱۶۰ است که یک نابغه به حساب می آیید.
این تصویر در دانشگاه یل آمریکا در مطالعه ای ۵ ساله بدست آمده است .
 
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 8 دی1387 ساعت 14:51 | لینک ثابت |

قضاوت مردم در مورد پولدارها و پول ندارها

 

اگر لباس تنگ و چروک و بیریخت بپوشن :

در مورد پولداره : ایول عجب لباسی معلوم نیست از کجا خریده .... اصل مارک داره  .... فکر کنم خودش از خارج خریده

در مورد بی پوله : عجب لباس جیغی .... احتمالا" بهش صدقه دادن شایدم دست دوم خریده

 

 

 

 اگر مد خفن مدل هچل هفتی بزنن

در مورد پولداره : اوه ببین چه تیپی زده ... از سیخای سرش معلومه ژلش ایستوریای اصل ایتالیاست ... فکر کنم تیریپی که زده همین دیروز انریکو زده ... اونجا هر چی شلوارت پاره تر باشه محبوبیت بیشتره ..

در مورد بی پوله : اه چه شپل ... فکر کنم با صابون دست و صورت سرش میشوره که انقدر سیخ واستاده ... تو خونشونم که سوزن نخ پیدا نمیشه یک کوک به این پاره پوره ایاش بزنه ...

 

 

 

اگر تند تند غذا بخوره :

در مورد پولداره : ببین چقدر گرفتاره که مجبوره انقدر تند غذا بخوره یا هواپیماش داره میپره یا جلسه مهمی داره 

بی پوله : اوووووو انگار از قحطی فرار کرده

 

 

 

اگر آروم و کم غذا بخوره :

پولداره : احتمالا" این غذا تو رژیم غذاییش نیست و باید آهسته بخوره که معدش نفهمه !!!!!!

بی پوله : اینو ببین فکر کنم تا حالا همچین غذایی ندیده بلد نیست بخوره ...

 

 

 

  اگر با جنس مخالف صحبت کنه :

پولداره : عجب روابط عمومی بالایی ... مرسی فرهنگ .... دختر و پسر براش یکیه .... آی اینطوری حال میکنم ......

بی پوله : این سیرابی رو ببین .. چه ذوقی میکنه طرف بهش پا داده ... بفرما لاس ... ندیده دیگه .. بپا نخوریش

 

 

 

 اگر درس بخونه :

پولداره : احسنت به این تدبیر و اندیشه .... این تو ایران نمیمونه ..... مطمئنم تو لیست فرار مغزهاست

بی پوله : خر خونیم اندازه داره دیگه .... انقدر میخونی آخرش چی ؟!! بپا عینکت نیفته ...

 

 

 

اگر درس نخونه :

پولداره : پول داره درس میخواد چیکار .... درس برا بچه بی پولا و بیکاراست

بی پوله :بد بخت  نون نخورده نمیتونه درس بخونه

 

 

 

در مورد خانوما >>> از نوع محجبه و چه بسا چادری

پولداره : آفرین به این تربیت صحیح  ... معلومه خالصانه مسلمونه ... این دختر نیست فرشتست که تو این جامعه خراب خودشو اینطوری میپوشونه

بی پوله : اوهوک .... چقد امل ... کی به تو نگاه میکنه حالا ؟!؟!؟

 

 

 

درمورد پسرهاي جوون ››› مدل ابرو قشنگ و زير ابرو گوگول

پولداره : بابا مايكل جكسون ... لئوناردو .... گاتوسو ... برم زير ابروهاي شيطونيتو

بي پوله : مرتيكه خجالت نميكشه .... آرايش ميكني ؟! اين روزا ديگه دختر پسرا از هم تشخيص داده نميشوند ... وانگهي چي شده داداشمون .....

 

 

 

ازدواج :

پولداره : یکی دو تا کمه ..... من جای این بودم اصلا" ازدواج نمیکردم ... این همه حور و پری دور و برش – بیخیال ازدواج ..... تیر تپرش

بی پوله : آخی حیوونی تا دیروز عنکبوت تو جیبش یکی بود حالا دو تا شد ( ضرب المثلی شد برا خودش !! )

 

 

 

 پیاده روی :

پولداره : زنده باد سلامتی و تناسب اندام .... هیچ چیزی از ورزش و مخصوصا" پیاده روی برای تندرستی انسان بهتر نیست حتی میگن اشتها رو هم زیاد میکنه .

