تبليغاتX
TAKROKI

خورشید خانوم ، خورشید خانوم ، شب اومده خواستگاری

سعید شهروز برخلاف عصار ، اصفهانی و خیلی از خواننده های دیگری که فعالیتشان را در دهه ی 70 آغاز کردند ، بدون هیچ گونه حمایت از طرف سازمان صدا و سیما خوانندگی را شروع کرد و جالب اینجاست که برخلاف دیگران ، هنوز هم در بین مردم جایگاه خاص خودش را حفظ کرده است .

"پسرای مشرقی" اولین آلبومی بود که سعید شهروز در اوایل سال 79 به بازار فرستاد و البته استقبال خاصی از این آلبوم به عمل نیامد و "پسرای مشرقی" با توجه به حضور آلبوم هایی مثل "فاصله" از محمد اصفهانی و "دهاتی" از شادمهر عقیلی چندان شنیده نشد . ولی چند ماه بعد از ارائه ی "پسرای مشرقی" سعید شهروز با پیشنهاد اکبر سلطانی ، مدیر کمپانی هم آواز آهنگ آلبومی را با فضایی متفاوت و در کنار افراد حرفه ای از جمله شادمهر عقیلی و یغما گلرویی آماده کرد به نام "غزلک" !

به جرأت می توانیم بگوییم تمام قطعات "غزلک" از طرف مخاطبین موسیقی پسندیده شد ولی قطعه ای که از همه بیشتر مردم را به سمت سعید شهروز کشاند ، قطعه ی معروف "خورشید خانوم" بود که به علت سبک شیش و هشتی که کمتر در آن دوران استفاده می شد ، حسابی شنیده شد .

 

قطعه ی معروف "غزلک" نیز در فروش فوق العاده ی این آلبوم سهم به سزایی را ایفا کرد و سعید شهروز تبدیل شد به محبوب ترین چهره ی موسیقی آن روزها ، البته بعد از شادمهر عقیلی .

شهروز تا به امروز هشت آلبوم را به بازار موسیقی پاپ ارائه کرده که از این لحاظ پرکارترین خواننده محسوب می شود و بعید است حالا حالاها کسی بتواند رکوردش را بشکند . البته در این بین نباید از حضور تنظیم کننده ی پرکاری مثل بهنام ابطحی نیز غافل باشیم که تنظیم هفت آلبوم سعید را بر عهده داشت. خیلی ها بعد از "غزلک" ، "نقره داغ" را بهترین اثر شهروز می دانند . ضمن اینکه "بی خوابی" که در طی دو ماه اخیر با موسیقی بهروز صفازیان به بازار آمده است ، را می توان در کنار"غزلک" و "نقره داغ" قرار داد .

http://www.saeid-shahrouz.blogfa.com/

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در پنجشنبه 28 آذر1387 ساعت 18:21 | لینک ثابت |
 

عمرتون صد شب یلدا

دلتون قد یه دریا

توی این شبای سرما

یادتون همیشه با ما

 

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در پنجشنبه 28 آذر1387 ساعت 18:9 | لینک ثابت |
تبریک عید غدیر
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در پنجشنبه 28 آذر1387 ساعت 18:4 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 27 آذر1387 ساعت 18:15 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 27 آذر1387 ساعت 18:1 | لینک ثابت |
چند سال از امشب بگذره ؟"

  چیزی نمی تونم بگم
قراره از من بگذری
چیزی نگو می فهممت
باید از این خونه بذاری

چند سال از امشب بگذره ؟
تا من فراموشت کنم
تا با یه دریا تو خودم
خاموش خاموشت کنم

تنهاییام و بعد از این
با قلب کی قسمت کنم ؟
واسه فراموش کردنت
باید به چی عادت کنم ؟

تو باید از من رد بشی
من باید از تو بگذرم
کاری نمی تونم کنم
باید بیفتی از سرم

بعد از تو باید با خودم
تنهای تنهای سر کنم
یک عمر باید بگذره
تا امشب و باور کنم

چند سال از امشب بگذره ؟
تا من فراموشت کنم
تا با یه دریا تو خودم
خاموش خاموشت کنم

چند سال از امشب بگذره ؟
با من یکی همخونه شه
احساس امروزم به تو
تنها یه شب وارونه شه

تنهاییام و بعد از این
با قلب کی قسمت کنم ؟
واسه فراموش کردنت
باید به چی عادت کنم ؟

تو باید از من رد بشی
من باید از تو بگذرم
کاری نمی تونم کنم
باید بیفتی از سرم

بعد از تو باید با خودم
تنهای تنهای سر کنم
یک عمر باید بگذره
تا امشب و باور کنم

چند سال از امشب بگذره ؟
تا من فراموشت کنم
تا با یه دریا تو خودم
خاموش خاموشت کنم

چیزی نمی تونم بگم ...

ترانه : روزبه بمانی
آلبوم : بی خوابی
آهنگ و تنظیم : مهدی یراحی
و بهروز صفاریان
با صدای : سعید شهروز

http://insomnia-bikhabi.blogfa.com/

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 27 آذر1387 ساعت 17:47 | لینک ثابت |

یوزارسیف

 

 خدایا آيا يوسف انقدر زشت بوده است؟

خدایا چرا پوتیفار انقدر جذاب تر است؟

خدايا چرا صداي يوسف تو دماغي است؟

خدايا آيا زنان براي اين يوسف دست هايشان را بريده اند؟

خدایا چرا گریمور این سریال انقدر ناشیست؟

خدایا چرا یوزارسیف هاله ی نورانی ندارد؟

خدایا چرا لباسهای زنان مصری اینچنین کلفت و انبوه است؟

خدایا چرا وقتی زنان هیز مصری دستان خود را می بریدند صدای قرچ قروچ چرخ های گاری از آنان استخراج می شد؟


خدایا چرا آمنهتب ته لهجه ی اصفهانی دارد؟

خدایا چرا چنین بلایی سر موهای رحیم نوروزی آورده اند؟

خدایا پروانه معصومی دیگر چه از جان این سریال می خواهد؟

خدایا آیا این سریال تاریخی است یا طنز؟

خدایا از برای چه لباس یوزارسیف در آن زندان کثیف و یا حتی در هنگام خرد کردن سنگ همچنان سفید باقی ماند؟

خدایا آیا در آن زمان وایتکس وجود داشته؟

خدایا چرا هیچ مویی بر دست و پای مردان این فیلم نروییده؟!

خدایا آیا مصریان باستان گر بوده اند؟

خدایا آیا در همه ی زندان های آن زمان به جای موش همستر وجود داشت؟

خدایا پس این یعقوب کی کور میشود؟

خدایا چرا بنیامین از یوزارسیف خوشگلتره؟

خدایا دمت گرم این پوتی فار چقدر روشن فکر می باشد!!!

خدایا آیا در آن زمان اتو و چسب مو وجود داشته؟

خدایا آیا زلیخا و کاریماما نسبتی با قالی کرمان دارند؟

خدایا منم از اون دستمال قرمزا که برای یوزارسیف کادو می اوردند می خواهم

خدایا چرا دکور این فیلم اینچنین مزخرف و ابتدایی است؟

خدایا آخه اردلان شجاع کاوه را چه به نقش جبرئیل!!! آنهم با آن صدای تو دماغی اش!!! آدم گرخیدنش می گیرد

خدایا این سریال را از ما نگیر!!

 

مصطفی زمانی در نقش یوسف پیامبر ٬ یوزارسیف و الهام حمیدی در نقش آشات ٬ همسر یوزارسیف در کنار خدمتکاران و ندیمه های قصر هنگام مواجهه با زلیخای پیر و ناتوان و کاهنان دستگیر شده ی معبد آمون در سریال یوسف پیامبر:

