
پس از كشف قاره آمريكا توسط كريستف كلمب ، اسپانيايي ها نخست در جزاير آنتيل مستقر شدند. در سال 1518 ميلادي هرنان كورتز ، يك اشرافزاده ماجراجو اهل كاستيل اسپانيا در راس يك گروه كوچك از سربازان اسپانيايي جزيره کوبا را ترك كرد و به قصد اشغال مكزيك روانه آن سرزمين شد.
سرخ پوستان مكزيك با مشاهده چهره ريش دار اسپانيايي ها ، زره ها ، سلاح هاي آتشين و اسب هاي آنها مات و مبهوت شدند.اين مساله به سود كورتز تمام شد زيرا سرخپوستان آزتك بر اساس يك اسطوره قديمي خود به خدايي به نام "كتزالكوالت" معتقد بودند كه روزي به قصد فتح سرزمين هاي جديد خاك آزتك ها را ترك كرده بود و بايد با بازماندگان خود با هيبت جديدي بازمي گشت.
موكتزوما دوم امپراتور آزتك هاجرات نكرد مانع ورود هرنان كورتز به پايتخت باشكوهش تنوكتيتلان (مكزيكو كنوني) شود.
كورتز به آساني شهر را تصرف كرد اما به زودي ناگزير شد براي مقابله با ورود يك رقيب به نواحي ساحلي بازگردد. وي اختيار شهر و مراقبت از امپراتور را به يكي از معاونان خود به نام« پدرو دو آلوارو» سپرد. اما پدرو دو آلوارو فرد مناسبي براي اين مقام نبود و به بهانه يك توطئه وارد معبد اصلي آزتك ها شد و تمام راهبان و حاضران در معبد را قتل عام كرد.
آزتك ها دست به شورش زدند، در اين ميان موكتزوما در سلولش توسط نگهبانان اسپانيايي به قتل رسيد، با مرگ وي برادرزاده اش كوئوهتموك امپراتور شد و رهبري شورش را در دست گرفت.
هرنان كورتز پس از اطلاع از شورش آزتك ها به سرعت بازگشت ، اما متوجه شد اوضاع تنوكتيتلان غيرقابل كنترل است بنابراين دستور عقب نشيني سربازان خود را صادر كرد.
كورتز به همراه 500 سرباز اسپانيايي تصميم گرفت به سرعت پايتخت امپراتوري آزتك را در شب 30 ژوئن سال 1520 ميلادي ترك كند. مردم پل هايي كه عبور از مرداب هاي پيرامون شهر را امكان پذير مي ساخت قطع كردند و نيمي از سربازان اسپانيايي را به قتل رساندند ، بقيه آنها به همراه كورتز موفق به فرار شدند.
اما كورتز با سماجت بقيه افرادش و متحدان سرخپوست خود را بازسازي كرد و شهر را به محاصره درآورد. پس از 75 روز محاصره شهر تنوكتيتلان و همراه آن امپراتوري آزتك سقوط كرد.
اسپانيايي ها شهر تنوكتيتلان را ويران كردند و در محل آن شهر مكزيكوكه نام آن برگرفته از نام يك قبيله محلي بود را بنا كردند. مقاومت آزتك ها با دستگيري كوئوهتموك در 13 اوت سال 1521 ميلادي خاتمه يافت.
كورتز امپراتور كوئوهتموك را به دست جلادان سپرد و پس از ساعت ها شكنجه طاقت فرسا ،آخرين امپراتور آزتك جان سپرد.
به اين ترتيب در شب 30 ژوئن سال 1520 ميلادي آزتك ها موفق شدند اشغالگران اسپانيايي را از شهر تنوكتيتلانبيرون برانند. اما اين اقدام سرآغاز سقوط امپراتوري آزتك شد و از آن پس كابوس طولاني آزتك ها تا زمان نابودي تمدن آزتك ادامه يافت.
فتح امپراتوري آزتك و كشور كنوني مكزيك توسط هرنان كورتز عواقب شومي براي بقيه تمدن هاي كهن قاره آمريكا داشت ، از جمله مي توان به نابودي امپراتوري و تمدن اينكاها و فتح كشوركنوني پرو توسط فرانسيسكو پيزارو اشاره كرد.