بی پوله : کفشاشم مالی نیست که حالا بگیم پیاده بره ... قربونش برم که همیشه بلیت خط 11 رو داره .

 

 

 

تعویض ماشین :

پولداره : بابا تنوع .... آخرین مدل ...  سنت اگزوپری ... پارکینگ دیگه جا نداره

بی پوله : دبیا ... تا دیروز دنبال الاغ پدر بزرگش میدوید حالا واسه ما ماشین خریده

 

 

 

تعویض کار :

پول داره : شکمه پره ... چه این بشقاب چه اون بشقاب ....... پول تولید میکنه دیگه چه این کار چه اون کار ... میباره براش

بی پوله : فقط مونده بود این به یه جایی برسه ... از فردا جواب سلام ما رو هم نمیده

 

 

 

رانندگی :

پولداره : فکر کنم عادت به رانندگی نداره آخه همیشه راننده داشتن اما استیل فرمون گرفتنشو داشته باش ... انصافا" شوماخرم اینطوری فرمون نمیگیره

 بی پوله : عمو جون ترمز اون وسطیست ... الاغا رو کجا بستی ؟! گوسفندا رو چه کردی ؟!!؟

 

به قلم وتوس

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 8 دی1387 ساعت 14:49 | لینک ثابت |

اتصالات، اپراتور سوم تلفن همراه ايران شد

 
امروز و در مرحله آخر اين مزايده، با بازگشايي پاكات قيمت پيشنهادي، سرانجام برنده رقابت براي كسب امتياز اپراتور سوم تلفن همراه ايران مشخص شد.

بنا بر اين گزارش، كنسرسيوم «تامين‌اتصالات» متشکل از شرکت تامين تله‌کام و شرکت اتصالات امارات، حائز بالاترين امتياز شده و كار خود را به عنوان سومين اپراتور موبال در ايران آغاز خواهد نمود.
شركت ايراني تامين تله كام، وابسته به سازمان تامين اجتماعي مي‌باشد.

گفتني است كه هفته گذشته و با اتمام بررسي فني-بازگاني مزايده،‌ پنج كنسرسيوم به مرحله نهايي راه يافته بودند و مطابق برنامه قبلي امروز با بررسي قيمت‌هاي پيشنهادي، كنسرسيوم اتصالات برنده نهايي شناخته شد.

اپراتور سوم تلفن همراه ایران خواهد توانست تا 17 میلیون مشترک شامل شش میلیون مشترک مکالمه و 11 میلیون مشترک دیتا جذب کند.

شايان ذكر است سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي، و نيز مجري مزايده اپراتور سوم هنوز خبري رسمي در باره نتيجه نهايي اين مزايده منتشر نكرده‌اند.
محمود خسروي رييس اين سازمان پيش‌تر اعلام كرده بود كه «ممكن است اعلام برنده نهايي در جلسه امروز امكان‌پذير نباشد.»
گفته مي‌شود نتيجه اين فرايند بايد به تاييد وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات نيز برسد.

اين در حالي است كه مسئولان شركت شستا(شركت سرمايه‌گذاري تامين اجتماعي) در تماس با خبرگزاري فارس، خبر برنده شدن خود را تاييد نموده‌اند.


منبع خبر : ايتنا - http://www.itna.ir/archives/news/011799.php

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 4 دی1387 ساعت 17:29 | لینک ثابت |

 گنجي: وجود خدا را هم نمي‌شود اثبات كرد

 
اكبر گنجي مدعي شد وجود خدا را نمي‌توان اثبات كرد.

پله پله تا بيخدايي شايد بهترين تعبيري باشد كه بيشترين انطباق را با اعمال و گفتار اكبر گنجي دارد . او كه در ابتدا به حمايت از همجنس بازان و بهائي‌ها برخواسته بود با انكار سنديت آيات قرآن و نيز وجود امام زمان (عج) پله پله از اسلام و تشيع دور شد و اخيرا نيز مدعي شده است كه وجود خدا را نيز نمي‌توان اثبات كرد...