 

http://www.iranalive.org

مصطفی زمانی در نقش یوسف پیامبر ٬ یوزارسیف و الهام حمیدی در نقش آشات ٬ همسر یوزارسیف در کنار لیلا بلوکات در نقش ملکه نفر تی تی ٬ همسر اخناتون و کتایون ریاحی در نقش زلیخا ٬ همسر سابق عزیز مصر و ندیمه ی مخصوصش در حالیکه از شدت پیری و بیماری کور و ناتوان شده است و بعد توسط یوسف با اذن خداوند جوان می شود و با یوزارسیف ازدواج می کند و ایمان می آورد:


http://www.iranalive.org

مصطفی زمانی در نقش یوسف پیامبر ٬ یوزارسیف در حالیکه به صدارت مصر رسیده است هنگام مواجهه با پدرش بعد از سال ها فراق و دوری در سریال یوسف پیامبر:

http://www.iranalive.org

مصطفی زمانی در نقش یوسف پیامبر ٬ یوزارسیف در حالیکه به صدارت مصر رسیده است هنگام بازرسی زمین های کشاورزی در سریال یوسف پیامبر:

http://www.iranalive.org

مصطفی زمانی در نقش یوسف پیامبر ٬ یوزارسیف در حالیکه به صدارت مصر رسیده است و کتایون ریاحی در نقش زلیخا ٬ همسر سابق عزیز مصر در حالیکه ایمان آورده و در عین جوانی یا یوزارسیف ازدواج کرده است در سریال یوسف پیامبر:

http://www.iranalive.org

الهام حمیدی در نقش آشات ٬ همسر یوزارسیف در کنار لیلا بلوکات در نقش ملکه نفر تی تی ٬ همسر اخناتون و کتایون ریاحی در نقش زلیخا ٬ همسر سابق عزیز مصر و ندیمه ی مخصوصش هنگامی که زلیخا شال یوزارسیف را بر صورت می کشد و ضمن جوان شدن بینا و سالم می گردد در سریال یوسف پیامبر:

http://www.iranalive.org

الهام حمیدی در نقش آشات ٬ همسر یوزارسیف در کنار لیلا بلوکات در نقش ملکه نفر تی تی ٬ همسر اخناتون و سایرین در مراسم ازدواج یوزارسیف و آشات در حیاط قصر در سریال یوسف پیامبر:

http://www.iranalive.org

الهام حمیدی در نقش آشات ٬ همسر یوزارسیف در کنار عباس امیری در نقش عنخ ماهو ٬ کاهن اعظم و کیمونی و پادی آمون که اکنون توسط یوزارسیف زندانی شده اند در سریال یوسف پیامبر:

http://www.iranalive.org

کاهنان معبد آمون در حال پرستش این خدای بزرگ مصر در سریال یوسف پیامبر:

http://www.iranalive.org 

سپاهیان مصر در زمان صدارت یوزارسیف در سریال یوسف پیامبر:

http://www.iranalive.org 

رحیم نوروزی در نقش اخناتون ٬ آمون هوتپ چهارم و فرعون مصر ٬ هنگامیکه برای مراسم ازدواج یوزارسیف به قصر سابق پوتیفار آمد در سریال یوسف پیامبر:

http://www.iranalive.org

الهام حمیدی در نقش آشات ٬ همسر یوزارسیف ٬ هنگامی که برای ازدواج با یوزارسیف ٬ عزیز مصر ٬ به قصرش آمد و لیلا بلوکات در نقش ملکه نفر تی تی ٬ همسر اخناتون ٬ به استقبالش رفت در سریال یوسف پیامبر:

http://www.iranalive.org

رحیم نوروزی در نقش اخناتون ٬ آمون هوتپ چهارم و فرعون مصر ٬ در قصر باشکوهش در سریال یوسف پیامبر:"به نظر شما اگر سریال یوسف پیامبر با همین کیفیت تصویر پخش می شد و با دوربین ۳۰ میلی متری فیلمبرداری نمی شد جذاب تر نبود و بهتر نمی شد صحنه های عظمت مصر باستان را به تصویر کشید؟"

http://www.iranalive.org

سپاهیان مصر در زمان صدارت یوزارسیف در سریال یوسف پیامبر:

http://www.iranalive.org

فرج الله سلحشور کارگردان و نویسنده و تهیه کننده ی سریال یوسف پیامبر در حال راهنمایی مصطفی زمانی و کتایون ریاحی برای بازی در صحنه ی معروف درخواست کامجویی زلیخا از یوزارسیف در اتاق هفت در در سریال یوسف پیامبر:

http://www.iranalive.org 

جعفر دهقان در نقش پوتیفار ٬ عزیز مصر هنگامی که ناتوانی و پیری بر او چیره می شود در کنار فرج الله سلحشور ٬ کارگردان و نویسنده و تهیه کننده این سریال و سعید ملکان و دستیارش ٬گریمورهای این کار در پشت صحنه ی سریال یوسف پیامبر:

http://www.iranalive.org

 

 

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 27 آذر1387 ساعت 17:21 | لینک ثابت |
 

 

یادداشت خواندنی رضا کیانیان از غربت امام رضا و مشهد
یادداشت خواندنی رضا کیانیان از غربت امام رضا و مشهد



 رضا كيانيان: چرا مشهد در شان غربت توست. نه ولايت تو. تولدت مبارك يا غريب الغربا. ياد فيلم «فرش باد» افتادم كه در شهر غريب به شما پناه آوردم و مشگلم حل شد. حتي توي فيلم هم دست از سر شما برنمي‌داريم. مشكلات همه رو حل مي‌كني ولي نمي‌دانم چرا هر روز غريب‌تر مي‌شي. مثلا هرگز نفهميدم چرا نبايد در روز تولدت شاد باشيم اما در روز وفاتت حتما بايد غمگين باشيم. چون روز تولد تو تعطيل رسمي كشور بود. اما مجلس اون تعطيلي رو تعطيل كرد و روز وفاتت رو كه تعطيل نبود تعطيل رسمي كرد.

هرگز نفهميدم چرا اين همه زواري كه به زيارت تو میآن، چرا نبايد احساس کنن که وارد زيباترين شهر زيارتي جهان شدن. زوار تو هم بايد غريب باشن؟

هرگز نفهميدم چرا سينماهاي شهر تو بايد تعطيل بشن. و ما بچه‌هاي سينمايي تو چرا نبايد در شهر تو بهترين نمايش فيلم‌ها را داشته باشيم؟

هرگز نفهميدم چرا در شهر تو تئاتر ساخته نمي‌شه. تا ما بچه تئاتري‌هاي تو بتونيم بهترين نمايش‌ها رو روي صحنه ببريم.

چرا شهر تو تئاتر شهر نداره؟ همه شهرهاي خوب و بزرگ دنيا يك تئاتر شهر دارن.

چرا ما بچه‌هاي مشهد، نبايد بهترين استوديوهاي فيلمسازي رو داشته باشيم. چرا براي فيلم ساختن بايد بريم تهرون؟

چرا مركز هنرهاي نمايشي تو مشهد نيست. زير سايه تو.

چرا بچه‌هاي تئاتر مشهد بايد غريبانه چشمشون به دست مركز باشه. مگه اينجا مركز نيست.

چرا بهترين و زيباترين معماري‌هاي جهان در مشهد نيست؟

سال‌هاست همه شهرهاي دنيا، سعي مي‌كنن بهترين معمارهاي دنيا رو جذب كنن تا بهترين آثارشون رو تو اون شهر بسازند.

چرا بهترين پارك‌هاي دنيا تو شهر تو نيست؟

چرا بهترين ورزشكاران دنيا تو شهر تو نيست؟

چرا بهترين مجسمه‌هاي دنيا در مشهد نيست؟

چرا بهترين سمفوني‌هاي دنيا در مشهد اجرا نمي‌شه؟

چرا بهترين جشنواره‌هاي هنري دنيا تو شهر تو نيست؟

چرا بزرگترين و بهترين جايزه‌هاي ادبي و هنري رو در مشهد اهدا نمي‌كنن؟

چرا مشهد در شان غربت توست. نه ولايت تو.

سلام بر تو اي غريب‌ترين.

http://www.persiafilm.ca

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در شنبه 23 آذر1387 ساعت 19:11 | لینک ثابت |


 

فرهنگ همسريابي در ايران تغيير مي كند

جام جم آنلاين: تازه ترين آمار سازمان ثبت احوال كشور، مويد تغيير فرهنگ همسريابي در ايران است كه بر اساس آن، تاكنون پسران به دنبال ازدواج با دختران كوچكتر از خود بودند اما اينك، ازدواجهايي در كشور رونق گرفته است كه در آن، زن از نظر سني بزرگتر از مرد است.
ايسنا در اين زمينه به نقل از سازمان ثبت احوال گزارش داد كه ميزان ثبت ازدواجهايي كه در آن زوجه 20 سال از زوج بزرگتر است، در يكسال اخير بيش از 57 درصد رشد كرده است.

هنوز گزارشي از بررسيهاي كارشناسي در باره دلايل وقوع اين پديده انتشار نيافته است اما شماري از صاحبنظران يكي از مهمترين دلايل اين امر را مسائل اقتصادي مي دانند و معتقدند معمولا مرداني كه با زنان بزرگتر از خود ازدواج مي كنند، مي خواهند دغدغه كمتري براي تامين زندگي در آغاز تشكيل خانواده داشته باشند. اما، علاوه بر اين، تغيير فرهنگي يادشده مي تواند از دلايل و عوامل ديگري نيز نشات گرفته باشد. دلايلي كه در آن، مفاهيم و ارزشها در زندگي دستخوش دگرگوني مي شوند.

در همين راستا، از نكات قابل توجه گزارش سازمان ثبت احوال اين است كه ميزان ازدواج‌هايي كه در سه ماهه اول سال 86 ثبت شده‌اند و در آن، سن زوج يك سال بزرگ‌تر از زوجه بوده است، 25/8 درصد است حال آنكه اين ميزان در مدت مشابه سال87 جاري به 40/8 درصد رسيده است. از سوي ديگر، ميزان طلاق همين گروه در سه ماهه اول سال86 ،02/7 درصد بوده كه در سه ماهه سال جاري به 40/8 درصد رسيده است.

