تبليغاتX
TAKROKI
images/20071118/history.jpg
 
جام جم آنلاين: 79 سال پيش در روز 18 نوامبر سال 1928 ميلادي تماشاگران نيويوركي كولوني تئاتر شهر نيويورك ميكي موس ، موش كوچك و بازيگوش را در فيلم كارتون «كشتي بخار ويلي» مورد تشويق قرار دادند.
شخصيت ميكي موس پيش از اين تاريخ توسط والت ديسني خلق شده بود اما روز 18 نوامبر سال 1928 ميلادي كه مردم براي نخستين بار با تصوير و شخصيتش آشنا شدند ، در واقع به تاريخ تولد ميكي ماوس تبديل گرديد.

اين موش كوچك در ابتدا توسط والت ديسني مورتيمر ناميده شده بود اما با اصرار همسر والت نامش به ميكي تغيير يافت.
اين نخستين فيلم ميكي و نخستين فيلم ناطق كارتون بود.به زودي ميكي به يك چهره برجسته سينما تبديل مي شود.

ميكي از روزي كه توسط والت خلق شد چندين بار تغيير شكل داد و لباس هايش تغيير كردند تا سرانجام به ميكي موس امرزوي كه ما مي شناسيم تبديل گرديد.
والت كارتون هاي بيشتري از ميكي را در معرض نمايش قرارداد و ميكي يك چهره آشنا براي همگان شد.

موش كوچك شخصيت يك قهرمان شجاع را يافت و بازيگوشي روزهاي تولدش را كنار گذاشت.
به اين ترتيب ، در روز 18 نوامبر سال 1928 ميلادي تماشاگران كولوني تئاتر شهر نيويورك ، ميكي ماوس ، موش سياه كوچك و بازيگوش را در فيلم كارتون ناطق «كشتي بخار ويلي» مورد تشويق قرار دادند.اين روز به تاريخ تولد ميكي ماوس تبديل گرديد.

ماجراهاي ميكي در سراسر جهان معروفيت دارند.باگذشت 79 سال از تولد ميكي ماوس هنوز هيچ شخصيت كارتوني نتوانسته جاي او را بگيرد.
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 27 آبان1386 ساعت 18:5 | لینک ثابت |
images/20071117/robot-dr.jpg
 
جام جم آنلاين: یک پژوهشگر هوش مصنوعی پیش بینی کرده است، دانش روباتیک به چنین جهش خیره کننده ای دست خواهد یافت که تا پایان سال 2050 انسان ها این امکان را داشته باشند همسرانی از جنس روبات را برای خود انتخاب كنند.
به گزارش وين بتا، ديويد لوي محقق انگلیسی هوش مصنوعی که کتاب "عشق و روبات ها" ی او قرار است در تاریخ 6 نوامبر سال جاری به رشته تحریر درآید در اینباره عقیده دارد، روبات ها به دستگاههایی بسیار مشابه انسان های امروزی تبدیل خواهند شد که علاوه بر امکان گفتگوی هوشمند به ابراز احساسات و حتی پاسخ به عواطف انسانی نیز خواهند پرداخت.
او می گوید بزودی حرکت های غیر واقعی، صداهای نامانوس و دیگر رفتار عمومی غیر متعارف در روبات ها از بین خواهد رفت. آنها به ماشین هایی بسیار شبیه به انسان تبدیل می شوند که حتی انسان ها را عاشق خود می نمایند. روبات ها به عنوان دستگاههایی یاری رسان، دوست و حتی یک همسر در نظر گرفته خواهند شد.
شاید این امر برای برخی همانند یک داستان علمی-تخیلی باشد، اما دکتر لوي که مطالب کتابش بخشی از پایان نامه PHD او می باشد و از طرف دانشگاه ماستريخت هلند مورد تائید قرار گرفته است می گوید، این واقعیتی است که حرکت ما به سوی آن شروع شده است و در دهه های آینده به آن خواهیم رسید.
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 27 آبان1386 ساعت 17:52 | لینک ثابت |
 
 
آخرين باري كه نوانكو كانو پيراهن ارسنال را پوشيد كي بود؟آنچه مسلم است اينكه هواداران توپچي ها خاطره حضور مهاجم نيجريه اي در لندن را از ياد برده اند پيمان يوسفي در بازي ارسنال و واتفورد 40 دقيقه ادبايور را كانو خطاب كرد و وقتي او را در جريان تماس هاي تلفني مردم قرار دادند گفت(واقعا عذر ميخوام اسم اين اقا ادبايور است كانو ديگر در ارسنال بازي نميكند)
**در جريان بازي سپاهان و ذوب اهن در جام حذفي از يكي از داوران قديمي كشور به نام عرب براقي تقدير شد . پس از سوت پايان بازي عباس بهروان دوان دوان خودش را به او رساند و گفت :*بينندگان عزيز در خدمت زنده ياد (!) عرب براقي هستيم*
Active_Daneshjo Group
**دقايق پاياني بازي برزيل و هلند در مرحله نهايي جام جهاني 98بود داور به نشانه خطا سوت زد و بهرام شفيع گفت(و اين هم سوت پايان بازي)) برزيلي ها ضربه خطا را زدند و گزارشگر به اميد اينكه داور خيلي زود خاتمه بازي را اعلام كند سكوت كرد يك دقيقه هم گذشت اما داور سوت نزد شفيع هم بدون انكه خم به ابرو بياورد سكوت را شكست و گفت ((حالا رونالدو صاحب توپ ميشه ))
**اسكندر كوتي تهيه كننده برنامه اي بود به نام [جنگ فوتبال اروپا] اينكه او در اين برنامه به جاي پير و جوان و پيرزن و كودك بحث ميكرد به جاي خود اما حكايت بررسي بازيهاي ليگ هلند توسط كوتي را هرگز فراموش نميكنيم . در جدول رده بندي اكثر تيم ها به صورت مخفف و با سه حرف اختصاري مشخص ميشدند اما كوتي
(ايند هوون)را تيم پي اس وي psv
را اي جي ايكس معرفي ميكرد Ajx (اژاكس)
 
 