گنجي كه با راديو زمانه گفتگو مي‌كرد، ادعا كرد :
... در مورد خدا از اول تاريخ تا به امروز بحث ادامه دارد كه آيا خدايي وجود دارد يا ندارد. كساني كه خداباور هستند ادله‌اي براي اثبات ارائه كرده‌اند و اين ادله از سوي مخالفين پذيرفته نشده است و تا ابد هم پذيرفته نخواهد شد و اين بحث همچنان ادامه دارد . از اين رو وجود خدا را نيز نمي‌توان اثبات كرد (!)


منبع خبر : ايرنا - http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-151/8710030350184033.htm

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 4 دی1387 ساعت 17:22 | لینک ثابت |
آلبوم‌ها و ترانه‌های محبوب ماه گذشته انتخاب شدند؛
«یه شاخه نیلوفر» همچنان بی‌رقیب

موسیقی ما - با نظر کاربران سایت موسیقی‌ما محبوب‌ترین آلبوم‌ها و ترانه‌های ماه گذشته موسیقی ایران انتخاب شدند. بر اساس این گزارش «یه شاخه نیلوفر» اولین آلبوم رسمی محسن چاووشی برای سومین ماه متوالی عنوان محبوب‌ترین آلبوم ماه را از آن خود کرد. گویا هنوز رقیب جدی برای این آلبوم وارد میدان نشده است. باید منتظر ماند و دید آیا آلبوم‌های جدید رضا صادقی و احسان خواجه‌امیری که در ماه آینده منتشر می‌شوند می‌توانند برای عنوان محبوب‌ترین آلبوم سال رقیب جدی برای «یه شاخه نیلوفر» باشند؟
آلبوم‌های «بی‌خوابی» (سعید شهروز) و «شوک» (فرزاد فرزین) به‌ترتیب رتبه‌های دوم و سوم جدول محبوب‌ترین آلبوم‌های ماه را به خود اختصاص دادند. همچنین آلبوم «گریه بی بهانه» (سید حسام الدین سراج) توانست با وجود عرضه چند آلبوم پاپ دیگر به بازار در رده چهارم محبوب‌ترین آلبوم های موسیقی ماه قرار بگیرد. در آخر نیز آلبوم جدید بابک جهانبخش باعنوان «بی اسم» که حدود یک ماه است منتشر شده، رده پنجم محبوب ترین آلبوم موسیقی ماه را از آن خود کرد.
در قسمت ترانه‌های محبوب ماه نیز قطعه «کجاست‌؟ بگو!» از آلبوم «یه شاخه نیلوفر» همچنان بی‌رقیب مانند ماه‌ گذشته عنوان محبوب‌ترین ترانه ماه را از آن خود کرد.
با توجه به اختلاف کم امتیاز ترانه‌ها، در این بخش رقابت سخت‌تری شکل گرفت و شاهد تغییرات بیشتری در جدول محبوب‌ترین ترانه‌های ماه بودیم که در نهایت ترانه‌ «به کی داری فکر می‌کنی» از آلبوم «بی اسم» و ترانه‌ «آتیش عشق» از آلبوم «گاهی وقتا» به عنوان دیگر ترانه‌های محبوب ماه انتخاب شدند.
همچنین ترانه‌های «بازیگر» و «به تو مدیونم» از آلبوم «شوک» نیز به ترتیب در رده‌ چهارم و پنجم قرار گرفتند.
لازم به ذکر است که همه علاقه‌مندان به موسیقی ایرانی می‌توانند در سایت موسیقی‌ما به آلبوم‌ها و ترانه‌های محبوب‌شان امتیاز بدهند و در پایان هر ماه آلبوم‌ها و ترانه‌های محبوب بر اساس این امتیاز‌ها انتخاب می‌‌شوند.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 4 دی1387 ساعت 17:14 | لینک ثابت |

 گفت‌وگوي روي كين درباره احمدي‌نژاد "طنز" بود!

