تبليغاتX
TAKROKI

حسام نواب صفوی

حسام نواب صفوی : سعید و خیلی وقته که می شناسم ، پسر با اخلاقیه . صداشم فوق العاده س .

 


 

مجتبی کبیری : صدای سعید شهروز و خیلی دوست دارم !

مجتبی کبیری



مهران احراری

مهران احراری : سعید خواننده ی بی ادعاییه که تو خونه ش دور از هیاهو نشسته و سالی یه آلبوم تولید می کنه ! سعید به جایگاهی رسیده که هر جی بخونه مردم دوسش دارن .

 


 


افشین سیاهپوش : صدای سعید یه غم ایرانی خاص داره که جاش تو موسیقی ما خالی بود . صدای سعید می تونه احساسات آدم و دستکاری کنه و به بازی بگیره !

افشین سیاهپوش



علی بحرینی

علی بحرینی : سعید مصداق همون پله پله بالا رفتنه ! اونقدر خوند و تجربه پیدا کرد تا تونست با یه کاست خوب وارد بازار بشه ! سعید یه آدم کاملاْ ایرونیه و جایگاهی که تو دل مردم به دست آورده حالا حالاها دست نیافتنیه !!

 



طوفان کرمی : سعید یکی از محبوبترین خواننده های منه که استمرار و ایستادگی روی افکارش و خیلی می پسندم !

طوفان کرمی



رضا صادقی

رضا صادقی : سعید شهروز از همه ی خواننده ها پوست کلفت تره ! چون همیشه خودش بوده ، نه تیتراژ خونده ، نه تلویزیون رفته !



سام اسدی : من خودم و مدیون سعید شهروز می دونم . سعید آدم بی غل و غشیه و اصلاْ به فکر مداخله و خاله زنک بازی نیست !

سام اسدی



یغما گلرویی

یغما گلرویی : سعید و جدا از خواننده بودنش دوست دارم چون آدم صاف و ساده ایه . چیزی که تو خواننده های امروز کمتر دیده می شه ! سعید فوق العاده پسر خوبیه !



محمدرضا حبیبی : من و سعید از بچگی با هم بودیم و رفاقت صمیمانه ای داریم . بعضی وقتا حرفای من از دهن سعید بیرون اومده و بعضی وقتام حرفای سعید از دهن من ! سعید از جمله خواننده هایی که هم ترانه های مورد نظرش و خوب انتخاب می کنه هم کارش تو اجرا فوق العاده س .

محمدرضا حبیبی

 


 

 


بابک صحرایی

بابک صحرایی : سعید برادرانه من و حمایت کرد . من تو کار حرفه ای مدیون سعیدم .



بابک جهانبخش : صدای سعید جزو صداهاییه که دوس دارم و حداقل پنجاه تا از ترانه هاش و از حفظ م !

بابک جهانبخش



کیارش حسن زاده

کیارش حسن زاده : صدای سعید یکی از صداهای مورد علاقه ی منه چون ادای کسی رو در نمیاره !



احمد یاسر : صدای سعید شهروز و خیلی دوست دارم . غم فوق العاده ای داره !

احمد یاسر



مسعود امامی

مسعود امامی : سعید و خیلی دوست دارم .


http://www.saeid-shahrouz.blogfa.com/post-226.aspx
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در پنجشنبه 30 آبان1387 ساعت 17:11 | لینک ثابت |

با همکاری صندوق حمایت از پژوهشگران کشور - ریاست جمهوری و

 سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران - وزارت علوم , تحقیقات و فن آوری

در نظر میباشد تا مسابقه علمی به اندیش  به صورت هفتگی و در سه رده

 دانش آموزی  , دانشجویی و عمومی با حمایت مالی

شرکت ری سان تک - تولید کننده تجهیزات کامپیوتری  و

بونیکن خودرو - تولید کننده قطعات خودرو با استفاده از ماشین الات لیزری

برگزار گردد.

هدف از اجرای این مسابقه ایجاد انگیزه در بین دانش آموزان , دانشجویان و...

جهت جستجو و تحقیق در زمینه های علمی روز دنیا و بالا بردن سطح اطلاعات عمومی بوده که به منظور ارج نهادن به تلاش این عزیزان به برندگان هر مسابقه جوایز نفیس و ارزشمندی  نظیر:

لپ تاپ , کامپیوتر خانگی , ال سی دی و دوربین عکاسی دیجیتال  تعلق خواهد گرفت

 

www.behandish. org

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 29 آبان1387 ساعت 13:24 | لینک ثابت |

چگونه دوست دختر پيدا كنيم؟

 

اصلا نگران نباشید چون دخترها زياد شدن و در حال ترش شدن هستن!!!

پس نيازي نيست كه ما پسرهاي گل دنبال اونها راه بيفتيم(ولي بايد حتما راه بيفتيم) حالا ما در اينجا فرض مي كنيم كه اونها ناز مي كنن اگه زشت بودي چه كار بايد كني؟؟؟هيچ مي دوني يا نه؟؟؟؟پس بخون خوب اين كه كاري نداره كه...ابروهات رو بگير...كرم سفيد كننده بزن...دماغت رو عمل كن...
خلاصه هر چي داشتي بزن!
:-&


حالا بگذريم اينا رو كه زدي مي ري پيشه دختره چشمات رو ببند و بهش بگوووووو مي خوام يه رابطه دوستانه با شما برقرار كنم(منظورم رابطه سالمه)البته اصلا انتظار نداشته باشين كه همون اول بگه باشه عزيزم بيا با هم دوست بشیم.
:x


البته اونجا بايد شماره تيليفونت رو بدي...آخه اگه ندي نميشه....شماره رو كه دادي بعد برو....اون خودش بعد از 1 هفته حالا بستگي به دخترش داره...بهت بابت اون حرفت مي زنگه....و حالا بايد اينجا خودت يه جوري طرف رو راضي كني....اينجاش
ديگه به من ربطي نداره...آخه هر كس يه جوريه...
:>


اگه نشد فقط كار رو به خون و خونريزي نكش....آخه به من ربطي نداره...شتر ديدي نديدي....من بي تقصيرم.
:-B

 

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 29 آبان1387 ساعت 13:21 | لینک ثابت |

 

آرامش داشته باشید و ساکت بنشینید.


 

1- در متن زیر C را پیدا کنید. از مکان نمای موس استفاده نکنید.
 

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO COOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO



 

 

 

 

2- اگر در متن بالا C را پیدا کردید، حالا 6 را پیدا کنید.
 

9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999699999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999

 

 

 

 

3- حالا حرف N را بیابید. کمی مشکل‌تر از قسمت‌های بالا می‌باشد.
 

MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MNMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM

 
 

 

 

 

 
این یک شوخی نیست. اگر شما قادر بودید که این سه تست را پشت سر بگذارید، شما دیگر هیچ وقت نیاز به دکتر اعصاب و روان نخواهید داشت.
 
مغز شما عملکرد خوبی دارد و از بیماری آلزایمر (Al zheimer) در امان خواهید بود.
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در دوشنبه 27 آبان1387 ساعت 17:59 | لینک ثابت |

ا

 احساساتتان را بيان کنيد.
هيجانات و احساساتي که سرکوب يا پنهان شده باشند به بيماري‌هايي نظير ورم معده، زخم معده، کمر درد و درد ستون فقرات منجر مي‌شوند.
سرکوبي احساسات به مرور زمان حتي مي‌تواند به سرطان هم بيانجامد. در آن زمان است که ما به سراغ يک محرم مي‌رويم و رازها و خطاهاي خود را با او در ميان مي‌گذاريم!
گفتگو، صحبت کردن، کلمات، ... وسيله درماني قدرتمندي هستند.

 


اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ تصميم‌گيري کنيد.
افراد دو دل و مردد دچار دلهره و اضطراب هستند. دو دلي و بي‌تصميمي باعث مي‌شود که مشکلات و نگراني‌ها روي هم انباشته شوند.
 تاريخ انسان بر اساس تصميم‌گيري‌ها ساخته شده است. تصميم‌گيري دقيقاً به معني چشم‌پوشي آگاهانه از بعضي مزايا و ارزش‌ها براي به دست آوردن بعضي ديگر است.
 افراد مردد در معرض بيماري‌هاي معدي، دردهاي عصبي و مشکلات پوستي قرار دارند.



اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ به دنبال راه حل‌ها باشيد.
افراد منفي، مشکلات را بزرگ مي‌کنند و راه حل‌ها را نمي‌يابند. آن‌ها غم و غصه، شايعه و بدبيني را ترجيح مي‌دهند.
روشن کردن يک کبريت بهتر از تاسف خوردن از تاريکي است. زنبور، موجود کوچکي است اما يکي از شيرين‌ترين چيزهاي جهان را توليد مي‌کند.
 ما هماني هستيم که مي‌انديشيم. افکار منفي باعث توليد انرژي منفي مي‌شوند که آن‌ها نيز به نوبه خود تبديل به بيماري مي‌گردند.

اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ در زندگي اهل تظاهر نباشيد.
کسي که واقعيت را پنهان نگاه مي‌دارد، تظاهر مي‌کند و هميشه مي‌خواهد راحت و خوب و کامل به نظر ديگران برسد، در واقع بار سنگيني را بر دوش خود قرار مي‌دهد.
مثل يک مجسمه برنزي با پايه‌هاي گِلي. هيچ چيز براي سلامتي بدتر از نقاب به چهره داشتن و زندگي کردن با تظاهر نيست.
اين گونه افراد زرق و برق زياد و ريشه و مايه اندکي دارند و مقصد آن‌ها داروخانه، بيمارستان و درد است.

 
اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ واقعيت‌ها را بپذيريد.
سرباز زدن از پذيرش واقعيت‌ها و عدم اتکاء به نفس، ما را از خودمان بيگانه مي‌سازد. هسته اصلي يک زندگي سالم، يکي بودن و رو راست بودن با خود است.
کساني که اين را نمي‌پذيرند، حسود، مقلد، مخرب و رقابت طلب مي‌شوند. پذيرفتن انتقادها، کاري عاقلانه و ابزار درماني خوبي است.



اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ اعتماد کنيد.
کساني که به ديگران اعتماد ندارند نمي‌توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند و نمي‌توانند رابطه پايدار و عميقي با ديگران به وجود آورند.
آن‌ها معنی دوستی واقعی را درک نمي‌کنند. بي‌اعتمادي باعث کاهش ایمان فرد مي‌گردد.

اين مطلب را براي دوستانتان نیز بگوئید تا آن‌ها نيز بيمار نشوند!

اثری از: دکتر دراتسیو وارلا

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در دوشنبه 27 آبان1387 ساعت 17:56 | لینک ثابت |
"تو باید جای من باشی"

  به من خوبی نکن شاید
برای هردومون بد شه

نشستم تو دل طوفان
بذار آب از سرم رد شه

به من خوبی نکن وقتی
کنار من نمی مونی

نگو بد می شم از فردا
تو که دیدی نمی تونی

چه وقتایی که بد می شی
چه وقتایی که آشوبی

تمام درد من اینجاس
تو هر کاری کنی خوبی

چه وقتایی که بد می شی
چه وقتایی که آشوبی

تمام درد من اینجاس
تو هر کاری کنی خوبی

من از تو از خودم از ما
از این احساس ترسیدم

تو باید جای من باشی
ببینی در تو چی دیدم

تو باید جای من باشی
بفهمی من چرا تنهام

بفهمی چی بهت می گم
ببینی از تو چی می خوام

به من خوبی نکن شاید
برای هردومون بد شه

نشستم تو دل طوفان
بذار آب از سرم رد شه

به من خوبی نکن وقتی
کنار من نمی مونی

نگو بد می شم از فردا
تو که دیدی نمی تونی

چه وقتایی که بد می شی
چه وقتایی که آشوبی

تمام درد من اینجاس
تو هر کاری کنی خوبی

من از تو از خودم از ما
از این احساس ترسیدم

تو باید جای من باشی
ببینی در تو چی دیدم

تو باید جای من باشی
بفهمی من چرا تنهام

بفهمی چی بهت می گم
ببینی از تو چی می خوام

تو باید جای من باشی
تو باید جای من باشی

ترانه : روزبه بمانی
آلبوم : بی خوابی
آهنگ و تنظیم : مهدی یراحی
و بهروز صفاریان
با صدای : سعید شهروز
http://insomnia-bikhabi.blogfa.com/
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در شنبه 25 آبان1387 ساعت 12:16 | لینک ثابت |
عرفی نامه سعید شهروز

اینبار صحبت از یک خواننده معمولی نیست .صحبت از یک خواننده صاحب سبک و نواور میباشد.خیلی ها او را یکی از پایه گذاران موزیک پاپ ایران میدانند.او بعبارتی شاه راه موسیقی پاپ ایران است. خواننده ای که با اهنگهای بسیار حسی و عاشقانه که خصوصیت صدای اوست محبوبیت فراوانی یافت . به همین علت ستاره سرزمین احساس لقب گرفت. اوتوانست با ارائه ی البوم غزلک گامی نو در عرصه موسیقی داخلی ایران بردارد . او کسی نیست جز سعید شهروز.
سعید شهروز متولد 16 اردیبهشت 1350 در تهران خیابان دامپزشکی میباشد .اصلیت او به لرستان و شهرستان نهاوند برمیگردد و علت اصلی وجود اهنگهای لری در البوم های او همین امر میباشد.
او خوانندگی را بطور رسمی از سال 1378 با ارائه البوم پسرای مشرقی اغاز کرد و لی این البوم بدلایل فراوان از جمله کم تجربگی و نبود حمایت مالی و تبلیغاتی زیاد مورد توجه مردمی که به اینگونه خواندن خو نداشتن قرار نگرفت.
ولی او با ارائه ی البوم بی نظیر غزلک در سال 79 توجه همگان را به خود جلب کرد و میتوان این البوم رایکی از بهترین البومهای دهه 70 در موزیک پاپ کشور دانست.این البوم فروش بسیار زیادی کرد ویکی از پر فروش ترین البوم های دهه 70 لقب گرفت.سعید باارائه ی البوم غزلک محبوبیت بسیار زیادی در میان جوانان پیدا کرد .در این البوم سعید از اهنگسازی دوست صمیمی خود بهنام ابطحی که در تمامی البوم های او حضور داشت استفاده نمود .اهنگ طعنه از این البوم از معدود کارهای او بود که در صدا سیما البته بعد ازحدود 3 سال مجوز پخش گرفت.و از تلویزیون چندین بار پخش شد
در این البوم سعید برای اولین و اخرین بار از خواننده مهمان نیز استفاده کردو او کسی نبود جز نا صر عبدالهی که اهنگ گل یخ را دو صدایی اجرا کردند.
سعید از همان ابتدا هم زیاد مورد تایید مسولان صدا وسیمای جمهوری اسلامی قرار نمیگرفت .با توجه به درخواستهای فراوان مردم جایی در برنامه های سیما نداشت.
سال 80 او با ارائه البوم نقره داغ به مرز پختگی رسید و باز هم بهنام ابطحی اهنگساز اصلی اثار او بود.این البوم نیز با فروش خوبی روبرو شد و اهنگ مادر ان بسیار طرفدار پیدا میکرد.
در سال 81 البوم جون من و جون شما را به بازار ارئه داد .که اهنگساز این البوم خودش بود.پس از ارائه این البوم او چندین و چند کنسرت در تهران از جمله تالار وحدت برگزار کرد. که با استقبال بسیارخوبی روبرو شدند. ضمن اینکه قبلا هم کنسرت هایی داشت.
در همین سال بود که به درخواست فراوان مردم سعید در برنامه پنجره در صدا وسیما حضور یافت ولی کسی نمی دانست که این اولین و اخرین حضور او در تلویزیون بود.مسولان صدا و سیما معتقد بودند که اهنگهای سعید شهروز بیش از اندازه شاد است.
سال 82 او البوم گلابتون را ارائه کرد بعد از ان در سال 83 البوم بسیار احساسی معبد رابه بازار فرستاد.این دو البوم نیزبا استقبال نسبتا خوبی مواجه شد .
البوم پسرم در سال84 هفتمین البومی بوده که سعید تا کنون ارائه داده.به درخواست صدا سیما سعید کلیپی برای اهنگ پسرم از همین البوم تهیه کرد که این اهنگ درد دل یک پدر با پسرش را به شکل حسی وعاطفی نشان میداد اما این کلیپ فقط 2 بار پخش شد .
همچنین او موسیقی برای سریال نرگس ساخت که به عقیده خودش کاری نو درکارهای اوبود ولی این اهنگ هم مجوز پخش از تلویزیون را نگرفت.که دلخوری فراونی برای او به وجود اورد.