به گزارش ايسنا، اين كودك كه «تونگ ليانگ ليانگ» نام دارد، اهل شهر «تيانجين» چين است كه به گفته خودش به دليل آن كه پدرش سيگاري است، او نيز به كشيدن سيگار تمايل پيدا كرده و به همين دليل در سن دو سالگي يك سيگاري حرفهاي است.
پدر اين كودك 5/2 ساله گفت: پسرم با بيماري بادفتق به دنيا آمد اما پزشكان به ما گفتند، او كوچكتر از آن است كه بتوان جراحي بر رويش انجام داد. به همين دليل من براي آن كه او درد نكشد در 18 ماهگي به او سيگار دادم، اما فكر نميكردم به يك سيگاري تمام عيار بدل شود، به طوري كه روزانه يك پاكت سيگار يا 20 نخ سيگار ميكشد.
اين پدر افزود: پسرم اصلا قصد ندارد عادت خود را ترك كند. اگر هم ما پاكت سيگار را از او دور كنيم به شدت عصباني ميشود و داد و فرياد راه مياندازد.
نام اين كودك به عنوان جوانترين سيگاري در جهان در كتاب ركوردهاي گينس به ثبت رسيد.

معاون سازمان سنجش با اعلام اين مطلب که اين اتفاق حداقل در 10 سال گذشته، نمونه ديگري نداشته است، آن را جزو اتفاقات نادر در طول برگزاري آزمون هاي سراسري در ايران خواند.
نام اين داوطلب از سوي سازمان سنجش آموزش کشور اعلام نشده است.
سوپر استار به سینماهای کانادا و آمریکا آمد فیلم بحث بر انگیز سوپر استار به کارگردانی تهمینه میلانی که مرز یک میلیارد تومان را در اکران اولیه ایران پشت سر گذاشت،به سینماهای امریکای شمالی آمد،پرشیا فیلم در گفتگو با پخش جهانی این فیلم ،با خبر شد که کارگردان این فیلم تهمینه میلانی نیز،این اکران را همراهی خواهد کرد و در جلسات پرسش و پاسخ با مخاطبان خود حضور خواهد یافت ،گفتنی است این فیلم یکی از مهمترین فیلمهایی است که در خصوص زندگی بحث بر انگیز برخی از ستارگان سینما ساخته شده است. تهمینه میلانی در گفتوگو با خبرنگار سینمایی فارس در این باره گفت: اكران بینالمللی «سوپر استار» از اواسط خرداد ماه در آمریكا و كانادا آغاز میشود و در آمریكا در ایالت كالیفرنیا و شهرهای لسآنجلس، سنخوزه، سانفرانسیسكو، ریرواین، استنفورد، اینگورد و ... به نمایش در میآید. 
وی افزود: در كانادا نیز اكران فیلم در شهرهای ماكرال، تورنتو و ونكور انجام میشود.
میلانی به فارس گفت: اكران فیلم در آمریكا ابتدا در سه شهر ایالت كالیفرنیا شروع میشود كه احتمالا لسآنجلس و یك یا دو منطقه حومه كالیفرنیا خواهد بود و به طبع در شهرهای شیكاگو و كلورادو هم نمایش خواهد داشت.
كارگردان «سوپراستار» گفت: برنامهریزی برای اكران فیلم در آمریكا كاملا انجام شده و همه چیز مشخص است و قصد داریم برای اكران در بعضی از كشورها اروپا و دبی نیز اقدام كنیم
به گزارش پايگاه اينترنتي دكتر محسن رضايي متن اين نامه بدین شرح است:
حضرت آیت الله جنتی
دبیر محترم شورای نگهبان
با سلام و احترام؛
بدواً لازم میدانم تمدید مهلت رسیدگی به شکایات انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری که از پیشنهادات قبلی اینجانب بود، تشکر کنم.
اظهارات سخنگوی شورای محترم نگهبان در بخش خبری ساعت 21 سیما در مورخ جمعه 5/4/88 مبنی بر تصمیم آن شورای محترم در تشکیل هیئت ویژه رسیدگی به شکایات نامزدهای انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، هرچند اعلام آن دیرهنگام بود ولی اقدامی پسندیده است که این جانب از آن استقبال کرده و نماینده خود را مشروط به حضور دیگران در آن شرکت می دهم.