 
پس از آنكه خبرگزاري رسمي دولت، خبرگزاري جمهوري‌ اسلا‌مي و خبرگزاري فارس كه به اصولگرايان نزديك است و چند روزنامه ورزشي ديروز بخشي از مصاحبه روي كين، سرمربي مستعفي ساندرلند را منتشر كردند مشخص شد كه منبع خبر، مجله‌اي به نام <‌ديلي‌مش> است كه مطالب طنز منتشر مي‌كند و مصاحبه‌اي خيالي را با بازيكن سابق منچستر‌يونايتد تنظيم كرده‌است.


در اين مصاحبه خيالي كه در بخش سايت ديلي‌مش ‌www.thedailymash.co.uk منتشر شده از روي‌كين سوال مي‌شود كه چرا ريش گذاشته و او پاسخ مي‌دهد كه دوست داشته شبيه محمود احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور ايران شود.
در بخش ديگري از اين مصاحبه خيالي و طنز، روي‌كين با كنايه به برنامه‌هاي هسته‌اي ايران و دفاع رئيس‌جمهور ايران از اين برنامهها مي‌گويد: <برنامه‌هاي هسته‌اي من اهداف صلح‌آميز دارد.>

سايت ديلي‌مش در بخش اخبار خود هم مطلبي خيالي و طنز در مورد باراك اوباما و شعار انتخاباتي او يعني <تغيير> منتشر كرده و مي‌نويسد: <سناتور ايالت ايلينويز، باراك اوباما ديشب در جمع 250 هزار نفر از حاميانش در شهر شيكاگو گفت كه تغيير چيزي است كه وقتي شما نيمه‌هاي شب در خواب به‌سرمي‌بريد اتفاق مي‌افتد و صبح كه بيدار مي‌شويد نمي‌توانيد آن را احساس كنيد.>

در مطلب ديگري كه در بخش اخبار بين‌الملل اين سايت منتشر شده آمده كه اسرائيلي‌ها و فلسطيني‌ها قرارداد صلح امضا كردند تا از سفر هيلا‌ري كلينتون به اين مناطق جلوگيري كنند. هيلا‌ري كلينتون هفته گذشته به عنوان وزير امور خارجه دولت آينده باراك اوباما معرفي شد. در ادامه اين مطلب طنز آمده كه شب قبل تزيپي ليوني، وزير امور خارجه اسرائيل و رهبران فتح و حماس از طريق ويدئوكنفرانس تاكيد كردند كه هيچ نيازي ندارند تا هيلا‌ري كلينتون پس از آنكه وزير امور خارجه آمريكا شد در روند صلح خاورميانه دخالتي داشته باشد.

در مطلب فكاهي ديگر اين سايت با انتقاد تلويحي از اعمال محدوديت شديد عليه سيگاري‌ها نوشته شده كه سيگاري‌ها از ديدن سيگارشان در هنگام سيگار كشيدن منع شدند. عكسي هم براي اين گزارش منتشر شده كه يك مرد سيگاري هنگام سيگار كشيدن كاغذي را جلوي صورتش گرفته و سيگارش از سوراخي كه در اين كاغذ ايجاد شده رد شده است.

خبري هم كه برخي خبرگزاري‌هاي نزديك به دولت را ذوق‌زده كرد و يك روزنامه ورزشي آن را به تيتر يك خود تبديل كرد مطلبي طنز و خيالي بود.

پيش‌تر هم مطلبي طنز درباره اينكه باراك اوباما، رئيس‌جمهور منتخب آمريكا اصليتي بوشهري دارد در يكي از سايت‌ها منتشر شده بود كه روزنامه كيهان آن را به صورت مطلبي جدي منتشر كرده بود.



منبع خبر : عصر ايران - http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=58880

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 4 دی1387 ساعت 14:0 | لینک ثابت |

تغییر قیافه سرمربی ساندرلند:ميخواستم شبيه احمدي‌نژاد باشم (+ عکس)

 
سرمربي ايرلندي تيم فوتبال ساندرلند علت تغيير قيافه اخير خود را علاقه به محمود احمدي نژاد عنوان كرد.