هشتمین البوم سعید شهروز بیخوابی نام دارد که پس از سه سال انتظار در سال ۱۳۸۷ وارد بازار شد.در این البوم سعید شهروز برای اولین بار از اهنگسازی دوست صمیمیش بهنام ابطحی استفاده نمی کند.گویی او در کار دیگری است و وقتی برای کار دوباره با سعید ندارد.او در این البوم از مطرح ترین اهنگساز داخلی بهروز صفاریان استفاده میکندکه مطمئنا تجربه ای نو برای هر دو خواهد بود در این البوم روزبه بمانی با ۵ اثر نقش پررنگی در اشعار البوم دارد.خیلیها این البوم را بهترین اثر او ویه شاهکار در موسیقی داخلی وبهترین البوم سال ۸۷ میدانند.

اطلاعات دقیقتر از اخرین شاهکار سعید شهروز در زیز ذکر شده است.


لیست قطعات این آلبوم فوق العاده :

۱ - حرفامو باور کن (ترانه سرا:روزبه بمانی)

۲ - می بخشمت (بهاره)

۳ - تو باید جای من باشی (روزبه بمانی)

۴ - تبعیدی (روزبه بمانی)

۵ - نفس (افشین سیاهپوش)

۶ - زخمه (زهرا تیموری)

۷ - چند سال از امشب بگذره ؟ (روزبه بمانی)

۸ - ما عاشق هم بودیم (روزبه بمانی)

۹ - تو هم بسوز (لری)(غلامرضا سبزعلی)

۱۰ - کوچه های خاطره ... (مولتی میکس)


آهنگسازی و تنظیم قطعات آلبوم هم به عهده ی مهدی یراحی و بهروز صفاریان می باشد .

او تاکنون۸ البوم روانه بازار کرده است. او در کنار کارخوانندگی به کار اهنگسازی نیز مشغول است.او در تمام کنسرت هایش از صدای زنده استفاده میکند. خودش میخواند و صدا صدای خودش وخاص خودش است .و به گفته خودش هیچ وقت از گیتار الکترونیکی در کارهایش استفاده نخواهد کرد.چون کار را مصنوعی جلوه میدهد.
هم اکنون سعید با همسرش و پسرش شهداد در ظفرسکونت دارد 0 او دوست صمیمی خود را بهنام ابطحی میداند و خوانندگان مورد علاقه او فرهاد و استاد شجریان میباشند.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در پنجشنبه 23 آبان1387 ساعت 16:38 | لینک ثابت |
نيكو خردمند» در سي‌سي‌يوست

حال عمومي نيكو خردمند بازيگر سينماي ايران كه اين روزها در بخش CCU بيمارستان قائم كرج بستري است، خوب است.

يكي از مسوولان بخش CCU به خبرنگار هنري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: حال عمومي ايشان خوب است اما زمان ترخيص‌شان از بيمارستان هنوز مشخص نيست.

اين بازيگر و دوبلور پيشكسوت به‌دليل ناراحتي‌ قلبي در بيمارستان بستري شده است.

نيكو خردمند متولد 1311 درتهران و فارغ‌التحصيل رشته كارگرداني از رويال تئاتر است. او فعاليت هنري خود را با گويندگي راديو در سال 1337 آغاز كرد و به جاي بازيگراني هم‌چون «كلوديا كارديناله»، «اوا گاردنر»، «اليزابت تيلور»، «فخري خوروش» و ... صحبت كرده است.

او فعاليت خود را در زمينه‌ بازيگري سينما با بازي در فيلم «پرده آخر» به كارگرداني واروژ كريم‌مسيحي درسال 1369 آغاز كرد و تاكنون در آثاري هم‌چون «باغ گيلاس»،«آواي فاخته»،«كت جادويي»،«آپارتمان»، «دزدان مادربزرگ»، «سفر پرماجرا»، «دختري به‌نام تندر»، «كاغذ بي‌خط»،«صبحانه براي دونفر»، «كافه ستاره» و ... ايفاي نقش كرده است.

او هم‌چنين به خاطر بازي در دوفيلم «پرده آخر» و «بازيچه» موفق به دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگري جشنواره فجر شده است

.


18 آبان
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در پنجشنبه 23 آبان1387 ساعت 15:51 | لینک ثابت |

 

مصطفي شايسته با بيان اين مطلب در گفت وگو با خبرنگار سينمايي فارس درباره حذف نام «ترانه عليدوستي» از تبليغات فيلم سينمايي «كنعان» كه از تلويزيون پخش مي‌شود، ضمن تشكر از صدا و سيما به دليل همكاري در تخفيف و پخش تيزرهاي مجاني اين فيلم گفت: به دليل اينكه حذف نام ترانه عليدوستي بازيگر اين فيلم در پخش بعضي از تيزرها مورد اعتراض رئيس سازمان صدا و سيما قرار گرفته و دلايل اداره كل بازرگاني در اين خصوص وي را متقاعد نكرده بود، ضرغامي دستور داد ضمن پخش تيزر اوليه، تعدادي تيزر رايگان از اين فيلم براي جبران اين امر پخش شود.
وي افزود: خوشبختانه اين ناهماهنگي‌ها با دخالت آقاي ضرغامي حل شد و ايشان با دستور مستقيم خود مشكل به وجود آمده را برطرف كردند.همچنين دفتر آقاي ضرغامي از من خواست مصاحبه انتقادي خانم ترانه عليدوستي كه ايشان آن را نديده است براي روزنامه جام جم جهت چاپ ارسال كنم.
تهيه كننده فيلم سينمايي كنعان ادامه داد: از مجموعه اقدامات آقاي ضرغامي تشكر مي‌كنم. اقدامات پي‌گيرانه ايشان باعث شد تا ناهماهنگي به وجود آمده در ديگر بخش‌هاي سازمان به سرعت برطرف شده و شيوه پخش تبليغات اين فيلم به روال سابق خود برگردد.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در پنجشنبه 23 آبان1387 ساعت 15:46 | لینک ثابت |

روزی پادشاهی اعلام کرد به کسی که بهترین نقاشی صلح را بکشد، جایزه بزرگی خواهد داد.

هنرمندان زیادی نقاشی هایشان را برای پادشاه فرستادند. پادشاه به تمام نقاشی ها نگاه کرد ولی فقط به دوتا از نقاشی ها علاقه مند شد.

در نقاشی اول، دریاچه ای آرام با کوه های صاف و بلند بود. بالای کوه ها هم آسمان آبی با ابرهای سفید کشیده شده بود.

همه گفتند: این بهترین نقاشی صلح است. در نقاشی دوم هم کوه بود ولی کوهی ناهموار و خشن، در بالای کوه آسمانی خشمگین رعد و برق می زد و باران تندی می بارید و در پایین کوه آبشاری با آبی خروشان کشیده شده بود.

وقتی پادشاه از نزدیک به نقاشی نگاه کرد، دید که پشت آبشار روی سنگ ترک برداشته، بوته ای روییده و روی بوته هم پرنده ای لانه ساخته و روی تخم هایش آرام نشسته است. پادشاه نقاشی دوم را انتخاب کرد.

همه اعتراض کردند ولی پادشاه گفت: صلح در جایی که مشکل و سختی ای نیست، معنی ندارد. صلح واقعی وقتی است که قلب شما با وجود همه مشکلات آرام و مطمئن است. این معنی واقعی صلح است.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 22 آبان1387 ساعت 13:40 | لینک ثابت |
  "می بخشمت"
  می بخشمت اما می خوام
که حرفمو بهت بگم
تا وقتی من فکر توأم
نمی شه از پیشت برم
می بخشمت به خاطر
دلی که عاشق توئه
سهم من از خواستن تو
یه عشق بی توقعه
من موندم و این انتظار
واسه برگشتن تو
خودت می دونی که برام
حسرته داشتن تو
دلم می خواست که عشقمو
با قلب تو قسمت کنم
رفتی ولی هیچ وقت نشد
به رفتنت عادت کنم
اگه تو رو می بخشمت
چون لحظه هام پر از غمه
حالا اینو خوب می دونم
شبیه تو خیلی کمه
اگه تو رو می بخشمت
به خاطر خاطره هاس
گذشته ها گذشت و رفت
نگو که راهمون جداس
می بخشمت به خاطر
دلی که عاشق توئه
سهم من از خواستن تو
یه عشق بی توقعه
من موندم و این انتظار
واسه برگشتن تو
خودت می دونی که برام
حسرته داشتن تو
دلم می خواست که عشقمو
با قلب تو قسمت کنم
رفتی ولی هیچ وقت نشد
به رفتنت عادت کنم
اگه تو رو می بخشمت
چون لحظه هام پر از غمه
حالا اینو خوب می دونم
شبیه تو خیلی کمه

ترانه : ترانه مکرم
آلبوم : بی خوابی
آهنگ : مهدی یراحی
تنظیم : بهروز صفاریان
با صدای : سعید شهروز
http://insomnia-bikhabi.blogfa.com/
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 22 آبان1387 ساعت 13:31 | لینک ثابت |




نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 22 آبان1387 ساعت 13:27 | لینک ثابت |

سلام دوستان بله بازهم تست های هوش در سوال های قبلی میشه گفت اکثریت درست جواب داده بودید حالا اینبار انتظار به سر رسید و جواب ها را برایتان گذاشتم پایینن تر هست این یک ارزبابی کوچک شما هست پس خودتان را گول نزنید و اول سوال ها را با دقت جواب دهید سپس پاسخ ها را ببینید.

این تست ها را خانم:

 

 

سوال اول:
شما در یک مسابقه سرعت شرکت کرده‌اید.
از نفر دوم سبقت می‌گیرید؟
اکنون در چه جایگاهی قرار دارید؟
 

 


سوال دوم:
اگر از نفر آخر سبقت بگیرید، جایگاه شما .... ؟


سوال سوم:
یه سوال خیلی ساده ریاضی!
توجه: این مسئله فقط باید در کله شما حل شود! از کاغذ و قلم و ماشین‌حساب استفاده نکنید.
1000 تا بگیر و 40 تا بهش اضافه کن.
حالا 1000 تای دیگه بهش اضافه کن.
حالا 30 تا اضافه کن.
1000 تای دیگه اضافه کن.
حالا 20 تا اضافه کن.
حالا 1000 تای دیگه هم اضافه کن.
حالا 10 تا بهش اضافه کن. مجموعش چقدر شد؟



سوال چهارم:
پدر مریم پنج تا دختر داره:
نانا،
نِ‌نِ
نی‌نی
نُ‌نُ
اسم دختر پنجم چیه؟


سوال پنجم:
خُب، حالا سوال جایزه‌دار:
یه آقای کر و لالی میخواد مسواک بخره. با در آوردن ادای مسواک زدن، می‌تونه خواسته‌اش را به دکاندار حالی کنه و موفق به خرید مسواک بشه...
سوال:
حالا اگه یه مرد کوری بخواد عینک آفتابی بخره، چطوری باید منظورش رو به فروشنده حالی کنه؟
 

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

 

 

برای دیدن جواب ها دکمه های CTRL + A را از کیبورد خود همزمان فشار دهید.

 



جواب سوال 1:
اگر پاسخ شما جایگاه اول بوده، به‌طور حتم شما دارید اشتباه می‌کنید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جایگاه او را به دست خواهید آورد پس دوم می‌شوید!

جواب سوال 2:
اگر پاسخ شما جایگاه یکی مانده به آخر بوده، دوباره دارید اشتباه می‌کنید!
به من بگو ببینم: تو چطور میتونی از نفر آخر سبقت بگیری؟؟؟

جواب سوال 3:
مجموعش شد 5000 تا؟
جواب درست در حقیقت 4100 می‌باشد!
قبول نداری؟ با ماشین حساب دوباره حساب کن!
امروز قطعاً روز تو نیست.

جواب سوال 4:
نونو؟
نه ! البته نه.
اسمش مریمه!
سوال رو دوباره بخون.

جواب سوال 5:
اون فقط باید دهنشو باز کنه و اینو از فروشنده بخواد. به همین سادگی!

 

 

 

ممنون از توجه
مدیر گروه بزرگ ایران الایو"  

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 22 آبان1387 ساعت 13:24 | لینک ثابت |


 

سلام دوستان خوبم. داستان خیلی کوتاهه ولی شاید به زندگیهامون نزدیک باشه!

 

بدکاری هنگام مرگ، ملکه دربان دوزخ را دید. ملکه گفت: کافی است که فقط یک کار خوب کرده باشی تا همان یک کار تو را برهاند. خوب فکر کن.

مرد به خاطر آورد که یکبار در جنگلی قدم می­زد. عنکبوتی سر راهش دیده بود و برای این که عنکبوت را لگد نکند راهش را کج کرده بود. ملکه لبخندی بر لب آورد و در این هنگام تار عنکبوتی از آسمان نازل شد تا به مرد اجازه صعود به بهشت را بدهد. بقیه محکومان نیز از تار استفاده کردند و شروع به بالا رفتن کردند.

اما ترس پاره شدن تار، برگشت و آنها را به پایین هل داد و در همان لحظه تار پاره شده و مرد به دوزخ بازگشت.

آنگاه شنید که ملکه دوزخ می­گوید: شرم ور است که خودخواهی تو همان یگانه خیر تو را مبدل به شر کرد.

 Bia2Daneshjoo.Com

ما چی؟ اگه امروز یکی بخواد از چیزی که ما داریم بهره می­برین، استفاده کنه آیا بهش اجازه می­دیم یا اینکه پرتش می کنیم پایین ؟

زمان غنی ترین گنجینه است. پس مراقب باشید آن را به نیکی و با خرد بکار گیرید. روزی که دست برادری را نگرفته­اید یا باری از دوش کسی در راه دشوار زندگی نگرفته­اید، بی تردید روزی از دست رفته است

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 19 آبان1387 ساعت 10:15 | لینک ثابت |

چندي پيش سعيد شهروز هشتمين آلبوم خود را از آغاز فعاليتش كه سال 78 بود، روانه بازار كرد و اين نشان‌دهنده آن است كه او از خواننده‌هاي قديمي كشورمان در سبك «پاپ» است، سعيد را از سال‌هاي دور مي‌شناسيم، خواننده خوش‌صدايي كه آلبوم‌هاي اول و دومش را با نام‌هاي «پسراي مشرقي» و «غزلك» با استقبال شديدي مواجه شد و همين امر باعث شد كه او خيلي زود كنسرت‌هاي بزرگ خود را در سالن ميلاد تهران برگزار كند و پس از اين دو آلبوم كه در سال 78 و 79 روانه بازار شد، پنج آلبوم ديگرش، هر سال روانه بازار شد نقره داغ (80)، جون من جون شما (81)، گلابتون (82)، معبد (83) و پسرم (84) به همين خاطر طرفداران صداي سعيد تصورشان اين بود كه او اين روند را ادامه مي‌دهد، اما اين گونه نشد و شهروز در سال‌هاي 85 و 86 آلبومي روانه بازار نكرد تا سال 87 كه «بي‌خوابي» روانه بازار شد، با سبك و سياق جديد كه فضاي متفاوتي با آلبوم‌هاي گذشته‌اش داشت با شهروز به بهانه آلبوم جديدش گفتگويي انجام داديم او براي ما از كودكي‌اش گفت تا به امروز…

راضي‌كننده بود

دلم مي‌خواست كه آلبوم «بي‌خوابي» با سبك و سياق خاصي روانه بازار شود، از اين رو تصميم گرفتم با دوستان خوبم بهروز صفاريان و مهدي يراحي همكاري كنم، حاصل كار هم، بسيار خوب از آب در‌ آمد و آنهايي كه اثر را شنيدند، راضي بودند. بي‌خوابي درد فراموشي است و درمان چشمهايي كه زياد بستيم.