بدیهی است هیئت ویژه با حضور نمایندگان همه کاندیداها و بررسی جامع همه شکایات و اعتراضات میتواند راه برون رفت مناسبی از وضع موجود باشد.
امید است، حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای کروبی و جناب آقای مهندس موسوی نیز با مشارکت و معرفی نماینده خود به هیات ویژه در جهت رفع ابهامات و شبهات انتخابات و ایفای حقوق ملت، فرصت بوجود آمده را مغتنم شمارند، چرا که پیگیری فردی هرچند که ممکن است برای احقاق حقوق فردی موثر باشد اما نمیتواند جامعیت لازم جهت ایفای حقوق همه ملت را در بر داشته باشد و به همین دلیل بود که اینجانب از پیگیری شکایات قبلی صرف نظر کرده بودم.
و من الله توفیق
محسن رضایی
http://www.rezaee.ir/fa/pages/?cid=8528

مرور اتفاقاتي که پيرامون تيم ملي فوتبال کشورمان از زمان استارت براي حضور در مرحله مقدماتي جام جهاني تاکنون نشان مي دهد که انتخاب هاي صورت گرفته براي رسيدن به آفريقاي جنوبي نه براساس مطالعه و منطق اصولي بود و نه براساس شايستگي و توانايي.
فوتبال ايران سالهاست از نفوذ يک ويروس خطرناک و کشنده به قلب خود رنج مي برد و متاسفانه هر چه جلوتر مي رويم اين ويروس بخش هاي بيشتري از بدن اين فوتبال بيمار را در بر مي گيرد و کار را تا جايي پيش برده است که براي رسيدن به جام جهاني و در شرايطي که راحت ترين راه را براي رسيدن داريم، بايد چشم انتظار نتايج ديگران باشيم و خوشبختي هايمان را از کشورهاي عربي گدايي کنيم.
حالا که حذف شده ايم و از رسيدن به جام جهاني محروم شده ايم حتما مي خواهيم مثل همه سالهاي گذشته کميته شکست تشکيل دهيم و به دنبال پيدا کردن دلايلي باشيم که البته هيچ وقت مشخص نمي شود و به سرانجام هم نمي رسد. همانطور که نتايج کميته شکست رويدادهاي ديگر ورزشي مشخص نشد و همانطور که نتايج ناکامي ورزش ايران در المپيک 2008 راه بجايي نبرد و نهايتا به يک اطلاعيه اکتفا شد.
زماني که فدراسيون بين المللي فوتبال - فيفا - به فوتبال ايران خرده گفت که نبايد اجازه دهيد افراد غيرفوتبالي در مورد اين رشته پرطرفدار تصميم گيري کنند، ناراحت شديم و به جاي اينکه به دنبال حل اين مشکل باشيم آنچنان بهانه تراشي کرديم و آسمان و ريسمان را بهم بافتيم که خودمان هم يادمان رفت داريم سر فيفا را کلاه مي گذاريم البته سر فيفا که نه، سر خودمان کلاه گذاشتيم که باعث شديم همچنان در جا بزنيم و اجازه بدهيم غيرفوتبالي ها براي فوتبال تصميم بگيرند.
واقعيت اين است که فوتبال ايران به طور کامل تحت تاثير غيرفوتبالي ها قرار گرفته است و افرادي که ورزش را پايگاه خوبي براي پيش برد اهدافشان مي دانند وارد اين رشته پرطرفدار شده اند و به هر بهانه اي اظهار نظر مي کنند و به دنبال اهداف خودشان هستند.
از انتخاب اعضاي هيات مديره باشگاههاي بزرگ استقلال و پرسپوليس گرفته تا مديرعامل اين باشگاهها و بقيه باشگاه هاي که همين اخيرا و پس از قهرماني تيمشان به دلايل آنچه دخالت مسائل سياسي عنوان شده از سمت شان استعفا کرده اند و رفته اند.
مرروي بر روند انتخاب سرمربيان تيم ملي فوتبال کشورمان از ابتداي مرحله مقدماتي جام جهاني تاکنون نشان مي دهد که اين انتخاب ها نه براساس لياقت و شايستگي بلکه براساس احساسات و روابطي بوده است که حالا دودش به چشم فوتبال و طرفداران فوتبال ملي ايران مي رود.