به گزارش وب سايت ديلي مش، روي كين، بازيكن سابق منچستر يونايتد و ملي پوش محبوب تيم ايرلند، در مصاحبه خود با انبوه خبرنگاران كه براي يافتن علت استعفاي او گردهم آمده بودند، اظهار داشت: تصميم بسيار سختي بود. مي‌خواستم با ساندرلند به آنچه كه وعده داده بودم، برسم؛ اما اينگونه نشد.

روي كن در پاسخ به اينكه چرا در اين مدت با ظاهري جديد و متفاوت روي نيمكت ساندرلند بود، گفت: دوست داشتم شبيه احمدي نژاد، رئيس جمهوري اسلامي ايران باشم.

وي خاطر نشان ساخت: اميدوارم ساندرلند در ادامه راه موفق عمل كند و بدون من به آنچه كه قرار بود برسد، دست پيدا كند.



منبع خبر : عصر ايران - http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=58791

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 4 دی1387 ساعت 14:0 | لینک ثابت |

 ماجراهای علی دایی از زبان علی دایی

 
در ايران اگر يك روز رئيس فدراسيون بشوي بايد سياسي باشي. شما نمي‌توانيد من را با بكن‌بائر يا پلاتيني مقايسه كنيد. خود من به جادو اعتقاد دارم اما آدم با اعتقادات‌اش مي‌تواند هزار تا جادو را هم خنثي بكند. صحبت‌هاي آیت الله بهجت يك اعتماد به نفس و يك قوت قلب بزرگي به من داد. يك خرده از خودم دور شده بودم.
علی دایی درباره طلسم شدن تیمش، علاقه اش به کار مدیریتی در ایران و ... توضیحاتی ارائه داد.

به گزارش «فردا»، علی دایی در گفتگو با همشهری جوان زبان به انتقاد گشود و از برخی بی مهری ها که به وی شده است شکوه کرد. وی در این گفتگو به مقایسه تفاوت رفتاری جامعه ایرانی و آلمانی می پردازد و می گوید: شما نمي‌توانيد من را با بكن‌بائر يا پلاتيني مقايسه كنيد. يك آلماني متحد مي‌شود تا بكن‌‌بائر را بكن‌بائر بكند؛ برايش كلاس مي‌گذارد، امكانات ديگر را فراهم مي‌كند و به طور كلي همه دست به دست هم مي‌دهند با بكن‌بائر را بسازند. متاسفانه ما در مملكت خودمان دست به دست هم مي‌دهيم كه امثال علي‌ دايي را خراب بكنيم. به خاطر اين اصلاً به اين چيزها فكر نمي‌كنم. شما اصلاً بكن‌بائر و پلاتيني را با دايي مقايسه نكنيد. علي دايي اگر كوچك‌ترين ضعفي داشته باشد مطمئن باشيد كه محوش مي‌كنند. امثال من بايد با خيلي چيزها بجنگند اما فرانسه همه دست به دست هم مي‌دهند تا يكي مانند پلاتيني به جامعه بين‌المللي معرفي شود.

وی ادامه داد: براي اولين بار در تاريخ كشورمان يك ايراني به مراسم قرعه‌كشي جام جهاني دعوت شد اما متاسفانه به آن صورت بها داده نشد يا همان دفعه كه من رفتم سوئيس و جايزه بهترين بازيكن ساحلي دنيا را دادم حتي يك نفر به آن اشاره نكرد. شوخي نيست، يك ايراني رفته است و بين چند نفر آدم مشهور، جوايز بهترين‌هاي فوتبال دنيا را اهدا كرده. اين 5 نفر پله، بكن‌بائر، ماتئوس، چاپيوسات و علي‌ دايي بودند. آيا كسي اشاره كرد يا به آن پرداخت؟