**در جام جهاني 1990تيم ملي ايتاليا گلزني به نام سالواتوره اسكيلاچي رو كرد . در جريان برگزاري مسابقات هركدام از گزارشگران به شيوه متفاوتي نام او را تلفظ ميكردند. در يكي از بازيهاي وقتي او دروازه حريف را باز كرد بهرام شفيع گفت((حالا اسكيلاچي ،اسكلاچي ،اشيلاچي،شيلاچي يا هر اسم ديگه اي داره من نميدونم! به هر حال گل خودش را زد))
**در يكي از بازيهاي تيم مراكش در جام جهاني 98 نام بازيكن اين تيم به همراه پرچم قرمز رنگ مراكش روي صفحه تلويزيون حك شد. بهرام شفيع با هيجان فرياد زد ((بله،نفهميديم چي شد اما در هر صورت داور بازيكن مراكش را اخراج كرد و حالا اين تيم بايد ده نفره به بازي ادامه بده))
**در روزهايي كه دانمارك تا مراحل پاياني جام ملت هاي 1992 پيش رفته بود و علاقمندان فوتبال نام بازيكنان نه چندان مطرح اين تيم را از هم ميپرسيدند ، بهرام شفيع يكي ديگر از شاهكارهايش را رو كرد . مربي دانمارك دست به تعويض زد و كارگردان تلويزيوني نام بازيكن تازه وارد و بازيكن تعويضي را به همراه عبارت DENMARK روي انتن فرستاد شفيع اسم بازيكني كه به سمت نيمكت ذخيره ها حركت ميكرد را درست تلفظ كرد اما...(( و به جاي او دن مارك وارد زمين ميشه!))
Active_Daneshjo Group
**در جريان يكي از بازيهاي پرسپوليس در فصل گذشته كه پس از افطار برگزار ميشد مجيد خدايي كشتي گير ملي پوش ايراني در ميان تماشاگران حاضر شده بود وقتي تلويزيون چهره او را به تصوير كشيد عادل فردوسي پور گفت((اين هم مجيد خدايي كشتي گير تيم ملي فوتبال ايران))
**عباس بهروان در حين گزارش استقلال و سپاهان در تورنمنت نقش جهان اصفهان ((همان طوري كه مشاهده ميكنيد شرايط جوي اصلا مناسب نيست. وزش باران و بارش باد امكان برگزاري يك بازي زيبا را از بين برده))
**بازي نيمه نهايي جام جهاني 94بين برزيل و سوئد برگزار ميشد و باز هم عباس بهروانپشت ميز گزارش نشسته بود.در دقيقه 9 ضربه مازينهو به تور كناري دروازه اصابت كرد و به اوت رفت ((توي دروازه ...توي دروازه..اين گل ميتونه نويد يك بازي پر گل و زيبا رو باشه برزيل 1 سوئد 0))البته پانزده دقيقه بعد جهانگير كوثري كه به عنوان كارشناس در استوديو حضور داشت گفت(البته مثل اينكه ان توپ گل نشده بود .ضمن عذر خواهي از بينندگان عزيز بازي كماكان 0_0 دنبال ميشه))
**اسكندر كوتي در حال گزارش بازي غير زنده تيم ملي اتريش و يك تيم ديگر بود. بالاي صفحه تلويزيون در محل مربوط به درج نام تيم ها و نتيجه بازي نام لاتين اتريش (Austria)درج شده بود و جناب گزارشگر اين تيم را استراليا خطاب ميكرد.كار به جايي رسيد كه پس از پايان پخش اين بازي ضبط شده مجري شبكه سه با اشاره به تماس هاي پر تعداد مردمي ضمن عذر خواهي ،اشتباه گزارشگر را تصحيح كرد.
 
Active_Daneshjo Group
 

**چلسي گل زد و جواد خياباني در لا به لاي فريادهايش گفت((بدون شك الان مردم شهر چلسي خيلي خوشحال هستند)) او بعدها اين واقعيت را كه در كل بريتانيا شهري تحت عنوان چلسي وجود ندارد پذيرفت. اما به عنوان اخرين دفاعيه اش مدعي شد چلسي نام محله اي در لندن و منظور گزارشگر هم اشاره به ان محله بوده است.مثل اين مي ماند كه گزارشگر بعد از گل استقلال بگويد((الان اهالي ميدان استقلال سر از پا نمي شناسند))
Active_Daneshjo Group
 

**كريم باقري بازيكن ارمينا بيله فلد پشت يك ضربه ايستگاهي از فاصله 30-40 متري ايستاد و مزدك ميرزايي كه دو مانيتور را پيش روي خود داشت براي نواخته شدن ضربه لحظه شماري ميكرد . يكي از مانيتور ها مربوط به پخش مستقيم و بدون تاخير بود و ديگري با حدود 15-10 ثانيه تاخير تصاوير مربوط به شبكه سه را روي انتن مي فرستاد.كريم در مانيتور شماره يك ضربه را زد و گزارشگر با هيجان بسيار زياد شوت او را استثنايي لقب داد .تماشاگر تلويزيوني اما هنوز باقري را در حالي كه دست به كمر زده بود و ديوار دفاعي حريف را بر انداز ميكرد ميديد.عكس العمل مزدك خيلي جالب بود((البته اين ضربه لحظاتي بعد زده شد))
**اين يكي را محمد دادكان به خاطر مي اورد . قبل از اينكه رييس فدراسين فوتبال شود در يكي از برنامه هاي كارشناسي سيما با اجراي عباس بهروان شركت كرد .مجري گفت((شما خيلي ساكت نشستين اقاي كانداد ... ببخشيد اقاي دادكان))
**دوستان نزديك هنوز اورا پولي اوف صدا ميزنند داستان از اين قرار است كه ايشان پيش از انكه اين واژه Play off سر زبان ها بيفتد لغت فارسي ان را در جايي خوانده بود و در جريان يكي از گزارش هايش گفت((اگر همين نتيجه حفظ شود سرنوشت در بازي پولي اوف مشخص خواهد شد.
 