همچنين در 08/2 درصد از ازدواج‌هاي ثبت شده در سه ماهه اول سال 86، سن زوجه دو سال بيشتر از زوج بوده كه اين رقم در سه ماهه اول سال جاري به 17/2 درصد رسيده است و اين در حاليست كه درصد طلاق همين گروه سني در سه ماهه اول امسال نسبت به سال گذشته 17صدم درصد افزايش نشان مي دهد.

بنا به گزارش ثبت احوال، تعداد ازدواج‌ها و طلاق‌هايي كه در آن‌ها سن زوجه سه، چهار و پنج سال و يا بيشتر از زوج بوده است و ‌در سه ماهه اول سال 87 به ثبت رسيده، نسبت به سه ماهه اول سال 86، اندكي كاهش دارد.

در مجموع، طي چند سال اخير، روند همسريابي و ازدواج جوانان تغييرات قابل توجهي داشته است كه بالاتر بودن سن زوجه نسبت به زوج در ازدواج يكي از اين موارد است، به طوري كه در حال حاضر تعداد ازدواج‌هايي كه سن زوجه، 10 سال تا 20 سال بيشتر از زوج است، در سه ماهه اول سال 86، 1059 فقره بوده و اين رقم در مدت مشابه امسال به 1043 فقره رسيده است.

همچنين در سه ماهه اول سال گذشته132 مورد ازدواج در كشور ثبت شد كه سن زوجه بيش از 20 سال بيشتر از زوج بوده كه اين نوع ازدواج در مدت مشابه امسال به ميزان 208 فقره ثبت شد كه نشانگر 57/57 درصد افزايش نسبت به مدت مشابه پارسال است. البته افزايش تعداد ازدواج‌هايي كه سن زوج 20 سال بيشتر از زوجه هست نيز در حال افزايش است، به طوري كه در بهار سال گذشته 2943 فقره ازدواج از اين دست در كشور ثبت شده كه اين رقم در سه ‌ماهه اول امسال به 3019 فقره رسيده است.

بر اساس آمار منتشر شده از سوي سازمان ثبت احوال، آمار طلاق ازدواج‌هايي كه سن زوج يا زوجه بيش از 20 سال بيشتر از همسر خود است، نيز افزايش يافته است، ‌به طوري كه تعداد وقوع طلاق در ازدواج‌هايي كه سن مردان 20 سال بيشتر از همسرانشان بوده در سه ماهه اول سال 86 ، 553 مورد بوده كه اين رقم در سال جاري به 588 مورد رسيده است.

همچنين تعداد طلاق در زناني كه 20 سال از همسران خود بزرگترند، در سه ماهه اول امسال 47 فقره بوده، در حالي كه اين رقم در مدت مشابه سال گذشته 35 مورد ثبت شده است.

تعداد ازدواج‌هاي ثبت شده در سه ماهه سال 86 نيز كه زوجه يك سال از زوج بزرگ‌تر بوده، 57/3 درصد است كه اين رقم در سه ماهه سال جاري به 68/3 درصد رسيد، همچنين ميزان طلاق ثبت شده همين گروه در سه ماهه اول سال 86، 22/3 درصد بوده است كه در سه ماهه اول سال جاري به 68/3 درصد رسيده است.

بنا به آمار رسمي سازمان ثبت احوال كشور، در سه ماهه‌ اول سال 86 همچنين در 91/11 درصد از ازدواج‌هاي ثبت شده، اختلاف سني بين زوجه و زوج صفر بوده كه اين رقم در سه ماهه سال 87 به 29/12 درصد افزايش يافته است . نرخ طلاق در اين گروه كه اختلاف سني زوج و زوجه صفر است، نيز در سه ماهه اول سال 86، 11/10 درصد بود كه اين رقم در سه ماهه سال جاري به 29/12 درصد افزايش يافته است.

همچنين آمار طلاق زوج‌هايي كه دو سال بيشتر از زوجه خود سن دارند، در سه ماهه اول سال 86 ، 63/7 درصد بوده كه اين رقم در سه ماهه اول سال 87 به 33/9 درصد افزايش يافته است.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 20 آذر1387 ساعت 16:35 | لینک ثابت |

 روش مسدود کردن پيامك‌هاي تبليغي

 
معاون نظارت و مديريت شبكه شركت ارتباطات سيار ايران گفت: مشتركان همراه اول كه خواستار عدم دريافت پيامك‌‌هاي تبليغاتي هستند مي‌توانند در تماس با09990 اين پيامك‌ها را مسدود كنند.

فلاح اصغري در حاشيه نهمين نمايشگاه تلكام اظهار داشت: هم اكنون بطور متوسط در روزانه 60 تا 65 ميليون پيامك در شبكه همراه اول مبادله مي‌شود.

وي درباره اعمال تعرفه نرخ جديد پيامك سيم كارتهاي اعتباري همراه اول نيز گفت:‌فونت فارسي با همكاري پيمانكاران در مراكز SMS همراه اول نصب شده است و پيامك‌هايي كه به شبكه هوشمند (tiv) از سوي مراكز sms‌ارسال مي‌شود ، فونت آنها فارسي يا انگليسي تشخيص داده مي‌شود.

فلاح اصغري درباره اعمال نرخ جديد تعرفه پيام سيم كارتهاي اعتباري نيز گفت: اين فرآيند در شبكه اجرايي شده و پيامك‌هاي سيم‌كارت اعتباري همراه اول با نرخ جديد مصوب محاسبه مي‌شود.

وي درباره هزينه پيامك‌هايي كه چندين بار براي يك مشترك از سوي مشترك ديگر به اشتباه ارسال مي‌شود گفت: در سوئيچ موبايل فايل شارژينگ براي ارسال و يا به مقصد رسيدن چندين بار پيامك تنها يك فايل شارژينگ تشكيل مي‌شود و هزينه يك پيامك كسر مي‌شود.

معاون نظارت و مديريت شبكه شركت ارتباطات سيار ايران در خصوص پيامك‌هاي تبليغاتي و غيره كه بدون نام از سوي اپراتورهاي خارجي براي مشتركان تلفن همراه ايراني ارسال مي‌وشد و راهكار مسدود كردن آنها نيز گفت: اپراتور اول تنها مي‌تواند از لحاظ فني تماس‌هاي ورودي از اپراتور يا كشور خاص كه محل ارسال اين پيامك‌ها است را مسدود كند.


منبع خبر : عصر ايران - http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=57590

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در پنجشنبه 14 آذر1387 ساعت 16:49 | لینک ثابت |

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 

رزم رستم و ویروس اسفنديار

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

كنون رزم virus و رستم شنو
دگرها شنيدستي اين هم شنو

كه اسفنديارش يكي disk داد
بگفتا به رستم كه اي نيكزاد

در اين disk باشد يكي file ناب
كه بگرفتم از site افراسياب

برو حال مي كن بدين disk هان!
كه هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوي خانه اش
شتابان به ديدار رايانه اش

چو آمد به نزد mini tower اش
بزد ضربه بر دكمه power اش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران disk را در drive اش گذاشت

نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت
يكي list از root ديسكت گرفت

در آن disk ديدش يكي file بود
بزد enter آنجا و اجرا نمود

كز آن يك demo گشت زان پس عيان
به فيلم و به موزيك و شرح و بيان

به ناگه چنان سيستمش كرد hang
كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگر باره reset نمود
همي كرد هنگ و همان شد كه بود

تهمتن كلافه شد و داد زد
ز بخت بد خويش فرياد زد

چو تهمينه فرياد رستم شنود
بيامد كه ليسانس رايانه بود

بدو گفت رستم همه مشكلش
وز آن disk و برنامه خوشگلش

چو رستم بدو داد قيچي و ريش
يكي bootable ديسك آورد پيش

يكي toolkit اندر آن disk بود
بر آورد آن را و اجرا نمود

همي گشت toolkit هارد اندرش
چو كودك كه گردد پي مادرش

به ناگه يكي رمز virus يافت
پي حذف امضاي ايشان شتافت

چو virus را نيك بشناختش
مر از boot sector بر انداختش

يكي ضربه زد بر سرش toolkit
كه هر بايت آن گشت هشتاد bit

به خاك اندر افكند virus را
تهمتن به رايانه زد بوس را

چنين گفت تهمينه با شوهرش
كه اين بار بگذشت از پل خرش

دگر باره اما خريت مكن
ز رايانه اصلا تو صحبت مكن

قسم خورد رستم به پروردگار
نگيرد دگر disk از اسفنديار

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


با تشكر از : خانم زيبــــا شيــرازي
 

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 13 آذر1387 ساعت 16:24 | لینک ثابت |

