فوبیا، هراس یا ترس شدید پدیده ای است که به صورت آگاهانه یا ناخود آگاهانه زندگی بسیاری از انسانهای جهان را مختل می کند. این پدیده بیشتر ناشی از ترس از قرار گرفتن در موقعیتی خطرناک است و معمولا کنترل آن برای فرد مبتلا سخت و گاهی غیر ممکن است. در حدود 19.2 میلیون نفر انسان در سن 18 سالگی در آمریکا به گونه های مختلفی از این اختلال روحی مبتلا هستند که در ادامه نشریه لایو ساینس به مشهورترین آنها اشاره کرده است.
ترس از مار (Ophidiophobia) :
یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است. توانایی تشخیص مارها در یک چشم به هم زدن یکی از رفتارهای تکاملی است که به اجداد انسان در جهان وحشی ماقبل تاریخ امکان بقا داده است.
ترس از خزندگان عجیب (Entomophobia) :
شاید برخی از افراد با دیدن برخی از حشرات تنها احساس چندش آوری پیدا کنند، اما این جانداران کوچک در واقع این توانایی را دارند که برخی از انسانها را به شدت بترسانند که این شدت در زنان نسبت به مردان چهار برابر است. مطالعه دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون نشان می دهد دختر بچه های 11 ماهه به سرعت قادرند در برابر تصاویری از مارها با عنکبوتها نشانه های ترس را در صورت خود انعکاس دهند در حالی که این خصوصیت در پسربچه هایی با همین سن وجود ندارد. دیدگاه تکاملی این فوبیا بر این اساس است که زنان در دوران باستانی حیات بشر در هنگام جمع آوری غذا با چنین جاندارانی مواجه می شده اند و انقباض ماهیچه های بدن و صورت در برابر چنین منظره ای به عنوان ابزار محافظت مادر و فرزند در برابر جاندار شناخته شده است.
ترس از مکان (Agoraphobia) :
در حدود 1.8 میلیون جوان 18 ساله در آمریکا از قرار گیری در اماکنی که فرار کردن از آن مشکل باشد هراس دارند. مکانها و فعالیتهایی که شامل این فوبیا می شوند آسانسور، حضور در رقابتهای ورزشی، پلها، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، رانندگی، فروشگاه های بزرگ و فرودگاه ها برشمرده شده اند. این هراس می تواند باعث شود افراد هرگز خانه های خود را ترک نکنند، به سفر نروند و در مناطق شلوغ قرار نگیرند.
ترس از دیگران (Xenophobia) :
در صورتی که صحبت کردن در برابر دیگران رنگ چهره شما را دگرگون ساخته، صدای شما را گرفته کرده و عرق از سر و روی شما جاری می کند، بدانید که نشانه های این فوبیا در شما وجود دارد. بیگانه ترسی پدیده ای است که 15 میلیون جوان آمریکایی از آن در عذابند و تنها صحبت کردن آنها را در جمع تحت تاثیر قرار نمی دهد بلکه خوردن و آشامیدن این افراد نیز در برابر جمع دچار اختلال خواهد شد. این فوبیا از سن 13 سالگی در نوجوانان آغاز می شود.
ترس از بلندی (Acrophobia) :
یکی از رایج ترین ترسها در میان افراد است که در حدود 3 تا 5 درصد از آمریکایی ها را تحت تاثیر خود قرار داده است. برخلاف تصور پیشین دانشمندان که این فوبیا را ناشی از ترسی غیر واقعی می دانستند مطالعات جدید نشان می دهد مبتلایان به این ترس، ارتفاع ساختمانها را بسیار بیشتر از ارتفاع واقعی می بینند و همین امر بر ترس آنها می افزاید.
ترس از تاریکی (Lygophobia) :
برای بسیاری از کودکان، خاموش شدن چراغ اتاق همراه با بروز ترسی شدید ناشی از بیرون آمدن هیولایی از زیر تختخواب و یا از داخل کمد دیواری است. در واقع ترسیدن از تاریکی یکی از رایجترین ترسها در میان کودکان است که در پس آن تفکرات و توهمات جالب توجهی نهفته است. کودکان در تاریکی به هر پدیده ممکنی فکر می کنند و معتقدند در تاریکی دزدی خواهد آمد و آنها را خواهد ربود و یا اسباب بازی های آنها را به سرقت خواهد برد. ریشه این ترس کودکان از ناشناخته های آنان سرچشمه می گیرد و در صورت درمان نشدن تا زمان بزرگسالی نیز ادامه پیدا خواهد کرد.
ترس از صائقه (Astraphobia) :
صدای مهیب رعد و برق می تواند علائمی مانند تپش شدید قلب را برای افرادی که از فوبیای رعد و برق رنج می برند در برداشته باشد و به همین دلیل بسیاری از افراد مبتلا زندگی خود را به مناطقی منتقل می کنند که از شرایط جوی آرامی برخوردار است. نکته جالب درباره این فوبیا این است که مبتلایان از ترس خود احساس خجالت داشته و آن را مخفی نگاه می دارند.
ترس از پرواز (Aviophobia) :
ترسی است که در حدود 25 میلیون انسان تنها در آمریکا به آن مبتلا هستند. این افراد در دو گروه ترس، ترس از سقوط هواپیما و ترس از کابین کوچک هواپیما تقسیم می شوند. جالب است بدانید نسبت مرگ انسانها در سقوط هواپیما یک در 20 هزار است در حالی که این نسبت در مرگهای ناشی از سوانح رانندگی یک در 100 و در مرگ ناشی از حملات قلبی یک در پنج است.
ترس از سگ (Cynophobia) :
حتی کوچک ترین و بامزه ترین سگهای نژاد ژرمن شپرد می توانند ترسی مهیب را در مبتلایان به این نوع از فوبیا ایجاد کنند. این ترس معمولا از احتمال گاز گرفته شدن خود فرد و یا افرادی دیگر توسط سگها ناشی می شود البته برخی تنها نسبت به سگهای شکاری و یا تازی هراسناک هستند.
ترس از دندانپزشک (Odontophobia) :
در حدود 9 تا 20 درصد از آمریکاییها به دلیل ترس و واهمه از رفتن به دندانپزشکی خودداری می کنند. در صورت ابتلا به این فوبیا فرد به هیچ قیمتی حاضر به مراجعه به یک دندانپزشک نبوده و تنها در صورتی که درد امان آنها را ببرد به مطب دندانپزشکی خواهند رفت. از دلایل ریشه ای ارائه شده برای ابتلا این ترس، تجربیات بد گذشته از دندانپزشک، ترس از تزریق لثه و ترس از صندلی و مته دندانپزشکی عنوان شده اند که معمولا می توان آن را با همکاری دندانپزشک از میان برداشت.