پيانو مي‌نوازم

از دوران نوجواني، به ساز پيانو رو آوردم، البته آن زمان «ملوديكا» مي‌زدم، بعد كه بزرگ‌تر شدم، يك كيبورد خريدم و آنقدر با آن تمرين مي‌كردم كه ديگر سروصداي همسايه‌ها در‌آمده بود، زماني كه داشتم دوران جواني خودم را پشت‌سر مي‌گذاشتم، احساس كردم كه مي‌توانم بخوانم، پس روي صدايم خيلي كار كردم و توانستم، اين صدا را پرورش دهم، تا جايي كه در محله‌مان در ايام محرم نوحه‌خواني مي‌كردم. به هر حال خواستم بگويم آواز خواندن از اين جا شروع شد و هنوز هم اين كار را هرساله ادامه مي‌دهم.

همه از من مي‌ پرسند

هفت آلبوم را با «بهنام ابطحي» كار كردم، دوست خوبي كه از ابتدا او به من پيشنهاد داد كه آلبومي روانه بازار كنم، در سال 78، يك فيلم داستاني هم براي تلويزيون درباره شهدا ساخته شد كه بهنام ترانه آن را ساخته بود و به پيشنهادش من تيتراژ آن سريال را خواندم و اين شد كه تصميم گرفتم، با توجه به توانايي و استعدادهايم آلبومي را به همراه بهنام ابطحي روانه بازار كنم، بهنام هم مرا تشويق كرد و اين همكاري تا هفت آلبوم يا به عبارتي هفت سال متوالي ادامه داشت، وقتي كه آلبوم هشتم من روانه بازار شد، همه از من مي‌پرسيدند پس بهنام كو؟ مي‌خواهم از همين جا بگويم، «بهنام ابطحي» يكي از بهترين دوستان من است كه موفقيتم را در اين كار مديون او مي‌دانم، او بود كه همراه استعدادهاي من بود و باعث شد كه من خودم را باور كنم و رو به خوانندگي بياورم.

بي‌هويت

متاسفانه بعضي از افراد، با استفاده از موسيقي زيرزميني، به دنبال مطرح كردن خود هستند، تا «رو زميني» شوند اما بايد قبول كرد، كه اگر تعداد محدودي ترانه و آهنگ خوب هم در بين اين نوع موسيقي به چشم مي‌خورد، از آنجا كه شناسنامه و هويت ندارند، چيزي عايد شنوند‌گان آن نمي‌شود، يعني عموم مردم با آنان آشنايي ندارند ضمن اينكه به نظر من اين موسيقي بي‌هويت است، حرف من اين است كه اين جوانان جوياي نام، بايد سختي بكشند و بتوانند اثرشان را در يك چارچوب قانوني توليد و روانه بازار كنند، ما بايد به قوانين ارشاد احترام بگذاريم، آلبوم جديد من را اگر گوش بدهيد، متوجه خواهيد شد كه موزيك بسيار هيجان‌انگيزي دارد اما در چارچوب قانون است، به ويژه روي اشعار كه خوانندگان جوان بايد اشعار فاخر را براي موسيقي خودشان انتخاب كنند.

پسر بازيگوش

اصليت‌ پدر و مادرم برمي‌گردد به استان لرستان، شايد به همين خاطر است كه من در هر آلبومم يك قطعه‌اي مي‌خوانم كه با استقبال اهالي «لر زبان» رو به رو شد، من فرزند بزرگ خانواده شهروز هستم و در ارديبهشت سال 1350 در تهران به دنيا آمدم، ما چهار فرزند بوديم، سه برادر و يك خواهر كه يكي از برادرانم زماني كه در كرج زندگي مي‌كرديم و او كودكي بيش نبود، در اثر يك سانحه تصادف، درگذشت و همين امر باعث شد كه روحيه خانواده‌مان از هم بپاشد و سال‌ها طول كشيد تا آن ضايعه اسفناك را فراموش كنيم. گرچه مادرم هنوز نتوانسته غم دوري پسرش را فراموش كند. پس از اين واقعه بود كه از كرج به غرب تهران و در محله شهرزيبا نقل مكان كرديم و هنوز هم كه هنوز است پدر و مادرم ساكن همان محله هستند، ضمن اينكه هر سه فرزند خانواده ازدواج كرده‌اند من در سال 80 ازدواج كردم و ثمره اين ازدواج يك پسر كوچك بسيار شيطون و البته باهوش به نام «شهداد» است. گرچه شيطنت‌هاي او هم خاطرات خوبي را براي من و همسرم رقم زده است. «شهداد» شيريني زندگي ماست و اميد دارم كه بتواند در آينده براي جامعه مفيد واقع شود.

ياد ناصر هميشه زنده است

ناصر عبداللهي يكي از بهترين دوستان من بود، اگر در روزهاي آخر عمرش او را نمي‌ديدم، با خودم كلنجار مي‌رفتم، در آخرين ساعات زندگي‌اش به همراه بهنام بر بالين او در بيمارستان حاضر بوديم، ناصر حالا حالاها جا داشت كه به عنوان يك هنرمند واقعي در كشور همچنان خودنمايي كند اما اجل به او مهلت نداد، چندي ديگر دومين سالگرد درگذشت اوست، با مرحوم در آلبوم غزلك يك ترانه را باهم خوانده بوديم كه با استقبال بسيار خوبي مواجه شد، صد سال ديگر هم از من بپرسيد، باز هم، همين را مي‌گويم، هيچ خواننده ايراني «باس» صداي ناصر عبداللهي را نداشت، اصلا، صدايش يك «ساز» بود، يادش گرامي.

همچنان مي‌ترسم

در اوج كنسرت‌هايم در تهران، پيشنهادهاي زيادي به من در شهرستان‌ها شد، كه نرفتم، شايد آن زمان اشتباه كردم به سعيد مي‌گويم:

«دليلش مشخص است، تو از هواپيما مي‌ترسي و از معدود ايراني‌هايي هستي كه سوار هواپيما نشدي!» مي‌خندد «خب، آره، هنوز هم از هواپيما مي‌ترسم، اما با ماشين كه مي‌شد به شهرستان رفت…»

به سعيد مي‌گويم، يعني تو هنوز به كيش و يا خارج از ايران سفر نكردي، مي‌گويد: «به كيش نه- اما با ماشين به تركيه رفتم!»

كليپ نمي‌سازم

راستش را بخواهيد حال و حوصله كليپ ساختن ندارم، مي‌خواهم تمركزم بيشتر به زندگي خانوادگي‌ام باشد، خيلي‌ها از من مي‌پرسند كه چرا كنسرت نمي‌گذارم، باز هم جواب من همين است، حال و حوصله كنسرت گذاشتن ندارم، تاكنون هم هرچه كنسرت گذاشتم در تهران بود، مي دانم كه بايد در تصميم خود تجديدنظر كنم، چرا كه خيلي‌ها مي‌خواهند كنسرت زنده مرا ببينند، از همه اين علاقه‌مندان سپاسگزارم كه بارها در كوي و خيابان كه با من رو در رو مي‌شوند، از من مي‌خواهند كنسرت برگزار كنم. اما اين را مي دانم كه بايد در تصميمم تجديد نظر كنم. 
 
مجله ی خانواده ی سبز
http://www.saeid-shahrouz.blogfa.com/post-219.aspx
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 19 آبان1387 ساعت 9:49 | لینک ثابت |

روزبه بمانی

روزبه بماني، متولد 57 است و  كامپيوتر و  ادبيات مي‌خواند.  سرودن ترانه را از سال 78 آغاز كرده است.

وی یکی از کسانی است که درترانه سبک و سیاق خود را دارد و ادبیات را به خوبی می شناسد ودر عین حال در هر فرصتی علاقمندان به ترانه سرایی را نیز راهنمایی می کند.
علاوه برهمه ی اینها روزبه بمانی آرام و بی هیاهو و حاشیه است .صمیمی و مهربان و در عین حال جدی است.

معروف ترین کارهای  روزبه بمانی

مثلث / علی لهراسبی

سکوت سرد / کاوه یغمایی

ایلا / مهراج محمدی

ماه عسل/ محسن یگانه

شبح / بهنام  صفاریان

بی خوابی / سعید شهروز

http://www.saeid-shahrouz.blogfa.com/

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 19 آبان1387 ساعت 9:48 | لینک ثابت |

"سعید شهروز"

***
اگر چه بودن عشق است و عشق بودن
اما چگونه بودن مهم است نه بودن
بی خوابی درد فراموشی است و
دردمان چشمهایی که زیاد بستیم
سکوت چند شبه چند ساله شد
چند سال بیداری من
شد همین بی خوابی
http://insomnia-bikhabi.blogfa.com/
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در سه شنبه 14 آبان1387 ساعت 17:32 | لینک ثابت |

آیا میدانستید كه یك سوسك حمام می‌تواند 9 روز بدون سر زندگی كند تا اینكه از گرسنگی بمیرد

آیا میدانستید كه یك كوروكودیل نمی‌تواند زبانش را بیرون بیاورد

آیا میدانستید كه حلزون می‌تواند 3 سال بخوابد

آیا میدانستید كه به طور میانگین مردم از عنكبوت بیشتر می‌ترسند تا از مرگ

آیا میدانستید كه اگر جمعیت چین به شكل یك صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچ‌ وقت تمام نخواهد شد
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در سه شنبه 14 آبان1387 ساعت 17:16 | لینک ثابت |

ستاره ی سرزمین احساس

انتشار هشت آلبوم در موسیقی پاپ ایران که عمر آن تنها به یک دهه رسیده کار بزرگی است که سعید شهروز و تهیه کننده محبوب او ( اکبر سلطانی) انجامش داده اند.سعید بر اساس خصوصیات ذاتی اش به هیچ اهرمی برای موفقیت متوسل نشد و گرچه سختی های زیادی را تحمل کرد اما حالا از این نظر خوشحال است که هیچ نیرویی نمی تواند با کمرنگ کردن سایه حمایتی اش او را از صحنه خارج کند.درست در روزی که آلبوم بی خوابی وارد دومین هفته انتشارش شده بود با سعید همکلام شدیم

دوست دارم بحث بی خوابی را در مقایسه با آخرین اثرت یعنی آلبوم پسرم شروع کنیم.برای اولین بار سه سال در انتشار آلبوم هایت وقفه افتاد و در شناسنامه آلبومت نیز نسبت به پسرم و تمام کارهای قبلی ات تغییرات زیادی ایجاد شد.این تغییرات چه دلیلی داشت؟ آیا پسرم آلبومی نبود که انتظارش را داشتی ؟

پسرم در حقیقت آخرین قسمت یک سریال هفت قسمتی بود.سریال ها هر چقدر هم که دیدنی باشند بالاخره تمام می شوند و ما هدفمان این بود که این سریال با شیرینی تمام شود.فکر می کنم می شد این سریال را زودتر از پسرم هم تمام کرد اما به هر حال امروز که به گذشته نگاه می کنم می بینم از عملکردم راضی هستم.پسرم را خیلی دوست دارم و تجربه ای بود که باید انجامش می دادم.در مورد تغییرات نظر خاصی ندارم.فقط می توانم این را بگویم که من در همکاری با یک تنظیم کننده رکورد موسیقی پاپ ایران را شکستم.بیشتر از هشتاد قطعه کار کردم که تنظیم کننده تمام آنها بهنام ابطحی بود.از طرف دیگر بعد از بهنام بیشترین تغییرات در مورد خودم اعمال شد.برای بی خوابی خودم را هم حذف کردم.البته به عنوان آهنگساز.خیلی از آهنگ های قبلی ام که برای مردم آشناست را خودم ساخته بودم اما این بار قید خودم را هم زدم تا آن سریال هفت قسمتی واقعا به پایان برسد.

در مورد ترانه ها چطور؟

بحث ترانه فرق می کند.قصد تغییرات چندانی نداشتم و تصمیم خاصی هم نگرفتم.ارتباط هیچ ترانه سرایی با کارهای من آنقدر زیاد نبود که بخواهم او را هم مثل بهنام یا خودم به عنوان آهنگساز از گردونه خارج کنم.

اما با بعضی ترانه سراها در کارهایت ارتباط همیشگی داشتی.

وقتی قرار نیست من آهنگی بسازم طبیعی است این حق برای کسانی که می خواهند آهنگسازی کنند محفوظ بماند تا برای انتخاب ترانه ها تصمیم بگیرند.من نمی توانم ترانه ای را به بهروز یا یراحی تحمیل کنم چون اگر نتیجه کار خوب نباشد خودم زیر سوال می روم.از طرف دیگر روحیه بهروز و یراحی هم با تحمیل ترانه سازگار نیست.

قبلا به خودت ترانه تحمیل کردی ؟

بله بارها و بارها!یکی از علت های اصلی عدم رضایت کاملم از پسرم و بعضی آلبوم های دیگرم همین مساله بود که به خودم ترانه تحمیل می کردم.یکسری مناسبات را وارد کارم می کردم که اصلا حرفه ای نبود.اما همان زمانی که شادمهر برای من آهنگسازی کرد هم دست او را برای انتخاب ترانه بازگذاشتم چون حرفه ای بودن را لااقل در این اندازه یاد گرفته ام.

اتفاقا از دو آهنگی که شادمهر ساخته در قطعه مولتی میکس آلبوم بی خوابی استفاده شده است.هم غزلک و هم آسمون رویا را در ابتدای این آهنگ می شنویم.

بله شادمهر از میان ترانه هایی که در اختیارش بود کارهای یغما گلرویی و محمدرضا حبیبی را ساخت که ثمره اش برای من عالی بود.

به این ترتیب عملا یغما و حبیبی هم در بی خوابی حضور دارند!

دقیقا!اسم قطعه مولتی میکس را گذاشتیم کوچه های خاطره و وقتی قرار شد یکی دو بیت از کارهای قبلی ام را اجرا کنم بدجوری احساساتی شدم.خوشحالم که یغما و حبیبی به این صورت هم که شده در این آلبوم حضور دارند.محمدرضا رفیق قدیمی من است و به یغما هم احترام می گذارم چون یک حرفه ای تمام عیار است.هر وقت بخواهی کمکت می کند و وقتی هم قرار نیست همکاری کنید اخلاق و شخصیت خودش را زیر سوال نمی برد.

آهنگ های موجود در کوچه های خاطره را برچه اساسی انتخاب کردی ؟

این آهنگ ها را در نهایت بهروز انتخاب کرد.البته طرح اولیه را من دادم بهروز از من خواست تا آهنگ هایی که در آلبوم های قبلی ام بیشتر شنیده شده اند را در اختیارش بگذارم.من هم حدود 20 آهنگ را به او معرفی کردم و بقیه کار را بهروز انجام داد.

اما جای چند آهنگ در کوچه های خاطره تو خالی است.مثلا از خورشید خانم که خیلی ها تو را با آن شناختند خبری نیست.

ملودی خورشید خانوم با فضای مولتی میکس همخوانی نداشت.بدشانسی آوردم که چند آهنگ دیگر هم در این قطعه جایی پیدا نکردند.

مثلا ؟

دوست داشتم از قسم ( غزلک ) تیر خلاص ( معبد ) راز ( پسرم ) و ... هم یادی شود اما امکانش نبود.

اینکه نام دو نفر به عنوان آهنگساز و تنظیم کننده تمام قطعات یک آلبوم معرفی شوند حرکت عجیب غریبی است! چرا مخاطب نباید بداند صفاریان در کدام قطعه چه کار کرده و یراحی چه کاری انجام داده است ؟

فکر می کنم بهتر است این سوال را از خودشان بپرسید!اما من به عنوان خواننده این اثر می توان گواهی بدهم بهروز و مهدی در تمام مراحل آلبوم کنار هم بودند.این هم بینش حرفه ای آنهاست و من نمی توانم محکومشان کنم.

خودت و تهیه کننده ات برای این همکاری با چه کسی طرف بودید.صفاریان یا یراحی ؟

ما با بهروز قرار داد بستیم و کار را هم از او تحویل گرفتیم.مهدی یراحی انتخاب بهروز بود.

تو عکس العمل نشان ندادی که چرا یراحی هست ؟

چرا خیلی هم عکس العمل نشان دادم !