آن روز تمام دنيا مراسم را پخش مستقيم مي‌كنند اما خانواده من بايد از كانال تركيه مراسم قرعه‌كشي را ببينند. ببخشيد، بعد از مراسم مي‌گويند چرا علي دايي رفته آنجا كراوات زده؟ به نظر من علي دايي بايد در ميادين بين‌المللي كراوات بزند. چرا نمي‌گوييد كه تمام دنيا انگشتر عقيق دايي را نشان مي‌داد؟ لابد به خاطر اينكه من شيك رفته‌ام بايد اين حرف‌ها زده شود؟ اما من به خاطر اينكه ايراني هستم، دوست دارم شيك باشم. از اين بهتر هم اگر بتوانم، مطمئن باشيد مي‌پوشم و مي‌روم چون مي‌خواهم نشان بدهم آن چيزهايي كه آن‌ها راجع به ايران فكر مي‌كنند اشتباه است. اما متاسفانه بعضي از ما افكار خرابي داريم. اگر دايي در جامعه بين‌المللي پيشرفت كند و بزرگ شود، به قرآن قسم ايران بزرگ شده است. ما چوب اين را مي‌خوريم كه در هيچ جا مثل فيفا و اي‌اف‌سي نفوذ نداريم و تو سر و كله هم مي‌زنيم.

علی دایی درباره علاقه اش به کار اجرایی و مدیریتی در ایران گفت: من خودم عاشق مربيگري هستم اما اگر بخواهم كار مديريتي بكنم، مطمئن باشيد بيرون از ايران مي‌كنم؛ آن هم در سطح فوتبال چون آدم سياسي‌اي نيستم. در ايران اگر يك روز رئيس فدراسيون بشوي بايد سياسي باشي. چون من آدم سياسي نيستم و دوست ندارم وارد سياست شوم و اصلاً از سياست سر در نمي‌آورم، نمي‌توانم در ايران در سطح مديريت فعاليت كنم. اما اگر يك روزي بشود دوست دارم رئيس اي‌اف‌سي هم بشوم. چرا يك ايراني رئيس اي‌اف‌سي نشود؟

سرمربی تیم سایپا درباره اخباری مبنی بر اینکه وی معتقد است تیمش طلسم یا جادو شده است گفت: در مدت ضعف تيم، متاسفانه خيلي از مسائل را مطرح كردند در روزنامه‌ها؛ از جادوگر، طلسم، سحر و فلان ... مهم نحوه پرداختن به موضوع است. والا خود من به جادو اعتقاد دارم چون در قرآن هم آمده كه‌ «هذا سحر مبين» و متاسفانه بعضي‌ها به اين كارها دست مي‌زنند و اين قبيل كارهاي آنها شيطاني است. در اين مدت من اعتقادم به خدا را قوي‌تر كردم. خدا را شكر،‌ توانستم از اين مسائل كه تيم جادو شده است بيرون بيايم. قبل از آن مدام در فكر مي‌رفتم كه خدايا مگر مي‌شود تو نخواهي و كسي جادو بكند؟! اما نزديك شدن به خدا خيلي به من كمك كرد و من را به خودم آورد. همين نزديك‌تر شدن به نظرم كارمان را درست كرده و تيم‌مان از اين رو به آن رو شد.

وی درباره علت تسبیح به دست گرفتنش در بازی های اخیر گفت: من به خاطر اينكه آرامش پيدا كنم تسبيح در دست گرفته بودم و صلوات مي‌فرستادم و به نظر من آدم بايد خودش را با اعتقادات قبلي و ديني‌اش تقويت كند نه اينكه برود دنبال كارهاي شيطاني. اينجا به من ثابت شد اگر خيلي‌ها هم كارهاي شيطاني بكنند، آدم مي‌تواند با قوي كردن اعتقادات‌ خودش بر خيلي چيزها فائق بشود. آدم با اعتقادات‌اش مي‌تواند هزار تا جادو را هم خنثي بكند و اگر راه مستقيم را برود به خيلي چيزها مي‌رسد. سحر و جادو شايد مقطعي جواب بدهد اما هميشگي نيست.

علی دایی درباره صحت و سقم اخبار مربوط به دیدارش با آیت الله العظمی بهجت گفت: يك روز رفتم پيش آيت‌الله بهجت و اصلاً صحبت‌هايي كه ايشان با من كرد، يك اعتماد به نفس و يك قوت قلب بزرگي به من داد كه وقتي دوباره به تمرينات آمدم، مي‌دانستم اين بار موفق مي‌شوم چون بعضي صحبت‌هايي كه كردند سبب شد اعتقادم بيشتر شود. فكر مي‌كنم زماني كه آدم به اصل رو بياورد مي‌تواند در همه چيز موفق بشود. اين مسائل، من را به خودم آورد. شايد يك خرده از خودم دور شده بودم و اين جريان من را برگرداند به هماني كه مي‌بايست باشم و خدا را شكر مي‌كنم .