I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house,
because it means that I am alive
خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم، این یعنی من هنوز زنده ام
I am thankful for being sick once in a while,
because it reminds me that I am healthy most of the time
خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار میشوم، این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم
I am thankful for the husband who snoser all night,
because that means he is healthy and alive at home asleep with me
خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم
این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است
I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes,
because that means she is at home not on the street
خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است
این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند
I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed
خدا را شکر که مالیات می پردازم، این یعنی شغل و درآمدی دارم و بیکار نیستم
I am thankful for the clothes that a fit a little too snag,
because it means I have enough to eat
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند، این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم
I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day,
because it means I have been capable of working hard
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم، این یعنی توان سخت کار کردن را دارم
I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning,
because it means I have a home
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم، این یعنی من خانه ای دارم
I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot,
because it means I am capable of walking
and that I have been blessed with transportation
خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم
این یعنی هم توان راه رفتن دارم
و هم اتومبیلی برای سوار شدن
I am thankful for the noise I have to bear from neighbors,
because it means that I can hear
خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم، این یعنی من توانائی شنیدن دارم
I am thankful for the pile of laundry and ironing,
because it means I have clothes to wear
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم، این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم
I am thankful for the becoming broke on shopping for new year,
because it means I have beloved ones to buy gifts for them
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند
این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم
Thanks God... Thanks God... Thanks God
خدا را شکر... خدا را شکر... خدا را شکر
نسخه نهایی جدیدترین ویرایش آنتی ویروس قدرتمند NOD32 Antivirus 4.0.468
سیستم آنتی ویروس ESET NOD32 بصورت یکپارجه ، Real-Time و قدرتمند در برابر انواع تهدیدها مانند ویروسها، کرمهای رایانه ای، تروجانها، نرم افزارهای جاسوسی، نصب نرم افزارهای تبلیغاتی بدون اجازه، حملات موسوم به Pishing به منوظر سرقت اطلاعات سری شما، بدافزارها و حملات هکری به منظور رخنه و نفوذ در سیستم و بدست گیری کنترل آن ، از رایانه شما بصورت عالی وبا استفاده از فناوری های پیشرفته روز دنیا محافظت می نماید. از ویژگی های منحصر بفرد و مثال زدنی این نرم افزار آنتی ویروس می توان به بهترین شیوه شناسایی، سریعترین عملکرد و گذاشتن کمتری ردپا اشاره نمود. NOD32 Antivirus System سطح محافظتی بسیار متعادل، و مطابق استانداردها و فناوری های روز برای محافظت رایانه شخصی شما از به خطر افتادن اطلاعات مهم شما و نیز سیستمهای توسعه یافته که برروی پلتفرمهای مختلف از ویندوز گرفته تا تعدادی از سیستم عاملهای یونیکس/ لینوکس، Novell, MS DOS و درنهایت Microsoft Exchange Server, Lotus Domino و دیگر میل سرورهای دیگر استفاده می نماید. NOD32 Update Key:
راهکارهای ESET براساس فناوری اختصاصی و صاحب امتیازThreatSense این شرکت طراحی و ساخته شده اند. این موتور ابتکاری پیشرفته حفاظت با استفاده از سیستم Proactive خود امکان شناسایی نرم افزارهای مخرب را که حتی بروزترین محصولات آنتی ویروس دیگر قادر به شناسایی آنها نمی باشند را با استفاده از دیکد نمودن و آنالیز نمودن کدهای اجرایی بصورت بلافاصله در محیطی شبیه سازی شده را میسر می سازد. کاربران سیستم عامل ویندوز مایکروسافت می توانند قدرت و شکوه فناوری ThreatSense آنتی ویروس NOD32 را به آسانی و راحتی تجربه نمایند. موتور منحصربفرد بهینه شده نرم افزار بهترین سطح محافظتی در برابر ویروسها، نرم افزارهای جاسوسی، بدافزارها، حملات موسوم به Pishing، و بسیاری موارد دیگر ارائه نماید. با استفاده از فناوری محافظتی قدرتمند ، بروز و Proactive شناسایی این آنتی ویروس خواهد توانست از تهدیدهای آینده و روزافزون به خوبی در امان باشید.
قابلیتهای کلیدی نرم افزار NOD32 Antivirus 4.0.468 :
* ارائه سطح محافظتی و سیستم شناسایی Proactive با استفاده از فناوری های روز در برابر انواع تهدیدها
* سرعت بالای اسکن فایل ها و در عین حال ارائه متد امنیتی قدرتمند
* استفاده بسیار کم از منابع سیستمی به منظور جلوگیری از کاهش سرعت سیستم
* فناوری منحصربفرد بهینه شده ThreatSense به منظور آنالیز و بررسی کدها برای شناسایی رفتار مخرب
* سیستم آنالیز بی نظیر ابتکاری به منظور شناسایی بدافزارهای جدید به محض نمایان شدن
* فناوری شبیه سازی قدرتمند محیط رایانه به منظور بازنمودن و قفل گشایی تمامی انواع آرشیوهای و بسته های درحال اجرا
* قابلیت پاکسازی بدافزارهای در حال اجرا در فضای حافظه
* محافظت از چندین نقطه آسیب پذیر برای نفوذ مانند HTTP, POP3, SMTP و تمامی درایوهای داخلی و قابل حمل
* برداشتن آلودگی از فایلهایی که قفل گذاری شده اند مانند فایل بارگذاری شده DLL
* جلوگیری از باز نمودن و اجرای فایلهای آلوده و اعلان هشدار هنگام ایجاد فایلهای آلوده
* سازگاری با اسکن HTTP
* اجرای برنامه بصورت خودکار پس هنگام بالا آمدن سیستم
* سازگاری با سیستم عامل های سرور
* پشتیبانی از محیط های مختلف Terminal Server
* پشتیبانی از اسکن دیسکهای تعیین شده شبکه
* پشتیبانی از نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز محبوب ۷
و...
Username: EAV-23225002
Password: 5e2k3kmvj2
Username: EAV-23176119
Password: bfm5nkutma
Username:EAV- 23225002
Password:5e2k3kmvj2
| |||
| محمد خاتمی رئيس جمهور پيشين در ديدار و گفتگو با جمعی از اعضای هيأت علمی دانشگاه علم و صنعت از اوضاع اجتماعی كشور انتقاد كرد. | |||
|