**اين يكي فوتبالي نيست اما خيلي قشنگه . يدالله اعتصامي در جريان گزارش مستقيم يكي از جدال هاي داخلي در حالي كه از نمايش پسر يكي از كشتي گيران قديمي به وجد امده بود تصميم گرفت احساسش را در قالب يك بيت شعر بيان كند
((پسر كو ندارد نشان از پدر ...نشايد كه نامش نهند آدمي!!!))
البته بسياري از كارشناسان ادبيات معتقدند قديم ها مصراع دوم اين بيت ((تو بيگانه خوانش نخوانش پسر))بوده
**بازي پرسپوليس و تراكتور سازي بود.تابلوي تعويض بالا رفت و غلام حسين دين محمدي قصد داشت براي تراكتور وارد زمين شود .جواد خياباني اما ناگهان تمام تماشاگران تلويزيوني را در جاي خود ميخكوب كرد ((حالا غلام حسين دين محمدي برادر بزرگتر رسول خطيبي وارد زمين ميشه )) او بعد ها مدعي شد نسبت خانوادگي حسين و رسول خطيبي و سيروس و غلامحسين دين محمدي را قاطي كرده.
**تمام دنيا مهاجم يوگسلاو تيم ايندهوون را ماتيو كژمان صدا ميزنند اما از انجايي كه جنگ فوتبال اروپا قوانين خاص خودش را دارد و املاي لاتين او Kazmen بود اسكندر كوتي در عرض يك دقيقه هشت بار گفت ((ماتيو كازمن))ان روزها كاظميان هنوز معروف نشده بود وگرنه ميشد احتمال داد كه اين دو بازيكن را با هم اشتباه گرفته.
**و دفتر داستان هاي شيرين سوتي هاي گزارشگران را با خاطره اي ازگزارش غلامعلي پير ايرانيدر زمان برگزاري مسابقات دسته فوق سنگين وزنه برداري بازي هاي اسيايي دوحه مي بنديم((حالا،حسين رضا زاده وزنه 205 كيلو متري را بالاي سر مي برد ))اين مورد البته از راديو انتخاب شده بود

 

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 27 آبان1386 ساعت 17:48 | لینک ثابت |
جام جم آنلاين: قرار است يك روز براي تغيير افكار عمومي مبني بر نحس بودن گربه ها ، به نام روز گربه هاي سياه اختصاص يابد.
به گزارش پايگاه اينترنتي الرايه و به نقل از خبرگزاري ايتاليا، انجمن دفاع از حيوانات و محيط زيست ، روز شنبه آينده را روز گربه هاي سياه ناميد.
اين انجمن با صدور بيانيه اي اعلام كرد شهروندان ايتاليايي در شهرهاي رم و ميلان، گربه هاي خود را به فضاي آزاد آورده و به آن ها غذا بدهند. قرار است به زيباترين گربه ها، جايزه اي اهدا شود.
لورنزو كروس، رئيس اين انجمن گفت: ساليانه 60 هزار گربه به دليل وجود عقايدي در خصوص شيطاني بودن اين حيوان، نابود مي شوند.
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 27 آبان1386 ساعت 17:46 | لینک ثابت |
funny picture
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در پنجشنبه 24 آبان1386 ساعت 18:50 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در پنجشنبه 24 آبان1386 ساعت 18:37 | لینک ثابت |
کمتر کسی است که حداقل یکبار نام بیل گیتس، رئیس و بنیانگذار مایکروسافت را نشنیده باشد. در حقیقت وی همانند غولی است که با شرکت مایکروسافت توانسته است سه آرزوی بزرگ کابران فناوری اطلاعات و ارتباطات شامل سخت افزار، نرم افزار و سرگرمی را برآورده کند.
 

 غول پنجره جادو در دو سال گذشته با عرضه سیستم عامل ویندوز ویستا، آفیس 2007 و اینترنت اکسپولرر 7 آروزی کاربران نرم افزار، با عرضه کنسول بازی "ایکس باکس 360" رویای کاربران سرگرمی و با معرفی عجیب ترین رایانه دنیا که یک رایانه میزی شگفت انگیز به نام "سطح" (Surface ) است را به واقعیت بدل کرد.

کاربران فناوری اطلاعات در حقیقت ابراز رضایت خود را از غول "پنجره جادو" (سیستم عامل ویندوز) با نظرسنجی هایی که در ماههای گذشته منتشر شده است، اثبات کرده اند.

برای مثال روزنامه " USA Today" که به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد تاسیس خود، نظرسنجی های مختلفی را در پنج شاخه به خوانندگان خود ارائه کرده بود، بیل گیتس را با نظر خوانندگانش به عنوان تاثیرگذار تربن مرد تاریخ در 25 سال گذشته انتخاب کرد.

همچنین یک وبلاگ آمریکایی نیز در روزهای گذشته بیل گیتس را در زمره میلیادرهای موفقی قرار داد که هرگز لیسانس نگرفته اند. اگرچه دانشگاه هاروارد چندی قبل به بیل گیتس به پاس خدماتی که در راه افزایش شهرت این دانشگاه انجام داده است، به وی مدرک افتخاری لیسانس اعطا کرد.

بیل گیتس سال گذشته اعلام کرد که از اکتبر 2008 سکان هدایت مایکروسافت را به " استیو بالمر"، مدیر اجرایی شرکت واگذار می کند و خود به توسعه فعالیت های بشردوستانه "بنیاد خیریه بیل و ملیندا گیتس" می پردازد.

بیل گیتس کیست؟
ویلیام گیتس سوم (بیل گیتس) در 28 اکتبر 1955 در سیاتل (واشنتگن) متولد شد و در همان شهر در کنار والدین و دو خواهرش رشد کرد.

پدرش "ویلیام اچ. گیتس دوم" حقوقدان و مادرش، مری گیتس استاد دانشگاه واشنتگتن بود.

 ویلیام دوران تحصیلات مقدماتی را در مدرسه دولتی گذراند و دبیرستان را با نظر والدینش به مدرسه خصوصی " لیک ساید" در شمال سیاتل رفت. در این مدرسه و از سن 13 سالگی بود که گیتس برنامه نویسی برای رایانه های شخصی را آغاز کرد اما مدرسه آنها پولی برای خرید یک رایانه نداشت (در آن عصر هنوز رایانه های کوچک امروزی وجود نداشت و رایانه ها، ماشین های محاسباتی بسیار بزرگ و گرانی بودند) بنابراین گیتس ساعت های طولانی را در مرکز " الکتریکی عمومی" شهر می گذراند.

بیل گیتس و پل آلن به همراه دیگر دانش آموزان مدرسه لیک ساید که بسیاری ازآنها بعدها جذب مایکروسافت شدند، توسط رایانه این مرکز تسخیر شده بودند، به طوری که در اتاق رایانه روزها و شب ها می ماندند و وقت خود را صرف برنامه نویسی رایانه، خواندن متن ها و تقریبا بررسی که هر چیزی که می توانست در یادگیری رایانه برای آنها مفید باشد، می کردند و به این ترتیب گیتس و دیگر دانش آموزان با مدرسه خود مشکلات جدی پیدا کردند.

درحقیقت آنها هیچکدام از دروس خود را مطالعه نمی کردند و بنابراین بارها ساعت ها از مدرسه اخراج شده بودند.

در سال 1968 بیل گیتس، پل آلن و دیگر هکرهای "لیک ساید" تصمیم گرفتند "گروه برنامه نویسان لیک ساید" را تشکیل دهند. تشکیل این گروه موجب شد که این دانش آموزان کنجکاو آگاهی خود درباره رایانه ها را در دنیای واقعی به کار گیرند.