چه عکس العملی ؟

خیلی خوشحال شدم چون یراحی هم پسر خوش ذوقی است هم کارش را بلد است و هم سلیقه اش با من و بهروز سازگار است.

فکر می کنم یکی از دلایلی که باعث شد بی خوابی نسبت به سایر پروژه های بهروز صفاریان زودتر به ثمر برسد و آماده شود هم حضور مهدی یراحی باشد.

بله مهدی سرعت پروژه را بالا برد.از طرف دیگر بهروز از من و توانایی ها و ناتوانی هایم شناخت ده ساله داشت و از همان ابتدا تکلیف کار روشن بود.ناگفته نماند بهزاد رئیسی هم در قسمت های زیادی به کمک ما آمد و همراهی مان کرد.

 سه کلیپ می دهم و موسیقی را منفجر می کنم !

در طول همکاری مشکلی پیش نیامد ؟

 من آن زمان که 20 ساله بودم هم مشکلی با کسی نداشتم چه برسد به حالا !

 از طرف بهروز چطور؟

 نه اصلا

 اولین قطعه ای که از این آلبوم آن راخواندی کدام بود ؟

 چند سال از امشب بگذره

 سخت ترین قطعه برای اجرا کدام بود ؟

 حرفامو باور کن

 برای ایجاد ارتباط با ترانه های روزبه بمانی دچار مشکل نشدی ؟

 نه به خدا! من و روزبه هم مثل من و بهروز از گذشته های دور یکدیگر را می شناختیم و از حال و هوای هم آگاه بودیم.لحن ترانه ها هم با روحیه من سازگار بود و اصلا پیش نیامد که بخواهیم قسمتی از آنها را تغییر بدهیم.البته روزبه یک ترانه دیگر هم برای من گفته بود که بعد از ساخت ملودی آن را کنار گذاشتیم چون من با آن به رابطه کامل نرسیدم.

 از آن ترانه چیزی یادت هست ؟

 حتی یک خطش هم یادم نمی آید!

 بی خوابی انصافا یک آلبوم متفاوت است اما به نظر من دو قطعه ریتمیک آن یعنی می بخشمت و زخمه حتی اگر آهنگ های خوبی هم باشند کاملا اضافه به نظر می رسند و در حقیقت احساسی که در مخاطب ایجاد شده را تغییر می دهند ...

 شاید حرف شما درست باشد اما به هر حال ما به یک نوع تنوع هم احتیاج داشتیم.

 شاید هم احتیاج نداشتید! من هیچ نیازی نمی بینم که مخاطب بین دو قطعه حرفامو باور کن و تو باید جای من باشی آهنگی مثل می بخشمت را گوش کند!

 من از اجرای هیچکدام از ترانه ها و ملودی و تنظیم آنها ناراضی نیستم.در مورد چیدمان قطعات هم حرف اول و آخر را من نزدم ...

 به نظر من و خیلی های دیگر تو در کنار محمد اصفهانی تنها خواننده دو نسل اول پاپ ایران هستی که هنوز هم صاحب جایگاه هستند.خودت فکر نمی کنی جایگاه محکم دوران غزلک را از دست داده ای ؟

 اولا از شما به خاطر لطفتان ممنونم.ثانیا باید بگویم قبل از اینکه من جایگاهم را از دست داده باشم موسیقی جایگاهش را از دست داده !

 بیشتر توضیح می دهی ؟

 من با مختصات دوران غزلک به موسیقی وارد شدم.در آن محیط بزرگ شده ام.آن زمان ما جز قانون هیچ چیز دیگری را نمی شناختیم.موسیقی جایگاه مقدسی داشت که حالا آن را از دست داده.من قواعد بازی های جدید را خوب بلد نیستم.نه بلدم زد و بند کنم نه ممنوع الفعالیت شوم نه امشب کار بسازم و فردا آن را روی اینترنت بگذارم!

 مثل اینکه از وضعیت موسیقی غیر مجاز دلخوری!

 بله.متاسفانه شرایط آن چیزی نیست که قرار بود باشد.نیمی از خواننده های ما یا الان ممنوع الفعالیت هستند یا قبلا ممنوع الفعالیت بوده اند اما حال و روزشان از ما خیلی بهتر است.گاهی اوقات فکر می کنم اگر فکر نکنم موفق ترم! قسمت های مهمی از جامعه برای پذیرش موسیقی غیرمجاز آمادگی بیشتری نشان می دهند.به همین دلیل یک کلیپ می تواند برای خواننده از ده آلبوم مجاز هم کارسازتر باشد.این برای موسیقی دردناک است.من با آهنگ های آلبوم بی خوابی سه کلیپ می دهم و موسیقی را منفجر می کنم.

 واقعا به این نتیجه رسیده ای ؟

 هنوز خیر اما اطمینان دارم که اگر به سمتش بروم وضعیت خیلی خوبی پیدا خواهم کرد! آن وقت شاید شما هم نظر بهتری نسبت به من پیدا کنید و من را در همان جایگاه دوران غزلک ببینید.

 از عواقب کلیپ دادن نمی ترسی ؟

 مگر کلیپ دادن عواقبی خاصی دارد؟ مگر کار بدون مجوز مشکلی را هم پیش می آورد ؟کاری که دوست داری انجام می دهی و بعد هم که سر و صدا کرد در دوران استراحت کاری ات به مسئولان تعهد می دهی که دیگر این کارها را انجام ندهی.فوقش چند ماه ممنوع الفعالیت می شوی اسمت که سر زبان ها افتاد با چند جلسه پیگیری از لیست ممنوع الفعالیت ها خارج می شوی و می روی سراغ آلبوم جدیدت.

 فکر نمی کنی حرف هایت بد آموزی داشته باشد؟

 نه.آقایان خودشان استادند!من این حرف ها را از خودشان یاد گرفتم!

از آهنگ های بی خوابی کدام یک بیشتر مورد توجه مردم قرار گرفته اند؟

 فقط حرفامو باور کن – تبعیدی – چند سال از امشب بگذره و ما عاشق هم بودیم.آنهایی که از قبل کارهایم را شنیده اند قطعه لری ( تو هم بسوز ) و مولتی میکس را هم دوست دارند.

 دکلمه قطعه نفس را کی انجام داده؟

 بهروز

 صفاریان و یراحی هر دو خواننده های خوبی هستند چرا در بی خوابی با تو همخوانی نکردند؟

 صحبتی پیش نیامد.

 حرف آخر ؟

 کاش در موسیقی هر کدام از آنهایی که دلشان به حال هنر می سوزد گوشه ای از کار را به دست بگیرند تا شرایط را آنطوری که لازم است تغییر بدهیم.

 منبع : مجله اتفاق نو
برگرفته از :http://www.saeid-shahrouz.blogfa.com/post-218.aspx
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در سه شنبه 14 آبان1387 ساعت 17:1 | لینک ثابت |

در گفت‌وگو با فارس عنوان كرد؛

محمدرضا شريفي‌نيا؛ از اسكي‌بازي در تيتراژ «پسرتهراني» تا ادامه «اخراجي‌‌ها2»

خبرگزاري فارس: «محمدرضا شريفي‌نيا» از ساخت تيتراژ فيلم سينمايي «پسرتهراني» با اسكي‌بازي انيميشن، ساخت تيتراژ «يك اشتباه كوچولو» و ادامه فعاليت در «اخراجي‌ها2» به عنوان فعاليت‌هاي جديدش خبر داد.

«محمدرضا شريفي‌نيا» در گفت‌و‌گو با خبرنگار سينمايي فارس با اشاره به مجموعه فعاليت‌هايش گفت: در حال ساخت تيتراژ فيلم سينمايي «يك اشتباه كوچولو» هستيم كه به صورت انيميشن ساخته مي‌شود.
وي افزود:از آنجايي كه فيلم طنز است ،تيتراژ نيز از اين ويژگي‌ برخوردار است و يكسري اشتباهات تصويري را نشان مي‌دهد كه آدم‌ها در جاي خودشان نيستند. در واقع كار تركيبي از بازي با اشتباهات رخ داده در تيتراژ است.
اين بازيگر سينما كه تيتراژ «پسر تهراني» را هم مي‌سازد، گفت: اين تيتراژ كمي با «يك اشتباه كوچولو» فرق مي‌كند و با حضور اسكي‌باز ماهري است كار شده كه اسامي عوامل فيلم را رج مي‌زند.
شريفي‌نيا كه اين روزها در پروژه «اخراجي‌ها2» مشغول كار است،گفت: بيش از 50 درصد فيلمبرداري كار پيش رفته و مشغول كار در كرج هستيم. همه بازيگران جلوي دوربين رفته‌اند و تدوين نيز به صورت همزمان در حال انجام است.
وي درباره نقش «حسام نواب صفوي» در اين فيلم گفت: آخرين بازيگر فيلم كه جلوي دوربين رفت، حسام نواب‌صفوي بود كه يكي از نقش‌هاي كليدي اين فيلم را ايفا مي‌كند. او نقش مسئول اردوگاه ايراني‌ها را دارد كه آدم با معرفت و لوطي‌مسلكي است.
براساس اين گزارش، پس از پايان سكانس‌هاي شب فيلم و فيلمبرداري سكانس‌هاي روز، گروه براي ادامه كار به شهرك دفاع مقدس مي‌رود.
وي درباره فيلم «يك اشتباه كوچولو» گفت: اين فيلم در مرحله صداگذاري و موسيقي است كه فكر مي‌كنم تا هفته آينده آماده نمايش شود.
شريفي‌نيا كه در سريال «كلاه پهلوي» بازي مي‌كند، گفت: فعلا برنامه جديدي براي بازي ندارم و همزمان در سريال «كلاه پهلوي» بازي مي‌كنم. نقش‌ام در اين سريال، از آن دست نقش‌هايي است كه ايفاي آن را دوست داش
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در دوشنبه 13 آبان1387 ساعت 21:10 | لینک ثابت |
 "حرفامو باور کن"

  قرار ما به رفتن بود

نگو چی شد ، نمی دونم

خودم گفتم تمومش کن

خودم می گم ، نمی تونم

نمی دونم کجا رفتم

نمی دونم دلم چی شد

درست تو بدترین لحظه

ببین کی عاشق کی شد

فقط حرفامو باور کن

تقاص عشق تو کم نیست

بمون حوای من با من

مگه عشق تو آدم نیست ؟

تو خاکستر شدی با من

دارم می میرم از این درد

بیا این خونه این کبریت

تلافی کن ، ولی برگرد

من از آغاز این قصه

ازت چیزی نفمیدم

نمی دونم چرا حالا

چرا اینجا ، تو رو دیدم

چقد دیوونگی دارم

تمام قلبم آشوبه

تو آرومی نمی دونی

چقد دیوونگی خوبه

تمام قصه بازی بود

تموم شد ، هیچ رازی نیست

کسی که روبروشی تو

از اینجا مرد بازی نیست

فقط حرفامو باور کن

تقاص عشق تو کم نیست

بمون حوای من با من

مگه عشق تو آدم نیست ؟
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در شنبه 11 آبان1387 ساعت 12:20 | لینک ثابت |

همه چیز را سپردم به بهروز

من سعید شهروز متولد ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۰ در تهران متاهل و دارای یک فرزند به نام شهداد. بعد میگوید که شهداد طرفدار اوست و بعدا در فرصتی مناسب شروع می کنند به تعریف از آلبوم پسرم  تا پرده از ارتباط عمیق پدر و پسری بردارد .می گوید: این آلبوم را به عشق شهداد خواندم و بلافاصله به این نکته می رسیم که بعد از این اثر عاشقانه برخورد کرد با سه سال سکوت.البته حتی این هم باعث نمی شود که از آن آلبوم به عنوان خاطره ای خوب تعریف نکند. شهروز با آلبوم پسرم و آن آهنگ های ریتمیک و شاد آن آلبوم و آلبوم های قبل از آن رفت و با بی خوابی برگشت به میدانی که در آن حالا خوانندگان از ریتم های معمولی گذشته اند و دائقه مردم را کشانده اند به ریتم های غیر معمول رپ که البته زیرزمینی است. تازه از آن زیر زمینی های معمول و خوب محسن چاووشی و فرزین هم آمده اند که آمدنشان هم زمان شده است با آمدن خواننده بیخواب ما . می گوید از رقابت نمی ترسد و  اضافه می کند: آنها البته رفیق هستند نه رقیب!. خرکس کار خودش را می کند. به هر حال سعید شهروز یکی از بی حاشیه ترین خواننده های ماست که از هیچ امکانی استفاده نکرده و کار غیر مجاز انجام نداده است. صاف و سالم و البته کمی ریتمیک با غزلک مطرح شد و حالا با آلبوم جدیدش همراه شد با بیخوابی بهروز صفاریان.

سعید شهروز

 سالها پیش با آلبوم غزلک به یک چهره مطرح موسیقی پاپ تبدیل شدی. امروز هم با بی خوابی به میدان آمدی.این دو دوره با هم چه تفاوت هایی دارند و چگونه می توانی آنها را با هم مقایسه کنی؟

من پیش از غزلک آلبوم پسرای مشرقی را به بازار دادم. آن زمان باب موسیقی پاپ باز شده بود و تعدادی از دوستان فعالیتشان را شروع کرده بودند که البته انگشت شمار بودند. اما غزلک را که به بازار دادیم با استقبال عجیب و غریبی روبرو شدیم. استقبالی که برای آلبوم های بعدی من اتفاق نیفتاد. فکر می کنم در آلبوم جدیدم مقداری از استایل قبلی ام دور شده ام.

مقداری که نه! کاملا سبکت عوض شده.

می توان اینطوری هم گفت. این اتفاق شاید به اندازه غزلک سر و صدای آنچنانی نکند اما اتفاق بسیار خوبی است.

شما تا قبل از این آلبوم آخر هر سال یک آلبوم را به بازار ارائه می کردید. ولی آلبوم بیخوابی را سه سال بعد از آلبوم قبلی تان منتشر کردید. منتظر اتفاقی بودید؟

بله دقیقا

 اینکه سه سال وقفه ایجاد می شود به دلیل راضی نبودن شماری از مخاطبانتان از یکی دو آلبوم آخر است؟

بگذارید باز هم به اول کار برگردم. پسرای مشرقی یک آلبوم ارزشی بود و می توان از آن موسیقی دفاع کرد. با توجه به آن برهه که ما با شرکت آوای برگ که با حوزه هنری مرتبط بود همکاری می کردیم آلبوم فاخری به بازار عرضه شد.

چه سالی؟

سال ۷۹. من شاید جزو معدود خوانندگانی هستم که در یک سال دو آلبوم به بازار دادم. شهریور ماه ۷۹ آلبوم پسرای مشرقی به بازار آمد و وقتی این آلبوم با کم لطفی در زمینه پخش از صدا و سیما روبرو شد در بهمن ماه همان سال آلبوم غزلک را منتشر کردم. در آن شرایط تنها کاری که می توانستم بکنم این بود که آلبومی تهیه کنم که به روحیه جوان ها نزدیک باشد. با غزلک توانستم خودم را به مخاطبان موسیقی معرفی کنم. در واقع مسیر کاری من به سه دوره تقسیم می شود. یکی با پسرای مشرقی که آن زمان تقریبا همه خوانندگان نسل اول پاپ به همان سبک کار می کردند. با غزلک فصل جدیدی از سبک کاری من ایجاد شد. پس از آن چند آلبوم آماده و منتشر کردم که هرچند اشعار و ملودی هایشان متفاوت بودند اما پایه اش به همان سبک غزلک بود. آلبوم بی خوابی اتفاق سوم دوره کاری من است.

 چرا باید اتفاق سوم شکل بگیرد؟ دو سه آلبوم آخر موفقیت مورد نظرتان را برآورده نکرد؟

آلبوم معبد که آلبوم ششم من بود. آلبوم خوبی نبود. اما آلبوم پسرم دچار اتفاقاتی شد. من به پخش تلویزیونی اطمینان کردم. حداقل برای همان یک آهنگ پسرم که یکی دوبار پخش شد و نمی دانم چرا دیگر پخش نشد. کم کم سبک های جدید موسیقی هم وارد بازار شدند اما در کل می توانم بگویم آلبوم پسرم دچار بد شانسی و بد اقبالی شد.