 
نكات ضروري در جهت حفظ سلامتي

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

Answer the phone by
LEFT ear

برای پاسخ دادن به موبایل از گوش چپ استفاده كنيد


Do not drink coffee
TWICE a day

روزانه بیش از دو فنجان قهوه ننوشید


Do not take pills with
COOL water

قرص و داروها را با آب خیلی سرد مصرف نکنید


Do not have
HUGE meals after 5pm

بعد از ساعت 5:00 از خوردن غذای چرب خوداری کنید


Reduce the amount of
TEA you consume

مصرف چای روزانه را کم کنید


Reduce the amount of
OILY food you consume

از مقدار غذای چرب و اشباع شده با روغن در وعده های غذایی کم کنید


Drink more
WATER in the morning, less at night

در صبح آب بيشتر و در شب آب كمتري بنوشيد


Keep your distance from hand phone
CHARGERS

از گوشی موبایل در زمان شارژ شدن دوری کنید


Do not use headphones/earphone for
LONG period of time

از سمعکهای تلفن ثابت و موبایل برای مدت طولانی استفاده نکنید


Best sleeping time is from
10PM at night to 6AM in the morning

بهترین زمان خواب از ساعت 10:00 شب تا ساعت 6:00 صبح است


Don't  lie  down  immediately  after  taking  Medicine  before  sleeping

پس از مصرف دارو فوراٌ نخوابيد


When battery is down to the
LAST grid/bar
do not answer the phone as the radiation is 1000 times

زمانیکه باتری موبایل ضعیف است با جايي تماس نگیرید و تماس کسی را پاسخ ندهید چون در این حالت امواج منتشره از گوشی 1000 برابر است
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 13 آذر1387 ساعت 16:20 | لینک ثابت |
گفت و گوی بهروز صفاریان با روزنامه ی کارگزاران
گفت و گو با بهروز صفاریان درباره وضعیت موسیقی پاپ امروز و آلبوم «بی خوابی»
در موسیقی ما همه چیز اتفاقی است
 
یكی از جریاناتی كه این روزها موسیقی ما به شدت به آن دچار شده است موفقیت كارهایی است كه از قبل هیچ برنامه‌ریزی روی آن انجام نشده بود و عوامل آن هرگز فكر نمی‌كردند كه این كار در جامعه به موفقیت برسد، عكس آن هم صادق است یعنی كارهایی كه روی برنامه‌ریزی انجام شده و اكثرا كارشناسان به موفقیت آن امیدوار بودند با اقبال آنچنانی مواجه نمی‌شود؟
برای رسیدن به موفقیت عوامل مختلفی دست به دست هم می‌دهند. شما تصور كنید یك قطعه با رعایت تمام اصول موسیقی و در فضایی كه با شرایط جامعه و سلیقه مردم سازگاری دارد وارد بازار می‌شود اما از ابزار تبلیغاتی بهره‌مند نیست، صاحب اثر نمی‌داند یا اصلا نمی‌تواند روی كارش به لحاظ تبلیغاتی مانور چندانی بدهد به این خاطر كه از ابزار رسانه تصویری برخوردار نیست شما هر چقدر هم كه یك كار خوب تولید كنید ولی جایی برای عرضه ‌آن نداشته باشید طبیعی است كه كارتان به چشم نمی‌آید اما در موسیقی ما كه 24 ساعته هم در حال تولید است شرایط به‌طور كامل فرق می‌كند بالاخره از بین هزاران قطعه‌ای كه مسلسل‌وار تولید می‌شود یك كار به دل مخاطب می‌نشیند و با ذائقه او هماهنگی دارد این مسئله درست مانند یك رندوم عمل می‌كند نكته جالبی كه در مورد این كارها وجود دارد این است كه با اینكه مردم این قطعات را می‌شنوند و از آن استقبال می‌كنند هیچ وقت این كارها را جدی نمی‌گیرند و تنها برای لذت بردن آنی به این نوع موسیقی گوش می‌‌دهند در هر حال با شرایط كنونی خوانندگان غیرمجاز ما هرچه را كه می‌خواهند بدون كوچك‌ترین محدودیتی می‌خوانند و آن را در سطح بسیار وسیعی به گوش مخاطبان می‌رسانند و عده‌ای دیگر با وجود آنكه كارهای ارزشی را با صرف وقت و هزینه زیاد تولید می‌كنند بدون داشتن كوچك‌ترین ابزار تبلیغاتی مجبور به فعالیت هستند. این یك جنگ نابرابر است كه در موسیقی ما به راه افتاده است. به نظر من استفاده از رسانه تصویری چه در سطح كلانش تلویزیون و چه ماهواره باید برای همه یكسان باشد. اگر حضور در ماهواره ممنوع است باید برای همه ممنوع باشد نه اینكه عده‌ای تا قبل از اینكه مجاز شوند با ساخت كلیپ و حضور در شبكه‌های مختلف ماهواره‌ای برای خودشان اسم و رسمی دست و پا كنند و به شهرت برسند و بعد به ارشاد بروند با دادن تعهد به حراست ارشاد آلبومی رسمی را به بازار ارائه دهند. متاسفانه این نوع شیوه برای رسیدن به شهرت و دادن تعهد گذراندن دوره كوتاهی از محرومیت و سپس مجاز شدن به وفور در كشور ما به چشم می‌خورد؛ خوانندگانی كه با كمك ماهواره و فعالیت زیرزمینی به شهرت می‌رسند و بعد از تصاحب آن تعهد می‌دهند و به یك خواننده مجاز تبدیل می‌شوند.

یكی از نكات دیگری كه در موسیقی ما بسیار به چشم می‌آید این است كه خوانندگان غیرمجاز ما تا زمانی كه به صورت زیرزمینی فعالیت می‌كنند از محبوبیت چشمگیری برخوردارند اما همین كه مجاز می‌شوند آثارشان با بی‌توجهی مردم مواجه می‌شود، این در حالی است كه آلبوم آنها چندان هم ممیزی نشده است؟
همین‌طور است كه می‌گویید، متاسفانه جذابیت كارهای غیرمجاز برای مردم به مراتب بیشتر از كارهای مجاز است. شاید به این خاطر است كه آنها تصور می‌كنند احساساتی كه در این قطعات وجود دارد بكرتر است و خیلی درگیر سانسور نشده است به همین دلیل با آن احساس صمیمیت و نزدیكی می‌كنند.

اکثر خوانندگان سرشناس ما این روزها تنها با آلبوم اول یا تك‌تراك‌هایشان به موفقیت می‌رسند ولی در ادامه راه مسیر را گم می‌كنند برخی از آنها برای آنكه كلیشه نشوند به سمت یك فضای جدید می‌روند كه بدتر باعث فراموشی آنها می‌شود و برخی دیگر به تكرار خودشان می‌پردازند كه معمولا برایشان موفقیتی در پی ندارد؟
ما باید این مسئله را بپذیریم كه متاسفانه اكثرا اتفاقاتی كه در عالم موسیقی پاپ ما رخ می‌‌دهد مانند یك جرقه است، آنی و زودگذر... بیشتر خوانندگان نسل جدید ما كه اتفاقا به شهرت چشمگیری هم رسیدند خودشان هم نمی‌دانند فرمول موفقیت‌شان چه بوده است و دیگر نمی‌توانند كاری را انجام بدهند كه حتی در حد آلبوم قبلی‌شان باشد چراكه موفقیت‌شان اتفاقی و بدون برنامه‌ریزی بوده است برخی از آنها هم خودشان را باور نكرده‌اند یا از این طرف بوم می‌افتند یا از طرف دیگرش و به قول خودتان ادامه مسیر را گم می‌كنند. از طرفی ما نباید این مسئله را نادیده بگیریم. زمانی كه یك خواننده به شهرت می‌رسد باید كسی در كنارش قرار بگیرد كه راه درست را به او نشان دهد. مسوولیت این كار هم در كل دنیا برعهده مدیر هنری است، فردی كه در جامعه موسیقی ما وجود ندارد... تهیه‌كننده‌های ما متاسفانه معمولا به‌طور مقطعی از خواننده‌‌هایی كه اعتباری به‌دست‌ آوردند استفاده می‌كنند و بعد...

پس مقصر اصلی این اتفاقات تهیه‌كننده‌ها هستند؟
شاید مقصر اصلی نباشند اما راهكارها به دست آنهاست، آنها هستند كه با سرمایه‌گذاری درست و دعوت كردن از موزیسین‌های سرشناس و ترانه‌سراهای خوشنام، شرایط كنار هم قرار گرفتن آنها را فراهم می‌كنند و به خواننده این اجازه و جرات ریسك را می‌دهند كه به سراغ فضاهای جدید بروند.