در این زمان "مرکز همکاری رایانه" (شرکتی که یک ماشین محاسبه گر بزرگ داشت) در سیستم های رایانه ای خود مشکلاتی را پیدا کرد که موجب نفوذ به اطلاعات این شرکت شده بود. بنابراین تصمیم گرفت از این دانش آموزان برای کشف مشکل سیستم های امنیتی رایانه های خود کمک بگیرد و به این ترتیب اعضای گروه برنامه نویسان لیک ساید توانستند هر زمان که نیاز داشتند از رایانه استفاده کنند.

بیل گیتس بعدها در این خصوص گفت : "سرانجام ما توانستیم برای خودمان یک رایانه داشته باشیم که همان رایانه مرکز همکاری رایانه ای بود و این گونه بود که ما وارد منطق سیستم رایانه ای شدیم."

اگرچه ابن گروه تنها برای پیدا کردن "گیر امنیتی" سیستم این مرکز اجازه استفاده از آن را داشتند اما می توانستند، بسته های تکنیکی که آماده می کردند را با این رایانه آزمایش کنند و از این زمان بود که پل آلن و بیل گیتس استعداد خود را توسعه دادند و این استعداد را برای تاسیس مایکروسافت که هفت سال بعد اتفاق افتاد، شکوفا کردند.

در سال 1969 "مرکز همکاری رایانه ای" با مشکلات مالی زیادی مواجه شد و این بدان معنی بود که "گروه برنامه نویسان لیک ساید" باید به دنبال مکان جدیدی برای استفاده از رایانه می گشتند.

به گزارش مهر، اولین جایی که به آنها پیشنهاد استفاده از رایانه را داد، ISI بود که یک شرکت برنامه نویسی محاسباتی بود. این گروه می توانست آزادانه وارد این شرکت شود و از ماشین محاسباتی پیشرفته آن استفاده کند و در اینجا بود که پسران لیک ساید موفق شدند برای اولین بار برای خدماتی که به شرکت ارائه می کردند، مقداری پول به عنوان دستمزد دریافت کنند.

پروژه بعدی گیتس و آلن راه اندازی یک شرکت بود که نامش را Traf-O-Data گذاشتند. آنها در این شرکت موفق شدند یک رایانه کوچک تولید کنند که برای اندازه گیری ترافیک شهری مورد استفاده قرار می گرفت. از این پروژه آنها توانستند در حدود 20 هزار دلار بدست آوردند. شرکت Traf-O-Data تا زمانی که گیتس به کالج رفت به کار خود ادامه داد.

درسال 1973 بیل گیتس خانه را برای ادامه تحصیل در دانشگاه هاروارد ترک کرد. اما هیچ ایده درستی از اینکه واقعا از تحصیل در دانشگاه می خواهد چه هدفی را دنبال کند، نداشت. این درحالی بود که قلبش برای نشستن درمقابل یک رایانه می تپید!

در کالج هاروارد، بیل یک نسخه از زبان " بیسیک" (BASIC) را برای اولین میکرورایانه MITS توسعه داد.

پل آلن و گیتس همچنان تماس خود را حفظ کردند و بیل به سختی به تحصیلات خود ادامه می داد.

در پابان اولین سال تحصیلی در هاروارد، این دو جوان به این نتیجه رسیدند که آلن باید در محلی که نزدیک هاروارد باشد کار پیدا کند و بنابراین در تابستان همان سال آن دو در Honeywell کار پیدا کردند.

در پایان تابستان آلن بیل را تشویق کرد که یک شرکت نرم افزاری راه اندازی کنند اما پل آلن هنوز مدرسه را ترک نکرده بود و بنابراین امکان راه اندازی شرکت وجود نداشت، اما یکسال بعد (1975) شرایط تغییر کرد.

در این سال بیل گیتس استراتژی های خود را برای تاسیس مایکروسافت تعریف کرد و این استراتژی ها بعدها توانست دنیای رایانه های شخصی و صنایع نرم افزاری را دگرگون کرد.

به این ترتیب مایکروسافت در یک ساختمان دوطبقه راه اندازی شد و گیتس که دیگر هاروارد را ترک کرده بود، تنها در مدت یکسال بیش از 6/2 میلیارد دلار برای تحقیق و توسعه نرم افزارهای خود در این شرکت سرمایه گذاری کرد.

در سال 1995 گیتس کتاب The road ahed" (جاده به پیش) را نوشت که چشم اندازی که وی تصمیم داشت "فناوری اطلاعات" را به آنجا برساند، نشان می داد. این کتاب به بیش از 20 زبان منتشر شد و بیشتر از 400 هزار نسخه آن تنها در چین به فروش رفت.

در سال 1996، در حالی که مایکروسافت تمایلات جدیدی به سمت فرصت های نوظهور حاصل از اینترنت را دنبال می کرد، گیتس کتاب خود را بازنویسی کرد و در نسخه جدید چشم انداز فناوری اطلاعات در شبکه های فعل و انفعالی رایانه ای را به تصویر کشید.

در همین زمان وی یک شرکت "عام المنفعه" را برای کمک به معلمان تمام دنیا برای وارد کردن درس رایانه در مواد درسی مدارس راه اندازی کرد و در کنار آن شرکت "کوربیس" (Corbis Corp) را تاسیس کرد. این شرکت به جمع آوری اطلاعات تمام دنیا به خصوص عکس پرداخت و تمام این اطلاعات را در آرشیو پیشرفته ای ذخیره کرد.

وی همچنین در Teledesic نیز سرمایه گذاری کرد. این شرکت در حال اجرای پروژه ای است که 100 ماهواره را برای ارائه یک سرویس ارتباطی جهانی با انتقال دوطرفه در مدار اطراف زمین قرار دهد.

بیل گیتس در اول ژانویه 1994 با ملیندا فرنچ ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک دختر به نام " جنیفر کاترین گیتس" است که در سال 1996 متولد شد.

بیل گیتس در کجا زندگی می کند؟

به گزارش مهر، بیل گیتس به همراه خانواده اش در یک خانه ویلایی بزرگ تکنولوژیکی در کنار دریاچه " واشنگتن" زندگی می کند که در نزدیکی مقر مایکروسافت در "ردموند" است.

ارزش این خانه 53 میلیون و 392 هزار و 200 دلار است که زمین آن به تنهایی 9 میلیون و 122 هزار و 200 دلار می ارزد. مالیاتی که بیل گیتس در سال 1998 برای این خانه پرداخت کرد 620 هزا رو 183 دلار بود. مساحت این خانه در مجموع 20 هزار متر مربع است.