منبع خبر : فردا نيوز - http://fardanews.com/show/?id=44150

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 4 دی1387 ساعت 13:57 | لینک ثابت |
از دهه ی هفتاد تا هشتاد ، در بخش هنر کشور تغییراتی حاصل گردید که به علت گرایش بسیاری از مردم آن زمان به سمت موسیقی پاپ ، چشم گیرترین آنها همین موسیقی پاپ (پاپیولار و با مردم پسند) بود .

در این میان ، سعید شهروز  که جزء خوانندگان دهه ی هفتاد و نیمه ی هشتاد بود ، توانست رکورد همکاری با یک تنظیم کننده (بهنام ابطحی) در هفت آلبوم متوالی را در کل کشور بشکند و با تیراژی بالا در تمامی آلبوم هایش ، به خصوص "غزلک" و "نقره داغ" ، بازار موسیقی پاپ آن روزها را از آن خود کند .

نشستم تو دل طوفان

ولی همان طور که اشاره شد ، این رکود چند ساله در موسیقی پاپ ، باعث شد شهروز هم دست به کار شود و به فکر تغییر و تحولی عظیم در کار حرفه ای خود بیفتد . سعید ، برای حفظ تیراژ و مخاطبان خود ، همکاری با بهروز صفاریان و مهدی یراحی (به اشتباه در ماهنامه ی مکث مهدی ابطحی ذکر شده !!!!) را بهتر و مؤثرتر از سایر آهنگسازان و تنظیم کننده ها دانست .

http://www.saeid-shahrouz.blogfa.com/

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در سه شنبه 3 دی1387 ساعت 11:17 | لینک ثابت |

باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید

پس جوابارو اگه حالشو داشتی تو یه کاغذ بنویس بعد با پایین مقایسه کن

 

 

   

1-    بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

 

 2_ اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد وبگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟

 

3_   من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟

 

4_عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟

 

 

5_مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

 

6_اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟

 

7_فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟

 

8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟

 

9_حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟

 

10-    اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟  

 

ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش

7تا و بیشتر دانش اموز دبستان

6 تا دانش اموز دبیرستان

5 تا دانشجو

2-3 استاد دانشگاه

1 مدیران ارشد

 

  

 

خوب فکر میکنین سوالا خیلی آسون بوده و همرو جواب دادین

باید عرض کنم که اینجوریام که فکر میکردین نیس

با هم جواب سوالارو میبینیم

 

 

 

 

 

پاسخ تست ها

 

1 - تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند!!!

2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1 و 30 و بعدی را در ساعت 2 می خورید) !

3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که ساعت 9 شب است!!!

4- حاصل 70 است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است)!

5- او 9 گوسفند خواهد داشت!

6- کبریت!!!

7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب شمال باشد !

8- همان2 سیب!

9- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی)!!!

10- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)!

 

  خوب دبستانی بودی یا مدیر ارشد؟؟

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 1 دی1387 ساعت 13:42 | لینک ثابت |
دي

جویبار ملک را آب روان شمشیر توست تو درخت عدل بنشان بیخ بدخواهان بکن

به زودی شاهد تغییری تعیین کننده در سطح زندگی خود خواهید بود. تغییری در مسیر آنچه به نفع شماست، تغییری در جهت تکامل و رفع مشکلات مادی یا معنوی تان. شما باید برای برخورداری صحیح از چنین پیشامدی به چند نکته توجه کنید، اول آنکه در جهت نظم هر چه بیشتر در زندگی تان کوشش کنید. دوم اینکه در همه امور جانب اعتدال و میانه روی را پیش بگیرید و از هرگونه افراط و تفریط بپرهیزید و بالاخره اینکه با خردمندان و صاحبان تجربه هر چه می توانید بیشتر مشورت کنید.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 1 دی1387 ساعت 13:11 | لینک ثابت |