هنوز يادمان نرفته که افشين قطبي در همان دوره اول سرمربي تيم ملي ايران شد اما به محض اينکه پايش را از نشست نهايي انتخابش بيرون گذاشت علي دايي که خودش هم بارها تاکيد کرده از سرمربي شدنش بي خبر بوده، به عنوان سرمربي تيم ملي انتخاب و معرفي شود و همين علي دايي دقايقي پس از شکست برابر عربستان بلافاصله حکم اخراج خود را دريافت کرد تا دوباره کاسه چکنم ، چکنم در دستان مسئولان ورزش بالا و پايين شود.
آمدن و رفتن محمد مايلي کهن و بيانيه هاي معروفش را ديگر همه بياد دارند و خوب مي دانند که چه اتفاقاتي در اين فوتبال بي در و پيکر افتاد.
با رفتن مايلي کهن اما بازهم نگاهها به سمت افشين قطبي چرخيد و او آمد با يک سال و خورده اي تاخير! و اين تاخير آيا نشانه اي بجز انتخاب غيرمنطقي و رابطه اي گذشته داشت؟ اگر افشين قطبي خوب بود و مي توانست تيم ملي را به جام جهاني برساند چرا همان اول نيامد؟ و اگر بد بود چرا در حساس ترين زمان به سراغ افشين قطبي رفتيم؟
آيا اين تصميم ها را افراد فوتبالي گرفتند؟ آيا فوتبالي ها نمي دانستند چنين رفتارهايي عاقبتش همين مي شود که بايد با چشماني اشک آلود پاي تلويزيون بنشينند و نتيجه را از ساق هاي بازيکنان عرب گدايي کنيم؟
فوتبال ايران همين است و تا زماني که دست غيرفوتبالي ها کوتاه نشود و متخصصين برايش تصميم نگيرند همين خواهد ماند. اين ناکامي اول فوتبال ايران نبود و آخري هم نخواهد بود. تا وقتي که افرادي بخواهند به خاطر منافع و اهداف خودشان براي اين فوتبال تصميم بگيرند و نفرات مورد نظرشان را بکار بگيرند ، آش همين آش است و کاسه همان کاسه.

او به خاطر تعلق خاطرش به نمايش ويژگيهاي قومي و بومي جزو فيلمسازاني است كه تلاش كرده راههاي نرفته را بيازمايد و البته در اين راه هيچگاه از نيش منتقدان در امان نبوده است.
جوزاني بعد از سالها دوري از سينما، اين بار در قامت يك اثر تاريخي به تلويزيون خواهد آمد. ساخته تازه او كه 5 سال كار فيلمبرداري آن در لوكيشينهاي مختلف به طول انجاميده در چشم باد نام دارد و جوزاني تلاش كرده با روايت داستان يك خانواده ايراني به نوعي به حوادث مهم تاريخي نيز بپردازد.
ساخته تازه جوزاني قرار است يك داستان پر و پيمان و جذاب را بازگو كند. از همانها كه مخاطب پيگير اتفاقات و ماجراهاي بعدي آن ميشود و اميد است با پتانسيلي كه خود قصه دارد و جوزاني آن را به مدد هنرش براي ما بازگو ميكند، بتواند در جامعه موجي را باعث شود در نگاه دوباره كردن به خويشتن خويش و آنچه در گذشته بر ما و مردم ما رفته است.
جوزاني به اعتبار تمامي ساختههاي قبلياش نشان داده كه «قصهگوي» قابلي است زير و بمها را ميداند و ميداند كجا بايد تماشاگرش را غافلگير كند.