به نقل از روزنامه اطلاعات ، خاتمی در سخنانی كه از سوی خبرگزاری دانشجویان (ایسنا) منتشر شد ضمن برشمردن مشكلاتی كه در جامعه ما وجود دارد از جمله: درك نكردن جایگاه دانشگاه و دانشگاهیان در تصمیمسازیها، مداخلههای سیاسی و امنیتی در امور دانشگاه، ایجاد و محدودیت در مسیر نقد قدرت در جامعه و اهانت و فشار به نیروهای ارزنده پرسید چرا اینقدر فضا تنگ شده و نیروهای ارزندهای كه انتقاد یا حرف دارند حذف میشوند. رئیس جمهور پیشین یادآور شد: كسی كه نقد میكند برانداز نیست بلكه دلسوز جامعه است و ایجاد محدودیت در مسیر نقد قدرت موجب كاهش رضایت عمومی میشود. سیدمحمد خاتمی در دیدار و گفتگو با جمعی از اعضای هیات علمی دانشگاه علم وصنعت ایران با اشاره به اینكه جامعه دانشگاهی ما هم درد را میشناسد و هم تلاش میکند راهحلی را برای رفع درد ارائه دهد، ادامه داد: یکی از مشکلاتی که در جامعه ما وجود دارد، درک نكردن جایگاه دانشگاه و دانشگاهیان و بهره نگرفتن از آنهاست. علل پیش آمدن این وضع محدودیتهاست و متاسفانه زیانی که از این ناحیه، مملکت دچار آن میشود زیان غیرقابل جبرانی است. وی با تاکید بر ضرورت استقلال دانشگاه یادآور شد: در دولت اصلاحات، هم وغم دولت بر این بود که دانشگاه روی پای خود بایستد و مورد احترام باشد و تلاش کنیم نیروهای خارج از دانشگاه اجازه و توان دخالت و اعمال نظر به هر صورت را نداشته باشد. خاتمی تاكید كرد: اختیارات هیاتهای امنا در اداره دانشگاهها و انتخابی شدن مدیریتهای دانشگاهی از جمله ضرورتهای مشارکت دانشگاهیان در تصمیم سازیهای کشور است که دولت در دوران اصلاحات توانست تنها گامهای اولیه در آن مسیر بردارد. وی استقلال دانشگاه و رعایت حقوق و حرمت دانشگاهیان و دانشجویان را در هر شرایطی ضروری و لطمه مداخلههای سیاسی و امنیتی را مخل ایفای نقشهای واقعی دانشگاه دانست. وی تاکید کرد: من بارها گفتهام زمانه ما زمانی است که در آن دیگر هیچ انسانی در وجدان خودش هیچ نوع حکومت استبدادی و دیکتاتوری را برنمیتابد و ردمیکند. از جمله دلایل آن هم همین است که امروز دیکتاتورهای زمان نیز ادعای مردمیبودن میکنند؛ اینها مساله زمان ماست و متعلق به شرق و غرب نیست و انتقاد و بیان آزاد عقاید و اندیشهها امروز دیگر به عنوان یک حق شناخته شده است. وی با تاکید بر نقش دانشگاهیان در این زمینه گفت: متاسفانه ما گرفتار بحران تفکر هستیم که باید با استمداد از سنت و روح زمانه بتوانیم این بحران را حل کنیم و به یک جمعبندی درستی برسیم و دانشگاهها و محافل علمی میتوانند در این زمینه نقش بسزایی داشته باشند. وی لازمه تحقق این نقش را وجود امنیت اجتماعی و احساس رضایت همه افراد جامعه و نخبگان به خصوص جامعه دانشگاهی دانست و گفت: رضایت مبنای رشد اجتماعی و نقد به تعبیر امیرالمؤمنین علی(ع) وظیفه جامعه و حق والیان است پس ایجاد محدودیت در مسیر نقد قدرت موجب کاهش رضایت عمومی و محروم کردن جامعه و حکومت از یک حق اساسی است. رئیس بنیاد باران در اینباره افزود: نظام اسلامی چنانکه در منابع دینی و تاریخی ما آمده است و در انقلاب و اندیشه حضرت امام نیز ریشه دارد، نظامی است انسانی و اخلاقی که باید همه شهروندان را در بربگیرد و محدود به سلیقه، افراد و گروههای خاص نشود و جلب رضایت نخبگان و آحاد جامعه را مد نظر داشته باشد. او خشونت را مضر به حال جامعه، دین و نظام دانست و گفت: خشونت، تندروی و نارضایتی در جامعه به دنبال میآورد و اگر در جامعه نارضایتی و بیاعتمادی بود و روزبه روز گسترش پیدا کرد، اولین ضربه به اسلام و نظامی که نام اسلام را دارد میخورد. اگر خدای نکرده رفتارها و برنامهها طوری باشد که در ذهن جامعه القاء شود که خشونت و ارعاب و تهدید رسمیت دارد و دشمنان هم از این زمینه استفاده کنند بیش از همه خود نظام زیان میبیند. وی افزود: امروز سئوال این است که به خصوص در جریان حوادث اخیر، رضایت جامعه و به خصوص نخبگان آن افزایش پیدا کرده است؟ اگر نکرده است باید فهمید که مشکل وجود دارد و عاملان این وضع تضعیفکنندگان نظام در اینجا کسانی هستند که سبب نارضایتی بیشتر در جامعه شدهاند. خاتمی تصریح کرد: این جامعه متعلق به ما است، اما چرا اینقدر فضا تنگ شده است، چرا اینقدر نیروهای ارزندهای که انتقاد یا حرف دارند، نه تنها حذف میشوند، بلکه مورد هرگونه اهانت و فشاری قرار میگیرند؟ وقتی به دانشجو، استاد، عالم، هنرمند، نیروهای اهل فکر و سابقهدار و جبهه رفته و نیروهایی که میگویند قانون اساسی را قبول داریم البته انتقاد هم داریم، هرگونه ناسزا و نسبتی به آنها میدهند، متاسفانه نظام تضعیف میشود و ایران چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی آسیب میبیند. وی با اشاره به این كه شعارهایی در جامعه مطرح میشود كه هیچ كدام از ما آن را نمیپسندیم گفت: اینها به این دلیل است که به مردم احترام نمیشود، اعتراض و انتقاد براندازی به حساب میآید، رسانههای رسمی ما هرچه توانستند ناسزا و دروغ به افرادی میگویند که مورد توجه مردم هستند و همه اینها به نظام لطمه میزند. وی برای حل این مسائل گفت: همه باید به قانون اساسی بازگردیم و در چارچوب قانون اساسی و معیارهای اسلامی حرکت کنیم؛ باید پذیرفت که نمیتوان به صورت پادگانی جامعه و دانشگاه را اداره کرد؛ این نحوه مدیریت به زیان مادی و معنوی و حیثیتی جمهوری اسلامی است. رئیسجمهوری سابق افزود: انتظار این بود که کمکم فضا غیرامنیتی شود، نه اینکه انتقاد و نقد کردن اینهمه هزینه برای جامعه داشته باشد، باید به خاطر داشت کسی که نقد میکند برانداز نیست بلکه دلسوز انقلاب و جامعه است. اما آیا امروز انتقاد منطقی هزینه ندارد؟ آیا منتقد متهم به انواع اتهاماتی که شایسته بدترین دشمنان کشور و ملت است، نمیشود؟ اگر جواب این سئوالات مثبت است؛ اینها نشاندهنده انحرافی است که باید اصلاح شود و به راه درست بازگردد. گردآوری:گروه خبر سيمرغ
منبع:ettelaat.com | |||
| بر این اساس مجله فوربس 10 نفر از پولساز ترین مدلهای دنیا را معرفی کرد که اصلا جای تعجبی نیست که مدلهای برزیلی حضور پررنگی در این آمار را دارند. | |
|
در چند سال گذشته شاهد این بودیم که بازیگران و دیگر سلبریتی ها تا حدودی جای سوپر مدلها را بر روی کاور مجلات مختلف , تبلیغ محصولات کمپانی های مختلف و حتی حضور در فشن شو ها را گرفتند که این زنگ خطری برای آنها بود اما امروزه مدلها دوباره در عرصه پولسازی حضور فعالی پیدا کردند و برگشت آنها فقط بر روی کاور مجلاتی مانند ووگه نبود. شوهای تلویزیونی , طراحی پوشاک , عرضه مارک های آرایشی مانند رنگ مو و ایجاد موسسه های خیریه از اقداماتی بود که سوپر مدلها انجام دادند. بر این اساس مجله فوربس 10 نفر از پولساز ترین مدلهای دنیا را معرفی کرد که اصلا جای تعجبی نیست که مدلهای برزیلی حضور پررنگی در این آمار را دارند.
1- ژیسلی باندچن
با در امدی حدود 25 میلیون ذلار در سال نفر اول این فهرست میباشد. ژیسلی باندچن 29 ساله و اهل برزیلی میباشد. وی اکنون همسر تام برادی است. هم اکنون با کمپانی های ورساچی , ترو رلیجیون جینز , دیور و ایبل واچز همکار دارد. با در امدی حدود 16 میلیون دلار در سال نفر دوم میباشد. مدل 39 ساله آلمانی اکنون همسر سل و مادر 4 فرزند است. او با ویکتوریا سکرت , پروجکت رانوی همکاری میکند و مدل تبلیغاتی شرکتهای مک دونالد , ال جی و دایت کوک میباشد همچنین کلوم صاحب خط تولید صندلهایش است.
3- کیت موس
با در امدی حدود 8.5 میلیون دلار در سال نفر سوم میباشد. مدل 35 ساله انگلیسی امسال چهره ورساچی , لانگ چامپ و دیوید یورمن است. او صاحب خط تولید پوشاک نیز میباشد.
4- آدریانا لیما
با در امدی حدود 8 میلیون دلار در سال نفر چهارم میباشد. مدل 28 ساله برزیلی ویکتوریا سکرت راز موفقیتش را تنها مدیون جذابیت طبیعیش باید دانست. او اکنون همسر یک بسکتبالیست به نام مارکو جاریک است.