همه می گویند برای موفق شدن یک خواننده باید آهنگش از تلویزیون پخش شود اما شما بدون پخش حتی یک آهنگ از صدا و سیما موفق و به یک نمونه مثالی در این باره تبدیل شدی.

من تنها خواننده ای هستم که نه کار تلویزیونی داشتم نه کار غیر مجازی داشتم نه کلیپی داشتم که از ماهواره پخش شود نه تیتراژی خواندم و نه این حاشیه ها و حرف و حدیث های بعضی خواننده ها پشت سرم بوده. فکر می کنم حکمتی در این ماجرا هست. خدا را شکر. اگر اتفاقی برایم افتاده فقط به حمایت مردم مربوط بوده است.

 دوره ای که غزلک مطرح شد و پشت سرش کنسرت ها پیش آمدند و سر و صدای زیادی ایجاد شد خیلی ها از این کار تازه پیروی کردند.

غزلک روند جدیدی را ایجاد کرد. پیش از من هم کمابیش آهنگ های شش و هشت اجرا شده بود اما غزلک ریتم جدیدتر و سازبندی متفاوت تری از شش و هشت های معمول را جا انداخت. کاور یک آهنگ ترکی از طرف من در آن زمان هم برای مردم جذاب بود. تنها راه نشان دادنم به مردم فقط همین راه بود.

چه شد که غزلک شنیده شد؟ پخش خوب یا تبلیغات مناسب؟

خود کار غزلک آن اتفاق را به وجود آورد. از غزلک هم هیچ حمایتی نشد. خدا به دل ما نگاه کرد. ما نتوانستیم حقمان را از آن آلبوم فاخر بگیریم و اینجا خدا خودش به ما لطف کرد و کار شنیده شد.

تیراژ نهایی غزلک چقدر بود؟

نزدیک به دومیلیون کاست. این تعداد به جز تکثیر های غیر مجاز فراوان از این آلبوم بود. 

پس از غزلک پنج آلبوم دیگر منتشر کردید تا آلبوم پسرم که روند منفی داشت.

بعد از غزلک آلبوم نقره داغ به بازار آمد که آن اتفاق را تکرار نکرد. نقره داغ یک تیراژ معمولی معقول داشت. آلبوم جون من و جون شما دوباره کمی به من کمک کرد اما برای آلبوم گلابتون تیراژ بالاتر رفت. چون نوع ترانه هایم را تغییر دادم. معبد هم به همان شکل بود. سیر صعودی یا نزولی آنچنانی وجود نداشت.

تا رسیدید به سال های ۸۴ و ۸۵ که نسل اول پاپ تقریبا حذف شدند. از قاسم افشار و محمد عیوضی که خبری نیست. عصار و اصفهانی هم آلبومی نمی دهند...

سال ۸۴ برای خیلی ها سال سرنوشت بود. معلوم بود که ذائقه مردم عوض شده درواقع کسانی موفق بودند که آهنگ های جدید و خوب و متفاوتی بسازند یا اینکه آهنگ را قبل از انتشار روی اینترنت بگذارند.

البته یکی دو نفر داریم که به این شکل کار کرده اند. اما مثلا فریدون هم که آلبوم غریبه را به بازار داد کار خوبی ارائه کرد. غزلک هم در آن سال ها خوب بود. در نتیجه ذائقه مردم همیشه خوب بوده و کار خوب را تشخیص میداده اند.

به هر حال سال ۸۴ و ۸۵ ذائقه مردم عوض شد. نوع موسیقیایی مورد علاقه شان عوض شد.

دیگر شش و هشت کار نمی کرد؟

بله. شش و هشت جذابیت خودش را از دست داده بود. بعد ابتدای سال ۸۵ آلبوم بنیامین آمد که فضای جدیدی ایجاد کرد. بعد آهنگ های ترنس و رپ وارد کار شدند. حالا اینها را بگذارید کنار. زمان انتشار آلبوم بیخوابی. بدون هیچ گونه تبلیغی وارد کار شده ایم آن هم زمانی که مردم موسیقی رپ و زیر زمینی گوش می کنند. مردم هم بیشتر به زیر زمینی ها علاقه نشان میدهند تا کارهای بچه های قدیمی این عرصه. در این موقعیت میباید دو سه سالی سکوت می کردیم و مرحله ریکاوری را پشت سر میگذاشتیم.

مجبور بودید که کنار بکشید؟

من احساس کردم که باید تغییری در کارم ایجاد کنم.

پس احساس کردید که باید کار نویی انجام  دهید.

بله 

این کار برای شما کار نویی است اما شبیه اش را در آلبوم علی لهراسبی شنیده ایم.

نمی توان گفت نوع کارهای آلبوم من در آلبوم دیگری دیده اید.

این آلبوم آلبوم استاندارد و شیکی است اما حسی که ایجاد می کند شبیه همان حس آلبوم لهراسبی است یا شبیه تیتراژ هایی که خود بهروز صفاریان و مهدی یراحی خوانده اند. در نتیجه نمی توانیم بگوییم بیخوابی می تواند شبیه غزلک جریان جدیدی بوجود بیاورد.

این که بگوییم یک آهنگ من هیت شود و بازار را عوض کند شاید اتفاق نیافتد. گفتم اگر قرار است آهنگی این شرایط را ایجاد کند یا باید به صورت غیر مجاز قبل از انتشار آلبوم منتشر شود یا اینکه روی تیتراژی شنیده شود. اما من معتقدم که روند آلبوم مرا هیت می کند. مثل اتفاقی که برای  آلبوم غریبه فریدون افتاد. وقتی آلبوم غریبه منتشر شد پس از یک ماه سر و صدا کرد. کار عالی بود و تیراژ بالا رفت. این آلبوم هم اگر فروخت و پیش رفت آهنگ هایش هیت می شوند.

غریبه پکیجی بود که انواع اهنگ ها را داشت ولی بیخوابی ضمن آنکه از فضای ریتمیک شما دور شده. اغلب آهنگ هایش از یک خانواده اند ولی یک خوشگل عاشق ندارد که به عنوان آهنگ اولش قرار دهی.

شاید در آلبوم غریبه قشنگ ترین آهنگ ها فاصله ها یاکبوتر باشند اما خوشگل عاشق هیت می شود. 

خوب برسیم به این آلبوم. چه شد که  به فکر همکاری با بهروز صفاریان افتادید؟ میدانیم بهروز صفاریان مدام در حال خلق فضاهای نو است. با شادمهر ، بهنام صفاریان ، شاهکار بینش پژوه ، محمد اصفهانی و فریدون آسرایی آلبوم های موفقی تهیه کرده است.

بعد از آلبوم مسافر شادمهر عقیلی قرار بود که با بهروز همکاری داشته باشم . تعدادی از بچه ها ممانعت هایی پیش آوردند که همکاری ما در آن مقطع میسر نشد.

چه کسانی؟

شادمهر در این قضیه دخیل بود. آنها با هم کارشان را شروع کرده بودند و دوست داشتند این سبک متعلق به خودشان باشد. جالب اینکه ایشان دو آهنگ هم برای من ساختند. یکی هجوم که بعد مهرزاد اصفهان پور  آن را اجرا کرد و دیگری فاصله که محمد اصفهانی خواند.

شما این قطعات را هم اجرا کردید؟

نه دیگر.هجوم را به صورت اتود خواندم ولی فاصله را نه . همان زمان خود بهروز هم به من پیشنهاد داد که با توجه به سبک و سیاق کارهایم با بهنام ابطحی کار کنم. من تنها خواننده ای هستم که هفت آلبوم را با یک تنظیم کننده کار کردم. در ایران هیچ کس این شرایط را تجربه نکرده. از لحاظ روحی هم به هم نزدیک بودیم و همیشه با هم کار کردیم. من شخصا از این همکاری راضی بودم.

ولی بهنام ابطحی به تکرار رسید.

همین مساله بود. هم مردم به تغییر علاقمندند و هم شرکتی که که با آن  همکاری می کنیم علاقه داشت که فضای جدیدی را تجربه کنیم.

به خوبی از هم جدا شدید یا با مشکل؟

کاملا به خوبی. حتی بهنام با بهروز صحبت کرد و سفارش ما را به بهروز کرد.

لازم بود؟

به عنوان دوستی و احترام. هر دو قدیمی اند و با هم دراین باره صحبت کردند. اواسط سال ۸۵ بود که با بهروز صحبت کردم. بهروز گفت که این آلبوم به زمان زیادی نیاز دارد. در آن زمان بهروز با آقای مهدی یراحی کار های مشترک انجام میدادند. بهروز سلیقه ایشان را قبول داشت و به من گفت که این کار را به صورت مشترک انجام میدهیم و کار شروع شد.

شما دوست داشتید که با بهروز صفاریان یک کار نو انجام دهید؟

اگر قرار نبود کار نویی انجام شود چرا اصلا باید انجام می شد؟

آخر سبک کاریتان اصلا به هم نمی خورد. بهروز فقط آلبوم دورنگی را برای آن دوره ساخته بود که شبیه کارهای شما بود ولی هیچ وقت به آن سمت بازنگشت.

من برای این آلبوم خودم را به دست بهروز سپردم.

می خواستید به سبک صفاریان کارکنید؟

بله. بر اساس شناختی که از بهروز داشتم به ذوق و علاقه و تکنیکش اطمینان داشتم. بهروز کاملا به روز است و از لحاظ ذوق و تکنیک هم حرف اول را می زند. به همین نسبت با او و آقای یراحی کار را شروع کردیم. جلسه ای برگزار و در باره نوع کار صحبت شد. الان که به آلبوم نگه می کنم میبینم که هنر ویپه ای به خرج داده اند و برنامه ریزی درستی کرده اند تا صدای جدیدی از من بگیرند. به هر ترتیب بهروز توانست استعدادهای نهفته صدای من را پیدا کند. حتی تنظیم آهنگ لری من با کارهای قبلی ام بسیار متفاوت است.

لری هم که باید باشد دیگر!

بله. چون من در تمام آلبوم هایم یک آهنگ لری داشته ام . بچه ها هم به نظر من احترام گذاشتند. 

و جالب است که بهروز صفاریان آهنگ لری تنظیم می کند.

این اولین آهنگی بود که آنها به این سبک کار می کردند. این به هنر بچه ها برمی گردد. 

چرا همیشه باید یک آهنگ لری در آلبوم هایت باشد؟

به دلیل نهاوندی بودن پدر و مادرم . در آلبوم اولم آهنگ لری قرار دادم. وقتی با استقبال روبرو شد در آلبوم های بعدی هم این کار را تکرار کردم. من هم به سلامتی تمام لر زبان های ایران که خیلی هم هستند این کار را ادامه دادم.

آیا اثری هم در فروش بیشتر در استان های لر نشین دارد؟

به احتمال قوی هست دیگر. اگر قطعه ای دلنشین باشد. مردم ایران همه دوستش خواهند داشت. چون لری هم گویشی است که همه مردم معانی اش را متوجه می شوند.

WwW.SaeiD-ShahRouZ.BloGfa.Com

برگردیم به همکاریتان با بهروز صفاریان. می گویند کار با او خیلی سخت است.

 در رابطه با نوع تکنیک های خواندن و ملودی هایی که بهروز دوست داشت به آن شکل کار انجام شود. ابتدای کار  خیلی برایم سخت بود. من از فضای دیگری وارد این داستان شده بودم و خیلی به من فشار می آورد. اما روزی که تصمیم گرفتم این اتفاق  انجام شود به خودم گفتم بگذار بهروز تصمیم بگیرد. بهروز و مهدی یراحی با هم همکاری کردند ولی مدیریت پروژه با بهروز بود. وقتی خواستم این اتفاق بیافتد خودم راسپردم دست بچه ها.

و او هم كه به اين راحتي كار نمي‌كند؟

از نظر بهروز اگر قرار بود اين آلبوم بيرون بيايد، بايد يك سال ديگر روي قطعات كار مي‌كردند، ولي من به دليل دوري از فضاي موسيقي و وقفه سه ساله در انتشار آلبوم، مي‌خواستم زودتر كار را انجام دهيم.

كم‌كم فراموش مي‌شدي.

بله. كم‌كم مردم فراموشت مي‌كنند. به هر صورت با التماس، اين آلبوم را از بچه‌ها گرفتيم تا حضور داشته باشيم. چارچوب كار كه مشخص شد، دلگرم شديم و خيالمان راحت شد.

ظاهرا بهروز خيلي هم برمي‌گردد و مثلا تنظيم بعضي قسمت‌ها را عوض مي‌كند.

چون بهروز صفاريان كاملا به روز است و در موسيقي پاپ هم كه هر روز، كار جديدي ارائه مي‌شود، دوست دارد تغييرات به روزي هم در كار اعمال كند. او با انواع موسيقي‌هاي دنيا آشناست و كارها را دنبال مي‌كند. هر كس كه بخواهد با بهروز كار كند، اين مسائل را مي‌داند. در واقع اين اتفاق در جريان كار ما هم پيش آمد. ما آلبوم را براي عيد 78 بستيم كه بهروز نسبت به دو ترانه ميلي نداشت. با مدير شركت جلسه‌اي گذاشتيم و قرار شد اين دو آهنگ عوض شوند. براي اين دو آهنگ سه و چهار دقيقه‌اي، حدود هفت، هشت ماه انتشار كار به تعويق افتاد.

تعامل‌تان با هم چگونه بود؟ جاهايي بود كه بداخلاقي كند؟

سر خواندن، بعضي وقت‌ها بداخلاقي‌هاي خاص خودش را داشت. اما من چون خودم را دست بهروز و مهدي سپرده بودم، تصميم گرفتم كه اين بداخلاقي‌ها را تحمل كنم. هر اتفاق و سبك جديدي، مشكلات خاص خودش را دارد ولي ما چون نسبت به تازه‌واردها تجربه بيشتري داريم، از اين اتفاقات استقبال مي‌كردم. چون مي‌دانستم كه به نفع كار است.

تقسيم كار بين بهروز صفاريان و مهدي يراحي چگونه بود؟

اين قطعات توسط اين تيم تهيه شد. در نوع تنظيم و ملودي‌ها با در نظر گرفتن سليقه و فكر هم، كار را پيش مي‌بردند.

اما به يك نكته ديگر برمي‌خوريم. بهروز عموما آلبوم‌هاي موفقي را به بازار ارائه كرده، اما آلبوم دوم برادرش بهنام به اسم «شبح» نتوانست اين سير موفقيت‌ها را ادامه دهد. اين مسأله در ميانه كار شما را نگران نكرد؟

من به كار بهروز و نوع كارش اطمينان داشتم. شبح هم نسبت به كارهايي كه به بازار مي‌آيد، يك سر و گردن بالاتر است. در تكنيك حرف اول را مي‌زند. اگر شبح دچار ناملايماتي هم شده به دليل پشت خط ماندن كار است. كاري كه چهار، پنج سال بماند، بيات مي‌شود. از نظر موسيقي، فوق‌العاده بود. بچه‌ها به هر حال مسائل جانبي هم داشتند. البته من در جريان كارها نبودم، اما شما امروز هم شبح را گوش كنيد، متوجه تكنيك‌هاي عالي و كارهاي قشنگ بهروز مي‌شويد.

اين مسأله جاي خودش. اين آلبوم داراي فضاسازي است و دوست دارد فضاهاي تريلر و شبيه آن را تداعي كند. اما گوش ايراني، فضاسازي را نمي‌پذيرد. دوست دارد ريتم يا ملودي بشنود.

من همه اين مسائل را به اين موضوع مرتبط مي‌دانم كه آلبوم سر زمان واقعي‌اش به بازار نيامد. حتي نسبت به موسيقي‌هاي آن سوي آب‌ها هم سرتر و بهتر است.

خب برگرديم سراغ آلبوم خودتان. چرا تا امروز به اين سبك كار نكرده بوديد. فضاهاي اينچنيني خيلي به صدايتان مي خورد. شما مي‌توانستيد در دوران اوج اين سبك آهنگ‌ها، وارد بازار شويد و بيشتر خودتان را نشان دهيد.