خانه امپراتور نرم افزار در مجموع 7 اتاق خواب، 24 حمام، 6 آشپزخانه و 6 شومینه دارد. مساحت محل خصوصی این خانه 3 هزار و 500 متر مربع است که شامل 4 حمام و یک اتاق محل خصوصی، یک پارکینگ با گنجایش 4 خودرو، یک منطقه تکنولوژیکی و زمین بازی است. محل پذیرایی از مهمانان شامل هال ورودی، سالن تئاتر و یک کتابخانه است. سالن ناهارخوری مجهز به اتاق کنفرانس، دو حمام و سرویس بهداشتی است.

این خانه دارای یک اتاق فرماندهی است که تمام کابل های ارتباطی و فیبرهای نوری سراسر خانه به این اتاق منتهی می شوند و چندین رایانه که مجهز به سیستم عامل "ویندوز" هستند تمام سیستم های ارتباطی را متصل کرده و در هر اتاق کنترل کننده های حساس به لمس، نور، موسیقی و دمای اتاق را تنظیم می کنند.

مهمانان این خانه در بدو ورود یک رمز گذر دریافت می کنند که امکان پیدا کردن آنها را در هر نقطه ای از این خانه وسیع فراهم می کند. نور و دیگر دستگاه های این خانه کاملا خودکار عمل می کنند.

استخر این خانه در ابعاد هزارو 188 مترمربع است و مجهز به یک سیستم موسیقی قابل شنیدن در زیر آب و یک سقف نقاشی شده با بقایای فسیلی است.

کتابخانه خانه غول مایکروسافت، پذیرای طراحی ها و دست نوشته های "لئوناردو داوینچی" است که گیتس آنها را به قیمت 8/30 میلیون دلار خریداری کرده است. آثار دست نوشته لئوناردو داوینچی کتابخانه گیتس به قدری معروف است که "دن براون" در کتاب جنجال برانگیز خود " رمز داوینچی" از زبان "رابرت لنگدان"، شخصیت اصلی داستانش به این مضمون می نویسد:" یکروز بیل گیتس به هاروارد آمده بود و دست نوشته ها و طراحی های لئوناردو داوینچی را که در کتابخانه اش نگهداری می کند، در محوطه هاورارد به نمایش گذاشته بود."

بیل گیتس چقدر پول دارد؟

به گزارش مهر، بیل گیتس از سال 1995 تا سال 2006 به عنوان ثروتمند ترین مرد دنیا انتخاب می شد و تنها در سال 2007 است که این عنوان را به "کارلوس اسلیم" که ثروتش بالغ بر 8/67 میلیارد دلار است واگذار کرد. کارلوس اسلیم بانفوذترین فرد در شبکه های مخابراتی مکزیک و رئیس گروه "آمریکا مووبل" است.درحال حاضر ثروت امپراتور دنیای نرم افزار به 2/59 میلیارد دلار می رسد.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در پنجشنبه 24 آبان1386 ساعت 18:33 | لینک ثابت |

اين يک تله است

چهارمين فيلم مجموعه بسيار ترسناك "اره" درباره يك قاتل زنجيره اي كه حتي پس از مرگ به جنايات خود ادامه مي دهد، در هفته پيش از تعطيلات هالووين 1/32 ميليون دلار فروخت و رده نخست جدول فروش را در آمريكاي شمالي از آن خود كرد.  نخستين فيلم مجموعه "اره" در هالووين سال 2004 با 3/18 ميليون دلار افتتاح شد و در نهايت فروش داخلي آن به 2/55 ميليون دلار رسيد. يك سال بعد "اره 2" كار خود را با 7/31 ميليون دلار فروش آغاز كرد و در نهايت به فروشي در حد 87 ميليون دلار دست يافت. سال پيش نيز "اره 3" در هفته اول اكران 6/33 ميليون دلار فروش داشت و در پايان موعد اكران، مجموع فروش آن 2/80 ميليون دلار شد. داستان فيلم " اره 4" كه در 3183 سينما اكران شده، از جايي آغاز مي شود كه فيلم قبلي به پايان مي رسد. قاتل زنجيره اي، معروف به "جيگسو - اره" كه نقش او را توبيــن بل بـازي مي كند، مرده است، اما پس از كالبدشكافي در ميان امعا و احشاء او يك نوار كاست پيدا مي شود كه ماموران پليس را درگير يك پازل جديد درباره ميراث مرد مجنون مي كند. اين فيلم را دارن لين بوسمن كارگرداني كرده است.

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در پنجشنبه 24 آبان1386 ساعت 18:26 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 20 آبان1386 ساعت 10:42 | لینک ثابت |




بازیگر و خواننده ی پاپ. در ۲۴ جولای ۱۹۷۰ در بروکس ( ایالت نیویورک ) به دنیا آمد. لوپز کار خود را با رقص در کلیپهای تصویری و نمایش های موزیکال آغاز کرد. او در سال ۱۹۹۰ جایزه ی بهترین رقاص را در یک مسابقه ی جهانی به دست آورد. او نقش های کوتاه زیادی را بازی کرد از جمله نقش کوتاهی در فیلم تلویزیونی “Nurses on the Line” و “The Crash of Flight ۷” در سال ۱۹۹۳. او اولین نقش بلندش را در فیلم جال توجه “Mi Familia” یا همان My Family در سال ۱۹۹۵ بازی کرد. او همچنین در فیلم Money Train در سال ۱۹۹۵ ٬ همبازی ویسلی اسنیپز و وودی هارلسون بود. او در فیلم “Jake” در سال ۱۹۹۶ با کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا و هنرمندی رابین ویلیامز نیز حضور داشت.

اولین کار بزرگ لوپز در سال ۱۹۹۷ بود وقتی که قبول کرد در فیلم سلنا Selena به عنوان یک نقش کلیدی بازی کند. این فیلم در مورد خواننده ی پاپی بود به نام Selena Quintillana Perez که توسط دیوانه ای به قتل می رسد. او برای بازی در این فیلم دستمزد بالایی گرفت به اضافه ی جایزه ی بزرگ جهانی. در سال ۱۹۹۵ او به عنوان گران قیمت ترین بازیگر امریکای جنوبی در تمام تاریخ شناخته شد. دست مزد او یک میلیون دلار بود. در همان سال او در فیلم های فراموش نشدنی آناکوندا Anakonda خوش درخشید. او در فیلم Blood and Wine همبازی جک نیکلسون (Jack Nicholson) بود. نقش او به عنوان یک مامور فدرال (Karen Sisco) در فیلم استیون سودربرگ (Steven Soderbergh) ٬ (Out of Sight) فیلمی با حضور Elmor Leonard و George Cloony باعث شد تصویر او یکی از درآمدزا ترین پوسترها باشد.