در حرف‌‌هایتان به مدیر هنری اشاره كردید؟ در ایران اولین كسی كه مدیریت هنری برخی از آلبوم‌ها را برعهده داشت شما بودید، در این مورد توضیح می‌دهید؟
البته مدیر یا تهیه‌كننده هنری همان‌طور كه گفتم در كل دنیا مرسوم است، از گذشته تا به امروز آلبوم‌هایی كه مورد استقبال قرار گرفتند آلبوم‌هایی بودند كه یك آهنگساز تمامی قطعات آن را ساخته بود چرا كه حسی كه در این آلبوم‌ها بود بسیار یكدست بود. مدیر هنری یكی از كارهایی كه انجام می‌دهد این است كه از موزیسین‌ها و ترانه‌سرایان موفق در كنار هم استفاده كند و با خط مشی‌ای كه به آنها می‌دهد باعث می‌شود كه آلبوم به لحاظ احساسی از فضای یكسانی برخوردار باشد. او از انرژی و احساس‌های مختلف به بهترین شكل ممكن استفاده می‌كند و آنها را در یك مسیر سالم هدایت می‌كند، به خواننده می‌گوید كه در كدام استودیو بخواند، چگونه بخواند و كار میكس و مسترینگ را به چه شكلی انجام دهد، من از آلبوم دورنگی بهنام كارم را به عنوان مدیر هنری شروع كردم و در آن آلبومم سعی كردم كه از آهنگسازان مختلف و با یك احساس مشترك به بهترین شكل ممكن استفاده كنم. در آلبوم «نون و دلقك» اصفهانی هم برای اولین بار از این كلمه به‌طور رسمی در اینسرت آلبوم استفاده كردیم.

در موسیقی ما این روزها كارهای كاور به‌شدت رایج شده است البته استفاده از این كارها به دو دسته تقسیم می‌شود عده‌ای كه كار را عینا كپی می‌كنند و عده‌ای كه از آن الهام می‌گیرند؟
كاور كردن كار در كل دنیا مرسوم است و از گذشته در كشور ما وجود داشته حتی بسیاری از كارهایی كه در قبل از انقلاب گل كرده بود كاور كارهای خارجی بود اما چون در آن زمان رسانه به این شكل در اختیار مردم نبود و آنها به موسیقی خارجی دسترسی چندانی نداشتند به‌همین دلیل تعداد بسیار محدودی متوجه می‌شدند كه این قطعات كاور است اما در شرایط كنونی همه چیز فرق كرده است. این روزها دسترسی مردم به موسیقی تمام نقاط دنیا زیاد شده است و اگر موزیسینی كاری را كاور كند به‌سرعت همه متوجه می‌شوند و شاید به‌همین دلیل است كه این احساس به‌وجود آمده است كه تعداد كارهای كاور زیاد شده است. ازدیاد ناموزیسین‌هایی كه برای موفق شدن قطعات‌شان به هر كاری دست می‌زنند هم به این قضیه دامن می‌زند این عده برای اینكه كارشان در كوتاه‌مدت و بدون صرف هزینه آنچنانی گل كند كارهای خوب خارجی را عینا كپی می‌كنند.

به‌نظرتان در كاور باید به اصل موسیقی وفادار بود تا كار مارك دزدی بودن به آن نچسبد یا اینكه از آن الهام گرفت؟
باید از آن الهام گرفت، چرا كه تاثیر گرفتن از هنر به‌ویژه هنر موسیقی از دیرباز رایج بوده است اما اگر كاری عینا كپی شود اسمش می‌شود تقلید، كه در شأن یك موزیسین نیست.

این روزها تقلید و كپی در موسیقی ما به وفور وجود دارد و اگر كاری حتی به موفقیت نسبی دست پیدا كند آن قدر از روی آن كار كپی می‌شود كه حتی اصل آن زیر سوال می‌رود؟
همینطور است، متاسفانه مردم ما همیشه از كارهای كپی استقبال كرده‌اند و همین مسئله به این قضیه دامن زده است، البته این مشكل در مورد همه اركان موسیقی، صدا، ترانه و... وجود دارد كه رایج‌ترین آن هم در همان بخش صدا و ملودی است، در بخش تقلید صدا ما همیشه خوانندگانی را داشتیم كه به مدد شباهت با صدای فلانی برای خودشان اسم و رسمی دست و پا كردند، البته تقلید صدا همیشه در كوتاه مدت جواب می‌دهد چرا كه حس كنجكاوی مردم را برمی‌انگیزد كه فلان كس چقدر شبیه فلانی می‌خواند درست عین یك فیلم كمدی كه تماشایش فقط برای یك بار جذاب است اما در مورد فضا یا همان ملودی باید بگویم در موسیقی پاپ كشورمان تعداد قطعاتی كه مردم با آن نوستالژی داشته باشند بسیار محدود است. مردم ما همیشه از كارهایی استقبال می‌كنند كه برایشان خاطره سالیان بسیار دور را تداعی می‌كند من همیشه از تكرار بیزار و به دنبال خلق آثار جدید بودم اما در برخی از كارهایم برای اینكه مخاطب را بتوانم با خودم همراه كنم مجبورم به كارهای گذشته رجوع كنم و از آن الهام بگیرم و به كمك تنظیم لباس نو بر تن آنها كنم و به مخاطب ارائه دهم اما این كار را تا چه زمانی می‌توان انجام داد. بالاخره نسل‌های آینده ما هم احتیاج به نوستالژی از موسیقی دهه 80 دارند و ما باید این كار را انجام دهیم، اما برای خلق یك اثر جدید و موفق شدن آن باید از ابزار رسانه‌ای برخوردار بود در این مورد تلویزیون باید به حمایت از موسیقی برآید و با پخش مكرر یك قطعه این اجازه را به مردم بدهد كه با آن برای خودشان خاطره بسازند نه اینكه هر روز یكسری موسیقی‌های تاریخ گذشته را به خورد مخاطب بدهد.
بهروز صفاریان
با حرف‌هایتان موافقم، مردم ما معمولا نسبت به كارهای نو در فضاهای جدید و ناشناخته روی خوشی نشان نمی‌دهند مگر اینكه از ابزارهای جذب مخاطب برخوردار باشد؟
همین‌طور است مردم ما كلا نسبت به كار نو دافعه دارند و با آن ارتباط برقرار نمی‌كنند دلیلش هم این است كه فرصت برقراری این ارتباط به‌دلیل عدم‌حمایت رسانه‌ای به آنها داده نمی‌شود.

بعضی‌ها می‌گویند بهروز صفاریان آدم بداخلاقی است و همین بداخلاقی در كار باعث می‌شود كه عده‌ای نسبت به او حالت دفاعی داشته باشند؟
من نمی‌دانم تعریف شما از بداخلاقی چیست، اگر منظورتان بدخلقی است كه من با شما مخالفت می‌كنم چون به لحاظ رفتاری اصلا بد خلق نیستم اما اگر منظورتان جدیت و سختگیری در كار است بله، من بداخلاقم، من در كار شرایط و قوانین خاص خودم را دارم حالا اگر كسی ناراحتی داشته، احتمالا به این خاطر است كه قانون‌شكنی كرده است. آنهایی كه من را از نزدیك می‌شناسند به خوبی می‌دانند كه من معمولا در جواب آدم‌هایی كه با من در كار به تفاهم نمی‌رسند بدون هیچ دعوا و كدورتی از آنها خواهش می‌كنم كه قطع همكاری كنند. من همیشه یا یك چیز را به طور كامل می‌خواهم یا اصلا آن را نمی‌خواهم یا صفر یا صد... از طرفی در كار به‌ویژه استودیو كاملا طبیعی است و برای همه وجود دارد اما من در زندگی كاری‌ام اگر نخواهم با كسی كار كنم هیچ‌وقت كاری نكردم تا او را از بین ببرم در هر حال شما می‌توانید از همه كسانی كه با من كار كرده‌اند بپرسید. هیچ‌كدام از آنها از من دلخور نیستند با این حال بسیاری از افراد دوست دارند با من كار كنند چرا كه به نتیجه كار با من مطمئن هستند و از آن راضی‌اند.

اگر موافق باشید در مورد آلبوم «بی‌خوابی» با سعید شهروز صحبت كنیم، بی‌خوابی اثر قابل دفاعی بود ولی انتظار شنونده از بهروز صفاریان در این آلبوم به‌طور كامل برآورده نشد، قبول داری كه بی‌خوابی نسبت به كارهای قبلی‌ات در سطح پایین‌تری قرار داشت؟
شاید این آلبوم در قیاس با آنچه كه از آثار قبلی شنیده بودید در سطح پایین‌تری بود ولی در كل اثر قابل دفاعی بود. «بی‌خوابی» نسبت به آنچه كه ما در ذهنمان ترسیم كرده بودیم و قرار بود انجام شود شكل گرفت و در نوع و جایگاه خودش اثر ارزشمندی است.