5- دوتزن کروس
با در آمدی در حدود 6 میلیون دلار در سال نفر پنجم میباشد. دوتزن کروس جدید ترین چهره ویکتوریا سکرت میباشد او هلندی و 24 ساله است. او امسال در امد فراوانی از مانکیند جینز بدست اورد
6- الساندرو امبروسیو
با در امدی در حدود 6 میلیون دلار در سال نفر ششم میباشد. در امد وی با دوتزن تفاوت کمی داشت. السندرو امبروسیو 28 ساله برزیلی دیگری است که در این فهرست قرار گرفت. او نیز یکی از مدلهای ویکتوریا سکرت میباشد. سال گذشته او صاحب فرزندی شده بود و الان حدود 3 ماه است که توانسته دوباره در فشن شوها حاضر شود
با در امدی در حدود 5.5 میلیون دلار در سال نفر هفتم میباشد. این مدل روسی که از خانواده فقیری بود کارش را با مجله ووگه آغاز کرد. وی الان چهره خط تولید لباس زیر اتام ، کلوین کلین , گورلین و جاکوب استو هم چنین با موسسه خیریه ای همکاری میکند تا بتواند با تهیه پول یک مکان تفریحی را برای مردم فقیر در روسیه بسازد.
8- داریا وربوی
با درامدی در حدود 4.5 میلیون دلادر سال نفر هشتم میباشد. این مدل به چشم خرگوشی شناخته شده است. او با ووگه , اچ اند ام , آی ویر و روبرتو کاوالی همکاری دارد
9- میراندا کر
با در امدی در حدود 3 میلیون دلار در سال نفر نهم میباشد. میراندا کر قرار داد مهمی با شرکت XOXO در این سال داشت که نقش مهمی در درامدش داشته است.
10- کارولینا مورفی
با در امدی در حدود 3 میلیون دلار در سال نفر دهم میباشد. وی یک آمریکایی میباشد. او از مدلهای پلی بوی و لباسهای شنا ایلوستریتد میباشد که ممکن بود او را از این قافله عقب بندازد اما قرارداهای مهمی چون بانانا رپابلیک و لرد اند تیلور او را به مقام دهمی در این فهرست رساند
گردآوری: گروه سبک زندگی سیمرغ
منبع:celebfa.com |
دموي آلبوم جديد و فوق العاده زيباي فرزاد فرزين به نام شانس ...با 3 كيفيت متفاوت
هفت شگفتی عظیم در جهان فیزیك ما به جایی رسیدهایم كه كه بدون حل كردن برخی از مشكلات و مسایل فیزیك، نمیتوانیم در مورد حقایق و پدیدههای جالب و شگفتانگیز دیگر فیزیكی، اطلاعات بیشتری كسب كنیم. برای درك مفاهیمی مثل خاستگاه و بنیاد جهان هستی، سرنوشت نهایی سیاهچالههای فضایی یا امكان سفر در زمان، نیاز داریم كه بدانیم جهان هستی چگونه ادامهی حیات میدهد.
۱) جهان هستی چگونه برپاست؟
ما به جایی رسیدهایم كه كه بدون حل كردن برخی از مشكلات و مسایل فیزیك، نمیتوانیم در مورد حقایق و پدیدههای جالب و شگفتانگیز دیگر فیزیكی، اطلاعات بیشتری كسب كنیم. برای درك مفاهیمی مثل خاستگاه و بنیاد جهان هستی، سرنوشت نهایی سیاهچالههای فضایی یا امكان سفر در زمان، نیاز داریم كه بدانیم جهان هستی چگونه ادامهی حیات میدهد.
هماكنون یك ایدهی خوب در ذهن ما هست كه میتواند منتج به كشف حقیقت و بنیاد هستی شود. علم فیزیك در قرن بیستم بر پایهی انقلابهای دوگانهی مكانیك كوانتومی (تئوری ماهیت جسم) و نظریهی معروف اینشتین در مورد فضا، زمان و جاذبه معروف به نسبیت، بنا شده است. اما وقتی شما به دو تعریف نهایی از واقعیت دست پیدا میكنید زمانی كه تنها یك واقعیت را موجود میبینید، این راضیكننده نیست.
تلاش برای یگانهسازی این دو تئوری، موانع تكنیكی فنی و مفهومی وحشتناكی را بر سر راه بهترین نظریهپردازان فیزیك در طول دهههای گذشته قرار داده و آنان را به چالش كشیده است. برای مثال از آنجایی كه جاذبه، خودش را به عنوان یك عامل ایجاد انحراف در فضای چهاربعدی زمان-مكان معرفی میكند، پذیرش نظریهی كوانتومی در مورد جاذبه ایجاد مشكل میكند. از یك جهت، این به معنای پذیرش شك و تردید هایزنبرگ در مورد فرضیات موجود راجع به زمان – مكان به شكل فینفسه است كه قطعاً مشكلساز خواهد بود.
اما ممكن است این تردیدها، یك معنای دیگر هم داشته باشند و آن به معنای وجود یك مشكل در رابطه با گرایش و رویكرد ما نسبت به قضیه است. شاید ما نباید مفهوم جاذبه را به تنهایی بررسی كنیم. اكثر تلاشهایی كه برای یكسانسازی نظریات موجود در مورد جاذبه انجام شدند، خود منجر به این گشتند كه تعریف كیفیت و كمیت جاذبه، وارد یك بحث و میدان جدید شود كه به ناچار همهی نیروهای طبیعت مانند همهی اجزای زیراتمی را به یك چارچوب تئوریك محدود میكند. این ایدهیی است كه برخی از فیزیكدانها آن را "تئوری همهچیز" میخوانند.
نظریهی جدیدی كه در حال حاضر مطرح میشود، نظریهی "فرا-رشتهیی" است كه به وجود حلقههای كوچك و ریز رشتهیی اتمی به عنوان سازندهی همهی مواد حكم میدهد. فرضیهی دیگری كه وجود دارد و به تئوری ام مشهور است هنوز كمی پیچیده و مبهم به نظر میرسد و میتواند به عنوان لایهیی كه در ابعاد وسیعتر فضایی حركت دارد، تصویر شد. اما مرحله و روند پیشرفت در این نظریهها در بهترین حالت، اینگونه جمعبندی میشود كه هیچ كس دقیقاً به یاد نمیآورد وجود حرف "M” در نظریهی ام، دقیقاً به چه دلیلی است و چه واژهیی را تداعی میكند. راه درازی در پیش است...
۲) آیا "ضدجاذبه"ی اینشتین واقعاً یك اشتباه بود؟
اینشتین، ضدجاذبه را بزرگترین اشتباه خود میشمارد. اما به نظر میرسد كه او با اضافه كردن یك نظریهی ضدجاذبه به فرضیهی نسبیت خود كه آن را شرط فلسفهی انتظام گیتی میخوانند، كار درستی انجام داده است.
این شرط اضافه در فرضیهی نسبیت، به فضا یك خاصیت تدافعی نسبت میدهد به این معنا كه فضا خودش را دفع میكند، گستردهتر میشود و هرچه سریعتر این روند افزایش گستردگی ادامه مییابد. اینشتین این عامل به ظاهر بیارزش را اضافه كرد چرا كه تصور میشد جهان هستی ثابت است و بیحركت. در نتیجه نیاز بود تا نیرویی وجود داشته باشد و قدرت كشش جاذبهیی زمین را بالانس و دچار تعادل كند كه مواد موجود بر روی زمین، كوچك و كوچكتر نشوند.
اما در دههی ۱۹۲۰، ادوین هابل كشف كرد كه جهان هستی خود به خود در حال گسترش و افزایش است. در نتیجه اینشتین نیز نظریهی "تعادل انتظامی گیتی" را به دلیل ترس، پس گرفت!