زندگی موسیقیایی جنیفر لوپز با اولین آلبوم لاتین او به نام On the ۶ در جون ۱۹۹۹ آغاز شد. آلبوم او به خاطر شهرت او در زمینه ی بازیگری با استقبال خوبی روبرو شد.آلبوم If you Had My Love در طی دو هفته او را هم رتبه ی ریکی مارتین یکی از موفقترین خوانندگان امروز کرد.

خیلی زود در سال ۲۰۰۰ او با رقص بی نظیر خود در کلیپ آلبوم Waiting For Tonight به صدر اخبار هنری آمد با اینکه جایزه ی Cher را از دست داد.در تابستان ۲۰۰۰ او در فیلم علمی تخیلی The Cell در نقش یک روانشناس کودک که سعی می کند یک پرونده ی قتل های زنجیره ای را خاتمه دهد ٬ بازی می کند. در همان سال او در فیلم Enough نیز بازی کرد.

در سال ۲۰۰۳ جنیفر لوپز در فیلم GIGLI هم بازی “بن افلک” شد. او در آینده با همین بازیگر در فیلم Jersey Girl بازی خواهد کرد. لوپز فیلم دیگری را در حال ساخت دارد به نام “زندگی ناتمام می باشد”. او در این فیلم نقش مادری را بازی می کند. نقش پدر شوهر این زن را رابرت فورد بر عهده دارد. او همچنین در فیلم “ما باید برقسیم” نقش مقابل ریچارد گر را بازی می کند.

زندگی خصوصی جنیفر لوپز:

جنيفر در سال ۱۹۹۷ مدت کوتاهي با( اجاني نوا) که يک مدل و يک هنرپيشه بود ازدواج کرد و بعد از آن مدت طولاني با ( SEAN PUFF COMBS ) رابطه داشت. در دسامبر ۱۹۹۹ جنيفر و COMBAS که به يک کلوپ شبانه در خارج از شهر نيويورک رفته بودند دچار خطر شدند يعني در آنجا به سويشان از طرف افراد نامعلومي شليک شد که در اين حادثه سه نفر جان باختند . اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند و بعد از آن جنيفر با CRIS JUDD آشنا شد. کریس دريکي ازويدئوکليپهاي جنیفر رقاصي ميکرد و در آگوست سال ۲۰۰۱ آنها نامزدييشان را اعلام کردند و در سپتامبر همان سال ازدواج کردند ولي ۹ ماه بعد از هم جداشدند. در پاييز سال ۲۰۰۳ جنيفر با( بن افلک ) نامزد کرد که البته براي مدتي نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال آنها دوباره تصميم گرفتند به قرار خود پايبند باشند و عروسي خود را اعلام کردند و جنيفر هم اعلام کرد که دوست دارد مادر بشود تا کمي به زندگی اش تداوم ببخشد ولي با اين حال او پس از مدتي از بن افلک نيز جدا شد و با ( مارک آنتوني) خواننده مشهور ازدواج کرد

 

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 20 آبان1386 ساعت 10:41 | لینک ثابت |

كوله ‌پشتي‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد؛ و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم گشت. نهالي‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ ايستاده‌ بود.مسافر با خنده‌اي‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌ بودن‌ و نرفتن؛ و درخت‌ زير لب‌ گفت: ولي‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروي‌ و بي‌رهاورد برگردي.

كاش‌ مي‌دانستي‌ آن‌چه‌ در جست‌وجوي‌ آني، همين‌جاست.

مسافر رفت‌ و گفت: يك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ مي‌داند، پاهايش‌ در گِل‌ است، او هيچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد يافت.

و نشنيد كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسي‌ نخواهد ديد؛ جز آن‌ كه‌ بايد.

مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگين‌ بود.

 

 

هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پيچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و نااميد. خدا را نيافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود. به‌ ابتداي‌ جاده‌ رسيد. جاده‌اي‌ كه‌ روزي‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود.

درختي‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود. زير سايه‌اش‌ نشست‌ تا لختي‌ بياسايد.

مسافر درخت‌ را به‌ ياد نياورد. اما درخت‌ او را مي‌شناخت.

درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داري، مرا هم‌ ميهمان‌ كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالي‌ است‌ و هيچ‌ چيز ندارم.

درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتي‌ هيچ‌ چيز نداري، همه‌ چيز داري. اما آن‌ روز كه‌ مي‌رفتي، در كوله‌ات‌ همه‌ چيز داشتي، غرور كمترينش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت. حالا در كوله‌ات‌ جا براي‌ خدا هست. و قدري‌ از حقيقت‌ را در كوله‌ مسافر ريخت. دست‌هاي‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هايش‌ از حيرت‌ درخشيد و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ و پيدا نكردم‌ و تو نرفته‌اي، اين‌ همه‌ يافتي!

درخت‌ گفت: زيرا تو در جاده‌ رفتي‌ و من‌ در خودم. و پيمودن‌ خود، دشوارتر از پيمودن‌ جاده هاست

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در شنبه 12 آبان1386 ساعت 19:36 | لینک ثابت |
 KING OF POP MUSIC 
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در شنبه 12 آبان1386 ساعت 19:31 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در شنبه 12 آبان1386 ساعت 19:16 | لینک ثابت |

Wolf Creek Poster

این محصول یکی از بهترین محصولات 2006 می باشد
تاریخ انتشار: ۲۵ دسامبر ۲۰۰۵

مدت زمان: ۹۵ دقیقه

کمپانی: وینستین

درجه بندی: R

کارگردان: Greg Mc Lean

بازیگران: Cassandra Magrath . John Jaratt . Kestie Morassi . Nathan Phillips

خلاصه داستان:

اوایل داستان کمی شبیه فیلم تپه ها چشم دارند است.

یک پسر و دو دختر با هم بسمت یکی از مناطق گمنام استرالیا برای تفریح می روند

و وقتی که می خواهند از آنجا بر گردند ماشین روشن نمی شود و تا شب آنجا می مانند

شب یک مر میانسال ماشینشان را بوکسور می کند تا به کمپ خود ببرد و شب را آنجا سر کنند.

اما بی خبر از آنکه آن مرد یک قاتل است و چه نقشه هایی که برا اینها نکشیده ...