یكی از شاخصه‌های كار شما تنظیم لایه‌ای و ریزه‌كاری‌های منحصر به فردی است كه در موسیقی شما وجود دارد برخلاف شبح، در بی‌خوابی خبری از این تنظیم‌های چند لایه نیست؟
برای ساخت شبح من از همان نوع آزادی برخوردار بودم و به لحاظ زمان با هیچ محدودیتی مواجه نبودم ولی در بی‌خوابی به علت مسائل مادی و كمبود زمان و اصرارهای تهیه‌كننده برای هر چه سریع‌تر آماده شدن كار نتوانستیم در مرحله ادیت‌ نهایی و میكس و مسترینگ كه مهم‌ترین بخش كار است آن‌طور كه باید عمل كنیم.

فكر می‌كنید بی‌خوابی و سعید شهروز با هم همخوانی دارند و در حد و اندازه‌های هم هستند؟
سعید هم مانند خواننده‌های دیگر از ابتدای فعالیتش مسیری را در پیش گرفته است و به‌سوی آرمان‌هایش در حال حركت است. حالا گاهی اوقات با سرعت و كیفیت بالا و گاهی كمتر. سعید با تمام قوا در این آلبوم ظاهر شد و اصلا بد كار نكرد. او تا به امروز روند نسبتا خوبی را طی كرد و آلبوم «بی‌خوابی» برای او مطمئنا حركت روبه‌جلویی محسوب می‌شود و در این برهه زمانی و با این شرایط این آلبوم بالاترین سطح موزیكی بود كه سعید نسبت به آثار گذشته‌اش می‌توانست با آن به جمع دوستدارانش بازگردد.

در این آلبوم دو قطعه ریتمیكی هم قرار دادید كه همخوانی چندانی با سایر قطعات ندارد و انگار از آنها جدا افتاده است علت این انتخاب چه بود؟
درست است. قرار گرفتن دو تراك ریتمیك در آلبوم تصمیم مجموعه نبود و به اصرار سعید اعمال شد چرا كه او می‌‌خواست ردپایی از آثار قبلی‌اش را در این آلبوم هم به همراه داشته باشد تا كاراكتر هنری‌اش به طور كامل تغییر نكند.
از www.saeid-shahrouz.blogfa.com
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در سه شنبه 12 آذر1387 ساعت 14:13 | لینک ثابت |
پشت پلکام عکستو نقاشی کردم غزلک

تو رو میبینم تا وقتی چشم میبندم غزلک

یه پیامه این تبسم که رو لبهای منه

خیلی وقته که به گریه هام میخندم غزلک



غزلک چندتا غزل مونده تا اون لحظه ناب؟

پس کی عکس یادگاری زنده میشه توی قاب؟

نگاه کن واژه به واژه با منی مثل نفس

مثل یک گل قدیمی لای برگای کتاب



مثل یک دره عمیقی مثل یک منظره پاک

مثل یه خوشه سر شاخه خشکیده تاک

گریه اول بچه وقت دنیا اومدن

آخرین رفص یه برگ وقتی میفته روی خاک



با تو من زنده ترین ترانه سازم غزلک

با تو از هق هق واژه بی نیازم غزلک

قافیه باختن من پیشکش یک نگاه تو

یه اشاره کن تا جونمو ببازم غزلک



غزلک بی تو صدام چنگی به دل نمیزنه

آخه عطر تن تو نبض نفس های منه

تو با من هم ضربانی تو تموم لحظه ها

بی تو بغضم مثل یه گلدون کهنه میشکنه

مثل یک دره عمیقی مثل یک منظره پاک

مثل یه خوشه سر شاخه خشکیده تاک

گریه اول بچه وقت دنیا اومدن

آخرین رفص یه برگ وقتی میفته روی خاک

[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ]

 

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در سه شنبه 12 آذر1387 ساعت 13:55 | لینک ثابت |
 



گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


يكي بود يكي نبود، يك پسرك بداخلاقي بود كه مرتب عصباني مي شد و به ندرت پيش مي آمد كه بتواند حالت عصبي خود را كنترل كند، بخاطر اين عادت هم اكثر دوستانش از او آزرده بودند. پدرش فكري كرد و به جهت اينكه اين عادت ناپسند را از او دور كند به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب. روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. روزها و هفته ها سپري شد تا اينكه پسرك توانست تا اندازه اي خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد. بالاخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد. روزها گذشت تا بالاخره يك روز پسر جوان به پدرش رو كرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد. پدر رو به پسر كرد و گفت: "دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود. پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را از پيكرش درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. يك زخم فيزيكي به همان بدي يك زخم شفاهي است. "دوست ها واقعاً جواهرات كميابي هستند، آنها مي توانند تو را در هر زمان خوشحال كنند و تو را تشويق به دستيابي به موفقيت نمايند. آنها گوش جان به تو مي سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها هميشه مايل هستند قلبشان را به روي ما بگشايند."

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در سه شنبه 12 آذر1387 ساعت 9:46 | لینک ثابت |
 



گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


در این راه طولانی (كه ما بی خبریم و چون باد می گذرد) بگذار خرده اختلاف هایمان با هم، باقی بماند. خواهش می كنم! مخواه كه یكی شویم, مطلقاً یكی.
مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد.
مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم، یك ساز را، یك كتاب، یك طعم را، یك رنگ را، و یك گونه نگاه كردن را.
مخواه كه انتخاب مان یكی باشد، سلیقه مان یكی، و رویاهايمان یكی.
همسفر بودن و هم هدف بودن، ابداً به معنای شبیه بودن و شبیه شدن نیست. و شبیه شدن، دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است.
عزیز من!
زندگی را تفاوت نظرهای ما می سازد و پیش می برد نه شباهت هایمان، نه از میان رفتن و محو شدن یكی در دیگری، نه تسلیم بودن، مطیع بودن، امربر شدن و دربست پذیرفتن.
عشق باشد و یا دوست داشتن یا مهر و عطوفت یا تركیبی از اینها، در هر حال حتی دو نفر كه سخت و بیحساب عاشق هم اند، و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانیده است، واجب نیست كه هر دو، صدای كبك، درخت نارون، حجاب برفی، قله علم كوه، رنگ سرخ، بشقاب سفالی را دوست داشته باشند. حتي به یك اندازه هم.
عزیز من!
اگر زاویه ی دیدمان نسبت به چیزی، یكی نیست بگذار یكی نباشد. بگذار فرق داشته باشیم. بگذار، در عین وحدت، مستقل باشیم. بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم. بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید.
تو نباید سایه ی كمرنگ من باشی
من نباید سایه ی كمرنگ تو باشم
این سخنی ست كه در باب"دوستي" نیز گفته اند.
بگذار صبورانه و مهرمندانه در باب هر چیز كه مورد اختلاف ماست بحث كنیم، اما نخواهیم كه بحث ما را به نقطه ی مطلقاً واحدی برساند.
بیا بحث كنیم !
بیا كلنجار برویم !
اما سرانجام، نخواهیم كه غلبه كنیم و ديگري را مغلوب نمائيم !
و این غلبه منجر به آن شود كه تو نیز چون من بیندیشی یا به عكس
من و تو ، تو و من ، حق داریم در برابر هم قد علم كنیم.
و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید همدیگر را نپذیریم
بی آنكه قصد تحقیر هم را داشته باشیم.
بیا تصمیم بگیریم كه حركات مان، رفتارمان، حرف زدنمان، و سلیقه مان كاملاً یكی نشود.
و فرصت بدهیم كه خرده اختلاف ها، حتی اختلاف های اساسی مان باقی بماند.
و هرگز اختلاف نظر را وسیله ی تهاجم قرار ندهیم ...
عزیز من ! بیا متفاوت باشیم !
تفاوت! نه براي رنجاندن و دامن زدن به اختلاف توام با تنفر، بلكه در جهت "تكامل" يكديگر كه يك تكامل فكري و عقلي همان تفاهم است و سرآمد تمام خوشبختي هاست.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در شنبه 9 آذر1387 ساعت 17:23 | لینک ثابت |

 تيم مديريتى گوگل

تيم مديريتى گوگل

دكتر اريك اشميتدت، رييس هيت مديره و مدير اجرايى

dr. eric schmidtدكتر اريك اشميدت در آوگوست 2001 -- شهريور 1380 -- يعنى بعد از پنج ماه از ملحق شدن ايشان به اعضاى هيت مديره به عنوان رييس اجرايى انتخاب شد. همچنين اشميدت رييس هيت مدير شركت Novell است كه ايشان به عنوان شخص مركزى و تصميمگير در مديريت و توسعه اين شركت به حساب مىآيد.

اشميت از شركت Sun Microsystems به شركت Novell در سال 1997 پيوست، ايشان در Sun سمت رييس تكنولوژى را داشتند. در مدت خدمت ايشان به Sun كه 14 سال طول كشيد، ايشان موقيتهاى اجرايى را در اين شركت ايفا ميكرد كه نتيجه آن كسب شناخت هاى بين المللى در توسعه تكنولوژى و اينترنت در ارتباط جمعيهاى تجارت، دولت، تحصيلات، فرهنگ و علم و دانش بود. اشميدت همچنين نقش بسيار مهم و اساسى را در بازار Java، زبان برنامه نويسى independent كامپيوترهاى Sun را داشت.