اما به نظر میرسد این ایده نباید محو شود. نظریهی كوانتومی میدانها، ثابت میكند كه حتی فضاهای خالی نیز با انرژی زیاد در حال طغیان و جنب و جوش هستند. در واقع همان تاثیر جاذبهیی g=۱۰ كه نظریهی ضدجاذبهی اینشتین را توصیف میكند. این نظریه در مورد قدرت دافعه (كه در مقابل جاذبه مطرح میشود) مقداری گنگ و مبهم است اما به آن یك ارزش تخمینی میدهد.
تقریباً 10 سال پیش، فضانوردان متوجه شدند كه سرعت گسترش ابعاد جهان هستی در حال افزایش است و در نتیجه نظریات آزمایش خود در مورد نیروی ضدجاذبه را مطرح كردند. در عین ناباوری و سرگردانی فیزیكدانها هم این فضانوردان، قدرت ضدجاذبه را شامل ۱۲۰ نیرو دانستند كه ۱۰ بار از مقدار پیشبینیشدهی قبلی كوچكتر است.
این نتیجه، بسیار گمراهكننده و عجیب است. اگر تعادل برقرار شده میان جاذبه و دافعه، مقداری برابر با صفر بود، در نتیجه یكی از قوانین عمیق و مهم طبیعی در موردش صدق میكرد اما یك عدد غیرصفر كه تازه با تئوری ابتدایی نیز غیرقابل مقایسه شناخته شده را نمیشود تعبیر كرد.
برای وخیمتر كردن شرایط، كیهانشناسان به ایدهیی علاقهمند شدند كه نیروی دافعهی بسیار قوی و بزرگی در اولین مرحلهی تفكیك پس از انفجار بزرگ یا Big Bang را مطرح میكند چرا كه این نظریه، سناریوی جذاب و محبوب مربوط به زمین غیرمسطح و در حال افزایش حجم را تایید میكند. با توجه به این تئوری، جهان هستی پس از تولد و شكلگیری، با سرعتی غیرقابل باور توسط یك عامل قدرتمند و عظیم، تغییر حجم داد و این نیرو را قدرت ضدجاذبه یا دافعه ایجاد نمود.
در نتیجه اگر بخواهیم دلیل و برهانی بر این افزایش حجم سریع و روزافزون بیابیم، به نظریهیی نیاز داریم كه توضیح دهد چرا ضدجاذبه در ابتدا بسیار قوی و شدید بود، سپس با شتاب و سرعت كاهش مقدار پیدا كرد و سپس به مقداری در حوالی صفر رسید. به عبارت دیگر، ما میخواهیم بدانیم كه چرا نیروی ضدجاذبه، تقریباً در اولین فازهای شكلگیری جهان هستی حذف و محو شد اما به طور كلی از بین نرفت؟
یك احتمال این است كه نیرو بر اثر گذشت زمان، محو میشود. احتمال دیگر میتواند این باشد كه نیرو در فضا تغییر میكند و در نتیجه ممكن است از ورای دوربین تلسكوپهای ما، همه چیز بسیار بزرگتر از آنچه هستند نشان داده شوند. اگر اینگونه است، در نتیجه هر جسمی در آن منطقه، با سرعت در كهكشانها و ستارههای دیگر پخش و متلاشی میشد و در نتیجه اصلاً هیچ ناظری نمیتوانست حضور داشته باشد تا نیرو را اندازه بگیرد.
آنچه كه ما نیاز داریم، یك تئوری است كه قدرت نیروی دافعه یا ضدجاذبه را به اندازهی بخشی از قدرت همهی نیروهای موجود در طبیعت برای ما تعریف كند. متاسفانه به نظر نمیرسد كه تئوریهای موجود مثل تئوری فرارشتهیی یا تئوری "ام"، این میزان خاص را مشخص كنند و مقدار كمی كه باقی میماند هم همچنان ناشناخته و اسرارآمیز خواهد بود. در نتیجه باید دوباره به سوال یك رجوع كنیم!
۳) چرا ما در سه بعد زندگی میكنیم؟
آیا اینكه زمین ما سه بعد دارد، اتفاقی است یا باید برایش دنبال یك تعبیر عمیقتر گشت؟ بعضی از تئوریسینها معتقدند كه فضای به وجودآمده بر اثر انفجار بزرگ، تنها به صورت اتفاقی از سه بعد تشكیل گشت و ممكن است قسمتهای دیگری از جهان هستی وجود داشته باشند كه ابعادشان متفاوت باشد.
مثلاً هیچ دلیل منطقی نمیتوان یافت برای پاسخ به این سوال كه چرا مثلاً جهان هستی فقط دو بعد ندارد. چندصد سال پیش، ادوین آبوت اثری به نام "زمین مسطح" نوشت كه در آن جهانی دوبعدی را تصویر كرد. جهانی كه در آن اجسام و موجودات حیات خود را تنها بر روی "سطح" ادامه میدادند. اما فیزیك جهان دوبعدی با فیزیك جهان ما بسیار متفاوت خواهد بود. برای مثال در فضای دو بعدی، امواج به شفافیت انتشار در فضای سه بعدی، پخش نمیشوند و باعث ایجاد انواع مشكلات در سیگنالرسانی و انتقال اطلاعات میگردند. و نیز از آنجایی كه زندگی آگاهانه، به فرآیند انتقال درست و صحیح اطلاعات بستگی دارد، در نتیجه این تفاوتها كافی خواهند بود برای اینكه مشاهدات ما را تنها در حد مناطقی ناشناخته محدود نگاه دارند.
تصور كردن فراتر از سه بعد نیز مشكلات مختلفی به همراه خواهد داشت. در چنین حالتی، سیستمهای نجومی و سیارهیی غیرممكن میشوند چرا كه عكس قانون جاذبه یعنی قانون قدرتهای افزایشی به وجود خواهد آمد. در نتیجه به نظر میرسد كه جهان سه بعدی تنها جهانی است كه وجود دارد و فیزیكدانها میتوانند دربارهاش بنویسند. اما نكات ریزی وجود دارد كه باعث میشود این فرضیه با شك و تردید همراه باشد.
شاید فضا سه بعدی نیست و تنها اینگونه برای ما نشان داده میشود. شاید فضا ۹ یا ۱۰ بعد دارد و حتی ابعاد بیشتر! برخی از تئوریهایی كه قصد یكپارچهسازی نیروهای طبیعت را دارند مانند فرضیهی فرا-رشتهیی، امكان وجود تعداد ابعاد بیشتری نسبت به آنچه كه ما میبینیم را رد نمیكنند.
دلیلشان نیز این است كه بسیاری از معادلاتی كه برای توصیف وضعیت موجود به كار میروند، با در نظر گرفتن تعداد بیشتر ابعاد، نتایج بهتری میدهند! در نتیجه نمیتوان آن را كاملاً بیمعنی دانست. ابعاد اضافی فضا، سابقهی حل بسیاری از مشكلات و مسایل حلناشدنی فیزیك را دارند. برای مثال اینشتین برای توصیف كردن جاذبه، به یك بعد اضافی نیاز داشت و آن، زمان بود. و تئودور كالوتزا نیز یك بعد به سه بعد اثبات شده اضافه كرد چرا كه میخواست نظریات جاذبه را با فرضیات ماكسول در مورد الكترومغناطیس، همگون سازد.
مطمئناً ما نمیتوانیم بعد چهارم را ببینیم اما این هم احتمالاً یك دلیل دارد. این بعدهای اضافه، میتوانند بسیار كوچك و فشرده شوند. یك لولهی پلیمری آب را از دور در نظر بگیرید. مانند یك خط دراز و معوج به نظر میرسد. از یك بعد نزدیكتر آن را نگاه كنید. به شكل تیوب یا لوله دیده میشود. اما آنچه كه در حقیقت این لوله را میسازد، یك سطح دایرهیی شكل كوچك است كه دور محیط لوله چرخیده است. به طور مشابه، بعد چهارم نیز میتواند چنین لولهیی باشد كه دور فضای سهبعدی میچرخد اما آنقدر كوچك است كه دیده نمیشود.