نظر من: در این فیلم بر عکس تپه ها چشم دارند شخصیت منفی داستان یک آدم معمولی ولی قاتل است

و در ضمن خشونت فیلم خیلی بالاست تا جایی که بعضی از دوستان تحمل دیدن فیلم را بصورت کامل نداشتن

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در شنبه 12 آبان1386 ساعت 19:11 | لینک ثابت |
1.jpg

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت 19:23 | لینک ثابت |

دايره هاي مياني هر دو يك اندازه ميباشند!

خطوط زيركاملا موازي همديگر ميباشند!
تصوير زير يك جسم است يا 2 جسم؟
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت 19:21 | لینک ثابت |
10.gif
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت 19:4 | لینک ثابت |
:کبوترخانه ها درايران در طول تاريخ حداقل از هزار سال پيش يافت مي شود و حتي در متون کهن نيز از آنها اثر هست اما امروزه ، اين سازه ها فقط در اصفهان و اطراف آن ديده مي شود.
معمولا گردشگراني که به اصفهان سفر مي کنند از برج کبوتر مرداويج بازديد مي کنند که به عنوان يکي از نمونه هاي کامل از اين نوع است.
قدمت اين برج به اواخر قرن شانزدهم ميلادي (عهد صفويان) برمي گردد. ارتفاع بنا 18متر و قطر تحتاني آن حدود 16متر است.
ظرفيت آن معادل 15هزار کبوتر بوده و مي توانسته تا سالي 15تن کود خشک جمع آوري کند. در بسياري از فرهنگ ها، کبوتر پيام آور شادي ، اميدواري ، پاکي ، آزادگي ، زيبايي و... است ، اما تجربه نشان داده هر کجا اين پرنده به طور دسته جمعي حضور پيدا کند دشمناني خطرناک دارد که همواره آنها را حتي در کبوتر خانه ، نيز تهديد مي کنند و درست به همين دليل است که مثلا براي جلوگيري از نفوذ مار به داخل برج هم تمهيداتي انديشيده بودند. يکي از اين تمهيدات ، استفاده از ظروف سفالين و لعابدار حاوي شير بود که در کف برج در ميان حلقه هايي از آهک قرار مي دادند و مار به قصد خوردن شير پوست بدنش به آهک آغشته مي شد که اين خود مسموميت و مرگ مار را سبب مي شد. در ميانه برج يک ديافراگم قرار دارد که به شکل يک طبقه براي افزايش دستيابي و دسترسي بيشتر در فضاي ميانه آن طراحي شده است.
همين مساله و شکل مقاوم خارجي برج در مقابل نيروي باد، باعث مي شوند هنگام پرواز ناگهاني دسته اي از کبوتران از فراز برج همزمان با مشاهده نزديک شدن پرندگان شکاري به آن و ايجاد امواج تشديدگر ناشي از پرواز دسته جمعي برج تخريب نشده و مقاومت کافي در مقابل اين امواج مخرب را داشته باشد.اين برج 38پله دارد که به پشت بام آن مي رود و ارتفاع پله ها از 32 تا 45سانتي متر متغيير است.
يکي از وظايف صاحبان برجها دادن آب (در طول سال ) در داخل برج و دانه در فصل زمستان به کبوتران بود، تا جانشان راحفظ کنند و آنها را در محل باقي نگه دارند.از طرفي چنين به نظر مي رسد که در عصر صفوي اين برجها در حد کمال و رواج خود بودند و هر صاحب زميني براي املاک تصرفي اش برج کبوتري را مي ساخت.
براساس سفرنامه شارون ، سياح فرانسوي قرن هفدهم ميلادي در آن زمان در اصفهان حدود 3هزار برج کبوتر وجود داشت که با احتساب ظرفيت ميانگين 5هزار کبوتر براي هر کدام رقمي حدود 15ميليون لانه کبوتر محاسبه مي شود که قطعا متناسب با شمار کبوتران در آن زمان بود. برجهاي کبوتري که در حال حاضر وجود دارند، بيش از چندصد نيستند و ظرفيت آنها از 2هزار تا 15هزار متفاوت است.
با وجود استفاده از مصالح ارزان و در دسترس خشت خام (متشکل از خاک رس چسبنده و کاه) طرحهايي که در برجهاي کبوتر به کار رفته چنان متنوع و حساب شده اند که از نقطه نظر مهندسي و معماري هر يک را مي توان به عنوان شاهکاري در نظر گرفت.
هنگامي که از فرودگاه اصفهان به سمت شهر اصفهان حرکت مي کنيم ، اگر از جاده باغ رضوان برويم ، در طرفين آزادراه تعداد زيادي کبوترخانه را مشاهده مي کنيم. در سمت چپ مسير نيز يک کبوترخانه بزرگ مشاهده مي شود. در کنار آن هم روستايي از توابع گورت وجود دارد که در آن هم مي توان کبوترخانه هايي زيبا يافت. در سمت راست همان جاده (باند شمالي) در يک قسمت به مجموعه اي از کبوترها برمي خوريم که فقط در يک جاي آن تعداد 13کبوترخانه در کنار هم ديده مي شوند که ظرفيت هر کدام از اين مجموعه ها حدود 8هزار کبوتر برآورد مي شود.
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت 18:58 | لینک ثابت |
جام جم آنلاين: سال 1947 بود كه لاري و ماريام اورنستين، تازه عروس و داماد، براي ماه عسل به شيكاگو رفتند و با پرداخت شبي كمتر از 10 دلار اتاقي در هتل "پالمر هاوس" گرفتند.
60 سال بعد ، اين زوج در سوئيت پنت هاوس همين هتل با همان قيمت مهمان شدند.
اين هتل به مشترياني كه بيش از 50 سال پيش يك بار در آنجا اقامت كرده باشند اجازه مي دهد به همان قيمت 50 سال پيش در اين هتل تاريخي اقامت كنند فقط به يك شرط و آن اين كه مهمانان رسيد و صورتحساب 50 سال پيش خود را حفظ كرده باشند. امروز كرايه هر اتاق اين هتل 1600 دلار است.
زوج اورنستين، كه در ناحيه ميلواكي سكونت دارند و حالا 81 ساله هستند صورتحساب هتل خود را با ديگر يادگارهاي عروسي خود حفظ كردند.
لاري ، داماد ، به روزنامه شيكاگو سان تايمز گفت: احساس خوبي دارم انگار 2 ساله ام.
اين هتل 136 ساله از سال 1925 چنين هديه اي را به مشتريان خود داده است.
كن پرايس سخنگوي هتل گفت اما در 25 سال گذشته كمتر از 10 نفر از اين فرصت استفاده كرده اند. عروس و داماد 60 سال پيش، حتي همان 10 دلار را هم نپرداختند چون نوه 12 ساله آنان به عنوان هديه كرايه هتل را داد.
لاري گفت كاش حالا 21 ساله بودم و همان 1600 دلار را از من مي گرفتند.
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت 18:51 | لینک ثابت |
هیچکسی رو ندیدم
که دلش یار تو نیست
از کنار تو گذر کرده گرفتار تو نیست
شهری از مستی چشمات یهو ویرونه میشه
اگه لیلا ببینت مجنون حیرونت میشه...