قبل از پيوستن به Sun، اشميدت جزو يكى از اعضاى تخقيقاتى در لابراتوار دانش كامپيوترى شركت Xerox Palo Alto Research Center (PARC) را داشت. او همچنين مقامهايى را در Bell Laboratories و Zilog نيز داشت.

اشميدت داراى دكتراى كامپيوتر و ديپلم عالى مهندسى برق از دانشگاه California در Berkeley است. ايشان ليسانس مهندسى برق خود را از دانشگاه Princeton دريافت كرده است.

لرى پيج، كمك موسس و رييس كل

larry pageلرى پيج داراى تحصيلات عالى مهندسى علوم از دانشگاه Michigan است. همچنين ايشان ريسس اين دانشگاه نيز بوده است. پيج همچنين داراى مدرك دكتراى علم كامپيوتر از دانشگاه Stanford است.

سابقه كارى او شامل طراحى نرم افزار در شركت Advanced Management Systems در واشنگتون و شركت CogniTek در اوانستون بوده است. پيج اولين تجربه كارى خود را در زمينه كامپيوتر در سال 1979 شروع كرده است. ايشان به همراه سرجى برين در سال 1998 بنيانگذار گوگل بودند.

سرجى برين، كمك بنيانگذار و رييس تكنولوژى

sergey brinسرجى برين كه اهل مسكو است، مدرك ليسانس كامپيوتر خود را با افتخارات رياضيات از دانشگاه Maryland دريافت كرده است. ايشان همكنون داراى دكتراى كامپيوتر از دانشگاه Stanford است. سرجى 27 سال سن دارد و آشنايي و با لرى پيج در دانشگاه Stanford باعث شد كه به همكارى و تاسيس گوگل نقش داشته باشد.

دلبستگيهای پژوهشي آقای Brin، موتورهای جست وجو، تامين اطلاعات از منابع ساختار نيافته، و داده کاوی در مجموعه های بزرگ متني و داده های علمي را دربرمي گيرد. وی بيش از يک دوجين مقاله و رساله در ژورنالهای دانشگاهي به چاپ رسانده است. عنوانهای برخي از نوشته های او عبارتند از: آشکار کردن الگوها و ارتباطها در وب؛ داده کاوی پويا: معماری تازه ای برای داده های پربعدی، که همرا ه با Larry Page منتشر کرده است؛ فنون مقياس پذير برای کاوش ساختارهای سببي؛ شمارش پويای Itemset و تدوين قواعد برای داده های سبد خريد؛ وفراتر از سبدهای خريد: تعميم قواعد تداعي به همبستگيها.

برين يكى از بهترين سخنگوها و مباحثگرها در انجمنها و آكادميهاى ملى و بين المللى بوده كه ميتوان از آناه Academy of American Achievemen، European Technology Forum، Entertainment and Design و Silicon Alley 2001 را نام برد.

اميد كردستانى، معاون رييس فروش و توسعه تجارى

omid kordestaniاميد كردستانى بيش از 12 سال سابقه در سرمايه گذارى و مصرف تكنولوژى سطح بالا، به همراه نقش كليدى در بخش پيشگام اينترنت شركت Netscape Communications را داراست. ايشان به عنوان معاون رييس فروش و توسعه تجارى در شركت Netscape باعث شد تا اين شركت در يك سال 88 ميليون دلار و 200 ميليون دلار را در 18 ماه فقط از وب سايت خود حاصل نمايد.

كردستانى به شركت Netscape به عنوان مسيول فروشهاى OEM ملحق شد در حالى كه ايشان مسيوليتهايى را در شركتهايى مانند Citibank، AOL، Amazon، Intuit، Travelocity، Intel، @Home، eBay، و Ecite را داشت. پيش از Netscape نيز ايشان به عنوان مدير تبليغات و بازاريابى در شركتهاى 3DO Company، Go Corporation و HP را داشت.

كردستانى يك مدرك MBA را نيز از دانشگاه Standford و ليسانس مهندسى خود را نيز از دانشگاه San Jose Stat دريافت كرده است.

 

تيم آرمسترونگ، معاون رييس فروش تبليغات

tim armstrongتيم آرمسترونگ از Snowball.com به گوگل آمد. تيم در آن شركت معاون ريسس فروش و برنامه ريزى بود، او مديريت گروهى شامل از 100 كادركن را در حدود 16 ماه به عهده داشت. ايشان همچنين مسيول بخش برنامهريزى و خويشاوندى و بازاريابى بود كه شكتهاى خويشاوند آنرا ميتوان New Line Cinema و ليگ هاى NFL ناميد.

قبل از Snowball.com، آرمسترونگ در شركت IDG مْىوليت مدير فروش ملى را به عهده گرفته بود.

آرمسترونگ داراى مدارك تخصصى اجتماعى و اقتصادى است. ايشان همچنين يكى از قهدمانا دو ماراتن است.

اورس هلتزل

urs holzleاورس از دانشگاه California به گوگل پيوست. ايشان يكى از اساتيد علوم كامپيوتر آن دانشگاه بودند. ايشان مدرك كامپيوتر خود را در سال 1988 از دانشگاه زوريخ دريافت كرد. در سال 1994، ايشان دكتراى كامپيوتر خود را از دانشگاه Stanford دريافت كرد.

اورس يكى از پيشگامان علم Java نيز ميباشد. قبل از ملحق شدن به گوگل، ايشان يكى از بنيانگذاران Animorphic Systems بود كه اين سيستم كامپايلر Smalltalk و Java را فراهم آورد. بعد از Animorphic Systems در سال 1997، ايشان به Hostpro براى كامپايلر Hostpro Java كمك چشمگيرى را كرد.

در سال 1996، ايشان جايزه CAREER را از National Science Foundation براى تخصص آند در زبان object-oriented دريافت كرد.

ايشان "شخص گوگل" ناميد شد بعد از اينكه اولين شخص VP شد.

كريگ سيلوراذشتاين، مدير تكنولوژى

craig silversteinسيلوراشتاين همكنون جدا از دانشگاه Stanford جايى كه دكتراى كامپيوتر خود را دريافت كرده ميباشد. سيلوراشتاين يكى از اعضايى بود كه در ااگوريتم تحقيقاتى گوگل در دانشگاه Stanford حضور داشت. پيشه آكادميك ايشان در مديريت ساختارى است. ايشان همچنين با Xerox PARC همكارى داشته است.

سيلواشتاين داراى ليسانس كامپيوتر از كالج Harvard است. ايشان خمچنين يكى از موسسان گوگل است.

ايشان نيز نان روزانه گوگل را فراهم آورده است كه توسط سيستم عامل Linux كار ميكند.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در جمعه 8 آذر1387 ساعت 17:50 | لینک ثابت |
کدومو بیشتر دوست داری؟

 

Bia2Daneshjoo .Com

 

 

آیا تا به حال بطور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه كرده‌اید؟ تا به حال فكر كرده‌اید كه به کدامیك علاقه بیشتری نسبت به بقیه دارید؟ با دقت نگاه كنید، سپس توضیح مربوط به آن را بخوانید.


انگشت شماره 1
این انگشت نماد مسایل مادی و ثروت است و كسانی كه این انگشت را انتخاب می‌كنند، اقتصاد دانان خوبی هستند و معمولا از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارند.


انگشت شماره 2
این انگشت نماد كار می‌باشد و اشخاصی كه به این انگشت اهمیت بیشتری می‌دهند انسان‌های کاری هستند و بطور كلی وجدان كاری خوبی دارند و موفقیت زیادی در كارها دارند.


انگشت شماره 3
این انگشت میزان اهمیت به خود فرد را نشان می‌دهد، افرادی كه این انگشت را انتخاب می‌كنند، در مورد همه چیز اول به خود اهمیت داده و تا حدودی خودپرست و خودخواه هستند.


انگشت شماره 4
این انگشت نماد محبت و عشق است و كسانی كه این انگشت را انتخاب می‌كنند، انسان‌های احساساتی و عاطفی هستند و همواره به دنبال محبت و خوشحال كردن دیگران هستند.