در نتیجه تصور كردن ابعاد بسیار زیادتری كه اینگونه در فضا پنهان شدهاند، به راحتی ممكن است. اما متاسفانه نظریهی فرا-رشتهیی هنوز دقیقاً سه بعد گشودهشده را تایید نمیكند در نتیجه برای تصور ما نسبت به جهان هستی هم تعریف درستی نمیتوان ارایه داد.
اما برای تصور كردن یك بعد جدید، راههای دیگری هم هست. فرض كنید نیروهای فیزیكی بتوانند نور و جسم را به یك صفحهی سهبعدی مسطح یا ورقیشكل تقلیل دهند و محدود كنند در حالی كه به برخی پدیدههای دیگر فیزیكی اجازه میدهند تا وارد بعد چهارم شوند. ساكن شدن سطوح دو بعدی به جای اجسام سهبعدی در فضاهای مشخص باعث میشود تا هر جسم و پدیدهیی به شكل طرح و نقشهاش نشان داده شود. مثلاً ما یك توپ كرهیی شكل را به صورت دایره ببینیم! به طریق مشابه، ممكن است ادعا شود كه ما در حال حاضر تنها تصویری سه بعدی از اجسام و مفاهیمی را میبینیم كه در واقع چهاربعدی هستند.
اما فضای "سه لایهیی" ما میتواند تنها در چهار بعد نیز محدود نشود. لایههای قابل كشف دیگری نیز میتوانند وجود داشته باشند كه در فضای چهاربعدی حضور دارند. اثبات این فرضیه، انجام آزمایشهایی تازه را میطلبد كه وجود بعد چهارم را نیز به ما نشان دهد. اما این نظریه وجود دارد كه برخورد لایههای چندبعدی در مقیاسهای اینچنینی میتواند به تكرار شدن "انفجار بزرگ" منجر گردد در نتیجه حضور ما بر روی كرهی زمین شاید اصلاً موید همین مطلب باشد كه فضا واقعاً سهبعدی نیست!
۴) آیا سفر در زمان امكانپذیر است؟
شاید سوال یك نیز بازگویی همین سوال باشد. ماهیت جسم و جاذبهی كوانتومی را فراموش كنید. شاید این سوال را هر كسی دوست دارد كه پاسخ دهد. سفر در زمان به یك موضوع علمی – تخیلی مورد علاقه و جذاب برای مردم تبدیل شد پس از اینكه اچ.جی. ولز، رمان نوگرایانه و جالب خود با نام "ماشین زمان" را نوشت. اما هرآنچه كه اینجا مطرح شده، لزوماً علمی – تخیلی نیست. برای مثال سفر در زمان به سوی آینده، یك واقعیت علمی پذیرفته شده است. تئوری نسبیت اینشتین تایید میكند كه یك جسم ناظر و مشاهدهگر در برابر زمین، میتواند به سمت آیندهی زمین جهش كند. این تاثیر را ساعتهای اتمی ثابت كردهاند.
اما اینگونه درگیر شدن با تار و پودهای زمان، به سرعتی مشابه سرعت نور نیاز دارد كه شاید در تئوری قابل اثبات و ممكن باشد اما به یك شاهكار بزرگ مهندسی نیاز دارد، حتی اگر به بودجه و هزینههایش فكر نكنیم. اما سفر در زمان به سمت عقب، مشكلات بزرگتری خواهد داشت. نسبیت، این فرضیه را تایید نمیكند كه یك جسم ناظر بتواند در دو بعد زمان-مكان سفر كند و به عقب هم برگردد. اما در همهی داستانها و سناریوها، چنین شرایط خارقالعادهیی نیز در نظر گرفته شده است.
یكی از راههای سفر به عقب در زمان، استفاده از یك "لانهی مار" فضایی خواهد بود. تئوریسینها معتقدند چنین تونل یا دروازهی ستارهیی كه دو نقطه را در ابعاد زمان – مكان به یكدیگر متصل كند، وجود دارد. اگر یكیشان را پیدا كنید و داخلش بپرید، چند لحظهی بعد از نقطهیی دیگر در جهان هستی سردر خواهید آورد. آنها معتقدند اگر چنین چالهیی وجود داشته باشد، میتوان آن را با ماشین زمان نیز مطابق و هماهنگ كرد. میتوانید از طریق آن سفر كنید و نه تنها از یك مكان دیگر سر دربیاورید، كه وارد یك زمان دیگر نیز بشوید. این "زمان" میتواند در گذشته یا آینده باشد.
اگر امكان سفر به گذشته وجود داشته باشد، انواع پارادوكسها و تضادها نیز اتفاق خواهند افتاد. مانند معمای یك مسافر زمان كه به سالهای گذشته میرود و مادرش را وقتی یك كودك است، به قتل میرساند. از این تضادها میتوان گریخت اگر اصرار بورزیم و بدانیم كه هیچ چیز نمیتواند قانون علت و معلول و كنش و واكنش را از بین ببرد. اما سفری دوطرفه در مسیر زمان، هنوز پیچیده و غیرقابل هضم است.
برای بسیاری از فیزیكدانها، این مساله بسیار غیرعقلانی است. استفان هاوكینگز نظریهی "تخمین محافظت از تسلسل وقایع" را مطرح میكند و معتقد است كه یك نیرو یا عامل خاص باعث میشود تا اجسام فیزیكی یا نیروها نتوانند به گذشته برگردند. این مساله شاید به دلیل موانع و سدهای فیزیكی اساسی بر سر راه ساخت ماشین زمان اتفاق میافتد. برای مثال انرژی خلاء كوانتومی در صورتی كه هیچ محدودیتی برای ورود به حفرههای ماری فضا نداشته باشد، طغیان خواهند كرد و دفع خواهند شد.
این مساله همچنان لاینحل باقی مانده اما موضوعی است كه بسیاری از مردم، وقت و تلاش خود را صرف آن میكنند. همانطور كه هاوكینگز اشاره كرده، صرف هزینه برای تحقیق در مورد سفر به زمان بسیار سخت است. در نتیجه به نظر میرسد برهان یا تكذیبیهیی برای حل این مساله، خود به مشكلات عمومی دیگر منجر شود. مانند طرح یك نظریهی رامشدنی و قابل دسترسی در مورد جاذبهی كوانتومی.
۵) آیا ما در یك صافی كهكشانی زندگی میكنیم؟
سیاهچالههای آشنای كهكشانی همچنان میتوانند باعث ایجاد بهت و حیرت برای فیزیكدانهای تئوریست شوند. یك سیاهچالهی فضایی میتواند زمانی كه یك ستارهی بزرگ آتش میگیرد و محو میشود، تشكیل گردد. هستهی آن بر اثر جاذبهی درونی فراوان، به دو نیم تقسیم میشود. اگر جسم به لحاظ شكلی، كروی باشد، آنگاه همهی مواد تجزیهشده از ریشه با نسبتهای مساوی به سمت مركز هندسی هسته، ریزش میكنند در نتیجه مقدار میدان چگالنده و میدان جاذبه به بینهایت میل خواهد كرد. تا زمانی كه جاذبه، خود را به عنوان تاروپودی از هندسهی مكان – زمان معرفی میكند، میزان خمیدگی و پیچش این دو بعد یعنی زمان و مكان، به بینهایت میل خواهد كرد و برای زمان – مكان یا هر دوی آنها، یك خط مرز و محدوده خواهد ساخت. ریاضیدانها، این پدیده را تكین یا فردیت مینامند.