وقتي خواننده غرق يك سبك مي‌شود و كماكان مخاطباني هم دارد، برايش تغيير سبك، خيلي سخت مي‌شود. درست است كه من به كار بچه‌ها اطمينان داشتم اما تغيير سبك، دل و جرأت خاصي مي‌طلبد. شايد اين داستان در وجود من بوده و من اطلاعي از آن نداشتم اما هنر صفاريان، اين بود كه اين فضاها را بيابد.

گفتم فضاي آلبوم، فضاي شيك و استانداردي است، اما به نظرم، زمان انتشار آلبوم، زمان مناسبي نيست. همزمان با شما آلبوم فرزاد فرزين منتشر شد. جديدا هم كه آلبوم محسن چاووشي منتشر شده كه طرفداران فراوان خودش را دارد. تعدادي از زيرزميني‌ها هم آمده‌اند. به زودي هم آلبوم بنيامين مي‌آيد. شما كه اينقدر براي اين آلبوم زحمت كشيده‌ايد و مي‌دانم كه هزينه هم كرده‌ايد، بهتر نبود زمان مناسب‌تري را براي انتشار آلبوم در نظر مي‌گرفتيد؟

من از اين موضوع نگران نبودم چون از رقابت نمي‌ترسم. در اين كار نبايد حسادت جايي داشته باشد. اين هنر نيست كه من تنها به بازار بيايم و كارم موفق شود.

بحث جا افتادن آلبوم است.

 به هر صورت اين آلبوم هشتم من است و اگر كار، خوب باشد جايگاه خودش را پيدا مي‌كند. اما نگراني درباره كار من اين است كه رستم و يك دست اسلحه من بدون تبليغات وارد كار شده‌ا.. دوستان ديگر با تيتراژهايي كه خوانده‌اند يا حاشيه‌هايي كه داشته‌اند و كليپ‌هايشان وارد كار شده‌اند. فرزاد فرزين هم فيلم داشته و هم تيتراژ. سنتوري براي آقاي چاووشي خيلي خوب بود. خيلي خوشحالم براي اين دوستان كه توانسته‌اند اين موفقيت‌ها را كسب كنند.

نكته اساسي همين جاست. شما چند سالي نبوده‌ايد، هيچ حاشيه‌اي هم نداشته‌ايد ولي آلبومتان همزمان با آلبوم‌هاي كساني وارد بازار شده كه تبليغات رسانه‌اي خوبي حول و حوش‌شان ايجاد شده.

به هر حال اين يك رقابت سالم و خوبي است. هر كسي، جايگاه خاص خودش را دارد و مخاطب هم صدايي را دنبال مي‌كند كه دوستش دارد اگر كار خوب باشد راه خودش را پيدا مي‌كند.

يك نكته ديگر كه از تغيير سبك شما به چشم مي‌خورد، تغيير در نوع اشعاري است كه خوانده‌ايد.

شما بيشتر آهنگ‌هاي شاد مي‌خوانديد و طبيعتا اين آهنگ‌ها اشعار شاد هم مي‌طلبد. اما در آلبوم جديد تقريبا همه قطعات از فراق و بي‌وفايي و از دست دادن محبوب مي‌گويند. مثلا آهنگ «عاشق هم بوديم» و «منو باور كنن كه از عشق گذشته مي‌گويند.

بايد از روزبه بماني تشكر قلبي ويژه‌اي داشته باشم. روزبه سعي كرد در اين شرايط پنج تا از بهترين ترانه‌هايش را در اختيارمان بگذارد. من و روزبه از دوستان قديمي بوديم اما كاري با هم داشتيم. اما بهروز و روزبه در اين شعرها حل شده بودند. بهروز هم مي‌دانست كه بايد براي اين ملودي‌ها و تنظيم‌ها از اين نوع اشعار استفاده كنيم. براي يك تغيير اساسي در كار من، لازم است كه كلامم هم عوض شود. بهروز صفاريان و مهدي يراحي هم خيلي در اين زمينه كمك كردند.

شما نظري درباره ترانه‌ها نداشتيد.

من كلا درباره ترانه‌ها و مسائل ديگر پافشاري نمي‌كردم. نظرم را مي‌دادم اما مطابق ايده بچه‌ها كار مي‌كرديم. 

دوست نداشتيم كه كلام، بيشتر عاشقانه باشد تا از فراق بگويد.

احساس مي‌كنم اين اتفاقات امروز بيشتر شده و اين ماجراها واقعي‌اند. عاشقانه‌هاي آنچناني را در زمان خودش هم به صورت شاد و هم به صورت آرام خواندم ولي امروز، مي‌بينم كه كلام اينچنيني با واكنش مثبت مردم روبرو مي‌شود.

در اسم آلبوم‌ها هم مشخص است. «غزلك» كه اسمش هم شاد است و «بي‌خوابي» كه نگران است.

بعضي‌ها از من مي‌پرسيدند چرا اسم اين آلبوم را «بي‌خوابي» گذاشتي. ما كه آهنگي به اسم «بي‌خوابي» نداشتيم. اين آهنگ‌ها به دل كساني مي‌نشيند كه بي‌خوابي كشيده‌اند و ضمن اينكه مزه «بي‌خوابي» را با اين آلبوم واقعا چشيديم.

هر كدام از اين آهنگ‌ها اگر در قالب يك تيتراژ تلويزيوني منتشر مي‌شدند، براي موفقيت آلبوم كافي بودند. هنوز هم معتقدم كه بايد اين ترانه‌ها به عنوان ترانه تيتراژ استفاده شود تا بگيرد.

اگر اين اتفاق مي‌افتاد و حتي يك دقيقه از آن روي تيتراژ برنامه خاصي قرار مي‌گرفت، مطمئن باشيد كه آهنگ‌ها خيلي زودتر هيت مي‌شدند. يكي از بدشانسي‌هاي من در اين زمينه اين بود كه تهيه‌كننده سريال «نرگس» با من صحبت كرد. جلساتي داشتيم. درباره فيلمنامه كار صحبت كرديم. با ترانه‌سرا نشستيم. آهنگ را ساختيم، ترانه را خوانديم و ضبط كرديم. اتودش را به شبكه داديم و مورد قبول شبكه هم واقع شد اما كار پخش نشد.

چرا پخش نشد؟

به هر صورت كساني هستند كه دوست ندارند فلاني بخواند. مبادا اين خواننده بخواند؟

چرا اين مبادا مثلا براي ديگران اتفاق نمي‌افتد؛ ضمن اينكه شما خواننده سالم و بسيار بي حاشيه‌اي بوديد. چرا اين مشكلات براي شما به وجود مي‌آيد؟

از روز اول كه وارد اين عرصه شدم، آمدم كه كار كنم. قضيه جوري نيست كه بخواهي حاشيه‌اي داشته باشي. قضيه اين است كه بخواني و بتواني با مردم ارتباط برقرار كني. اگر خواننده‌اي وارد حاشيه شود، حتي اگر نخواهد، خود به خود از آن حسي كه بايد بخواند، دور مي‌شود. در حاشيه افتادن يعني خداحافظ احساس.

وقتي هنرمندي كار نمي‌كند، حاشيه‌ها، زنده‌اش نگه مي‌دارند. بازيگري كه ممنوع‌الكار مي‌شود، حتي در آن زمان هم هميشه هست. ولي شما هيچ وقت وارد اين فاز نشدي. دوست داشتيد چراغ خاموش حركت كنيد. خيلي‌ها مي‌گفتند سعيد شهروز در اين مدت كجا بود. اين مسأله روي فروش آلبومت تأثير نمي‌گذارد؟

خيلي تأثير مي‌گذارد. به هر صورت ما اينگونه عمل كرديم.

حتي كليپي هم نساختيد؟

من مي‌خواهم بدانم در چه شرايطي دارم كار مي‌كنم. من هميشه بايد با زماني كه در آن كار مي‌كنم و شرايط جايگاهي كه در كشورم دارم، هماهنگ باشم. فكر نكردم اگر كليپ ندهم، عقب مي‌افتم. به جايگاهم فكر كردم و اينكه آن را به اين راحتي از دست ندهم. دوست نداشتم كه رعد و برق باشم يا توفاني كه فوري مي‌نشيند.

 

 ماهنامه رویش

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در شنبه 11 آبان1387 ساعت 12:11 | لینک ثابت |

 

1. جويدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.
2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غير قانوني است و افراد بالاي 15 براي تقلب به
زندان فرستاده مي شوند.
4. مشاهده فيلم هاي کاراته اي تا سال 79 در عراق ممنوع بود.
5. در ايسلند زماني داشتن سگ خانگي ممنوع بود.
6. در آريزوناي آمريکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.
7. در تايلند همه سينما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملي قبل از شروع فيلم قيام
 کنند.
8. در دانمارک روشن کردن ماشين قبل از چک مردن اينکه بچه اي زير آن خوابيده
است يا نه، ممنوع است.
9. در تايلند انداختن آدامس جويده شده تان 500 دلار جريمه دارد و قبل از خارج شدن

 ازخانه حتما بايد لباس زير پوشيده باشيد.
10. در سال 1888 در بريتانيا قانوني تصويب شده که دوچرخه سواران را موظف
مي کرد تا زمان رد شدن ماشين از کنارشان، زنگ دوچرخه هايشان را بطور پيوسته به
 صدا درآورند.
11. در قرن 16 و 17 ميلادي نوشيدن قهوه در ترکيه ممنوع بود و اگر کسي در حين
خوردن قهوه دستگير مي شدن، به اعدام محکوم مي شد.
12. در فنلاند زماني پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشيدن شخصيت
اصليت سريال ممنوع بود.
13. تا سال 1984، بلژيکي ها مجبور بودند نام فرزندشان را از يک ليست 1500 نفري
در روزهاي ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.
14. در برمه دسترسي به اينترنت غير قانوني است. اگر فردي با اتهام داشتن مودم
دستگير شود، به زندان محکوم مي شود.
15. اتريش اولين کشوري بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.
16. صد ها سال پيش هر فردي که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام
 مي شد.
17. در طول جنگ جهاني اول هر سربازي که به همجنس بازي متهم مي شد، اعدام
 مي شد.
18. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشيدن جوراب سفيد براي زنان به علت
تحريک آميز بودن آن براي مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پليس دستور داشتند
پنجره خانه ها را با رنگ سياه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها ديده نشوند.
19. در 24 ايالت آمريکا صغف حنسي عامل اصلي طلاق است.
20. در ايالت ميسوري بخش سنت لوئيس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب،
براي ماموران آتش نشاني ممنوع است.
21. در انگلستان، سر لاشه هر نهنگي که پيدا شود متعلق به پادشاه اشت و دم آن
 متعلق به ملکه.
22. در فرانسه صدا زدن خوک با نام ناپلئون ممنوع است.
23. در ويکتورياي استراليا پوشيدن شلوارک هاي صورتي تحريک آميز در غروب هاي
شنبه ممنوع است.
24. در ويکتورياي استراليا، تنها متخصصان برق اجازه تعويض لامپ برق را دارند.
25. در انگلستان چسباندن برعکس تمبر حاوي عکس ملکه، نشانگر خيانت و پيمان شکني با سلطنت است.
26. در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبي همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعي را دارند.
27. در واشنگتون، وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.
28. در منطقه کنورسويل ويسکانسين آمريکا، مردان در هنگام اوج لذت شهواني (ارگاسم) همسرانشان حق تيراندازي ندارند.
29. در اوهايو آمريکا, ماهيگيري در زمان مستي ممنوع است.
30. در اندونزي مجازات استمنا, مرگ است.

31. در بخش اروکاي ايالت نوادا، بوسيدن زنان توسط مردان سبيلو ممنوع است.
32. در ميامي آمريکا، تقليد کردن رفتار جانواران ممنوع است.
33. در لواي آمريکا، بوسيدن بيش از 5 دقيقه مجاز نيست.
34. زماني در کشور سوئيس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب مي آمد.
35. در روآتاي ايتاليا، عبور افراد غير مسيحي از 20 متري کليسا ممنوع است. اما عبور بزرگراهي از فاصله 15 متري کليساي آن منطقه موجب دردسر پليس شده بود، زيرا امکان توقف حودرو ها در آن منطقه بزرگران براي چک کردن مسيحي بودن يا نبودن شان وجود نداشت.

36. در سوئيس داشتن يک پناهگاه براي شهروند الزامي است.
37. در بحرين پزشکان حق ندارند در هننگام معاينه به آلت تناسلي زنان مستقيم نگاه کنند، اما اجازه دارند تصوير آنرا در اينه ببينند.
38. در لينوئيس آمريکا دادن سيگار روشن به حيوانات ممنوع است.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در شنبه 11 آبان1387 ساعت 12:3 | لینک ثابت |

Life

I love the gift of life,
dear God,
with all its
beauty everywhere:
Blue skies,
white fluffy clouds,
green trees,
open meadows,
beautiful flowers,
all creatures
great and small,
rocky mountains,
the restless timeless sea—
But most of all
I love dear friends,
and if you will,
please give to me
a greater love for you—
my dearest friend of all.

 

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در شنبه 11 آبان1387 ساعت 11:56 | لینک ثابت |

اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟


توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي
مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي
جز خودکشي نيست .

توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن .

توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن
اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق
مال اون ميشه .

توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي
و مدتي مال دومي باشه .

توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت
اونکه زنده مونده با خيال راحت به
مقصودش مي رسه .

توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به
فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و
اين ماجرا دائما تکرار ميشه .

توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه
پايين و غائله ختم ميشه .

توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن .

توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از
دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک
بي شوهر مي مونه .
توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه .

توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست
خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد
خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به
در کنه يا افسردگي مي گيره .

 

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 8 آبان1387 ساعت 9:45 | لینک ثابت |

600 . اگر سيستم در حال شماره گيري باشد و دوباره شماره گيري نماييد اين خطا نمايش داده مي شود .

601 . راه انداز Port بي اعتبار مي باشد .

602 . Port هم اكنون باز مي باشد براي بسته شدن آن بايد كامپيوتر را مجددا راه اندازي نمود .

603 . بافر شماره گيري بيش از حد كوچك است .

604 . اطلاعات نادرستي مشخص شده است .

605 . نمي تواند اطلاعات Port را تعيين كند .

606 . Port شناسايي نمي شود .

607 . ثبت وقايع مربوط به مودم بي اعتبار مي باشد .

608 . راه انداز مودم نصب نشده است .

609 . نوع راه انداز مودم شناسايي نشده است .

610 . بافر ندارد .

611 . اطلاعات مسير يابي غير قابل دسترس مي باشد .

612 . مسير درست را نمي تواند پيدا نمايد .

613 . فشرده سازي بي اعتباري انتخاب شده است .

614 . سرريزي بافر .

615 . Port پيدا نشده است .

616 . يك درخواست ناهمزمان در جريان مي باشد .

617 .Port يا دستگاه هم اكنون قطع مي باشد .

618 . Port باز نمي شود. (وقتي رخ مي دهد كه يك برنامه از Port استفاده كند).

619 . Port قطع مي باشد (وقتي رخ مي دهد كه يك برنامه از Port استفاده كند).

620 . هيچ نقطه پاياني وجود ندارد .

621 . نمي تواند فايل دفتر راهنماي تلفن را باز نمايد .

622 . فايل دفتر تلفن را نمي تواند بارگذاري نمايد .

623 . نمي تواند ورودي دفتر راهنماي تلفن را بيابد .

624 . نمي توان روي فايل دفتر راهنماي تلفن نوشت .

625 . اطلاعات بي اساسي در دفتر راهنماي تلفن مشاهده مي شود .

626 . رشته را نمي تواند بارگذاري كند .

627 . كليد را نمي تواند بيابد .

628 . Port قطع شد .

629 . Port بوسيله دستگاه راه دور قطع مي شود. (درست نبودن راه انداز مودم با برنامه ارتباطي).

630 . Port به دليل از كارافتادگي سخت افزار قطع مي شود .

631 . Port توسط كاربر قطع شد .

632 . اندازه ساختار داده اشتباه مي باشد .

633 . Port هم اكنون مورد استفاده مي باشد و براي Remote Access Dial-up پيكر بندي نشده است (راه انداز درستي بر روي مودم شناخته نشده است).