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 6 آبان1386 ساعت 18:6 | لینک ثابت |
جام جم آنلاين: براساس برآوردهاي گوناگون، پليس مخفي شوروي بين سال‌هاي 1936 تا 1941 در زمان حكومت استالين بيش از صد هزار نفر را در اوكراين به قتل رساند بدون آنكه حتي اجساد آنان را به خانواده‌هايشان تحويل دهد.
به گزارش بي‌بي‌سي، مسوولان اوكراين اجساد 2 هزار نفر از قربانيان فوق را كه پيش از 60 سال پيش به وسيله پليس مخفي شوروي كشته و در نزديكي كي‌يف، پايتخت اين كشور در گورهاي جمعي به خاك سپرده شده بودند، بار ديگر در گورهاي جداگانه به خاك سپردند.
اين اجساد، از جمله اجساد 474 لهستاني در طول سال جاري در بيكوونيا از زير خاك بيرون آورده شدند.
گفته مي‌شود پليس شوروي در دهه‌هاي 1930 و 1940 ده‌ها هزار نفر را در اين محل به خاك سپرده است.
كمونيست‌ها وجود گورهاي دسته جمعي را در اوكراين تكذيب مي‌كردند. اما در دهه 1990 پس از فروپاشي شوروي، به وجود اين گورها اعتراف كردند.
در مراسم روز شنبه در جنگلي در خارج كي‌يف – پايتخت اوكراين - حدود صد نفر از جمله اقوام قربانيان حضور داشتند.
يكي از آنان – ماريا مارژتسكا – گفت: پدرش را در 1937 دستگير كردند. «من 8 ساله بودم. من بودم و پدر و مادرم. آنان پدرم را گرفتند و ما هر صبح و شب دنبال او به اداره پليس مي‌رفتيم.» كساني كه اجسادشان روز شنبه دوباره به خاك سپرده شد، قبل از مرگ شكنجه شده بودند.
گفته مي‌شود پليس مخفي شوروي در فاصله سال‌هاي 1936 تا 1941 بيش از صد هزار نفر از مردم اوكراين و لهستان را كشت و در اين منطقه در گورهاي دسته جمعي به خاك سپرد.
 
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 6 آبان1386 ساعت 17:47 | لینک ثابت |
 
جام جم آنلاين: مقداري از موي سر ارنستو چه گوارا انقلابي معروف امريكاي لاتين كه يك مامور سازمان سيا از جسد او جدا كرده بود، در حراجي به 119 هزار دلار فروخته شد.
به گزارش بي بي سي، كتابفروشي در نزديكي هوستون، امريكا اين پول را داد. اين حراج در دالاس با اعتراض بيوه چه و طرفداران او مواجه شد.
اين موسسه حراج كننده پيشتر موهاي ابراهام لينكن، الويس پريسلي و مارلين مونرو را حراج كرده بود.
بيل باتلر 61 ساله صاحب كتابفروشي گفت خيال دارد موي چه را در كتابفروشي خود به تماشا بگذارد.
چه گوارا در سال 1967 به وسيله مزدوران امريكا در بوليوي كشته شد. او از همرزمان فيدل كاسترو بود و با حكومت هاي مزدور واشنگتن در امريكاي جنوبي مبارزه مي كرد.
نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 6 آبان1386 ساعت 17:28 | لینک ثابت |


 

 

11 مهرماه سالروزشروع به کار تلویزیون در ایران (1337 ش)

 

 

 

با راه اندازي و بهره برداري از نخستين فرستنده تلويزيوني ايران در يازدهم مهرماه 1337 ش تلويزيون ايران، پخش برنامه هاي خود را آغاز کرد. تلويزيون ايران در ابتدا به صورت يک پخش کاملاً خصوصي اداره مي شد که ابتدا در هر روز چهار ساعت برنامه پخش مي کرد. اين تلويزيون براي گسترش مناطق تحت پوشش خود، در سال 1340 ش فرستنده ديگري در آبادان و يک فرستنده تقويتي در اهواز تأسيس کرد.

در اواخر سال 1342 ش، تلويزيون ايران از ساختار يک شرکت خصوصي به شرکت سهامي تلويزيون ايران تغيير شکل داد تا اين که تلويزيون ملي ايران با امکانات يک استوديو، سه دوربين و دو دستگاه ضبط مغناطيسي در آبان ماه 1345 ش به صورت تلويزيون دولتي و به طور آزمايشي آغاز به کار کرد. در نهايت سازمان تلويزيوني ملي ايران در 29 اسفند 1345 ش رسماً افتتاح شد و کار خود را وسعت بخشيد.

با پيروزي انقلاب اسلامي ايران سازمان راديو تلويزيون ملي ايران به صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران تغيير نام يافت. و با گذشت زمان فعاليت هاي اين سازمان به صورت افزايش فرستنده و شبکه هاي راديويي و تلويزيوني در تهران و شهرستانها رو به گسترش نهاد. چنانچه تا به امروز (1382 ش) اين سازمان داراي 30 مرکز در استان و شهرستانهاي مختلف ايران نزديک به بيست شبکه سراسري راديويي و تلويزيوني و بيش از پانزده دفتر منطقه اي در کشورهاي مختلف جهان و ده ها شبکه راديويي و تلويزيوني در تهران و شهرستانها مي باشد. همچنين در طي سالهاي اخير شبکه جهاني جام جم بخش وسيعي از دنيا از جمله قاره آسيا و اقيانوسيه، قاره اروپا و شمال آفريقا و قاره آمريکا را تحت پوشش قرار داده و شبکه جهاني سحر نيز به چندين زبان برنامه پخش مي کند. همچنين شبکه خبري العالم از ابتداي سال 1382 فعاليت خود را آغاز کرد که در سراسر جهان قابل دريافت مي باشد.

 

نوشته شده توسط مسعود صالح تکروکی در یکشنبه 6 آبان1386 ساعت 17:26 | لینک ثابت |