هیچ كس نمیداند كه از این فردیتها، چه چیزی حاصل میشود. آیا فضا-زمان، همانجا به پایان خواهد رسید یا این فردیتها به از كارافتادگی نظریات ما منجر میشوند؟ اگر زمان – مكان مرز و حدودی داشته باشد، آنگاه پیشبینی كردن حاصل آن نیز غیرممكن خواهد بود. از آنجایی كه پیش بینی و فلسفهی جبر و تقدیر، پایهی همهی تصاویر علمی و منطقی از جهان حاضر را تشكیل میدهد، فردیتها میتوانند پا را از مرزهایی فراتر بگذارند كه علم نمیتواند.
وقتی یك سیاهچالهی فضایی، حاصل یك تفرد را در بربگیرد، آن دیگر پوشیده و مستور میشود و دیگر تهدیدآمیز نیست. در ۱۹۶۷، راجر پنروز، فرضیهی "سانسور فضایی" را مطرح كرد. در این فرضیه، اعتقاد بر این بود كه همهی تفردهای ایجادشده بر اساس كاهش جاذبه، قاعدتاً توسط سیاهچالههای فضایی پوشیده میشوند و در نتیجه برای ما غیرقابل مشاهده هستند. راه چاره نیز غیرقابل دسترسی بود یعنی وجود تفردهای ناپوشیده كه میتوانند باعث اتفاقاتی بدون توجیه و دلیل منطقی و عقلانی شوند.
سپس چند سال بعد، استفان هاوكینگز، یك پیچیدگی دیگر در مورد این مساله را نیز مطرح كرد. او متوجه شد كه سیاهچالهها، امواج گرمایی از خود منتشر میكنند و به آرامی تجزیه میشوند. تئوریسینهای فیزیكی، آنچه كه ممكن بود در پایان اتفاق بیفتد را اینگونه تصور كردند: آیا این تبخیر و تبدیل در نهایت، تفردهای موجود در دل سیاهچالهها را نمایان و بیپرده خواهد كرد؟
این مساله در مباحث مربوط به تئوری اطلاعات نیز به شكلی دیگر مطرح شد. وقتی ستارهیی از یك سیاهچاله برمیخیزد، محتوای اطلاعات جزیی ستاره (مانند تعداد اجزا و ذرههایی كه از آن تشكیل شده است و از هر نوع ذره و قسمت، چند تكه عضو در ستاره به كار رفته) برای یك ناظر بیرونی، غیرقابل مشاهده خواهد بود.
در نتیجه زمانی كه یك سیاهچالهی فضایی از بین میرود، آیا اطلاعات بر اثر نوعی از تابش كه هاوكینگز مطرح كرد، دوباره برمیگردند؟ این سیاهچالهها به نظر میرسد به وضوح در همهجای جهان هستی وجود دارند و حاضر هستند. اگر پیچ و تابهای موجود در حفرههای ماری (حفرههای تكینی) باعث آشكار شدن یك چالهی جدید در بعد فضا – زمان میشوند، پس میتوان نتیجه گرفت كه جهان هستی مثل یك كفگیر یا صافی فضایی در حال نشست كردن است؟ اگر اینگونه است، پس محتویاتش به كجا میروند؟
۶) جهان هستی از چه چیز ساخته شده است؟
دریغ و افسوس كه این سردرگمی همچنان ادامه دارد. فیزیكدانها دقیقاً نمیدانند و مطمئن نیستند كه آنجا چه چیزهایی هست. در نجوم اینگونه مطرح میشود كه آنچه شما میبینید، دقیقاً آنچه نیست كه وجود دارد. ستارهها، سیارهها و تودههای غبار موجود در فضا از اتمهای معمولی تشكیل شدهاند. اما برای هر گرم از اجرام معمولی در جهان هستی، چندین گرم اجرام نادیده و ناشناخته وجود دارد.
ما این را از نوع حركت ستارهها میدانیم. كهكشان راه شیری بیش از حد تند میچرخد و این برای نیروی جاذبه ایجاد مشكل میكند كه همهی اجسام و اجرام قابل مشاهدهی بر روی آن را نگاه دارد. ستارههای اطراف نیز اگر مقدار زیادی از اجرام و اجسام فضایی در اطرافشان در حال كشیده شدن نبودند، حتماً سقوط میكردند. كهكشانهای دیگر نیز همینگونه اند. حجم زیادی از مواد و اجرام نادیده و ناشناس در بین كهكشانها وجود دارند كه آنها را به دستههای در حال جنب و جوش و آسیاب كردن تبدیل میكنند.
اگر جهان هستی را یك كل در نظر بگیریم، آنگونه كه گسترش پیدا میكند و پسزمینهی كهكشانی در حال ساطع كردن امواج گرمازا (پسفروزشهای در حال محو شدن پس از انفجار بزرگ) یعنی همهی اجزای ظاهری و قابل رویت جهان هستی، به وجود یك اصل فراگیر و نافذ اشاره میكنند، یعنی جهان پنهان هستی.
تئوریهای اینچنینی در مورد ماهیت ماده یا "جرم تاریك" باز هم وجود دارند. از دستههای بزرگ سیاهچالههای فضایی گرفته تا ذرات ریز تجزیه شده بر اثر انفجار بزرگ. اساساً در این مورد، سه ایدهی اصلی وجود دارد. نخستین ایده، نظریهی "انرژی تاریك" است كه مانند اجرام محو و پنهان درون فضا به شكل یكسان و یكنواخت پراكنده شدهاند، رفتار میكند. مشاهدات به ما نشان میدهد كه این اجرام میتوانند بیش از دو سوم كل مواد جهان هستی را تشكیل دهند. نظریهی دوم، نظریهی "اشیای نورانی فشرده و حجیم" معروف به MACHO است. اشیایی مانند كوتولههای قهوهیی فضایی! فضانوردان، برخی از آنها را كشف كردهاند اما برای تشكیل دادن باقیماندهی جهان هستی، این اشیا بسیار ناچیز هستند.
در نهایت، اجزا و ذرات ریز زیراتمی مانند نوترونها را داریم. این اجرام روان و سیال به سختی با دیگر اجرام و مواد تعامل میكنند و بسیار گنگ و نامعلوم به نظر میرسد كه آیا آنها به كرهی زمین هم وارد میشوند یا نه. تعداد بسیار زیادی از آنها وجود دارند كه شاید هر گروه یك میلیارد نوترونی از آنها، فقط به اندازهی یك نوترون در برابر تمام مقادیر موجود در گیتی به حساب بیاید اما احتمالاً این ذرات جرم بسیار كمی دارند و بخش كوچك و ناچیزی از مواد و اجرام موجود در جهان را تشكیل میدهند.
تئوریسینها معتقد به وجود نوع دیگری از مادههای پرنفوذ هستند كه جرم قابل توجه و فراوانی دارند و به عنوان WIMP یا "ذرات حجیم كمتعامل" شناخته میشوند و آزمایشها برای به دست آوردن و جمعآوری آنها در حال انجام است.
ایدههای عجیب و هیجانانگیز دیگری مانند مواد و اجرام پنهان شده در بعد چهارم یا وجود یك جهان دیگر در سایهی كهكشهانهای شناخته شده نیز مطرح شدهاند. شاید ماهیت جهان تاریك، مركبی از بسیاری چیزها باشد كه بسیاری از آنها هنوز هم ناشناختهاند. آنچه كه واضح و مبرهن است اینكه به نظر میرسد اتمهای معمولی و رایجی كه ما و كرهی زمین از آنها ساخته شدهایم، تنها بخش كوچكی از كل جرم و مادهی موجود در جهان هستی را شامل میشود كه بخش عمدهی آن را ناشناختهها تشكیل میدهند.