انگشت شماره 5
این انگشت نماد خانواده و فرزند هست و كسانی كه به این انگشت علاقمند هستند، افرادی هستند كه به خانواده پایبند بوده و به زندگی مشترك و بطور كلی روابط بین افراد اهمیت می‌دهند.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در جمعه 8 آذر1387 ساعت 17:35 | لینک ثابت |
ما عاشق هم بودیم"
 

ما عاشق هم بودیم
حسی که یه عادت نیست
از من که گذشت اما
این رسم رفاقت نیست
این که من و از قلبت
بی واهمه می گیری
این که من و می بازی
دنبال کسی می ری
وقتی همه ی دنیات
تنهایی و غربت بود
وقتی همه جا با تو
احساس یه وحشت بود
کی با همه ی قلبش
بغض شبتو وا کرد ؟
کی حال تو رو فهمید ؟
کی با تو مدارا کرد ؟
باشه برو حرفی نیست
من از همه دلگیرم
حالا که دلت رفته
دستاتو نمی گیرم
ما هر دو برای هم
هر ثانیه کم بودیم
کی جز تو نمی دونه
ما عاشق هم بودیم
ما عاشق هم بودیم

ترانه : روزبه بمانی
آلبوم : بی خوابی
ملودی و تنظیم :مهدی یراحی
و بهروز صفاریان
با صدای : سعید شهروز

 http://www.saeid-shahrouz.blogfa.com/

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در جمعه 8 آذر1387 ساعت 17:29 | لینک ثابت |

 

 

http://www.iranalive.org/

شما به علائم توجه نكردید! میشه گواهینامه شما رو ببینم؟

http://www.iranalive.org/
میشه یه دقیقه صبر كنی تا پیداش كنم؟ چه شكلیه؟!

http://www.iranalive.org/
چهارگوشه و عكس خودت روشه!

http://www.iranalive.org/
هاا!
http://www.iranalive.org/
پیداش كردم!

http://www.iranalive.org/
بفرمایین

http://www.iranalive.org/
http://www.iranalive.org/
شما میتونید برید. عذر میخوام كه متوجه نشدم شما هم پلیس هستین!!!

 

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 6 آذر1387 ساعت 17:53 | لینک ثابت |

بد نيست به نکته‌هاى زير هم توجه کنيد:

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود.
 

اگر تاکنون از آسيب‌هاى جنگ،
تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه،

يا گرسنگى در امان بوده‌ايد، View Full Size Image

وضعيت شما از وضعيت ٥٠٠ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
 

اگر می‌توانيد بدون ترس از زندانى شدن يا مرگ، وارد مسجد (يا کليسا) شويد، وضع شما از ٣ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
 

اگر در يخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد، View Full Size Image

اگر کفش و لباس داريد، View Full Size Image

اگر تختخواب و سرپناهى داريد، View Full Size Image

در اين صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستيد. View Full Size Image

اگر در بانکى حساب داريد، و اگر در جيب‌تان پول داريد، View Full Size Image


شما به ٨٪ مردم دنيا که چنين شرايطى دارند تعلق داريد.
View Full Size Image

اگر شما اين نوشته را می‌خوانيد، از سه خوشبختى بهره‌مند هستيد:

1- يک کسى به فکر شما بوده است. View Full Size Image

2- شما به ٢٠٠ ميليون نفرى که قادر به خواندن نيستند تعلّق نداريد. View Full Size Image

3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنيا هستيد که کامپيوتر دارند. View Full Size Image

به قول يکنفر:

         طورى کار کنيد که انگار نيازى به پول نداريد، View Full Size Image

   طورى عشق بورزيد که انگار هرگز آزرده خاطر نشده‌ايد، View Full Size Image

          طورى برقصيد که انگار هيچکس شما را نمی‌بيند،

          طورى آواز بخوانيد که انگار هيچکس صداى شما را نمی‌شنود،

          و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت است.

 

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 6 آذر1387 ساعت 17:51 | لینک ثابت |

تصوير قابل‌اطمينان‌ترين فرددر انگلستان

 
دانشمندان دانشگاه کنت پس از جمع آوري اطلاعات از خصوصيات عامل ايجاد حس اطمينان و عدم اطمينان از افراد مختلف، تصوير رايانه اي قابل اطمينان ترين فرد در انگلستان را طراحي کردند.


به گفته اين محققان، تصوير اين فرد پس از جمع آوري اطلاعات فراوان از مردم مبني بر خصوصيات بارز افراد مورد اطمينان که باعث ايجاد اعتماد ميان افراد مي شود، طراحي و ارائه شد.

بر اساس گزارش تايمز آنلاين، فردي که تصوير وي توسط اين دانشمندان طراحي شده است داراي صورتي گرد و تميز و بيني کوچک است.

به گفته محققان به دليل اينکه اکثر مردم چانه تيز و چشمهايي که از يکديگر فاصله دارند را عامل ايجاد حس عدم اطمينان مي دانند، فرد طراحي شده از اين خصوصيات بهره اي نبرده است.



منبع خبر : جام جم - http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100954718155

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در سه شنبه 5 آذر1387 ساعت 18:1 | لینک ثابت |
www.parsipark.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در سه شنبه 5 آذر1387 ساعت 17:35 | لینک ثابت |

سینما یکی دیگر از بازیگران خوبش را از دست داد؛
«احمد آقالو» در گذشت
«احمد آقالو» در گذشت


  «احمد آقالو» بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون امروز پس از يك دوره بيماري به علت سرطان درگذشت.
اين بازيگر كه در 3 روز گذشته شرايط وخيمي را پشت سر گذاشت، امشب در منزلش به دليل سرطان استخوان در گذشت.
در سال‌هاي اخير به دليل شدت بيماري، اين هنرمند ديگر در برنامه‌هاي تلويزيون شركت نمي‌كرد و بيشتر در اجراي برنامه‌هاي راديويي فعاليت مي‌كرد.
احمد آقالو متولد 1328 قزوين، فارغ التحصيل تئاتر از دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران است. وي فعاليت هنري را پس از گذراندن دوره شش ماهه بازيگري در هنرستان آزاد هنرپيشگي دانشكده هنرهاي دراماتيك آغاز كرد.
بازي در فيلم «دادشاه» به كارگرداني حبيب كاوش نخستين تجربه سينمايي اوست. از ديگر فعاليت هاي آقالو مي‌توان به دوبلاژ، راديو، بازي در تئاتر و مجموعه‌هاي مختلف تلويزيوني اشاره كرد.
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در دوشنبه 4 آذر1387 ساعت 17:2 | لینک ثابت |
http://www.iranalive.org/ 
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در دوشنبه 4 آذر1387 ساعت 16:51 | لینک ثابت |
 

 FBI: مظنون فراری در ایران گوسفندچرانی می کند!

 
پلیس فدرال آمریکا (FBI) یک فرد متهم به رشوه خواری و باج گیری را در ایران ردیابی کرده است.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، معاون دادستانی آمریکا با بیان این ادعا افزود: "«فرهاد (فِرِد) منعم»، یک آمریکایی ایرانی تبار، در سال 2007 به ایران متواری شده و پلیس FBI رد وی را در این کشور گرفته است."

«کریس کاردانی» افزود: "ماموران پلیس FBI یقین دارند که منعم در ایران است و ظاهراً به گله داری و گوسفندچرانی در این کشور مشغول می باشد."

براساس این گزارش منعم، 50 ساله، که مدیر سابق بخش مواد خوراکی زندان ایالت اورگان آمریکاست سال گذشته به اتهام مشارکت در یک پرونده 3/1 میلیون دلاری رشوه خواری و باج گیری تحت تعقیب قرار گرفت.

به گفته معاون دادستانی آمریکا، ماموران FBI مدعی هستند منعم در زمان فرار به ایران در جولای 2007 مبلغ دست کم 50 هزار دلار نقد به همراه داشته است. FBI برای دستگیری وی 20 هزار دلار پاداش در نظر گرفته است.


اتهامات منسوب به فرهاد منعم در حالی برملا می شود که همسر وی، «کارن منعم» نیز روز چهارشنبه در دادگاه فدرال آمریکا به جرم پول شویی محکوم شد.
کارن احتمالاً با 10 سال زندان و جریمه 250 هزار دلاری مواجه خواهد شد. قرار است حکم دادگاه در این خصوص در ماه ژانویه اعلام شود.
برپایه این گزارش فرهاد منعم، متولد ایران، در سال 1979 برای اجتناب از خدمت سربازی به آمریکا رفت. وی در این مدت مدیریت مواد خوراکی زندان ایالتی اورگان آمریکا را برعهده داشته است.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در شنبه 2 آذر1387 ساعت 11:55 | لینک ثابت |

این خاطره را مسوولان نخوانند؛شرمنده می شوند!

 
"ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده.
البته اینقدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت. پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرف مهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل صاحب اش بده.

روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت میخواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری بهش تحویل بده.

تو این ۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری می کنند نمیتوانند کارهای نیمه تمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند.
روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه می شه. حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود؟

این ساختمان فقط نصب پریز و برق و نظافت اش مونده بود. به دوستان ژاپنی به تعجب می گفتم این چه آدمی بود خب چرا خودکشی کرده برای همچین موضوع کوچکی. این دیگه خودکشی نداره که.

آنها با دهان باز نگاه می کردند می گفتند خودکشی نداره؟ این آینده شغلی اش به پایان رسیده بود. دو بار زیر قولش زده دیگه کسی بهش کار نمیداد. چه آدم خوبی بود...!


منبع خبر : عصر ايران - http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=56960

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در شنبه 2 آذر1387 ساعت 11:30 | لینک ثابت |