634 . نمي تواند كامپيوتر شما را روي شبكه راه دور ثبت نمايد .

635 . خطا مشخص نشده است .

636 . دستگاه اشتباهي به Port بسته شده است .

637 . رشته (string) نمي تواند تغيير يابد .

638 . زمان درخواست به پايان رسيده است .

639 . شبكه ناهمزمان قابل دسترس نيست .

640 . خطاي NetBIOS رخ داده است .

641 . سرور نمي تواند منابع NetBIOS مورد نياز براي پشتيباني سرويس گيرنده را بدهد .

642 . يكي از اسامي NetBIOS شما هم اكنون روي شبكه راه دور ثبت مي گردد ، (دو كامپيوتر مي خواهند با يك اسم وارد شوند).

643 .Dial-up adaptor در قسمت network ويندوز وجود ندارد .

644 . شما popus پيغام شبكه را دريافت نخواهيد كرد .

645 . Authentication داخلي اشكال پيدا كرده است.

646 . حساب در اين موقع روز امكان log on وجود ندارد .

647 . حساب قطع مي باشد .

648 . اعتبار password تمام شده است .

649 . حساب اجازه Remote Access را (دستيابي راه دور) را ندارد . (به نام و كلمه عبور اجازه dial-up داده نشده است).

650 . سرور Remote Access (دستيابي راه دور) پاسخ نمي دهد .

651 . مودم شما (يا ساير دستگاههاي اتصال دهنده) خطايي را گزارش كرده است . (خطا از طرف مودم بوده است).

652 . پاسخ نا مشخصي از دستگاه دريافت مي گردد .

653 . Macro (دستورالعمل كلان). ماكرو خواسته شده توسط راه انداز در ليست فايل .INF موجود نمي باشد .

654 . يك فرمان يا يك پاسخ در قسمت .INF دستگاه به يك ماكرو نامشخص اشاره مي نمايد .

655 . دستور العمل (پيغام) در قسمت فايل .INF دستگاه مشاهده نمي شود .

656 . دستورالعمل (ماكرو) (default off) در فايل .INF دستگاه شامل يك دستور العمل نامشخص مي باشد .

657 . فايل .INF دستگاه نمي تواند باز شود .

658 . اسم دستگاه در فايل .INF دستگاه يا در فايل .INI رسانه بيش از حد طولاني مي باشد .

659 . فايل .INI رسانه به نام ناشناخته يك دستگاه اشاره مي نمايد .

660 . فايل .INI رسانه براي اين فرمان پاسخي را ندارد .

661 . فايل .INF دستگاه فرمان را از دست داده است .

662 . تلاش براي قرار دادن يك ماكرو ليست نشده در قسمت فايل .INF صورت نگرفته است.

663 . فايل .INI رسانه به نوع ناشناخته يك دستگاه اشاره مي نمايد .

664 . نمي تواند به حافظه اختصاص دهد .

665 . Port براي Remote Access (دستيابي راه دور) پيكر بندي نشده است.

666 . مودم شما (ياساير دستگاههاي اتصال دهنده) در حال حاضر كار نمي كنند .

667 . فايل .INI رسانه را نمي تواند بخواند .

668 . اتصال از بين رفته است .

669 . پارامتر به كار برده شده در فايل .INI رسانه بي اعتبار مي باشد .

670 . نمي تواند نام بخش را از روي فايل .INI رسانه بخواند .

671 . نمي تواند نوع دستگاه را از روي فايل .INI رسانه بخواند .

672 . نمي تواند نام دستگاه را از روي فايل .INI رسانه بخواند .

673 . نمي تواند كاربر را از روي فايل .INI رسانه بخواند .

674 . نمي تواند بيشترين حد اتصال BPS را از روي فايل .INI رسانه بخواند .

675 . نمي تواند بيشترين حد BPS حامل را از روي فايل .INI رسانه بخواند .

676 . خط اشغال مي باشد .

677 . شخص به جاي مودم پاسخ مي دهد .

678 . پاسخي وجود ندارد .

679 . نمي تواند عامل را پيدا نمايد .

680 . خط تلفن وصل نيست .

681 . يك خطاي كلي توسط دستگاه گزارش مي شود .

682 . Writing section name دچار مشكل مي باشد .

683 . Writing device type با مشكل روبرو شده است .

684writing device name .684 با مشكل روبرو مي باشد .

685 . Writing maxconnectbps مشكل دارد .

686 . Writing maxcarrierBPS دچار مشكل مي باشد .

687 . Writing usage با مشكل مواجه است .

688 . Writing default off دچار مشكل مي باشد .

689 . Reading default off با مشكل مواجه است .

690 . فايل INI خالي ست .

691 . دسترسي صورت نمي پذيرد زيرا نام و كلمه عبور روي دامين بي اعتبار مي باشد .

692 . سخت افزار در درگاه يا دستگاه متصل شده از كار افتاده است .

693 . Binary macro با مشكل مواجه مي باشد .

694 . خطاي DCB يافت نشد .

695 . ماشين هاي گفتگو آماده نيستند .

696 . راه اندازي ماشين هاي گفتگو با مشكل روبرو مي باشد .

697 . Partial response looping با مشكل روبرو مي باشد .

698 . پاسخ نام كليدي در فايل INF . دستگاه ، در فرمت مورد نظر نمي باشد .

699 . پاسخ دستگاه باعث سر ريزي بافر شده است .

700 . فرمان متصل به فايل INF . دستگاه بيش از حد طولاني مي باشد .

701 . دستگاه به يك ميزان BPS پشتيباني نشده توسط گرداننده com تغيير مي يابد .

702 . پاسخ دستگاه دريافت مي گردد زماني كه هيچكس انتظار ندارد .

703 . در فعاليت كنوني مشكلي ايجاد شده است .

704 . شماره اشتباه callback .

705 . مشكل invalid auth state .

706 . Invalid auth state دچار مشكل مي باشد .

707 . علامت خطاياب . x. 25

708 . اعتبار حساب تمام شده است .

709 . تغيير پسورد روي دامين با مشكل روبرو مي باشد .

710 . در زمان ارتباط با مودم شما خطاهاي سري يش از حد اشباع شده مشاهده مي گردد .

711 . Rasman initialization صورت نمي گيرد گزارش عملكرد را چك كنيد .

712 . درگاه Biplex در حال اجرا مي باشد . چند ثانيه منتظر شويد و مجددا شماره بگيريد .

713 . مسيرهاي ISDN فعال در خط اصلي قطع مي باشد .

714 . كانال هاي ISDN كافي براي ايجاد تماس تلفني در دسترس نمي باشند .

715 . به دليل كيفيت ضعيف خط تلفن خطاهاي فراواني رخ مي دهد .

716 . پيكر بندي remote access IP غير قابل استفاده مي باشد .

717 . آدرسهاي IP در static pool remote access IP وجود ندارد .

718 . مهلت بر قراري تماس PPP پايان پذيرفته است .

719 . PPP توسط دستگاه راه دور پايان مي يابد .

720 . پروتكل هاي كنترلppp پيكر بندي نشده اند .

721 . همتاي PPP پاسخ نمي دهد .

722 . بسته PPPبي اعتبار مي باشد .

723 . شماره تلفن از جمله پيشوند و پسوند بيش از حد طولا ني مي باشد .

724 . پروتكل IPXنمي تواند بر روي درگاه dial –out نمايد زيرا كامپيوتر يك مسير گردان IPX مي باشد .

725 . IPX نمي تواند روي port (درگاه) dial – in شود زيرا مسير گردان IPX نصب نشده است .

726 . پروتكل IPX نمي تواند براي dial – out ، روي بيش از يك درگاه در يك زمان استفاده شود .

727 . نمي توان به فايل TCPCFG . DLL دست يافت .

728 . نمي تواند آداپتور IP متصل به remote access را پيدا كند .

729 . SLIP استفاده نمي شود مگر اينكه پروتكل IP نصب شود .

730 . ثبت كامپيوتر كامل نمي باشد .

731 . پروتكل پيكر بندي نمي شود .

732 . توافق بين PPP صورت نگرفته است .

733 . پروتكل كنترل PPP براي پروتكل اين شبكه ، در سرور موجود نمي باشد .

734 . پروتكل كنترل لينك PPP خاتمه يافته است .

735 . آدرس مورد نياز توسط سرور رد مي شود .

736 . كامپيوتر راه دور پروتكل كنترل را متوقف مي نمايد .

737 . نقطه برگشت (LOOPBACK DETECTED) شناسايي شد .

738 . سرور آدرس را مشخص نمي كند .

739 . سرور راه دور نمي تواند از پسورد ENCRYPTED ويندوز NT استفاده نمايد.

740 . دستگاه هاي TAPI كه براي remote access پيكر بندي مي گردند به طور صحيح نصب و آماده نشده اند .

741 . كامپيوتر محلي از encryption پشتيباني نمي نمايد .

742 . سرور راه دور از encryption پشتيباني نمي نمايد .

743 . سرور راه دور به encryption نياز دارد .

744 . نمي تواند شماره شبكه IPX را استفاده نمايد كه توسط سرور راه دور در نظر گرفته شده است گزارش وقايع را باز بيني نماييد .

745 . يك فايل مهم و ضروري آسيب ديده است . Dial – up networking را مجددا نصب نماييد .

751 . شماره callback شامل يك كاراكتر بي اعتبار مي باشد . كاراكترهاي زير فقط مجاز دانسته مي شوند : Space, T, P, W, (,), - , @. 0تا9 .

752 . در زمان پر دازش script يك خطاي نحوي صورت مي گيرد .

753 . اتصال نمي تواند قطع شود زيرا توسط مسير گردان چند پروتكلي ايجاد شده است .

754 . سيستم قادر به يافتن bundle چند انصالي نمي باشد .

755 . سيستم قادر به اجراي شماره گيري خودكار نمي باشد زيرا اين ورودي يك شماره گير عادي را دارد .

756 . اين اتصال هم اكنون در شماره گيري مي باشد .

757 . خدمات دستيابي راه دور خود به خود آغاز نمي شوند اطلا عات بيشتري در گزارش وقايع در اختيار شما قرار مي گيرد .

758 . اشتراك اتصال اينترنت هم اكنون روي اين اتصال ميسر مي گردد .

760 . در زمان فراهم آوري امكانات مسير يابي ، اين خطا رخ مي دهد .

761 . در زمان فراهم شدن اشتراك اتصال اينترنت براي اين اتصال اين خطا ايجاد مي گردد.

763 . اشتراك اتصال اينترنت فعال نمي باشد . دو اتصال LAN و يا بيشتر به علاوه اتصالي كه با اين LANها مشترك شده است وجود دارد .

764 . دستگاه كارت خوان smartcard نصب نيست .

765 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي باشد . اتصال LAN با آدرس IP در حال حاضر پيكر بندي مي شود كه براي آدرس گذاري اتوماتيك IP مورد نياز مي باشد .

766 . سيستم نمي تواند هيچ گواهي اي را بيابد .

767 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي گردد اتصال LAN بر روي شبكه شخصي انتخاب مي گردد كه بيش از يك آدرس IP را پيكر بندي كرده است . اتصال LAN را با يك آدرسIP مجزا ، مجددا پيكر بندي نماييد قبل از اينكه اشتراك اتصال اينترنت صورت گيرد .

768 . به دليل رمز دار نكردن داده ها اتصال صورت نمي پذيرد .

769 . مقصد مشخصي قابل دست يابي نمي باشد .

770 . دستگاه راه دور تلا ش براي ايجاد اتصال را نمي پذيرد .

771 . اقدامات اتصال صورت نمي گيرد زيرا شبكه اشغال مي باشد .

772 . سخت افزار شبكه كامپيوتر راه دور با نوع تلفن مورد نياز سازگاري ندارد .

773 . امكان ايجاد اتصال موثر نمي باشد زيرا شماره مقصد تغيير كرده است .

774 . به دليل از كار افتارگي موقت ، اتصال صورت نمي گيرد .

775 . مكالمه تلفني توسط كامپيوتر راه دور متوقف شد .

776 .مكالمه تلفني نمي تواند وصل گردد زيرا مقصد خواسته است كه ويژگي را حفظ نمايد .

777 . اتصال صورت نمي گيرد زيرا مودم (يا ساير وسايل ارتباط دهنده) روي كامپيوتر راه دور دچار مشكل مي باشند .

778 . تاييد هويت سرور غير ممكن مي باشد .

779 . براي بر قراري dial – out اين اتصال بايد از smartcard استفاده نماييد .

780 . عمل انجام شده براي اين اتصال بي اعتبار مي باشد .

781 . تلاش براي رمز گذاري (encryption) صورت نمي گيرد زيرا گواهي معتبري يافت نمي گردد .

782 . ترجمه آدرس شبكه (NAT) در حال حاضر به عنوان يك پروتكل مسير يابي نصب مي گردد و بايد قبل از اينكه اشتراك اتصال اينترنت فراهم گردد حذف شود .

783 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي باشد . اتصال LAN كه به عنوان شبكه شخصي انتخاب مي گردد يا فراهم نمي شود و يا از شبكه قطع مي باشد . لطفا قبل از فراهم شدن اشتراك اتصال اينترنت از اتصال آداپتور LAN مطمئن شويد .

784 . در حالي كه اين اتصال را در زمان log on استفاده مي كنيد شما نمي توانيد شماره بگيريد زيرا اين اتصال براي استفاده از نام كاربري پيكر بندي شده است كه متفاوت از نام كاربر روي smartcard مي باشد . چنانچه بخواهيد آنرا در زمان log on استفاده نماييد بايد براي استفاده از (username) روي كارت smart آنرا پيكربندي كنيد .

785 . در صورت استفاده از اين اتصال در زمان log on شما نمي توانيد شماره گيري نماييد زيرا براي استفاده از يك smartcard پيكر بندي نشده است . چنانچه بخواهيد آنرا در زمان log on به كار ببريد بايد امكانات اين اتصال را تصحيح و آماده نماييد به طوري كه smartcard استفاده نمايد .

786 . مبادرت به اتصال L2TP صورت نمي پذيرد زيرا هيچ گواهينامه معتبري براي تصديق (authentication) امنيت روي كامپيوتر شما وجود ندارد .

787 . اتصال L2TP غير ممكن است زيرا لايه امنيتي نمي تواند كامپيوتر راه دور را authentication نمايد .

788 . تلاش براي ايجاد اتصال L2TP بي نتيجه مي باشد زيرا لايه امنيتي نمي تواند پارامترهاي سازگار با كامپيوتر راه دور را فراهم نمايد .

789 . تلاش براي اتصال L2TP فراهم نمي گردد زيرا لايه امنيتي با يك خطاي پردازشي در طول سازگاري با كامپيوتر راه دور مواجه است .

790 . تلاش براي اتصال L2TP صورت نمي گيرد زيرا تاييد گواهينامه بر روي كامپيوتر راه دور ميسر نمي باشد .

791 . اتصال L2TP ميسر نمي باشد زيرا خط مشي امنيتي (security policy) براي اتصال يافت نمي شود .

792 . اتصال L2TP صورت نمي گيرد زيرا زمان توافق امنيتي به پايان رسيده است .

793 . اتصال L2TP ميسر نمي گردد زيرا اين خطا رخ مي دهد در حالي كه در مورد امنيت به توافق مي رسند .

794 . ويژگي RADIUS ا ين كاربر PPP نمي باشد .

795 . ويژگي RADIUS نوع تونلي براي اين كاربر ، نادرست مي باشد .

796 . ويژگي RADIUS نوع خدمات براي اين كار نه قالب بندي مي شود و نه callback قالب بندي مي شود .

797 . مودم پيدا نشد .

798 . گواهينامه اي شناسايي نمي شود كه بتواند پروتكل قابل ارائه استفاده شود .

799 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي گردد زيرا دو IP شبيه به هم در شبكه وجود دارد . IC ها به ميزباني نيازمند مي باشند كه براي استفاده از 192 ، 168 ، 0 ، 1 پيكر بندي شده است . مطمئن شويد كه هيچ سرويس گيرنده ديگري براي استفاده از 192 ، 168 ، 0 ، 1 پيكر بندي نشده است .