۷) این سوالهای من از كجا میآیند؟
هوشمندی و آگاهی انسانها از كجا میآید؟ چرا برخی الگوها و صفحات سلولی الكتریكی مانند صفحات سلولی در مغز، دارای احساس و اندیشه هستند در حالی كه برخی دیگر از این صفحات مانند سلولهای سراسری در دستگاه گوارش یا دستگاه تنفسی احتمالاً چنین احساساتی را ندارند؟ یا از سوی دیگر، چگونه میشود كه مفاهیم انتزاعی و غیرجسمانی مانند تفكرات یا آرزوها میتوانند الكترونها و یونها را به سمت مغز حركت دهند و دستگاه حركت فیزیكی بدن را تحریك نمایند؟
یا آیا این سوالات فقط مغلطهی بیمعنا و بیمورد مفاهیم هستند؟ آیا فیزیكدانها این سوالات را به راحتی پاسخ میدهند؟ عدهیی فكر میكنند كه این سوالها برای فیزیكدانها، به آسانی پاسخ داده میشوند. ارتباط دادن جهان مادی و جهان معنوی، چیزی است كه اكثر فیزیكدانها از آن اجتناب و دوری میكنند. اما اگر فیزیك مدعی باشد كه یك علم جهانشمول و عمومی است، میتوان نتیجهگیری كرد كه آگاهی و معرفت علمی، تعریفی عام و تلفیقی از هر دوی این مفاهیم است.
مكانیك كوانتومی به عنوان یك كلید در این زمینه شناخته شده است. بیشتر به این دلیل كه ناظر بیرونی، نقشی اساسی در تعریف و تعبیر سیستمهای كوانتومی بازی میكند. اما هنوز راه زیادی مانده تا این موضوع روشن شود كه تاثیرات كوانتومی میتواند به كل دستگاه و مجموعهی نورونها و سلولهای عصبی برسد یا نه.
شاید كلید رسیدن به پاسخ، رجوع كردن به تعریف زندگی است. هیچ كس نمیداند كه دقیقاً چگونه، كجا و چه زمانی، حیات شروع شد. شاید تلفیقی از مواد شیمیایی بیجان، در ابتدا منجر به تشكیل شدن بدن یك موجود زنده شد. به نظر نمیرسد كه این اتفاق به شكل آنی و لحظهیی و در یك مرحله افتاده باشد و بیهیچ گفتوگویی، میتوان ادعا كرد كه یك فرآیند فیزیكی پیچیده و طولانی طی شده اما هنوز مشخص نیست كه این سیر تكامل حیات، از مشكلات و مسایلی است كه باید در حوزهی فیزیك بررسی شود یا نه.
گاهی اوقات ادعا میشود كه زندگی بر پایهی قانونهای فیزیكی نوشته شده است. البته این مساله درست است كه اگر این قوانین اندكی متفاوت بودند، زندگی به طور كلی دگرگون میشد اما هیچ چیزی در این قانونهای شناخته شده وجود ندارد كه جسم یا مفهومی را به ساماندهی در زندگی مجبور كند. اگر قانون حیات نیز در طبیعت وجود داشته باشد، نمیتوان در لابهلای قانونهای فیزیكی آن را یافت كه خاستگاهش، نظریاتی چون تئوری اطلاعات و... است. علاوه بر اینها، یك سلول زنده، نوعی از مادهی ناشناخته و جادویی نیست كه یك سیستم و نظام بسیار پیچیدهی پردازش و تكرار اطلاعات است.
قوانین حاكم بر تئوری اطلاعات یا تئوری پیچیدگی، همچنان مورد استفاده هستند. در سطح مشابه و از سوی دیگر، همانطور كه اروین شرودینگر در دههی ۱۹۲۰ ادعا كرده بود، مكانیك كوانتومی نیز نقش مهمی در تاریخچهی حیات بازی میكند.
هرچند كه قوانین مربوط به پردازش كوانتومی اطلاعات، به شكل قابل ملاحظهیی با سیستمهای كلاسیك بیولوژیك تفاوت دارند اما میتوانند كلیدی برای حل این مشكلات و پاسخ به این سوالها باشند
| |||
| شرکت گوگل طی سه روز متوالی لوگوی خود را در اختیار کودکان قرار داد. | |||
|
برنامه Sesame Street برنامه ای آموزشی و سرگرمی برای کودکان است که محتویات آموزشی خود را با کمک عروسکهای متعدد برنامه به کودکان انتقال می دهد و طی دو روز گذشته شخصیتهای آن در میان لوگوی گوگل جا گرفته اند
شرکت گوگل طی سه روز متوالی لوگوی خود را در اختیار کودکان قرار داد. این شرکت در تاریخ 4 نوامبر 2009 لوگوی خود را به مناسبت 20 سالگی دو شخصیت انیمیشن محبوب به نامهای والاس و گرومیت و پس از آن به مدت دو روز متوالی به شخصیتهای برنامه تلویزیونی محبوبی که به مدت 40 سال است برای کودکان پخش می شود اختصاص داد.
| |||
| |||
| پس از گذشت سه هفته از اينکه ميرحسين موسوی در ويدئوکنفرانسی اعلام کرد کسی با وی درباره ايده «وحدت ملی» يا طرح های مشابه سخن نگفته است پايگاه خبری «جماران» گفت وگويی با وی منتشر کرد که سخن از ايده وحدت ملی يکی از محورهای بحث بود. | |||
|
به نقل از اعتماد ، ایده «وحدت ملی» برای اولین بار پس از اظهارات آیت الله مهدوی کنی در رسانه ها مطرح شد که وی به میرحسین موسوی کاندیدای معترض به نتیجه انتخابات توصیه کرده بود حتی اگر احساس می کند حقی از او زائل شده به سیره امام دوم اقتدا کرده و «صلح حسنی» کند. هر چند مخاطب این اظهارات میرحسین موسوی و گوینده نیز مهدوی کنی ریش سفید اصولگرایان بود اما برخی حامیان رادیکال دولت برآشفتند که این ایده را «معترضان» طراحی کردند و خود را طرف این طرح ها ارزیابی کرده، و البته تاکید کردند به این سیره تن نمی دهند، اما جدا از این حواشی میرحسین موسوی در گفت وگوی خود از «منشور برادری» یاد و پیشنهاد اجماع بر سر قانون را مطرح کرد؛ «آنچه من مطرح می کنم از نظر سیاسی به عنوان یک فرد کوچک که مختصر آشنایی با وضع کشور دارم این است که به نفع کشور ما است که بر سر یک امر مهم و بنیادی به نام قانون اساسی اجماع کنیم. از این تفرق بیرون آمده و اصلاحات خوبی در کشور انجام دهیم. خود قانون اساسی هم وحی نیست و اگر لازم باشد می توان اصول آن را مورد تجدیدنظر قرار داد.» | |||
عصرایران - در پي افزايش مباحث پيرامون حضور آيتالله هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه تهران، تعدادي از نمايندگان سابق مجلس با حضور در دفتر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رئيس مجلس خبرگان رهبري خواستار اجراي پيشنهادهاي وي در نماز جمعه تيرماه شدهاند.
روزنامه تهران امروز با اعلام این خبر نوشت: امام جمعه موقت تهران در آخرين نماز جمعهاي كه خطبه خواند براي برون رفت كشور از وضعيتي كه او آن را بحران ناميد پيشنهاد كرد؛ زندانيان سياسي آزاد شوند، از آسيبديدگان وقايع اخير دلجويي شود، از مراجع و علمايي كه از وقايع پس از انتخابات دلگير شدهاند، دلجويي شود و صداوسيما امكان طرح نظرات گوناگون را فراهم كند.