اين بار هم به نظر ميرسد داستاني كه براي روايت انتخاب كرده، همان ويژگيهاي ساختههاي قبلياش را داشته باشد. خود او البته اين كار را «فاخر»تر و به ياد ماندنيتر از ساير ساختههايش ميداند و اصرار دارد كه از «در چشم باد» به عنوان وصيت هنري او ياد شود. اما آيا جوزاني موفق ميشود ما را با يك اثر گرم و مطبوع كه هر هفته قسمتي از يك قصه كمتر گفته شده را تصوير ميكند، مواجه كند؟
همان طور كه گفته شد در چشم باد وقايع سياسي، اجتماعي، فرهنگي سه دوره مختلف در سالهاي 1300، 1320 و 1360 را به تصوير كشيده است. اين سريال قصه مردي به نام «ايراني» است كه زماني از ياران ميرزا كوچكخان جنگلي است و اكنون پس از كشته شدن ميرزا به همراه خانواده به تهران كوچ ميكند و با داير كردن يك چاپخانه، فعاليتهاي سياسياش را دنبال ميكند. او دو پسر به نامهاي بيژن و نادر دارد كه ادامه زندگي آنها و بستگان آنها حوادث بعدي اين سريال را به وجود ميآورد.
اينكه بدانيم براي ساخت اين سريال 5 سال زمان صرف شده، خود بخود ما را به اين نكته ميرساند كه براي سازندگان آن، نكتهاي كه اهميت داشته تنها كيفيت بوده است. آنگونه كه شنيده ميشود اين سريال جزو آثاري است كه بشدت با مخاطب ارتباط برقرار خواهد كرد.
جداي از همه اينها، تلاش شده تا از بازيگران شناخته شده سينما، تلويزيون و تئاتر نيز براي رسيدن به نتيجه مطلوبتر استفاده شود. در اين سريال 150 بازيگر در نقشهاي اصلي ظاهر شدهاند.
پارسا پيروزفر، اكبر عبدي، كامبيز ديرباز، سعيد نيكپور، سحر جعفري جوزاني، لاله اسكندري، جهانگير الماسي، محمود پاكنيت و محمدرضا هدايتي بعضي از بازيگراني بودهاند كه در اين سريال بزرگ به ايفاي نقش پرداختهاند. به نظر ميرسد همه چيز براي يك ضيافت خوب براي چشمها و گوشها آماده است.

يکي از اين اعمال نماز دوازده رکعتي است که بين نماز مغرب و عشا اقامه مي شود . هر دو رکعت اين نماز به يک سلام ختم و در هر رکعت يک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده ميشود.
وقتي دوازده رکعت به پايان رسيد، هفتاد بار ذکر" اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود.
پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر "سبوح قدوس رب الملائکة والروح" گفته شود.
پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلي الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذکر "سبوح قدوس رب الملائکة والروح" گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود.
پيامبر اکرم در فضيلت اين نماز فرموده است: کسي که اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد ميگويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختي نجات يافتي. فوت شده ميپرسد تو کيستي؟ به خدا سوگند که من صورتي زيباتر از تو نديدهام و کلامي شيرين تر از کلام تو نشنيدهام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيدهام. آن زيباروي پاسخ ميدهد: من ثواب آن نمازي هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمدهام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افکند.

به گزارش ايسنا، پس از آنكه در ماه مارس اعلام شد، دو مدرك دكتراي آلبرت انيشتين در يك حراجي در سوييس حراج ميشوند، ساعاتي پيش اعلام شد كه يكي از مدارك دكتراي او به مبلغي حدود 306هزار فرانك سوييس (200هزار يورو) در يك حراجي در سوييس فروخته شده است.
مدرك دكتراي فروختهشده، مدركي است كه انيشتين در سال 1906 ميلادي آن را از دانشگاه زوريخ گرفته است.
همچنين قرار است، در روزهاي آينده، ديگر مدرك دكتراي افتخاري انيشتين مربوط به در سال 1909 ميلادي كه توسط دانشگاه ژنو در رشتهي فيزيك به او داده شده است، با قيمت پايهي 20هزار فرانك سوييس به حراج گذاشته شود.
خريدار مدرك دكتراي انيشتين، يك مجموعهدار ناشناس علاقهمند به جمعآوري آثاري از چهرههاي مشهور علمي جهان معرفي شده است.
آلبرت انيشتين ـ نابغهي علم فيزيك ـ در سال 1879 ميلادي در آلمان متولد شد و در سال 1921 ميلادي موفق به كسب جايزهي نوبل فيزيك شد. او در سال 1955 ميلادي در آمريكا درگذشت.