800 . قادر به ايجاد اتصال VPN نمي باشد . سرويس دهنده VPN در دسترس نمي باشد و يا ممكن است پارامترهاي امنيتي براي اتصال به درستي پيكربندي نشده باشند .

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 5 آبان1387 ساعت 11:26 | لینک ثابت |
 

روايت لس آنجلس تايمز از توزيع فيلم "مجموعه دروغ‌ها"ي ريدلي اسكات در پياده روهاي تهران
روايت لس آنجلس تايمز از توزيع فيلم "مجموعه دروغ‌ها"ي ريدلي اسكات در پياده روهاي تهران


 حضور گلشيفته فراهاني در فيلم جديد رايدلي اسكات همچنان خبر ساز است . از يك سو برخي منابع خبري ، در اخباري از موقعيت مناسب گل شيفته فراهاني دريك فهرست صدنفره محبوبترين چهره هاي سينمايي هاليوود خبر داده اند . .از سويي ديگر ،انتشار سي دي غير قانوني اين فيلم همچنان خبر ساز است.به گفته فروشندگان غير مجاز فيلمهاي سينمايي روزانه حدود 100 نسخه از اين فيلم به فروش مي رسد. اين فيلمها اغلب كيفيت پاييني دارند. از سوي ديگر برخي منابع خبري ديگري گزارش روزنامه لس آنجلس تايمز از توزيع سي دي فيلم مجموعه دروغها در پياده روهاي تهران را منتشر كرده اند،اين روزنامه گزارش داده است كه علاقه ايرانيان به اين فيلم به اين خاطر است كه گلشيفته فراهاني بازيگر جوان ايراني دراين فيلم بازي كرده است .به نوشته لس آنجلس تايمز، فروشنده هاي اين فيلم درتهران مخاطبان خودرا بااين جمله كه " بياييد گلشيفته فراهاني و دي كاپريو را ببينيد" به خريدن اين فيلم تشويق مي كنند.
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 5 آبان1387 ساعت 11:17 | لینک ثابت |
 
     
خواننده :   سعید شهروز
...
     
آهنگساز :   بهروز صفاریان،مهدی یراحی، روزبه بمانی
...
ترانه سرا :   افشین سیاهپوش،زهرا امیر تیموری
...
     
انتشارات :   هم آواز آهنگ
...
     
     
حواشي :   سعید شهروز با دو کاست بسیار موفق پسرای مشرقی و غزلک خودش رو در عرصه ی موسیقی پاپ ایران مطرح کرد، قطعه ی طعنه از آلبوم غزلک به شدت مورد توجه علاقه مندان موزیک قرار گرفت و بی شک یکی از ماندگارترین ترانه های موزیک پاپ ایران بعد از انقلاب است. وي از كودكي علاقه بسيار زيادي به هنر موسيقي و خواندن داشت و کار خود را با وجود مخالفت پدرش ادامه داد. او با وجود نداشتن تحصیلات آکادمیک و رسمی در زمینه ی موسیقی، فعالیت رسمی و حرفه ای خود را از سال ٧٦ آغاز کرد که کارهایش تا کنون مورد استقبال هواداران و منتقدین قرار گرفته. آلبوم " بی خوابی " جدیدترین کار شهروز ١٠ قطعه داره که آهنگ "تو هم بسوزی" قطعه ای لریست از کارهای غلامرضا سبزعلی و آخرین قطعه ی آلبوم هم با نام "کوچه های خاطره" مروریست بر ترانه های پر طرفدار سعید شهروز. آهنگسازی و تنظیم قطعات این آلبوم هم به عهده ی "مهدی یراحی" و "بهروز صفاریان" بوده. روزبه بمانی با ٥ ترانه حضور پررنگی در این آلبوم دارد و افشین سیاه پوش و زهرا امیر تیموری نیز سایر ترانه ها را سروده اند.
...
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 5 آبان1387 ساعت 11:11 | لینک ثابت |

دوستانی دارم؛ مثلا جکی چان و آنجلینا جولی
دوستانی دارم؛ مثلا جکی چان و آنجلینا جولی


 مهتاب كرامتي، متولد خرداد ماه 1349 تهران است. او دانش آموخته رشته ميكروبيولوژي است و علاقه اش به بازيگري به سالهاي كودكي و نوجواني اش برمي گردد. خودش مي گويد شايد هيچ كس مثل او در نوجواني اش اين همه سينما نرفته باشد. او از سال 75 جذب كلاسهاي بازيگري امين تارخ مي شود و اولين تجربه هنري اش را با نقشي در مجموعه مردان آنجلس رقم مي زند.
كرامتي را تاكنون با نقش هاي متفاوتي درآثاري مثل: مردي از جنس بلور، مرد باراني، موميايي 3، مريم مقدس، ملاقات با طوطي، شاه خاموش، رستگاري در 8/20 و ... ديده ايم.
او بارها در جشنواره هاي فيلم فجر مورد تقدير قرار گرفته و البته چند سالي است به عنوان عضو فعال «يونيسف» با اين سازمان جهاني همكاري دارد.
با اين بازيگر نام آشنا تماس مي گيرم و خيلي كوتاه با او همصحبت مي شوم... او از ورودش به دنياي بازيگري چنين مي گويد: «26 ساله بودم كه به خاطر علاقه هايم به هنر بازيگري وارد كلاسهاي آموزش بازيگري استاد امين تارخ شدم. يادم هست كه همان سال يعني 76 از همين كلاسها براي ايفاي نقشي در مجموعه مردان آنجلس كار آقاي سلحشور انتخاب شدم. در نقش همسر ماكسيميليان رهبر «مردان آنجلس». يعني اولين تجربه هنري ام با حرفه اي ها رقم خورد و كار كردن در اين گروه شرايط بهتري را براي كارهاي بعدي ام ايجاد كرد. پس از اين مجموعه در فيلم «مردي از جنس بلور» ايفاي نقش داشتم و سال 83 در طي اين سالها، برايم يكي از پركارترين سالهاي كاري بود.»
مي پرسم تجربه تئاتر هم داشته كه در ادامه مي گويد: «بله، تئاتر را هم، همان سالهاي اول شروع كردم و تاكنون ادامه داده ام و از جمله كارهايم مي توانم به نمايش هاي «آنتيگونه» و «هملت» اشاره كنم كه به شكل مداوم تا مدتي طولاني هر شب اجرا داشتم و خوشبختانه با استقبال خوبي هم مواجه شد.» كرامتي بازيگري فعال و پركار بوده، ولي اين دو سال اخير بسيار كم كار شده است. از او در اين مورد مي پرسم كه با مكثي كوتاه مي گويد: «البته من به جز بازيگري كارهايي دارم كه بايد آنها را دنبال كنم و نكته مهم در ادامه فعاليتهاي هنري ام در عرصه بازيگري هميشه ماندگاري، نو بودن و انتقال احساس تازه از يك نقش به مخاطب بوده و هست. دوست ندارم ارتباط خوبي كه بين من و مخاطبانم ايجاد شده، براحتي و با پذيرش هر نقشي آن هم بدون محاسبه، از بين برود. قبول كنيد كه شرايط كار در حال حاضر بسيار سخت شده و نمي شود تن به هر نقشي داد. نقش هاي زيادي اين روزها پيشنهاد مي شود ولي با كلي سبك و سنگين كردن، از آنها صرف نظر مي كنم و شايد يكي از مهمترين دلايل حضور كمرنگ من در عرصه هنر، همين موضوع باشد.»
كرامتي اضافه مي كند: «در حال حاضر سينماي ما دچار نوعي بيماري شده كه بايد براي درمان آن فكر جدي كرد. سوژه ها تا حدودي تكراري و متن ها به قولي آبكي شده اند و كار براي بازيگر بسيار سخت مي شود، بخصوص انتخاب نقش.»
اين بازيگر سينما چند سالي است كه عضو فعال يونيسف است. وقتي در اين مورد از او مي پرسم مي گويد: «همانطور كه مي دانيد يونيسف، سازمان جهاني كودكان و مبارزه عليه بيماري ايدز است. وقتي به عضويت اين سازمان جهاني درآمدم، احساس غيرقابل توصيفي داشتم و بهترين خاطره من به زمان عقد قرارداد با اين سازمان جهاني برمي گردد. مدتي هم جزو آموزشياران دختران بم بودم و هنوز هم، هر از گاهي به آنجا مي روم. اين سازمان فعاليتهاي گسترده اي براي مبارزه عليه بيماري ايدز و حمايت از كودكان سراسر دنيا دارد. به عقيده من كودكان يكي از اقشار لطيف و حساس هستند كه بايد مورد مراقبتهاي ويژه اي باشند، زيرا قرار است با كودكان امروز به نسلهاي فردا برسيم.
در يونيسف دوستان خوبي دارم از جمله آنجلينا جولي، جكي چان و... .»
وي در ادامه مي افزايد: «البته بخشي ديگر از فعاليت هاي روزمره من صرف طراحي لباس مي شود، اين رشته هم بسيار مورد علاقه ام است و سعي مي كنم ايده هاي تازه اي را در كارم ارائه كنم.»
او درباره آخرين كارهايش مي گويد: «فيلم هاي پاداش سكوت و آدم، آخرين كارهايم هستند كه باز هم برايم تجربه هايي تازه بوده اند. برنامه هاي آينده هم مشخص نيست، اگر اتفاق تازه اي بود به موقع مي گويم.»
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 1 آبان1387 ساعت 18:6 | لینک ثابت |

SaeiD ShahRouZ

 


به نام یکتا یاری دهنده
سلام
سلامی به قداست (پسرای مشرقی) به صدای مهربانت که هشت سال است آن را (غزلک) وجودم کرده ام تا پیش نگاه بی رحمانه ریاکاران عاشق فریب (نقره داغ) نگردم. (جون منو جون شما) سلام این قلب کوچک را (گلابتون) (معبد) وسیع قلبت کن تا صدای(پسرم) گفتن پدرهای عاشق را باگوش جان بشنوی که میدانم چنین است اگرنبود دچار (بیخوابی) نمی شدیم.
سالهاست که باصدایت زندگی کرده ام
سالهاست که هرگاه ازدورنگی های زمانه به ستوه آمده ام دست به دامان عشق نهفته درآوای عاشقانه ات شده ام عشقی که برای هرکسی قابل لمس نیست.
تو خود مراعاشق کردی
تو خود به من آموختی که صبورباشم؛درست باشم؛انسان باشم و قدر اشرف مخلوقات بودنم رابدانم.
ازتو آموختم که هرگزبا تملق و چرب زبانی درپی مراد نباشم.
هرگز فراموش نمیکنم لحظاتی را که باتمام وجود غرق درعشقت می شدم
آن روزها کوچک بودم خیلی کوچک
نمی دانستم  چه  می گویی
(زیرآوارنگاهت لبای من شده ساکت     بند غربت به دل من زده اون صدای پاکت)
ازهمان روزهای کوچک بودنم قلبم و روحم خانه عشقت شد برایم مهم نبود که همه برای عشقم مرا مورد تمسخر قرار می دهند و هنوز هم برایم مهم نیست که دیگران چه می گویند
من هنوز همان عاشق همیشگی هستم هنوز وقتی کوچکترین سخن تلخی درباره ات می شنوم دل شکسته و غمگین میگریم
هنوز منتظرم تا خوش باشم از دیدن و شنیدن خوش بودنت
هنوز باوجود کوچک بودنم بزرگیت را درک می کنم
هنوز عاشقم
یادش بخیر چه شبها که با اشک برای تو سرنکردم و چه صبح ها که با دعای خیر برای تو شب نکردم
آری تو هنوز هم غزلک وجود من هستی و بدان که تنها غزلک قلبم توهستی تا ابد
بگذریم
امروز پس از سه سال چشم انتظاری نوای بی خوابی به گوش می رسد
تو می آیی
می آیی تا همه بدانند که میتوان انسان بود و موفق شد
می آیی تا به همه ثابت کنی
هنوز ستاره سرزمین احساسی
می آیی برای ایران؛برای موسیقی ایران؛برای مردم ایران؛
تو می آیی برای عشق
نمی دانم مانده ام چگونه خدا را شکر گویم که تو را به من هدیه داد؟
نمی دانم چه دعایی برایت کنم؟
بدان که همیشه تنها ستاره سرزمین احساسم خواهی بود
بدان کسی هست که همیشه عاشقانه دوستت بدارد ، بدان دعای خیر یک نفر همیشه بدرقه راهت است
خوش آمدی
              ستاره سرزمین احساس
                                      سعید شهروز
 الهی هرگزغم نبینی

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 1 آبان1387 ساعت 17:48 | لینک ثابت |
 



 
اگر گفتید فرق واحد پول ایران و انگلیس چیه؟
در انگلیس شما يك كيف اسکناس مي بريد و  با اوون ماشين مي خريد....اما در ايران شما يك ماشين اسكناس مي بريد و با آن يك كيف مي خريد.
 
 
اگر گفتيد فرق گردش در تهران و پاريس چيه؟
در پاريس هر وقت خواستيد گردش كنيد از ماشين پياده مي شيد و در تهران هر وقت خواستيد گردش كنيد سوار ماشين مي شيد.
 
 
اگر گفتيد فرق يك تخم مرغ در تهران و در مسكو چيه؟
در مسكو اگر تخم مرغ را زير مرغ بگذارند بعد از 21 روز احتمالا يك جوجه از تخم بيرون مي آيد....اما در تهران ممكن است از تخم مرغ هر موجودي بيرون بيايد...مثلا يك شتر.
 
 
اگر گفتيد فرق محل كار ايراني ها و امريكايي ها چيه؟
مردم امريكا در خانه استراحت مي كنند...در اداره كار مي كنند و در خيابان تفريح...اما مردم ايران در خانه تفريح مي كنند...در اداره استراحت و در خيابان كار.
 
 
اگر گفتيد فرق يك نويسنده ايراني با يك نويسنده آلماني چيه؟
يك نویسنده آلمانی وقتی نوشته هايش چاپ شد معروف مي شود و يك نويسنده ايراني وقتي جلوي چاپ نوشته هايش گرفته شد معروف مي شود..
 
 
اگر گفتيد فرق يك تاجر ايراني با يك تاجر عرب چيه؟
تاجر عرب از وقتی شناخته شد موفق و خوشبخت مي شه.... اما تاجر ايراني از وقتي شناخته شد ناموفق و بد بخت مي شه.
 
 
اگر گفتيد فرق پليس راهنمايي و رانندگي ايران با جاهاي ديگه دنيا چيه؟
در همه جاي دنيا وقتي ترافيك ايجاد بشود سرو كله پليس راهنمايي و رانندگي پيدا مي شود...اما در ايران وقتي سرو كله پليس پيدا مي شود ترافيك ايجاد مي شود.
 
 
اگر گفتيد فرق يك آدم موفق در ايران با ساير نقاط جهان چيه؟
در همه جاي دنيا وقتي كسي موفق شود همه به او نزديك مي شوند و با او شريك مي شوند و به او كمك ميكنند ...اما در ايران وقتي كسي موفق شود همه از او فاصله مي گيرند و رابطه شان را با او قطع مي كنند و جلوي كارش را مي گيرند.
 
 
اگر گفتيد فرق يك زنداني در ايران با يك زنداني در اروپا  و امريكا چيه؟
در اروپا و امريكا وقتي كسي زنداني مي شود اعتبارش را از دست مي دهد...اما در ايران وقتي كسي زنداني مي شود اعتبار به دست مي آورد.
 
 
اگر گفتيد فرق سيستم اداري ايران با سيستم اداري كانادا چيه؟
سيستم اداري كانادا چون كار مردم را راه مي اندازد و به آنها كمك مي كند از مردم پول مي گيرد....اما سيستم اداري ايران چون جلوي كار مردم را مي گيرد از آنها پول مي گيرد.
 
 
اگر گفتيد تفاوت دشمن در ايران و جاهاي ديگر دنيا چيه؟
 در همه جاي دنيا وقتي آدم دشمن داشته باشد جلوي كارش گرفته مي شود....در ايران وقتي آدم ها دشمن داشته باشند تازه انگيزه كار پيدا مي كنند.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 1 آبان1387 ساعت 17:45 | لینک ثابت |